تبليغاتX
تحقیقات یک دانشجو معلم محقق
تحقیقات یک دانشجو معلم محقق
خدایا به ما زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخوریم
آموزش وتربيت نيروي انساني براي تغيير نگرش و روش:

چكيده:

با وجود اينكه حركت هاي خوبي در بخش كمي آموزش ضمن خدمت صورت گرفته موثر واقع نشده است بهتر است با برگزاري كارگاه هاي روش و مهارت آموزي ‏،دوره هاي ضمن خدمت كوتاه مدت پويا برگزار شود.

آموزش وتربيت نيروي انساني براي تغيير نگرش و روش

همان گونه كه مي دانيد شد علي رغم تحولات انفجاري اطلاعات ودانش درجهان متأسفانه نيروي انساني درآموزش وپرورش ايران از دانش و اطلاعات حرفه اي جديد تا اندازه اي محروم است، معلمان گرامي به علت تنگناهاي اقتصادي ويأس  ونااميدي ناشي از عدم توجه دولت ( دولت به معناي عام) به دغدغه هاي آنان فرصت و انگيزه ي پيگيري مسايل آموزشي  پيدا نكرده ونمي كنند .ميانگين سن معلمان ايران روزبه روز بالاتر مي رود وقطعاً‌ انرژي ذخيره شده ي آنان نيز روز به روز  بي آنكه صرف مهارت آموزي وكسب دانش حرفه اي خودشان شود تحليل مي رود و اين درحالي است كه فعلاً‌ برنامه هاي ارتقاء سطح دانش ومهارت آنان بسيار ابتدايي وكم بازده مي باشد با وجود اين كه حركت هاي خوبي  دربخش كمي آموزش ضمن خدمت فرهنگيان صورت گرفته است از آن جايي كه آموزش هاي ارايه شده قابليت اجرايي ندارندو ابزار و محيط مناسب براي به کار گيري اندوخته هاي ذهني فراهم نيست معلمان براي يادگيري احساس نياز نمي کنند و خود به خود اين دوره ها نيز رضايت خاطر فراگيران رافراهم نخواهد كرد . وقتي كه فراگير نسبت به آنچه بايد يادبگيرد احساس نياز ننمايد هرگز به عنوان يك فراگيريادگيرنده(1) دركلاس هاي آموزشي فعال نخواهد شد برعكس ممكن است كه با انگيزه هاي ديگري بخشي از روزگار خود را دركلاس ها سپري نمايد .

      هرروز كه مي گذرد ودر دنياي انفورماتيك غوطه ور مي شويم بين معلمان ودانش آموزان شكاف اطلاعاتي عجيبي نمايان مي شود ، وبا كمال تأسف لحظه به لحظه اين «شكاف ديجيتالي »‌ عميق تر وشگفت انگيز تر مي شود .حكايتي طنز آلود هست كه صرف نظر از واقعيت يا عدم واقعيت آن، پيام تلخي دربردارد حكايت از اين قراراست كه يكي از آموزگاران پايه اول ابتدايي دريكي از شهرهاي ايران كتاب فارسي (قبل از تأليف جديد)را تدريس مي كرده وقتي كه مي خواند «‌آن مرد داس دارد» بلافاصله ذهن خلاق يكي از دانش آموزان ،فعال مي شود وانگشت رابه نشانه ي سئوال بالا مي برد وقتي معلم به اواجازه طرح سؤال مي دهد دانش آموز بايك چهره حق به جانب مي گويد:‹‹ آقا اجازه! پدر من ديگه باداس كارنمي كنه از ماه ها پيش براي كامپيوتر مان ويندوز نصب كرده تازه ! من هم مي توانم با ويندوز كاركنم! ».

دراينجا اين سئوال مطرح مي شود كه :آيا معلم درميدان تنها نمانده است؟‹‹ آيا فرياد رسي هست !؟›› راستي چه كسي يا کساني يا مرجعي بايد دراين ميدان معلمان را ياري و آنان را درعرصه ي رقابت شكار اطلاعات کمک نمايد؟

بعد از گذشت سال ها از اين ماجرا وتأليف كتاب هاي بخوانيم وبنويسيم بارويكردي مدني ومدرن هنوز معلماني داريم كه براي يك بار هم موس كامپيوتري را تكان نداده اند ويا دست روي كي برد رايانه اي نگذاشته اند .

  برعكس از آن جايي كه كامپيوتر براي نسل جديد وبچه ها راز آلود مي نمايد ازجاذبه هاي زيادي برخوردار است وبچه ها به مهارت هاي خوبي دراستفاده از اين ابزار رسيده اند از طرفي درقالب اين ابزار پر جاذبه مي توان برنامه هاي درسي به شکلي جذاب و فراگير پسند ارايه داد . چه اين نسل بخواهد و چه نخواهد درآينده اي نه چندان دور معلمان ناچار مي شوند با زبان وفرهنگ رايانه آشنا شوند وآن رابه عنوان اصلي ترين وسيله ي آموزشي باور كنند.

امروز با اين فاصله يا شكاف ديجيتالي ، برگزاري كارگاه هاي روش ومهارت آموزي ، جلسات سخنراني علمي ، برگزاري دوره هاي ضمن خدمت كوتاه مدت پويا با حضور تكنولوژي متناسب و جديد براي ارايه تدريس  وهمچنين تشويق وپيگيري ونظارت معلمان در استفاده از برنامه نويسي رايانه اي مي تواند درپويايي و كا رآمدي نيروي انساني آموزش وپرورش موثر افتد .

اين نکته قابل بحث است که فرآيند تغيير نگرش نيازمند هزينه هاي سرسام آور مالي نيست! ممکن است بامقاومت هايي از جانب مديران و معلماني که حاضر نيستند تا به هيچ قيمتي نوع نگاه و در پي آن رفتار خود را تغيير دهند (طرف داران وضع موجود يا محافظه کاران ) روبرو شود اما در مجموع تغيير نوع نگاه به مفاهيم و مصاديق آموزشي از قبيل: تجهيزات، معلم ، فراگير(دانش آموز)،محتوا، يادگيري،تربيت و حتي اهداف آموزش و پرورش نيازمند تخصيص اعتبارو بودجه نيست! يعني ضرورتي ندارد به يک معلم پول داده شود تا بفهمد تربيت دانش آموز فناور نياز به کامپيوتر ندارد! بلکه اگر بتواند ذهن فراگيررا با محيط زيست خود درگير کند يعني دانش آموز پايه دوم ابتدايي را وادارد تا در محيط کوهستاني زندگي خود برگ چنار را با برگ بلوط مقايسه کند و تفاوت هاي ظاهري اين دو برگ را با همان زبان کلاس دومي در دفتر يادداشت خود بنويسد و براي همکلاسي هاي خود بخوانددر واقع کاري فناورانه کرده و تدريسي فناورانه داشته است خوب است بدانيم فناوري : بهره گيري از روش ، تجربه ، تجهيزات و مواد اوليه براي فرآوردهاي مفيد است. (3)        

فناوري آموزشي : بايد باعث شود كه دانش آموز توانايي اشتغال و همچنين قابليت انعطاف براي اشتغال در قرن بيستم را داشته باشد.

 اگر راهكار ما باعث شودتا:

·        دبيرادبيات دانش آموزان را به قصه و شعرعلاقه مند كند و شاعر و قصه گو شوند.        

·        دبير علوم كاري كند تا دانش آموزان خود دست به آزمايش بزنند.                            

·        دبيررياضي كاري كند تا دانش آموزان طرح مسئله كنند و مسئله هاي جديدي بسازنند.    

·        آموزگار كلاسي شاداب ، باطراوت وبا نشاط داشته باشد.

·   دبير علوم اجتماعي كاري كند تا دانش آموزان در يك فضاي احترام آميز انتخابات شوراي دانش آموزي را برگزار نمايند و به راي اكثريت احترام كنند.

·   معلم فراگيراني پژوهشگر ، پرسشگر ،منتقد ، با جسارت ،شجاع ، شاد ، بزله گو ، اجتماع گرا ، راستگو ،درستکردار ، خداپرست، مومن ، و... داشته باشد.

فناوري آموزشي را در تعليم و تربيت پياده كرده ايم.

 پس تربيت مغز فناور از آن جايي که بايد در همان دوره ابتدايي هم آغازگردد هيچ احتياجي به تجهيزات و سخت افزار گران قيمت ندارد هزينه هاي مالي چنداني هم ندارد بايسته و شايسته است که وزارت آموزش و پرورش به منظورتحول عميق و اساسي درنظام آموزشي تلاش و همت خود رامعطوف تربيت نيروي انساني توليد گر و انتخابگر کند و پيگيري اين موضوع را يکي ازمحورهاي استراتژي واولويت کاري خود بداند.

     اگر مي خواهيم معلماني توليدگر و انتخاب گر داشته باشيم ناچاريم پيش زمينه هاي آن را فراهم كنيم مواردي  از قبيل:

1- رفع دغدغه هاي مادي ونيازهاي مازلويي ( مسكن ، امنيت و... ) معلمان  .  كمتركسي در اين شك دارد كه ،تا وقتي معلم درگير برآوردن نيازهاي اوليه است و از طرفي بازارشغل هاي كاذب و درآمد زا به شكل غيرمنطقي درجامعه چنين پر رونق است جايي براي  انديشيدن معلمان به كيفيت آموزشي باقي نمي ماند بر آوردن نيازهاي حداقلي معلمان پيش نياز ورود به بحث هاي كيفيت آموزشي است هرگز با وجود گرسنگي و فقر نمي توان از تئوري هاي جديد آموزشي سخن گفت.

انسان موجودي است با استعدادهاي شگرف وگرانقدرچنان که از رسول اکرم (ص) روايت شده که فرمودند: «الناس معادن المعادن الذهب والفضه» مردم چون معادن طلا ونقره اند. با اين تعبير بايد آنچه راکه مانع شکوفايي استعدادهاي انسان است را رفع کرد و زمينه هاي مساعد را فراهم نمود تا استعدادهاي انسان به فعليت برسد در يک کلام اگر هدف ما توليد انسان هاي خلاق، انديشمند ، قانونمدار و يادگيرنده باشد تربيت با هرقرائتي ضدييتي با اين اهداف ندارد .

2-كاهش برنامه هاي رسمي ومحتواي درسي و توجه به برنامه هاي منطقه اي و محلي ،حجم پيش ازحد محتواي درسي و عدم توجه به آموزش و پرورش منطقه اي باعث شده است تا :

الف - معلمان به خود اجازه ندهند در محتواي رسمي دخل وتصرف كنند و به توليد محتواي خود ساخته بپردازند.

ب-  شأن معلمان در حد يك پيمانكار تنزل پيداکند پيمانكاري كه وظيفه ي او انتقال يکسويه اطلاعات کهنه به دانش آموزان است بس.

به همين جهت هرگز به صورت جدي فكر معلم براي توليد محتواي جديد منطبق با محيط زيست و توان و انگيزه دانش آموزان درگير نشده ، نمي شود و نخواهد شد  .

