تبليغاتX
تحقیقات یک دانشجو معلم محقق
تحقیقات یک دانشجو معلم محقق
خدایا به ما زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخوریم
بهترين معلمى که در تمام عمرم داشته‌ام...!

بهترين معلمى که در تمام عمرم داشته‌ام...!

 

در روز اول سال تحصيلى، خانم «تامپسون» معلّم کلاس پنجم دبستان، وارد کلاس شد و پس از صحبت‌هاى اوليه، به دانش‌آموزان گفت که همه‌ی آنان را به يک اندازه دوست دارد و فرقى بين‌شان قائل نيست. البته چنين چيزى امکان نداشت. به‌خصوص در مورد پسر کوچکى به نام «تدى استودارد» که خانم «تامپسون» چندان دل‌ِ خوشى از او نداشت. «تدى» سال قبل نيز دانش‌آموز همين کلاس بود. او هميشه لباس‌هاى کثيف به تن داشت، با بچه‌هاى ديگر نمي‌جوشيد و به درسش هم نمي‌رسيد و درواقع ‌دانش‌آموز نامرتبى بود.

سرانجام، خانم معلم تصميم گرفت به پرونده‌ی ‌تحصيلى سال‌هاى قبل او نگاهى بيندازد تا شايد به علت درس‌نخواندنش پي‌ببرد. او با دیدن پرونده‌ی سال‌های قبل متوجه شد که «تدی» در ابتدا دانش‌آموز بسیار باهوش و بااستعدادی بوده ولی در اثر مرگ مادرش، دچار مشکل روحی شده است. او از اين‌که دير به مشکل «تدی» پی‌برده بود، خود را سرزنش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلم بود و همه‌ی دانش‌آموزان هدايايى در کاغذ‌کادوهاى زيبا و نوارهاى رنگارنگ برای او آورده بودند، به‌جز هديه‌ی «تدى» که داخل يک کاغذ معمولى بسته‌بندى شده بود. داخل بسته‌ی او، يک دستبند کهنه که چند نگينش افتاده بود و يک شيشه‌ی عطر که سه‌چهارمش مصرف شده بود، قرارداشت. اين امر باعث خنده‌ی بچه‌ها شد اما خانم «تامپسون» فوراً خنده‌ی آنان را قطع کرد و شروع به تعريف از زيبايى دستبند کرد. سپس آن‌را همان‌جا به‌دست کرد و مقدارى از آن عطر را نيز به خود زد. «تدى» آن روز بعد از پایان ساعت مدرسه، صبر کرد تا خانم «تامپسون» از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و گفت: «شما امروز بوى مادرم را مي‌داديد.»

خانم «تامپسون» از آن روز به بعد، آدم ديگرى شد و در کنار تدريسِ خواندن، نوشتن، رياضيات و علوم، به آموزش «زندگي» و «عشق به هم‌نوع» به بچه‌ها پرداخت و البته توجه ويژه‌اى نيز به «تدى» مي‌کرد. پس از مدتى، ذهن «تدى» دوباره زنده شد. هرقدر خانم «تامپسون» او را بيش‌تر تشويق مي‌کرد، او هم سريع‌تر پاسخ مي‌داد. به‌سرعت، او يکى از با‌هوش‌ترين بچه‌هاى کلاس شد و خانم «تامپسون» با وجودى که به دروغ گفته بود همه را به يک اندازه دوست دارد‌ اما حالا «تدى» دانش‌آموز محبوبش شده بود.

چند سال بعد، يادداشتی از «تدى» به خانم «تامپسون» رسيد. او نوشته بود که دبيرستان را با موفقیت تمام کرده و هم‌چنین افزوده بود که شما بهترين معلمى هستيد که در تمام عمرم داشته‌ام. چهار‌سال بعد از آن، خانم «تامپسون» نامه‌ی ديگرى دريافت کرد که در آن «تدى» نوشته بود به‌زودى از دانشگاه با رتبه‌ی عالى فارغ‌التحصيل مي‌شود و باز هم تأکيد کرده بود که خانم «تامپسون» بهترين معلم دوران زندگي‌اش بوده است. چهار‌سال ديگر هم گذشت و باز نامه‌اى ديگر رسيد. باز هم او خانم «تامپسون» را محبوب‌ترين و بهترين معلم دوران عمرش خطاب کرده بود‌ اما اين‌بار، نام «تدى» در پايان نامه کمى طولاني‌تر شده بود: «دکتر ‌تئودور استودارد»

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه‌ی ديگرى رسيد. «تدى» در اين نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و قصد دارند با هم ازدواج کنند و از خانم «تامپسون» خواهش کرده بود که اگر موافقت کند، در مراسم ازدواج در کليسا در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در‌نظر گرفته مي‌شود، بنشيند. خانم «تامپسون» هم بدون معطلى پذيرفت و ‌‌دستبند مادر «تدى» را با همان جاهاى خالى نگين‌ها به‌دست کرد و علاوه بر آن، يک شيشه از همان عطرى که «تدى» برايش آورده بود را خريد و روز عروسى به خودش زد.