در صورت کاهش محتواي درسي و تعيين سرفصل هاتوسط ستاد و واگذاري راهکارها ي اساسي نيل به اهداف به استان ها و مناطق و شهرستان ها و در نهايت واگذار کردن موضوع توليد محتوا به معلمان دستاورد هاي زير حاصل مي شود:

2-ب-1- محتوا منطبق با توانايي و استعداد و پيشينه هاي فرهنگي وزمينه هاي زباني و همچنين موقعيت جغرافيايي فراگيران تهيه و توليد مي شود .

2-ب-2- از آن جايي که محتواي توليد شده حاصل تلاش خود معلم بوده انگيزه لازم به منظور ارايه آن به فراگيران نيز در معلم پديد خواهد آمد .

2-ب-3- زمينه هاي لازم به منظور بومي سازي دانش فراهم خواهد شد .

2- ب-4- از آموزش بادکنکي(۶) پرهيز خواهد شد و تلاش مي شود تا فراگيران را نه به عنوان انبار اطلاعات مرده و دست چندم - که به درد زندگي آن ها نمي خورد- بلکه به عنوان چشمه هاي زاينده ي دانش واطلاعات يا به تعبير امروز عناصر فناور و سيستم هاي يادگيرنده (۷) تربيت نمود.

 3-تهيه امكانات وتكنولوژي مدرن و زمينه هاي دستيابي به اطلاعات، همانگونه كه گفته شد امروزاستفاده از محتواي الكترونيكي بحث بسيار جدي و مهمي است كه در مراكز توسعه گرا و تحول انديش به آن پرداخته مي شود دسترسي معلم به ابزار جديد آموزشي مانند كامپيوتر و كسب مهارت هاي فني و نرم افزاري آن باعث مي شود كه او محتواي توليد شده يا انتخاب شده را به رسا ترين و پر جاذبه ترين شيوه ها به دانش آموزان ارايه كند .

 

 

 



ارسال شده در: دوشنبه سی ام مرداد 1385 :: 10:49 بعد از ظهر :: توسط : جواد احمدی
راه هاي افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق :

چكيده

تهیه و تنظیم: جواد احمدی

مرکر تربیت معلم علامه امینی تبریز

عنوان:

راه هاي افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق

هدف كلي از پژوهش حاضر ، شناسايي راه هاي افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق بوده است : جامعه آماري اين پژوهش دانشجوياني هستند كه از طريق آزمون ورودي دانشگاهها ( كنكور سراسري )وارد مركز تربيت معلمهاي چهارگانه استان آذربايجان شرقي ، علامه اميني ، شهيد بهشتي ، شهيد باهنر و فاطمه الزهرا (س)  شده اند و در سال تحصيلي 85-1384 مشغول به تحصيل بودند مي باشد. حجم جامعه آماري برابر 556 نفر بوده است تعداد 235 نفر به عنوان جامعه نمونه آماري  انتخاب شده است كه 70 نفر از دانشجويان مركز تربيت معلم علامه اميني ، 38 نفر از مركز تربيت معلم شهيد بهشتي ، 69 نفر از مركز تربيت معلم شهيد باهنر و 48 نفر از دانشجويان مركز تربيت معلم فاطمه الزهرا (س)
مي باشند. براي تعيين حجم جامعه آماري از جدول مورگان استفاده گرديده است . روش نمونه گيري طبقه براي تعيين واحدهاي مورد مطالعه بكار گرفته شده است. ابزار اندازه گيري و جمع آوري اطلاعات ، پرسشنامه محقق ساخته بوده است كه مخصوص دانشجويان بوده و شامل 67 سوال بسته پاسخ و 2 سوال باز پاسخ بوده است . براي ابزار سنجش ، روايي و پايايي تعيين گرديده است . آلفاي كرانباج برابر 847/0 پايايي ابزار را مشخص گرديده است . براي تجزيه و تحليل اطلاعات جمع آوري شده از آمار توصيفي استفاده گرديده است. استفاده از نسبت درصد ، ميانگين ، جدول ها و نمودارها مربوط به آمار توصيفي مي باشد. از آمار استنباطي نيز براي آزمون فرضيه ها استفاده گرديده است. از آزمون هاي خي دو ، و تي تست در آزمون فرضيه ها استفاده شده است. نتايج بدست آمده نشان مي دهد كه:

3/48 درصد دانشجويان مراكز تربيت معلم از خانواده هاي پر جمعيت ( 7 نفره و بيشتر از 7 نفر ) مي باشند ، 71% خانواده هاي پاسخگويان در محيط هاي شهري زندگي مي كنند. 8/2 خانواده ها در روستاها و 9/0 نيز عشايري مي باشند، مادران 92% دانشجويان خانه دار و 5/4% كارمند يا فرهنگي هستند ، پدر يك چهارم پاسخگويان كشاورز ، و بازاري يا مغازه داري و كارمندي هر كدام شغل يك پنجم كل پدران دانشجويان را تشكيل مي دهند . 5/8 درصد پدران نيز فرهنگي مي باشند و فقط 7/2 درصد پدران بيكار مي باشند.

 پدر يك چهارم از دانشجويان بي سواد ، يك چهارم ديگر در سطح ابتدايي و حدود يك چهارم هم سطح تحصيلات پدرانشان در حد راهنمايي است. 7/13 پدران دانشجويان ديپلم و 8% فوق ديپلم و 8/3 درصد نيز ليسانس مي باشند، مادران حدود نصف دانشجويان بي سواد بوده و سطح تحصيلات مادران نزديك به يك چهارم پاسخگويان در حد ابتدايي است ، 7/12 درصد مادران داراي تحصيلات راهنمايي ، 2/12 درصد ديپلم و 8/2 درصد فوق ديپلم مي باشند ، مي توان گفت ويژگي
 بي سوادي يا سطح پايين سواد مادران از ويژگي هاي بارز مادران پاسخگويان مي باشد ، خانواده هاي دانشجويان
مراكز تربيت معلم از قشر اجتماعي با درآمد متوسط و پايين مي باشند.

ميانگين مطالعه غير درسي دانشجويان پسر 101 دقيقه و مطالعه غير درسي دانشجويان دختر 78 دقيقه در شبانه روز است. در فاميل نزديك حدود نيمي از دانشجويان پاسخگو فرد محقق  با تحصيلات ليسانس و بالاتر وجود دارد ، حدود نيمي از دانشجويان پاسخگو در دوران كودكي كتاب هديه گرفته اند ، تقريبا نيمي از دانشجويان پاسخگو در دوران تحصيل خود در مراكز تربيت معلم حداقل يك بار در همايش هاي علمي شركت كرده اند.

متوسط ميزان علاقه دانشجويان پاسخگو به مطالعه و تحقيق در حد بالاتر از حد متوسط است ، 7/86 درصد پاسخگويان ميزان تاثير ترتيب دادن سفرهاي علمي ، تحقيقاتي را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق را در حد خيلي زياد و زياد ارزيابي كرده اند ، 1/62 درصد از پاسخگويان ميزان تاثير ارائه كار تحقيقي بعنوان تكليف درسي را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق در حد خيلي زياد و زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند ، 83% پاسخگويان ميزان تاثير فراهم كردن كتابدار متخصص را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق در حد خيلي زياد ، زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند. چهار پنجم دانشجويان پاسخگو  ميزان تاثير فراهم كردن تمهيدات استفاده از سايت مركز براي دانشجو معلمان محقق را در افزايش علاقمندي آنان به مطالعه و تحقيق در حد زياد و خيلي زياد ارزيابي كرده اند ، 98% دانشجويان پاسخگو ميزان تاثير استفاده از وجود اساتيد مجرب در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق را در حد خيلي زياد و زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند، 93% پاسخگويان ميزان تاثير فعال نمودن كتابخانه و سايت مركز در ساعات آزاد دانشجويان را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق در حد خيلي زياد و زياد ارزيابي كرده اند ، 90% پاسخگويان ميزان تاثير فراهم كردن تمهيدات استفاده آزمايشگاه ها و كارگاه هاي مجهز را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق در حد خيلي زياد و زياد و تا حدودي زياد ارزيابي
كرده اند ، 5/90 درصد از پاسخگويان ميزان تاثير افزايش امكانات رفاهي مركز را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان و تحقيق در حد خيلي زياد و زياد ارزيابي كرده اند ، 9/88 درصد پاسخگويان ميزان تاثير فراهم كردن تمهيدات استفاده از ساير امكانات تحقيقاتي شهر در راستاي افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق در حد خيلي زياد و زياد ، زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند ، 88% دانشجويان پاسخگو ميزان تاثير فراهم كردن كتابها و مجلات به روز علمي را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق در حد خيلي زياد ، زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند .

84% پاسخگويان ميزان تاثير بكارگيري دلسوزي ، علاقمندي و تخصص مسئولان مركز در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق را در حد خيلي زياد ، زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند، 3/91 درصد پاسخگويان ميزان تاثير ارائه بن كتاب به اساتيد و دانشجويان را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق در حد خيلي زياد ، زياد و تا حدودي زياد را ارزيابي كرده اند ، 3/92 درصد پاسخگويان ميزان تاثير فراهم نمودن تمهيدات اميدواري  به آينده بهتر و مدارج عالي تر را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق در حد خيلي زياد و زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند ، 6/82 درصد پاسخگويان ميزان تاثير برگزاري همايش ها و كنگره هاي علمي را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به تحقيق در حد خيلي زياد و زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند ، 85% پاسخگويان ميزان تاثير فراهم كردن تمهيدات ارتباط مراكز با دانشگاه ها از نظر قوانين ، دروس و استيد و ... را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق را در حد خيلي زياد و زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند ، 6/86 درصد دانشجويان پاسخگو ميزان تاثير فراهم كردن اتاق مطالعه در خوابگاه ها را در افزايش علاقمندي دانشجو معلمان به مطالعه و تحقيق در حد خيلي زياد و زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند ، 87% دانشجويان پاسخگو هم ميزان تاثير در دسترس قرار دادن گزارش هاي تحقيقاتي و آثار برگزيده دانشجو معلمان براي دانشجويان در افزايش علاقمندي آنان به مطالعه و تحقيق را در حد خيلي زياد و زياد و تا حدودي زياد ارزيابي كرده اند .

 



ارسال شده در: چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 :: 10:49 قبل از ظهر :: توسط : جواد احمدی
تجربيات سواد اطلاعاتي در محیط کار

         

تجربيات سواد اطلاعاتي در محیط کار[1]

 

Christine Susan Bruce :نوشته

ترجمه و افزوده‌ها:  حسن  صياميان *، مجید جودی** و افسانه شهرابی***
*كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع رساني پزشكي
و عضو هيئت علمي دانشگاه  علوم پزشكي استان مازندران
دانشجوی دکترای کتابداری و اطلاع رسانی
 ** کارشناس مدارک پزشکی، رئیس بخش مدارک پزشکی بیمارستان قلب تبریز  
 *** كارشناس كتابداري و اطلاع رساني، محقق و مترجم
 و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری  

E-mail: siamianh@yahoo.com

 
 چکیده:
ايده سواد اطلاعاتي بطور گسترده بعنوان توانايي تشخيص نيازهاي اطلاعاتي و شناسايي،  ارزيابي و استفاده اطلاعات بصورت مؤثر كه در ارتباط با رشد بخش هاي آموزشي در چند سال اخير  مي باشد، تعريف  شده است،  در حالي كه در محیط کار  كارفرماها و مديران احتمالا" بيشتر در مورد نياز به مهارت رايانه  و فن آوري اطلاعات توجه نموده اند. تعريف هاي جديد سواد اطلاعاتي كه ممكن است براي بخش تجارت مهم باشد. در جامعه اطلاعاتي و عصر اطلاعات، دستيابي و نيل به سواد اطلاعاتي امري ضروري و حياتي است. نياز دانش آموزان براي دستيابي به منابع موثق و معتبر و كارآمد بر همگان مبرهن و آشكار است. مطمئنا از آنجا كه آموزش بر اساس استانداردها ارزيابي را ساده و تمايز ميان موسسات را آشكار مي نمايد به زودي اين امر عمومي و فراگير خواهد شد. اين موضوع از لحاظ نظري به پايه اي بودن دانش مي پردازد. البته دانش استاندارد يك موضوع است و بكارگيري آن يك موضوع ديگر. اينك براي آشكار سازي نتيجه تحقيق كيفي چگونگي كاربرد اطلاعات توسط متخصصان حرفه اي شروع مي شود. اين مقاله چكيده اي است از نتايج يك بررسي در مورد تجربه سواد اطلاعاتي در ميان مشاغل مختلف،  كشف تفاوت ها و ارتباط متقابل ميان فرد و سواد اطلاعاتي سازماني كه حاكي از اين نتايج مي باشد. هفت روش متفاوت تجربه سواد اطلاعاتي شناسايي شده است. اين تجربيات دقيقا در ارتباط با مهم ترين فرايند هاي كارگاه نظير:  مرور اجمالي محيطي،  مديريت اطلاعات،  حافظه گروهي و پژوهش و توسعه بوده و تأكيد مي كند كه سواد اطلاعاتي بايد بعنوان بخش مهمي از ماهيت سازمان و به اندازه كليد ماهيتي كارمندان سازمان مورد توجه واقع شود. دخالت هاي فردي و سازماني سواد اطلاعاتي براي شروع و ادامه آموزش حرفه اي كشف شده است.
 
واژه هاي كليدي:  اطلاعات،  سواد اطلاعاتي،  مديريت اطلاعات،  حافظه مشاركتي

مقدمه:
ايده سواد اطلاعاتي بطور گسترده بعنوان توانايي تشخيص نيازهاي اطلاعاتي و شناسايي،  ارزيابي و استفاده اطلاعات بصورت مؤثر كه در ارتباط با رشد بخش هاي آموزشي در چند سال مي باشد بيان شده است،  در حاليكه در محیط کار كارفرماها و مديران احتمالا" بيشتر در مورد نياز به مهارت رايانه  و فن آوري  اطلاعات توجه نموده اند. به محض اينكه فن آوري  اطلاعات يكپارچه و كاربر دوست مي شود احتمالا" به سوالاتي در مورد اينكه افراد چگونه با هم در ارتباط متقابل بوده و كاربرد اطلاعاتي را كه فن آوري  در اختيار آنها قرار مي دهد معطوف خواهد شد. در سازمانهايي كه كاربران به كشمكش با  فن آوري  اطلاعات ادامه مي دهند و نياز سالانه براي تصميم گيري ها، حل مشكلات،  تحقيقات و پيشنهادات وجود دارد،   كارمندان به توانايي رفتار با اطلاعاتي كه به تنهايي بعنوان اهميت اوليه مي باشد نياز دارند.
Drucker  در سال 1992 درباره نياز سازمان ها به سواد اطلاعاتي بحث كرده است. او پيشنهاد كرد كه شركت ها  نياز به آموزش در مورد پرسيدن سوالاتي دارند نظير:  به چه اطلاعاتي در شركت نياز داريم؟ به چه شكلي؟ چگونه مي توانيم آن را كسب كنيم؟ و سپس سوالات بيشتري در ارتباط با اثر اطلاعات دريافتي بپرسند. بطور واضح اطلاعات كسب شده از هر كجا , هر شخص  و در هر محيطي مي تواند ظاهر شود. با توجه به اينكه اين نوع سوالات براي سازمان هاي فعلي ضروري هستند چرا اولويت سواد اطلاعاتي به فن آوري  اطلاعات و سواد رايانه اي در نظر گرفته نمي شود.
بعضي از عوامل محدود كننده گسترش گرايش به  سواد اطلاعاتي شامل خود واژه كه بطور واضح مفهوم خودش را بيان نمي كند،  نارسايي تعريف هايي كه معمولا" به واژه نسبت داده مي شود،  حقيقت اينكه بحث اكثرا" به مطالعات كتابخانه اي،  حوزه  محدود و نظم آموزشي محدود مي شود،  آشفتگي سواد اطلاعاتي با سواد فن آوري  اطلاعات و رايانه  و فقدان استدلال نظري كه زيربناي بيشتر آثار مي باشد. ( Bruce 1997; Mutch 1997 ). عليرغم اين محدوديت ها اهميت بالقوه سواد اطلاعاتي در تجارت،   اخيرا در مقاله اي توسط Mutch  بنام " رهنمودهاي روش بكار گيري مفهوم در زمينه تجارت " تصريح گرديده است. Mutch  پيشنهاد كرد كه بايد بر دانش و معناي آن براي تقويت ارزش مفهوم بويژه در ارتباط با نظريه " سازمانهاي فراگيري " تأكيد شود،  تعريف هاي جديد سواد اطلاعاتي كه ممكن است در زمينه تجارت مهم باشد بخوبي آموزش دهندگان اكنون از بررسي كيفي نحوه كاربرد اطلاعات توسط كاركنان حرفه اي فراهم مي شود. بعنوان مثال: Cheuk   اخيرا نشان داد كه چگونه فرايند هاي مهارت هاي اطلاعاتي بر روي يك ماهيت بازگشتي و چند مرحله اي در ميان گروهي از شنوندگان داخلي تاثیر  گذاشته شده است.  سه گروه از افراد كه احتمالا" علاقمند به تجربيات سواد اطلاعاتي در محیط کار هستند عبارتند از:
1) مديراني كه علاقمند به توانايي و پيشرفت حرفه اي اعضاي نيروي انساني  جهت پاسخ به تغييرات مي باشند.
2) مديران اطلاعاتي كه علاقمند به تعليم و آموزش ارباب و رجوع جهت كاربرد مؤثر خدمات اطلاعاتي سازمان هستند.
3) مربيان و آموزش دهندگاني كه خواهان آماده سازي فراگيران براي حرفه انتخابي اشان هستند.
اين مقاله نتايج بررسي پنومنوگرافيك را در مورد سواد اطلاعاتي در ميان مشاغل متنوع بررسي مي كند. اين نتايج تفاوت ها و ارتباطات متقابل ممكن ميان فرد و سواد اطلاعاتي را پيشنهاد كرده و بعضي دلالت ها را براي آموزش و پرورش كشف مي كند. اين مطالعه هفت روش متفاوت تجربه سواد اطلاعاتي را تعيين مي كند. اين تجربيات دقيقا در ارتباط با اهم فرايند هاي كارگاه نظير: مرور اجمالي محيط،  مديريت اطلاعات،  حافظه گروهي  و تحقيق و توسعه بوده و تأكيد مي كند كه سواد اطلاعاتي بايد بخشي از ماهيت سازمان هاي آموزشي و بخوبي يك ويژگي مهم كارمندان سازمان باشد.


1-    كشف تجربيات سواد اطلاعاتي محیط کار
تصوير زير از سواد اطلاعاتي كاربرد يك شيوه تحقيقي معروف به پنومنوگرافي را نشان داده است ( Marton 1994 ). اين شيوه بطور گسترده در آموزش عالي جهت كشف تنوع كيفي ميان تجربه و ادراك افراداز مفاهيم يا پديده هاي مهم بكار رفته است. اين شيوه روشي براي آموزش و فراگيري كه تأكيد بر تعويض فراگيرندگان و يا گسترش فهرستي از تجربيات يا مفاهيم موجود را دارد، بيان مي كند ( Marton & Booth 1997   ). پنومنوگرافي يك روش تحقيقي است كه بدنبال تفسير دنيا به شكلي كه ديگران مي فهمند هست و معمولا" جهت تحقق بخشيدن به برداشت ما از چگونگي تجربه پديده ها مي باشد. يك پديده در پنومنوگرافي بعنوان تركيبي از روش هاي متفاوت كه در يك جنبه دنيا تكوين يافته يا تجربه شده است مي باشد در حالي كه هر تجربه يا مفهوم متفاوت بعنوان ارتباطي ميان افراد و مواردي كه در ارتباط متقابل با آنهاست تعريف مي شود. بنابراين هر يك از هفت روش تجربه سواد اطلاعاتي كه در بخش بعدي تعريف گرديده است روش هاي متفاوتي كه افراد در ارتباط متقابل با اطلاعات هستند " هفت تجربه مختلف " را ارائه مي كند.
چهار گروه از افراد حرفه اي عمدتا" از دانشگاه استراليا در اين مطالعه شركت نموده اند. اولين گروه كتابداران و متخصصين فن آوري  اطلاعات ودند،  دومين گروه كادر خدمات مشاوره اي،  گروه سوم توسعه دهندگان كادر و گروه چهارم اعضاي انجمن هاي علمي بودند. گروه چهارم شامل رشته هاي مهندسي،  موزيك،  تجارت و معماري بودند. بعضي از آنها همچنين داراي نقش هاي مديريتي و مشاوره اي بودند،  همه آنها جزو گروه خدمت گزاران دانش و محل كارشان در واحدهاي سازماني متفاوت در موسسات آموزش عالي بودند.
جمعا" بيش از 60 نفر همكاري داشتند كه 16 نفر از طريق مصاحبه هاي نيمه ساختار یافته  و بقيه توسط اطلاعات مكتوب تقاضانامه اي هم از طريق موسسات كاريابي و هم پست الكترونيكي بودند.
وقتي سواد اطلاعاتي در طول مصاحبه ها بحث مي شد و شركت كنندگان مي خواستند روي تجربيات سواد اطلاعاتي خودشان متمركز شده و يا باسواد اطلاعاتي شوند،  واكنش هاي آنها اغلب به توصيفاتي از مردمي كه بعنوان باسواد اطلاعاتي،  همكار و خانواده يا دوستان مورد توجه قرار مي گرفت معطوف  مي گرديد. در اين روش مثال هاي عيني در مورد تجربيات سواد اطلاعاتي از اصل آناليز داده ها بدست آمده بود. جزئيات كامل مراحل تحقيق در مقاله " The seven faces of information literacy  "Bruce) 1997 ( كه بطور خلاصه مطالعه تجربي را مستند مي كند موجود است.