«تدى» وقتى در کليسا، خانم «تامپسون» را ديد، بسیار خوشحال شد و به او گفت‌: «از اين‌که به من اعتماد کرديد و به‌خاطر اين‌که باعث شديد من احساس کنم‌ آدم مهمى هستم‌ و از همه بالاتر به‌خاطر اين‌که به من نشان داديد مي‌توانم تغيير کنم، از شما متشکرم.»

خانم «تامپسون» که اشک در چشم داشت، پاسخ داد: «تدى، تو اشتباه مي‌کنى. اين تو بودى که به من آموختى ‌مي‌توانم تغيير کنم. من قبل از آن روزى که تو بيرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدريس کنم.»

«تدى استودارد» هم‌اکنون در دانشگاه «آيوا» استاد برجسته‌ی پزشکى است و بخش سرطان دانشکده‌ی پزشکى دانشگاه نيز به نام او نام‌گذارى شده است.

 

همين امروز گرمابخش قلب يک‌نفر شويد، وجود فرشته‌ها را باور داشته باشيد‌ و مطمئن باشيد که محبت شما به خودتان باز خواهد گشت.

 

منبع:ماهنامه شادکامی و موفقیت

برگرفته از:روانشناسی و مشاوره



ارسال شده در: شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 :: 7:56 بعد از ظهر :: توسط : جواد احمدی
راهنمای ادامه تحصیل دانشحومعلمان:

 

با عرض سلام خدمت  تمام دانشجومعلمان محترم در سراسر ایران

با توجه به اعلام نتایج کنکور سراسری 87 امید داریم شما نیز یکی از حائزین رتبه های برتر باشید.

در صورت علاقمندی می توانید توصیه های مدیریت این وبلاگ را جهت ادامه تحصیل مطالعه نمایید.

سخن جواد احمدی(دانشجو معلم سابق و دانشجوی فعلی دانشگاه صنعتی سهند تبریز)با برگزیدگان مرحله اول:

با سلام

قبولی شما را در مرحله اول آزمون سراسری 87 صمیمانه تبریک می گویم.

با توجه به اینکه اینجانب قبلا دانشجوی آموزش ریاضی مرکز تربیت معلم علامه امینی تبریز بوده ام و بعد از قبولی از دانشگاه(در رشته مهندسی پتروشیمی) با مشکلان اداری فراوانی جهت ثبت نام  و ادامه تحصیل مواجه شده ام علاقمندم تجربیات هر چند ناچیز خویش را در این زمینه در اختیار شما همکار محترم قرار دهم.

جهت موفقیت در ادامه تحصیل لطفا به مطالب زیر دقت فرمائید:

·         با توجه به اینکه شما دانشجوی متعهد به خدمت می باشید باید رضایت اداره متبوعتان را جهت ادامه تحصیل جلب نمایید و این امر فقط در صورتی ممکن است که شما در رشته های مورد نیاز آموزش و پرورش ادامه تحصیل دهید.در غیر اینصورت با عرض تاسف مجبور به انصراف از تحصیل خواهید شد.(می توانید از رشته های مورد نیاز آموزش و پرورش با مراجعه به کارگزینی اداره متبوعتان آگاهی یابید. )

·         رشته هایی را انتخاب نمایید که از ترم بهمن دانشجو جذب می کنند.چون در صورتی که شما قبولی مهر باشید به دلیل اینکه حکم قطعی استخدامی تان هنوز صادر نشده است نمی توانید از مرخصی بدون حقوق استفاده نمایید و در نهایت قادر به حضور در دانشگاه نخواهید بود.

آگاه باشید که شما سال اول خدمتتان هرگز نمی توانید از مامور به تحصیل استفاده نمایید و تنها راه ادامه تحصیلتان استفاده از مرخصی بدون حقوق از تاریخ 15 بهمن تا اول تیر ماه است.(با توجه به قانون استخدامی کشور این حق شماست-در هر زمان از سال تحصیلی-که به مدت 3 سال و حداکثر 5 سال در صورت ادامه تحصیل از مرخصی بدون حقوق استفاده نمایید.)