2-    هفت وجه سواد اطلاعاتي در كارگاه
تجربيات مختلف سواد اطلاعاتي در محیط کار تصوير مشخصي  از پديده اي نشان ميدهد كه ترسيم شده است با:
●تأكيدهايمتفاوت بر فن آوري
●تأكيد بر ظرفيت استخدام در مسئوليت هاي گسترده حرفه اي ترجيحا" از مهارت هاي ويژه
●همكاري يا همبستگي ميان همكاران ترجيحا" با تأكيد روي توانايي فردي
●نياز به مشاركت واسطه هاي اطلاعاتي
●تأكيد بر كاربرد عقلاني اطلاعات ترجيحا" در مهارت هاي فني با فن آوري  اطلاعات
توصيفات،  نتايج تحقيق را كه بر اساس نمايش روند كاربرد سواد اطلاعاتي در متن هاي خادمان دانش بنا شده بود خلاصه مي كند. بعضي از مثال ها از اشخاصي است كه تجارب خودشان را توصيف مي كنند،   عده اي با مهارت،   مشاهدات و عكس العمل هاي شان را درباره همكاران بيان مي كنند. تعاريف طبيعت چند جنبه اي پديده را آشكار مي سازد.
هر يك از هفت صورت يا روش هاي مختلف تجربه سواد اطلاعاتي از سه عامل كليدي بوجود آمده است. دو مورد از اين عوامل يعني فن آوري  اطلاعات و كاربرد اطلاعات در همه گروه ها يا روش هاي تجربه شده موجود هستند. سومين عامل در هر گروه به طرف عامل منحصر به فردي كه آن گروه را متمايز مي نمايد تغيير مي كند. در حاليكه هر كدام از صورت ها ممتاز مي باشند ولي افراد مايلند بيشتر روشي را كه بسته به شرايط خودشان مي يابند بكار گيرند. عده اي ممكن است تجربيات شخصي در مورد شمار محدودي از صورت ها داشته باشند. هر كدام از آنها به سطح بالايي از سواد اطلاعاتي كه براي انتخاب مناسب ترين روش جهت اجراي همه حدود آن مجهز شده دست يافته اند. براي حمايت توصيف هاي خودم از هفت صورت،  من سه قسمت " حلقه هاي كاربرد " را جهت نمايش اينكه كدام عوامل پيش زمينه و پس زمينه آگاهي كاربران اطلاعاتي هستند ترسيم كردم. با توجه به اين تركيب اطلاعي،  آشكار مي شود كه فن آوري  اطلاعاتي ( قسمت سياه ) از مركز توجه در اين گروه بعنوان پس زمينه گروه بعدي تغيير مكان مي دهد. كاربرد اطلاعاتي از پس زمينه گروه اول بعنوان مركز گروه هاي بعدي تغيير مي نمايد.
 
 
1-2- صورت اول:  سواد اطلاعاتي بعنوان كاربرد فن آوري  اطلاعاتي براي آگاهي و مبادله اطلاعات تجربه شده است. ( شكل 1 )

 


در اين رده فن آوري  اطلاعات به كاربران جهت آگاهي و ارتباط با همكاران در داخل سازمان و يا در آن سوي كره زمين كمك مي كند. انجام تحقيقات چيزهايي را در اين تجربه آشكار مي كند:
اين روزها شكل استانداردي از ابزارهای الكترونيكي ( به هرحال در بخش فني دانشگاه ) كه هر كس ( كليه افراد كاردان )در يك محدوده بزرگ يا كوچك استفاده مي كنند وجود دارد. من بطور متناوب تحقيقات CD-ROM را از چند پايگاه اطلاعاتي مطرح جستجو مي كنم اما افراداكثرا" مورد ويژه اي را جستجو مي كنند. بعضي اوقات من جسته گريخته كاربرد اينترنتي بسته نرم افزاري MOSAIC  را كه توانايي خواندن  و جستجوي WWW و سايت هاي Gopher  و دريافت فايل هاي FTP  را دارد مي خوانم. اغلب من به اطلاعات جالبي برخورد كرده و به موازات پيشرفت ها ارتقاء مي يابم.
در پاسخ به درخواست تعريف يك شخص با سواد اطلاعاتي جوابي آمده كه:  
او هر كسي مي تواند باشد. او كسي است كه مي تواند وارد شده و آن سوي دنيا را روشن كند ( موج وار در رايانه  شخصي در اتاق خود ) و واقعا" غرق در مكالمات آنسوي اقيانوس اطلس شود. او مي تواند كسي باشد كه بمدت نيم ساعت در طبقه پايين كتابخانه رفته و فقط با ايندكس ها ( ( CD-ROMs بازي كند. آن كسي خواهد بود كه بكار گيرد تمام انواع متعلقات مودم ...
بنظر ميرسد كه تجربه سواد اطلاعاتي مانند كاربرد فن آوري  اطلاعات  و قدرت انجام خيلي موفقيت آميز آن به معناي يك تجربه منحصر به فرد نيست. ادامه فعاليت با فن آوري  اطلاعات  در گرو اين است كه بخشي از يك جامعه بوده و هر عضو آن كه كمك كند ديگران را:
تفكيك كردن مشكل است. شما به كمك افراد نياز داريد و هر فرد متخصص مي تواند تا اندازه اي در جنبه هاي مختلف براي كمك و آموزش ديگران آماده شود.
2-2- صورت دوم: سواد اطلاعاتي بعنوان اطلاعات يافته شده از منابع مختلف تجربه شده است ( شكل 2
در اين گروه دانش منابع اطلاعاتي شامل سازماندهي،  انسان،  رايانه  و منابع چاپي مهم مي باشد. افرادبه نياز براي اتكا به اطلاعات حرفه اي جهت كمك به سرعت پيشرفت تأكيد دارند.

 

 
من فكر نمي كنم كه افراد براي نشستن و يادگيري هر بسته نرم افزاري تازه كه ايجاد مي شود وقت داشته باشند. و فكر مي كنم كه شما بايستي براي بكار گيري نيروي انساني  كه آن تجربيات را دارند قادر باشيد. براي مثال: من كمك نسبتا" زيادي از كتابداران در مدتي كه در جستجوي كتاب هاي تازه در اين مورد بودم دريافت كردم. شما احتمالا" يك روز تلاش خودتان را براي چيزي كه مي خواهيد صرف كنيد. بعنوان مثال: چه چيزي من مي توانم بخاطر بياورم كه شايد من ديده ام كه جالب بوده است،  شما مجبوريد مواد موجود و منابع و ژورنال هاي حاوي آن مواد را بشناسيد. شناخت منابع انساني يا سازماني جانشين مستقيم براي شناخت منابع چاپي يا الكترونيكي مي باشد.
3-2- صورت سوم: سواد اطلاعاتي بعنوان اجراي يك فرآيند تجربه مي شود. (شكل3)

 


اين گروه فرآيندهاي اطلاعاتي را مشخص مي كند. بطور پيچيده آن وابسته به تجربه حل مشكل يا تصميم گيري مي باشد. خود فرآيندهاي اطلاعاتي سر راست نيستند. آنها توسط بعضي ها بعنوان هنر ابتكاري  اجراء شده بطور متفاوت،  توسط اشخاص مختلف و در مقالات مختلف مورد توجه واقع شده است. هر كدام از ما قادر بوده ايم تا از عهده مشكلي كه هيچ معلومات قبلي از آن نداشتيم برآمده و آن را دنبال كرده و انجام دهيم. براي مثال: همكاري مي خواهد در مورد يك ساختمان مهندسي توصيه هايي كسب كند. او هرگز به نوع ساختمان در زندگي خود توجه نكرده ولي قادر بوده است كه مفاهيم ساختماني را دنبال كرده،  بفهمد و درباره آن بحث كند.
اولين چيز مشخص كردن ناحيه مشكل است.بنابراين يك كاربر مؤثر اطلاعاتي قادر به محدود كردن مشكل خواهد بود. مشكل محدود شده اي كه منجر شده و يا آماده كرده الزام بر وجود نيازهايي براي جمع آوري اطلاعات بيشتر در جايي كه اطلاعات اضافي مورد نياز بوده و يا شكاف هايي وجود دارد. من فكر مي كنم قسمت كوچك اما حياتي موضوع قدرت جمع آوري اطلاعات از منابع موجود و آناليز كردن آن و بر مبناي آن اتخاذ تصميم براي حل مشكل و يا هر چيز ديگر مي باشد. آن تقريبا" شبيه تكنيك هاي اساسي حل مشكل مي باشد.
4-2-  صورت چهارم:  سواد اطلاعاتي بعنوان اطلاعات كنترل شده تجربه  شده است. ( شكل 4 )

 


در اين دسته افراد به آوردن اطلاعات مطرح در محدوده شخصي نفوذ و مديريت شان به روشي كه قابل باز يافت باشد متمركز مي شوند. اين دسته در ارتباط با ايجاد رابطه ميان اطلاعات،  پروژه ها و مردمي كه ابزار مكانيكي را بكار مي برند ( نظير كارت و فايل ها)، ابزار الكترونيكي و مغز انســـان مي باشد. طرح ها تحت نفوذ ساختار سازمان مي باشند. در اين روش پيوند هايي ميان آيتم هاي اطلاعاتي و جنبه هاي ويژه طرح ها ايجاد شده است:
يكي از دلايلي كه او يك كاربر اطلاعاتي مؤثر است اينكه  بنظر ميرسد او قادر به ياد آوري افراد و چيزي كه آنها انجام ميدهند باشد، داشتن يك تاريخچه زندگي كه به شخصي كه تاكنون ملاقات كرده است مرتبط ميكند. علت اين است كه او اطلاعات را به شخصي پيوند داده و اين امر به نحوي براي دست يابي به اطلاعات كمك ميكند. بنابراين وقتي موضوعي عنوان ميشود او نه تنها احساسي از يك،  بلكه دو نكته ارجاعي دارد كه بهم مرتبط مي باشند و او قادر به بازيابي آن اطلاعات خواهد بود.
5-2- صورت پنجم: سواد اطلاعاتي بعنوان ترويج اساس دانش شخصي در محدوده جديدي از علاقه تجربه شده است. (شكل 5 )

 



در اينجا حس ترويج يك اساس معلوماتي،  هدف كاربر مي باشد. اين موضوع درگير با توسعه چشم انداز شخصي درباره معلومات كسب شده بوده و كلا" به آناليز و تفكر انتقادي بستگي دارد.
من كتابي را مي خوانم چون به يك سري موضوع و نقل قول هاي خيلي مفيد از نويسندگان ديگر علاقمندم. سپس به پشت كتاب مراجعه كرده و رفرنس هايي را پيدا كرده و در ليست كتابخانه آنها را جستجو كرده و مي خوانم. در انتهاي مرحله اگر من روزنه هايي در اطلاعات دريافتي داشته و نياز به اطلاعات بيشتر داشته باشم به ايندكس هايي كه كليه موضوعات مورد نظر من كه فكر مي كنم قابل استفاده باشد مراجعه خواهم كرد.
6-2-  صورت ششم:  سواد اطلاعاتي بعنوان كار با دانش و چشم اندازهاي شخصي سازگار با روشي كه بينش هاي نوين ارائه كرده اند تجربه شده است. ( شكل 6 )

 


ششمين  تجربه متكي بر دانش و تجربه شخصي تواما" با يك ظرفيت براي ايجاد درك يا بينش خلاق است. آن بصورت راز باقي مي ماند براي كسانيكه آن را تجربه كرده اند اما بشدت وابسته به بينش ها براي توسعه اشكال جديد معلومات،  معابر جديد براي وظايف يا راه كارهاي نوين مي باشد.
او ايده اي دارد بنابراين فكر خلاق او چندين بررسي را انجام ميدهد،  او نگاهي دارد بر اينكه چگونه بررسي هاي او پيشنهاد شده و سپس سعي و تحقيق مي كند براي پي بردن به اينكه چطور نزديك شود به منبع سوادي براي تجربه در تجارت. بنابراين آن يك فكر خلاق تازه هست تا آنجا كه او اطلاعات را براي ايجاد اطلاعات جديد بكار مي برد.
او در واقع درگير اطلاعات جديد مي باشد. در واقع توانايي ارائه يك چشم انداز جديد،  چيزي كه هرگز قبلا" انجام نشده است،  هم توسعه دادن يك بحث در جايي كه هيچ كس هرگز آن را توسعه نداده و ديدن چيزي در يك نور كاملا" متفاوت.
فكر نمي كنم كه شما نياز داشته باشيد بطور فني براي باسواد بودن كه آماده كرده شما را براي داشتن منابع اطلاعاتي كه ممكن است براي افرادي كه بطور فني باسواد هستند كاربرد داشته باشد. بله من فكر نمي كنم كه آن يك جزء ضروري براي فرد باشد اما مطمئنا" آن را تسهيل مي كند. من مطمئنم كه شمار زيادي از افرادي كه نسبتا" بي سواد رايانه  بوده ولي كاربر خوب اطلاعاتي هستند وجود دارد،  منظورم اين است كه در آن صورت شخص توانايي انجام سريع تر آن را خواهد داشت.
7-2-  صورت هفتم: سواد اطلاعاتي بعنوان كاربرد عاقلانه اطلاعات  براي نفع ديگران تجربه شده است. ( شكل 7 )

 


يك ويژگي شخصي عقل،  اين تجربه از كاربرد اطلاعات را موجب شده است. يك آگاهي از ارزش هاي شخصي و نظام اخلاقي آميخته شده است با يك دانش و تجربه فردي هنگامي كه با ديگران كار مي كنيد.
دسترسي به اطلاعات واقعا" داخل نمي شود در. من مايلم كه اطلاعات به سادگي عملي نيست. چند نوع عقل در روش كاربرد آن وجود دارد... افرادارزش هايي دارند كه موجب كاربـرد اطلاعات مي شوند. ما همه مسئوليت هاي خطيري داريم و ارزش هايي كه احتمالا" آگاه يا ناآگاه باشيم از آنها در طول زمان. اما آنها از خيلي چيزهايي كه ما انجام مي دهيم خواه در كار ما  و يا در ارتباطات شخصي ما آگاه هستند. و اينكه من مي بينم بعنوان نوعي از دامنه اخلاقي در زندگي خودمان. اطلاعات بايد خدمتگزار باقي بمانند تا اينكه ترجيحا" هدفي در خودش باشد.
اطلاعات جديد به همان اندازه در گروه قبلي ايجاد نشده است،  آن ترجيحا" براي نفع كاربر،  همكار و مشتري اطلاعات بكار رفته است:
او مي داند كه بهترين روش توانايي كمك به افرادی او كار مي كند در يك شغل ارتباطي عمومي جايي كه  او مي داند يك برخورد در چيزهايي كه در زندگي آن افراداتفاق مي افتد وجود دارد... بنابراين تصميمي كه او در باره افراداتخاذ مي كند در واقع روي شغل او تأثير گذاشته و اثري روي زندگي آنها دارد.


3-    سواد اطلاعاتي فردي و سازماني؟
آيا راه هايي براي تجربه سواد اطلاعاتي كه احتمالا" در ساير زمينه ها مطرح باشد وجود دارد؟ اگر محيط آموزش عالي با ثروت اطلاعاتي خودش و زير ساخت كار كشته فن آوري  بتواند بعنوان يك مدل مورد توجه قرار گيرد،  در بعضي جنبه ها براي بكار گرفتن خدمتگزاران دانش در آن صورت احتمالا" تجربيات بدست آمده در اين مطالعه،  حداقل براي بعضي زمينه ها و توسط افراد حرفه اي در سازمانهاي ديگر تقسيم خواهد شد. همچنين تجربيات متنوع مي توانند براي كليد كردن فرآيندهاي اطلاعاتي در كارگاه مرتبط شوند،  شواهد بيشتر فراهم شده كه هفت صورت را به وضعيت هاي ديگري از مؤسسات آموزشي تعميم ميدهد. جدول 1 رابطه ميان اين فرآيندهاي گروهي و هفت صورت سواد اطلاعاتي را نشان ميدهد.
مطابقت ميان صورت هاي متنوع و اين فرآيندهاي كارگاه،  پيشنهاد ميكند كه صورتها ساختارهاي مفيدي براي شروع تفسير مفهوم سواد اطلاعاتي در بكار گيري تجربيات حرفه اي در سطوح سازماني به خوبي تجربيات فردي هستند. همچنين رابطه ميان فرآيندهاي كارگاه و هفت صورت،  سواد اطلاعاتي را بعنوان يك بخش مهم از ماهيت سازمانهاي آموزشي بخوبي فراگيرندگان مادام العمر پايه گذاري ميكند. اين ارتباط حمايت شده است با توصيفات سواد اطلاعاتي كه اهميت منتسب به پديده را توسط شركت كنندگان، براي حفظ جريان،  شبكه اي كردن،  حل مشكلات و حفظ سازگاري مشتري آشكار ميكند. اهميت سواد اطلاعاتي براي سازمانهاي آموزشي همچنين در تعريف هاي اين نهادها آشكار است به همان اندازه كه دنبال كردن شامل تمركز روي تفكر انتقادي و آموزش براي يادگيري مي باشد:
يك سازمان آموزشي سازماني است با يك ظرفيت خوب توسعه يافته براي آموزش دو حلقه اي ( يادگيري بر اساس هدف و يادگيري از طريق پرسش انتقادي )، جايي كه توجه مداومي به آموزش چگونه ياد دادن و جنبه هاي كليدي عملكرد سازمان آموزش را حمايت مي كند وجود دارد.( Field and Ford)
ما مي توانيم استنباط كنيم كه در كارگاه سواد اطلاعاتي در دو سطح فردي يا كار تيمي و سطح سازماني مورد توجه قرار گيرد. آن هست احتمالا" اينكه در يك سطح فردي و شايد كار تيمي،  تجربيات سواد اطلاعاتي همانند آنهايي كه در اين مقاله شناسايي شده اند باشند،  در حالي كه در يك سطح سازماني آنها تابع يا تحت تأثير يك درجه عالي از رسميت و ساختار مي باشند. مهم ترين اينكه اگر كاركنان سازمان هاي آموزشي مادام العمر باشند در آن صورت آنها همچنين باسواد اطلاعاتي هستند.
هر دو صورت فردي سواد اطلاعاتي و فرآيندهاي هم تراز كاري پيشنهاد ميكند كه كاركنان ارشد سازمان نياز به آشنايي با ماهيت و ارزش سواد اطلاعاتي در هر دو سطح دارند. آگاهي از اهميت سواد اطلاعاتي براي آينده سازمان ها كمك خواهد كرد براي اطمينان از اينكه برتري داده شده در زمان طراحي و بودجه بندي براي پايه گذاري و حفظ خدمات اطلاعاتي و براي توسعه حرفه اي برنامه ها براي كاركنان مناسب مي باشد.


جدول 1: فرآيندهاي كارگاه كه در ارتباط با هفت صورت سواد اطلاعاتي است

هفت صورت سواد اطلاعاتي ( فردي )  

فرآيندهاي كارگاه ( سازماني )