·         حتما یک کپی برابر اصل شده توسط آموزش و پرورش از مدارک دیپلم و پیش دانشگاهیتان تهیه نمایید یا در اولین فرصت به اداره متبوعتان رفته و از آنجا در خواست مدارک نمایید(در حل این مشکل حتی رستم دستان هم ناتوان خواهد ماند)به همین دلیل حداقل یک کپی از این مدارک جهت ثبت نام باید به دانشگاه ارائه دهید(ثبت نام شما مشروط خواهد بود.)

·         مدارک مربوطه به نظام وظیفه آقایان هم باید از طرف اداره متبوع تهیه گردد که تهیه آن کار آسانی نخواهد بود.

·         نزدیکترین دانشگاه به محل زندگی یا محل خدمتتان را انتخاب نمایید.

·         در هنگام ثبت نام وقتی مدارک مربوط به اداره رفاه را پر می کنید بنویسید بیکار هستید چون در غیر اینصورت به احتمال قریب به یقین حق استفاده از خوابگاه نخواهید داشت.

·         در هنگام اخذ ماموریت در سال های بعد حتما از مامور تمام وقت استفاده نمایید(به مدت 36 ماه می توانید از مامور به تحصیل استفاده کنید.) زیرا  اکثر همکارانی که از مامور پاره وقت استفاده نموده اند به دلیل کنتاکت زمان کلاس ها در دانشگاه و محل خدمت حداقل یک ترم مشروطی در کارنامه خود دارند.

·         از دادن تعهد های بلند مدت در صورت امکان دوری کنید(فعلا من 22 سال دارم و 20 سال تعهد داده ام که دست و بالم را بسته است.)

·         شما می توانید حداکثر 12-13 واحد عمومی خود را برابر سازی نمایید که جهت انجام این کار شما باید با اخذ نامه ای از اداره متبوعتان به تربیت معلم محل تحصیلتان رفته و کارنامه کلی خود را از آنجا دریافت نمایید که در اینصورت محبور به دادن 5 سال تعهد خواهید شد.

در نهایت برای شما دوست عزیز و همکار محترم آرزوی سلامت،کامیابی و موفقیت می کنم و از شما می خواهم به دو نکته زیر توجه کنید:

1-معلمی عشق است و شغل نیست اگر آن را به عنوان شغل انتخال کرده اید در صورت امکان رهایش کنید.

2-بدانید شما در قبال کودکان معصوم  و نگاه های معصومانه آنان مسئولید و در پیشگاه عدالت خداوندی جوابگو خواهید بود.پس در طول 30 سال خدمتتان به گونه ای عمل کنید که در پیشگاه وجدان خود سربلند باشید.

خدایا به ما زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخوریم.

 

 

توجه:

در صورت داشتن هرگونه سوالی یا نظری در این زمینه در بخش نظرات بصورت خصوصی ثبت نمایید.می توانید آدرس پست الکترونیکی تان را هم برایم بنویسید تا پاسخ ها را برایتان بفرستم.تا آخرین مهلت تحویل برگه های انتخاب رشته هر روز صبح ساعت 10-11 در خدمت عزیزان خواهم بود.به سوالاتی که تا ساعت 10:30 صبح مطرح شده باشند همان روز و در غیر اینصورت روز بعد حتما جواب خواهم داد.

 

با تشکر

مدیریت وبلاگ تحقیقات یک دانشجومعلم محقق

جواد احمدی



ارسال شده در: دوشنبه هفتم مرداد 1387 :: 1:12 قبل از ظهر :: توسط : جواد احمدی
درباره وبلاگ
جواد احمدي هستم
معلم کودکانی مهربان
که خداوند دوستشان دارد...
و دانشجوی کارشناسی
مهندسي پتروشيمي
متولد بهار سال
یکهزار و سیصد و شصت و پنج
این وبلاگ جهت معرفي افتخارآفرینان شهرستان اهر بوده و در رابطه با اطلاعات تاریخی و فرهنگی نواحی مختلف ایران شخصیت های بزرگ ایران زمین،مطالب علمي روز و بالاخره آخرین اختراعات و ابتکارات اینجانب جواد احمدی میباشد.
در ساخت این وبلاگ از اساتید ارجمندم آقایان حق ره ، زامیر و اسلامزاده نهایت تشکر را دارم
امیدوارم این وبلاگ به شما اطلاعات جامعی داده باشد.
نویسندگان وبلاگ:
آقایان
مهندس جواد احمدی
مهندس امیر حضوری
مهندس منوچهر نجفی
مهندس محسن افتخاری
مهندس رضا مکوندی
مهندس وحید نقاشی
پيوندها





Powered by WebGozar