تجربه فن آوري  اطلاعات     

مرور اجمالي محيطي

تجربه منابع اطلاعاتي    

تدارك سرويسها و منابع اطلاعاتي غير انساني و خارجي

تجربه فرآيند اطلاعاتي  

پردازش و بسته بندي اطلاعات براي مصارف داخلي و خارجي

تجربه كنترل اطلاعات    

مديريت ضبط و آرشيو اطلاعات

تجربه ساختاري دانش     

حافظه گروهي

تجربه توسعه اطلاعات    

تحقيق و توسعه

تجربه عقلي

رفتار حرفه اي،  رموز رفتاري

 
4-    سواد اطلاعاتي در برنامه هاي آموزشي و تربيتي
هفت صورت سواد اطلاعاتي و فرآيندهاي هم تراز آنها در كارگاه يك چارچوب برنامه هاي آموزشي را براي مديران اطلاعاتي با يك علاقه در تعليم و تربيت مشتريان براي كاربرد مؤثر سرويس هاي اطلاعاتي سازمانها و براي تهيه كنندگان شروع و ادامه آموزش حرفه اي فراهم ميكند. درك بيشتر درباره اينكه اطلاعات چگونه بطور مؤثر توسط افراد مجرب بكار گرفته مي شوند،  احتمالا" به آموزش دهنده ها در طراحي برنامه هاي آموزشي كه آشكار و قابل انتقال براي اعمال حرفه اي است كمك ميكند. روش هاي تجربه شده سواد اطلاعاتي در دنياي كار بايستي تحت تأثير اينكه چگونه در آموزش حرفه اي و برنامه هاي توسعه حرفه اي آموخته و تجربه شده است قرار گيرد. هفت صورت مدل سواد اطلاعاتي احتمالا" داراي بيشترين تآثير است اگر برنامه هاي آموزشي بكار رود براي:
تشخيص محدود بودن سواد اطلاعاتي آموزش دهندگان
عميق شدن آن اطلاعات با اينكه آنها بهم نزديك هستند
مشايعت آنها در ميان تجربيات نا آشناي قبلي
بطور ايده آل آخرين نتيجه آموزش سواد اطلاعاتي مردمي با تجربه از همه هفت صورت مي باشند. آنها قادر مي باشند مناسب ترين صورت را براي كشيدن روي يك وضعيت جديد انتخاب كنند.
  اين چنين تأكيدي سازگار خواهد شد با نزديكي براي يادگيري و يادگيري كه ( 1 ) تفسير يادگيري بعنوان ورود به تجربه و درك دنيا بطور متفاوت،  ترجيحا" از حفظ اطلاعات درباره موضوع مطالعه و ( 2 ) تفسير مهارت بعنوان عمل تجربه شده در روشهاي ويژه،  ترجيحا" از مهرت ها و دانش عمده اي كه ممكن است يك عمر مفيد كوتاه داشته باشد.
1-4- دستورالعمل هاي جديد پيشنهاد شده توسط مدل هفت صورت
دستورالعمل هاي جديد در آموزش سواد اطلاعاتي كه توسط مدل هفت صورت پيشنهاد شده است شامل نياز به:
1)      يافتن روش هايي براي كمك به دست يابي يا تجربه اين صورت هاي متنوع سواد اطلاعاتي براي خود فرا گيرندگان. اين به معناي طراحي وظايف آموزشي است كه بطور سيستماتيك همه يا بخشي از صورتها را بهم ملحق ميكند. آنها نياز به تصميم گيري براي هر يك از نواحي آموزشي را دارند،  خواه دانشجويان روي تمام جنبه هاي پديده يا روي يك زير مجموعه از صورت ها متمركز شوند.
2)      يافتن روشهايي براي كمك به بازتاب آموزش دهندگان روي كاربرد اطلاعاتي شان،  تا آنجا كه با دامنه سواد اطلاعاتي و اعمال خط مشي هايي نظير حفظ يادداشت روزانه يا بحث براي كمك به آنها آشنا شوند تا بطور صريح رفتار اطلاعاتي خودشان را در ارتباط با مدل هفت صورت مورد توجه قرار دهند.
3)      تأكيد بر طبيعت اجتماعي و بهم پيوسته سواد اطلاعاتي تجربه شده توسط كاربران. اين تجربه بر خلاف شيوه فرد گرايانه اي كه اغلب بطور رسمي اعلام شده است مي باشد. بطور مثال: يادگيري براي كاربرد منابع اطلاعاتي يا فن آوري  الكترونيكي نبايد به معناي انتظار دانشجويان جهت تسلط بر همه ابزارها در اختيار خودشان باشد. به بيان دقيق تر آنها بايد قادر به كاربرد هر چيز مورد نياز به كمك سرويس هاي حمايتي موجود و هم تراز باشند. آنها بايد ياد بگيرند تا به نقش تأمين اطلاعات از واسطه هاي اطلاعاتي و تشخيص زمان مناسب براي كاربرد خدمات يك فرد حرفه اي اطلاعات ارزش قائل شوند.
4)      شناخت اهميت اين تجربيات سواد اطلاعاتي در توسعه يا پشتيباني برنامه هاي آموزش حرفه اي. چه بسا برنامه هاي آموزشي توانسته باشد تا بر عليه سواد اطلاعاتي در جهت معرفي هر يك از صورت ها بطور كافي رقابت كند. اين امر به يافتن و حل شكافهاي مهم كمك خواهد كرد.
5)      كشف روش هايي كه فرآيندهاي اطلاعات سازماني بتوانند تجربه افراد و گروههاي كاري را حمايت كنند.
2-4- تأييد گرايش هاي موجود مدل همچنين بعضي گرايش هاي موجود را تاييد مي كند و پيشنهاد مي كند كه طراحان برنامه هاي آموزشي م معلمان بايستي:
6)بر تأكيد به مهارتهاي ذهني و تيز هوشي عقلاني بيش از فن آوري  اطلاعات يا مهارتهاي محلي اطلاعات ادامه دهند. اين به معناي كنار گذاشتن فن آوري  اطلاعات نيست،  آن قسمتي از هر تجربه سواد اطلاعاتي را شكل ميدهد. بهر حال آن تنها كانون اولين تجربه در اكثر مهارتهاي ذهني ديگران كه از اهميت عالي برخوردار هستند. در تجربه فرآيند اطلاعاتي،  شناسايي يك نياز اطلاعاتي براي مثال يك مهارت ذهني در تجربه كنترل اطلاعات،  اطلاعات ساختاري و ارتباطات ايجاد شده ميان اطلاعات و طرحهاي جديد،  مهارتهاي ذهني مي باشند.
7)بخاطر داشته باشند كه تعليم افرادبراي كاربرد اشكال متنوع بسته هاي نرم افزاري يا فن آوري ها،  آموزش سواد اطلاعاتي را مقرر نكرده است. آموزش منابع اطلاعاتي همچنين تنها يك جنبه از آموزش سواد اطلاعاتي است. فن آوري  اطلاعات  و منابع ويژه در بهترين وجه،  پيش نيازها ( مثلا" در فن آوري  اطلاعات و تجربه منابع اطلاعاتي ) و در بدترين وجه،  نامربوط ( مثلا" در توسعه دانش و تجربيات عقل ) مي باشند.
8)      آموزش فن آوري  تا جايي كه افرادبا پذيرفتن و سازگار شدن با تغييرات راحت باشند،  ترجيحا" از نياز حضور آنها در يك جريان بي پايان برنامه هاي آموزشي.
اساس دو دستورالعمل اولي از يك شيوه تعليم و آموزش توصيفي بعنوان " ارتباطي " يا بعضي اوقات بعنوان " علم و هنر پنومنوگرافيك " مي باشد. آن شيوه اي است كه روي نياز براي درك تغيير در تجربه پديده اي افرادبه منظور كمك به آنها براي گسترش يا تغيير آن تجربه تمركز ميكند. هفت صورت توصيفي در اينجا يك مدل از سواد اطلاعاتي را كه با شيوه ارتباطي براي تعليم و آموزش سازگار هست فراهم ميكند. بسياري از اين دستورالعمل ها همچنين براحتي در چارچوبي نظير عمل انعكاسي،  اقدام آموزشي و تحقيقي بهم ملحق مي شوند. پيوستگي آموزش سواد اطلاعاتي با اين چنين چارچوبهايي كه قبلا" خودشان را بطور مطلوب براي آموزش حرفه اي مورد سنجش قرار داده،  مدلهاي برنامه آموزشي را بشدت وابسته به عمل حرفه اي خواهد كرد. براي رشته هاي حرفه اي جهت آماده نمودن فارغ التحصيلان براي انتخاب جايگاهشان در سازمانهاي آموزشي،  فارغ التحصيلان نياز دارند به اينكه توجه كنند آيا برنامه هاي آموزشي آنها بطور صريح فرصت هايي را براي دانشجويان فراهم ميكند براي:
كاربرد فن آوري  اطلاعات براي آگاهي و مبادله اطلاعات
دست يابي به شناخت يك محدوده آشكار فهرست نويسي،  انسان و منابع اطلاعات سازماني
توسعه اكتشافي شخصي براي كاربرد فرآيند اطلاعاتي
كنترل اطلاعات از بين ارتباطات پايه گذاري شده،  نقشه برداري شده يا ارتباطات آشكار رسمي
پذيرفتن يك شيوه بحراني براي ساختار دانش
استعمال ظرفيت هاي ذاتي براي كسب بينش و شناخت هاي جديد
كشيدن بر روي ارزشها و اخلاق شخصي هنگاميكه اطلاعات بكار مي روند
براي كسب يكباره برنامه هاي آموزشي بالا،  آموزش دهندگان همچنين نياز به طراحي خط مشي هايي براي كمك به دانشجويان دارند جهت ( 1 ) آگاهي از اين فرصت هاي يادگيري،  ( 2 ) بازتاب بر روي كار آنها در اين ناحيه و ( 3 ) تشخيص اينكه ورود به نهر اين جنبه هاي كاربرد اطلاعات يك قسمت صحيح از رشد و توسعه حرفه اي آنهاست. خلاصه اينكه مربيان نياز دارند به كمك تجربه سواد اطلاعاتي ياد گيرندگان در رشته هاي حرفه اي به روشي كه آنها با تجربه سواد اطلاعاتي در تمرين حرفه اي هم صدا باشند.


5-    نتيجه
سواد اطلاعاتي درباره توانايي افراد براي فعاليت بصورت مؤثر در يك جامعه اطلاعاتي مي باشد. اين درگير تفكر انتقادي،  آگاهي از اخلاق شخصي و حرفه اي،  ارزيابي اطلاعات،  نيازهاي اطلاعاتي متصور،  اطلاعات سازماندهي شده،  ارتباط متقابل با اطلاعات شغلي و ايجاد كاربرد مؤثر اطلاعات در حل مشكلات،  تصميم گيري و تحقيق مي باشد. آن فرآيندهايي است مبني بر اطلاعاتي كه بر ماهيت سازمانهاي آموزشي و نياز براي حمايت توسط زير بناي فن آوري  سازمان قاطعيت دارد. كاربرد شيوه تحقيقي پنومنوگرافيك توصيفاتي از هفت روش مختلف كيفي كه سواد اطلاعاتي تجربه شده را در دسترس قرار داده است. تجربيات بدرستي به اطلاعات مبني بر فرآيندهاي كارگاه و پيشنهاد حدود  مفاهيم براي توسعه و آموزش حرفه اي مربوط شده است.
 


[1]اين مقاله ترجمه‌اي است از :


Christine Susan Bruce. “Workplace experiences of information literacy”. International Journal of Information Management 19 (1999) 33 -47



References
 Bruce, C.S. (1997). ¹he Seven Faces of Information ¸iteracy. Adelaide: Auslib Press.
 
Cheuk, B. (1998). An experienced based information literacy model in the workplace: case studies from Singapore. In D. Booker (Ed.), Information ¸iteracy: ¹he Professional Issue. Proceedings of the 3rd Australian National Information ¸iteracy Conference, Canberra, 1997, (pp. 74–82). Adelaide: University of South Australia Library.
 
Dall’Alba, G., & Sandberg, J. (1996). Educating for competence in professional practice. Instructional Science, 24(6), 411–437.
 
Drucker, P. (1992). Be data literate – know what to know. ¹he ºall Street Journal, 16.
 
Field, L., & Ford, B. (1995). Managing Organisational ¸earning: From Rhetoric to Reality (p. 24). Melbourne: Longman.
 
Marton, F. (1994). Phenomenography. In T. Husen, & N. Postlethwaite (Eds.), International Encyclopedia of Education (pp. 4424–4429). Oxford: Pergamon.
 
Marton, F., & Booth, S. (1997). ¸earning and awareness. New York: Lawrence Erlbaum and Assoc.
Marton, F., Hounsell, D., & Entwistle, N. (Eds.). (1996). ¹he Experience of ¸earning. (2nd ed.). Edinburgh: Scottish Academic Press.
 
Mutch, A. (1997). Information literacy: an exploration. International Journal of InformationManagement, 17(5), 377–386.
 
Revans, R. (1982). ¹he Origins and Growth of Action ¸earning. Lund: Studentlitteratur.
 
Schon, D. (1987). Educating the Reflective Practitioner: ¹oward a New Design for ¹eaching and ¸earning in the Professions. San-Francisco: Jossey-Bass.
 
Velde, C., & Svensson, L. (1996). The conception of competence in relation to learning processes and change at work.
 
Paper presented at the 4th Conference on Learning and Research in Working Life, Steyr, Austria, 1–4 July 1996.
 
Zuber-Skerritt, O. (1992). Action Research in Higher Education: Examples and Reflections. London: Kogan Page.



ارسال شده در: دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 :: 4:37 بعد از ظهر :: توسط : جواد احمدی
دانشجویان و مهارتهای پژوهشی

مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران

دانشجویان و مهارتهای پژوهشی

 

نوشته: Barbara Quarton
ترجمه: فرزانه امین پور
[1]

 

 چکیده
دانشجویان جدید دانشگاهها و موسسات آموزشی اغلب از وجود منابع اطلاعاتی که از طریق کتابخانه دانشگاهی آنان قابل دسترسی است، بی اطلاع‌اند. به همین دلیل، بسیاری از آنان برای برطرف کردن نیازهای پژوهشی و اطلاعاتی خود به سایتهای اینترنتی که بطور آزاد در دسترس عموم مردم قرار دارد، مراجعه می کنند. تاکید این دانشجویان بر استفاده از چنین منابعی خود موجب تضعیف تحقیقات و پژوهشهای آکادمیک آنان می شود زیرا اینترنت - برخلاف عقیده اکثر دانشجویان – در برگیرنده همه دانش موجود در جهان نیست و در آینده هم نخواهد بود. در واقع، دانشجویان باید لزوم بکارگیری ابزارهای مخصوص پژوهش را درک کرده، با کاربرد این ابزار آشنا شده و بیاموزند که به همه منابع اطلاعاتی موجود - از جمله اینترنت - با دیده ای انتقادی بنگرند. این مقاله به بررسی و تشریح سیاستهای آموزشی[2] و مهارتهای پژوهشی[3] مورد نیازی می پردازد که می تواند در زمینه استفاده از کتابخانه، انجام تحقیق و تهیه یک مقاله پژوهشی[4] مستدل و ارزشمند مورد استفاده دانشجویان و استادان رشته های گوناگون دانشگاهی قرار گیرد.
 
مقدمه
در حال حاضر، کتابخانه های دانشگاهی منابع اطلاعاتی متنوع و برجسته‌اي را در دسترس دانشجویان و سایر کاربران خود قرار می دهند که شامل دایره المعارفهای موضوعی[5]، تک نگاشتها، پیایندها و پایان نامه ها می شود. علاوه بر آن، ابزارهای قدرتمندی نظیر فهرستهای پیوسته[6]، سرویس های امانت بین کتابخانه ای[7] و بانکهای اطلاعاتی ویژه ای را برای دسترسی به این منابع در اختیار کاربران خود قرار می دهند. متاسفانه تعداد زیادی از دانشجویان یا اساسا از وجود چنین منابعی بی اطلاع هستند و یا نمی دانند که چگونه از آنها استفاده کنند.
از آنجا که تنها تعداد بسیار اندکی از دانشگاهها ارزیابی سواد اطلاعاتی[8] دانشجویان را به عنوان بخشی از شرایط فارغ التحصیلی آنان ضروری می دانند، بسیاری از دانشجویان واحدهای درسی رشته خود را در حالی پشت سر می گذارند که تنها دانش اندکی در زمینه انجام پژوهش، چگونگی استفاده از ابزار پژوهش[9] و ارزیابی منابع دارند. از این روی، دانشجویان فاقد مهارتهای پژوهشی و سواد اطلاعاتی لازم پس از فراغت از تحصیل قادر به فعالیت موثر و مطلوب در محیط های تکنولوژیکی پیشرفته نخواهند بود.
هر چند که تقریبا همه مدرسان و اساتید دانشگاه بر ضرورت نقش سواد اطلاعاتی به عنوان یک عنصر اساسی در آموزش عالی تاکید دارند، اما در عین حال این نکته روشن نیست که سواد اطلاعاتی در کدام یک از برنامه های درسی دانشگاه مورد توجه قرار می گیرد: کلاس کامپیوتر؟ کلاس آیین نگارش؟ کلاس درس روش تحقیق؟  ...
واقعیت آن است که سواد اطلاعاتی فراتر از متون درسی خاص است و می تواند در کلاسهای درسی گوناگون مطرح شده و آموزش داده شود. اساتید دانشگاه در هر کلاسی می توانند به طرح تکالیفی بپردازند که موجب افزایش مهارتهای سواد اطلاعاتی دانشجویان شود.


تمرین درس روش تحقیق
تمرینات و تکالیف مربوط به درس روش تحقیق معمولا شامل انتخاب یک عنوان در یک زمینه موضوعی خاص و نوشتن مقاله مربوط به آن است. در این حال، دانشجویان موظف به ارائه یک فرضیه پژوهش و اثبات آن با استفاده از اطلاعات موجود می باشند. طرح چنین تکالیفی هر چند که ساده به نظر می رسد ولی موجب بروز مشکلات و سوالات بسیار برای دانشجویانی که از سواد اطلاعاتی لازم بی بهره اند، می شود. بطور مثال:
- چگونه می توان یک عنوان خاص انتخاب کرد؟
- چگونه می توان اطلاعات تخصصی مربوط به آن عنوان را یافت؟
- اصولا اطلاعات تخصصی چیست و چگونه می توان آن را از دیگر متون منتشر شده متمایز ساخت؟
 
تمركز روي یک عنوان
 پژوهشگران تازه کار معمولا شناخت زیادی در مورد روشهای مختلف پژوهش و انتخاب یک روش خاص، طرح سوال پژوهشی[10] و گردآوری اطلاعات تخصصی مربوطه ندارند. دایره المعارفهای موضوعی از مهمترین ابزارها و مواد کتابخانه ای محسوب می شوند که می توانند در جریان طرح سوالات پژوهشی و تهیه اطلاعات معتبر مورد استفاده آنان قرار گرفته و به عنوان یک نقطه شروع برای پژوهشگران و سایر افرادی که در جستجوی اطلاعات جامع و معتبر می باشند، مفید واقع شوند. دایره المعارفهای موضوعی برخلاف دایره المعارفهای عمومی[11] دارای مقالات طولانی تر و تخصصی تری هستند که در آن هر مدخل بطور جامع مورد بررسی قرار می گیرد. این نوع دایره المعارفها معمولا جنبه های تاریخی، چارچوبهای نظری و مباحثات مطرح شده در یک رشته یا یک زمینه موضوعی را مطرح کرده و به این طریق به پژوهشگر کمک می کنند تا اطلاعات مستند و معتبری در آن زمینه کسب نماید.
کتابشناسی ها در زمره منابع کتابخانه ای محسوب می شوند که دانشجویان را به منابع مطالعاتی مرتبط دیگری هدایت کرده و به آنان امکان می دهند تا موضوعات مورد نظر خود را به شیوه ای نظام مند کشف کنند. به این ترتیب، حس کنجکاوی دانشجویان برای کشف و ارزیابی مطالب و منابع اطلاعاتی دیگر نیز تحریک می شود. 
 راهبرد آموزشی
با وجود همه محسنات و جنبه های مثبت دایره المعارفهای موضوعی، اکنون این سوال مطرح است که: آیا این ابزار در جریان یک تحقیق مورد استفاده دانشجویان قرار می گیرد؟ پاسخ این است: بندرت!
در واقع، تعداد معدودی از دانشجویان حتی از وجود دایره المعارفهای موضوعی مطلع هستند و یا تنها نام برخی از دایره المعارفهای عمومی مانند بریتانیکا[12] را شنیده اند. در بیشتر موارد، جستجو برای یک سوال پژوهشی از طریق اینترنت و به شیوه ای نه چندان دقیق صورت می گیرد. واقعیت این است که استفاده از سایتهای فاقد اعتبار معمولا منجر به کسب نتایج و اطلاعات پیش پا افتاده و متوسطی می شود که یا بسیار کلی هستند و یا بارها مورد استفاده قرار گرفته اند. برای ممانعت دانشجو نسبت به استفاده از چنین روشهای نامطمئنی، بهتر است از وی خواسته شود که متنی در حدود نیم صفحه در زمینه عنوان پژوهش و سوالات پژوهشی مربوط به آن تهیه کرده و در آن به معرفی دایره المعارف موضوعی بپردازد که در تهیه این متن مورد استفاده قرار داده است. علاوه بر آن، یک برگ فتوکپی از مقالات مورد استناد خود از دایره المعارف مربوطه به ضمیمه متن ارائه نماید. این تمرین دانشجویان را ملزم می کند که برای ارائه دیدگاهی مستند در زمینه های موضوعی خاص، از منابع اطلاعاتی معتبر استفاده کنند. موارد مطرح شده فوق نمونه هایی از مهارتهای سواد اطلاعاتی محسوب می شوند که بر پایه تفکر انتقادی[13] استوار است.
 
طرح یک جستجوی موثر
دانشجویانی که عناوین پژوهشی منتخب خود را به خوبی درک کرده و سوالات پژوهشی مناسبی نیز مطرح ساخته اند، برای طرح ریزی استراتژی جستجوی[14] خود کاملا آماده اند. در این مرحله، مهمترین مسئله ای که با آن روبرو می باشند این است که اطلاعات مربوط به پژوهش خود را در کجا بیابند. نخستین منبعی که بیشتر دانشجویان به آن مراجعه می کنند، اینترنت است. البته استفاده از اینترنت برای انجام امور روزمره و کسب اطلاعات عمومی ایده بدی به نظر نمی رسد. مشکل از هنگامی آغاز می شود که دانشجویان برای یافتن اطلاعات مورد نیاز پژوهش های علمی خود به همان شیوه ای عمل کنند که امور روزمره اینترنتی خود را انجام می دهند.
کتابخانه های دانشگاهی و موسسات دیگر معمولا بانکهای اطلاعاتی پیوسته بخصوصی را برای مقاصد علمی خاص خود مشترک می شوند. متاسفانه، بیشتر دانشجویان از وجود این بانکهای اطلاعاتی و تفاوت آنها با محیط عمومی اینترنت اطلاع ندارند. بنابراین، تصور می کنند که محیط عمومی اینترنت برای جستجوی اطلاعات مربوط به پژوهش آنان کاملا مناسب است. هر چند که در اینترنت وب سایتهای معتبری مانند سایتهای سازمانهای دولتی و آموزشی مرتبط با موضوعات مختلف وجود دارد، اما دانشجویانی که جستجوی خود را از طریق بانکهای اطلاعاتی مرتبط انجام می دهند معمولا پژوهش خود را با کیفیت بهتری به انجام می رسانند.
ذکر این نکته ضروری است که انتخاب بانک های اطلاعاتی برای اشتراک کتابخانه بر اساس مولفه های مشخصی نظیر محتوا[15]، کاربردی بودن[16] و میزان ارتباط[17] با برنامه های درسی دانشگاه صورت می گیرد. این بانک ها برای بازیابی اطلاعات الکترونیکی نیز برنامه ریزی شده اند. کاربران میتوانند پس از وارد کردن گزاره جستجو[18] و داده های خود در سیستم به اطلاعات کتابشناختی رکوردهای بازیابی شده و در برخی موارد حتی به متن کامل مقالات هم دسترسی داشته باشند. بنابراین چگونگی تنظیم داده ها و تهیه گزاره جستجو نکته بسیار مهمی است. در واقع، سوالات پژوهشی باید در قالب کلید واژه ها[19] یا عباراتی که آنها را توصیف می کنند، خلاصه شوند.
برای روشن شدن مطلب به مثال زیر که مربوط به پژوهشی است در مورد تاثیر جنسیت (مذکر یا مونث بودن) زوجین بر میزان رضایت آنان از ازدواج، توجه کنید:
سوال پژوهشی:

What is the effect of perceived gender roles on marital satisfaction?   

کلیدواژه ها:  

 gender roles, marital satisfaction 


در این مثال گزاره جستجو از طریق ارتباط دو کلیدواژه فوق با استفاده از عملگر[20] and به صورت زیر تنظیم شود:

gender roles and marital satisfaction

وارد کردن این گزاره در بانک اطلاعاتی مورد نظر معمولا منجر به بازیابی فهرستی از نتایج جستجو می شود که هر دو عبارت  gender roles و marital satisfaction در هر یک از مقالات یا نتایج بازیابی شده وجود دارد. با این حال باید به این نکته توجه داشت که برخی از نویسندگان ممکن است برای بیان منظور خود از کلمات و عبارات مترادف دیگری استفاده کنند. از آنجا که دانشجویان ممکن است با تکنیک های جستجوی پیشرفته در بانکهای اطلاعاتی آشنا نباشند، تنظیم و کاربرد چند گزاره جستجو از طریق کلمات کلیدی مشابه نیز می تواند در تکمیل پژوهش های آنان کاملا مفید و موثر باشد.
 راهبرد آموزشی

 دانشجویان تنها در صورتی می توانند سوال پژوهشی خود را در مهلت مقرر و به شیوه ای صحیح تنظیم کنند که بجای جستجوی آزاد در اینترنت، جستجوی خود را از طریق بانکهای اطلاعاتی مناسب انجام دهند. بنابراین، اساتید باید از دانشجویان خود بخواهند که از بانکهای اطلاعاتی مورد اشتراک کتابخانه استفاده کنند و مهم تر آن که پیش از شروع جستجو در بانک اطلاعاتی مورد نظر، اقدام به طرح برنامه ای برای پژوهش خود بنمایند تا بتوانند آن را به شیوه دقیق تری انجام دهند. برای اطمینان از تسلط دانشجویان در زمینه جستجو در بانکهای اطلاعاتی، بهتر است از آنان خواسته شود که لیستی از کلیدواژه ها و همچنین مترادف ها و اشکال گوناگون کلمات مرتبط با پژوهش خود را تهیه کنند و پس از آن چند گزاره جستجو برای استفاده در بانکهای اطلاعاتی تنظیم نمایند.
ملزم ساختن دانشجویان به ارائه خلاصه ای از طرح برنامه پژوهشی خود نه تنها موجب می شود که دانشجویان با دیدی انتقادی به فعالیتهای آینده خود بنگرند، بلکه به مدرسان نیز کمک می کند تا از سیر پیشرفت و کسب مهارت دانشجویان در زمینه انجام پژوهش مطلع شوند. به علاوه، موجب می شود دانشجویان به تفکر و تعمق در مورد کلمات، معانی آنها و همچنین ارتباط بین آنها با دیگر کلمات نیز عادت کنند. این مهارتی است که در جریان کار با بانکهای اطلاعاتی گوناگون ضروری بوده و به این ترتیب در مورد دروس دیگر هم قابل تعمیم است.


جستجوی متون
پس از تهیه یک سوال پژوهشی مناسب و تنظیم چند گزاره جستجو که آن سوال را بخوبی توصیف کند، دانشجویان برای جستجو و یافتن اطلاعات در زمینه موضوع تحقیق خود با استفاده از بانکهای اطلاعاتی مورد اشتراک کتابخانه آماده می باشند. با این حال، کتابداران شاغل در این کتابخانه ها اغلب متوجه می شوند که دانشجویان معمولا به سمت بانکهای اطلاعاتی عمومی گرایش دارند که امکان دسترسی آنان را به مقالات کوتاه مجلات و نشریات علمی فراهم می آورد. هر چند که کار با این بانکهای اطلاعاتی بسیار آسان تر است اما در هر حال این بانکها منبع مناسبی برای ارائه اطلاعات تخصصی در یک زمینه موضوعی خاص بشمار نمی روند زیرا این بانکها به نمایه کردن کتابها، مدارک و پایان نامه ها نمی پردازند و تنها تعداد معدودی از مجلات مشخص را پوشش می دهند که در این صورت هم حتی مقالات منتشر شده پیش از دهه 1970 این مجلات را هم نمایه نمی کنند. بنابراین دانشجویان باید با کاربرد ابزار ها و بانکهای اطلاعاتی تخصصی نظیر ERIC (بانک اطلاعات آموزشی وزارت آموزش امریکا) و یا PsycINFO (بانک اطلاعات روانشناسی انجمن روانشناسی امریکا) آشنا شوند.
استفاده توام از بانکهای اطلاعاتی عمومی و تخصصی به دانشجویان امکان می دهد تا در بانکهای اطلاعاتی تمام متن عمومی که می شناسند جستجو کرده و در عین حال با ابزارهای اطلاعات تخصصی که مدارک منتشر شده زیادی را در یک زمینه موضوعی خاص پوشش می دهند نیز آشنا شوند. به این ترتیب، دانشجویان می توانند مدارک و منابع عمومی و علمی را بطور دقیق تری ارزیابی و با یکدیگر مقایسه کنند.
 راهبرد آموزشی
پس از طرح یک بحث کوتاه کلاسی در زمینه تفاوتهای موجود بین مقالات مجلات عمومی و مقالات مجلات تخصصی، دانشجویان می توانند به انجام یک تمرین ساده در زمینه جستجو در دو بانک اطلاعاتی عمومی و تخصصی بپردازند. بطور مثال، این تمرین می تواند در زمینه یافتن یک مقاله از مجله ای در یک بانک اطلاعاتی عمومی و یک مقاله از یک بانک اطلاعاتی تخصصی باشد. پس از مطالعه هر دو مقاله، دانشجویان می توانند متنی در حدود نیم صفحه در مورد ارزیابی و مقایسه این دو مقاله تهیه کنند. در این راستا، توصیه می شود که اساتید مولفه هایی را برای این ارزیابی در اختیار دانشجویان خود قرار دهند، مانند:
-  آیا  هر دو مقاله اطلاعاتی در زمینه مدرک تحصیلی و سمت نویسنده یا نویسندگان در اختیار خواننده قرار می دهند؟
-  آیا منابع مورد استفاده و مشخصات مجلاتی که این مقالات در آنها قرار گرفته اند، معرفی شده است؟
-   مخاطبین دو مقاله چه کسانی هستند؟
-  آیا دیدگاهها و مباحث مطرح شده در این دو مقاله به هر طریق دارای سوگیری و تعصب است؟
-  آیا  اظهارات موجود در هر دو مقاله، مستدل و بر پایه واقعیت اند؟
هدف از طرح این تمرین آن است که دانشجویان به تفکر انتقادی در مورد منابع اطلاعاتی مختلف ترغیب شده و یاد بگیرند که ارزیابی های خود را  بر پایه محتوا، جامعیت و اعتبار منابع اطلاعاتی انجام دهند.
  
نتیجه گیری
سیاستهای آموزشی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفت، فرصتهای مناسبی در اختیار دانشجویان قرار می دهد تا از یک سو منابع اطلاعاتی معتبری را در زمینه تحقیقات خود بیابند و از سوی دیگر، با نحوه ارزیابی یافته های خود نیز آشنا شوند. به این ترتیب، دانشجویان یاد می گیرند که چگونه و از چه منبعی پاسخ سوالات پژوهشی خود را بیابند، منابع و مدارک بازیابی شده را نقد و ارزیابی کنند و سرانجام یک مقاله خوب و ارزشمند تهیه نمایند. این توانائیها یعنی جستجو و یافتن منابع اطلاعاتی مناسب و همچنین ارزیابی منتقدانه نتایج بدست آمده را مهارتهای سواد اطلاعاتی می نامند. مهارتهای سواد اطلاعاتی را می توان با انجام تمرینات منظم مبتنی بر تفکر انتقادی افزایش داد. به عبارت دیگر، دانشجویانی دارای دیدگاهی انتقادی در زمینه های خاص می باشند که می دانند چگونه از منابع اطلاعاتی مربوط به موضوع مورد نظر خود استفاده کنند و در عین حال خصوصیات و اهداف آنها را نیز تشخیص می دهند. در هر حال، توسعه سواد اطلاعاتی دانشجویان در بالا بردن سطح یادگیری آنان نه تنها در کلاس درس که در زندگی روزمره نیز کاملا موثر خواهد بود.
 
پی نوشت ها:
[1] . کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی، اداره اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان


[2] .Teaching Strategies
[3]. Research Skills
[4]. Research Paper
[5]. Subject Encyclopedias
[6]. Online Catalogs
[7]. Interlibrary Loan Services
[8]. Information Literacy
[9]. Research Tools
[10]. Research Question
[11]. General Encyclopedias
[12]. Britannica
[13]. Critical Thinking
[14]. Search Strategy
[15]. Content
[16]. Usability
[17]. Relevance
[18]. Search Statement
[19]. Keywords
[20]. Operator 

 منبع:

Quarton, Barbara, (2003). "Research Skills and the new Undergraduate".  Journal of Instructional Psychology. Vol 30(2). Available at: http://articles.findarticles.com/p/articles/mi_m0FCG/is_2_30/ai_105478980



ارسال شده در: دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385 :: 4:27 بعد از ظهر :: توسط : جواد احمدی
درباره وبلاگ
جواد احمدي هستم
معلم کودکانی مهربان
که خداوند دوستشان دارد...
و دانشجوی کارشناسی
مهندسي پتروشيمي
متولد بهار سال
یکهزار و سیصد و شصت و پنج
این وبلاگ جهت معرفي افتخارآفرینان شهرستان اهر بوده و در رابطه با اطلاعات تاریخی و فرهنگی نواحی مختلف ایران شخصیت های بزرگ ایران زمین،مطالب علمي روز و بالاخره آخرین اختراعات و ابتکارات اینجانب جواد احمدی میباشد.
در ساخت این وبلاگ از اساتید ارجمندم آقایان حق ره ، زامیر و اسلامزاده نهایت تشکر را دارم
امیدوارم این وبلاگ به شما اطلاعات جامعی داده باشد.
نویسندگان وبلاگ:
آقایان
مهندس جواد احمدی
مهندس امیر حضوری
مهندس منوچهر نجفی
مهندس محسن افتخاری
مهندس رضا مکوندی
مهندس وحید نقاشی
پيوندها





Powered by WebGozar