تبليغاتX
تحقیقات یک دانشجو معلم محقق

تحقیقات یک دانشجو معلم محقق

خدایا به ما زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخوریم

گداخت هسته‌اي

انرژي هسته‌ايِ ”پاك“

گداخت هسته‌اي كه (همجوشي يا جوش‌هسته‌اي نيز ناميده مي‌شود) در واقع توليد انرژي است به شيوه‌اي كه در كرة خورشيد انجام مي‌گيرد. اين انديشه ممكن است جنون‌آميز به نظر آيد، اما عملي و امكان‌پذير است؛ يا تقريباً امكان‌پذير است. براي فهم بهتر مسئله بياييد به قلب يك ستاره نگاه كنيم در آنجا چه مي‌بينيم؟ مي‌بينيم كه هسته‌هاي اتمها در قلب ستاره، درهم ادغام مي‌شوند و هسته‌هاي بزرگتري را تشكيل مي‌دهند. اين واكنشي كه ”گداخت“ يا همجوشي هسته‌اي ناميده مي‌شود، همواره با انتشار مقدار عظيمي از گرما و نور همراه است. اگر بتوانيم اين واكنش را كه در خورشيد و ستارگان ديگر به طور عادي انجام‌ مي‌گيرد در كرة‌زمين ايجاد و كنترل كنيم، خواهيم توانست به مقدار عظيمي از انرژي دست يابيم. مشكل اينجاست كه نيرويي به نام ”الكترومغناطيس“ وجود دارد كه اتمها را از هم دور مي‌كند، مانند دو آهنربا كه بخواهند قطب شمال يا قطب جنوب‌شان را به هم بچسبانند.

 

تا سال 2050 بايد منتظر بمانيم

براي آن كه اتمها را وادار كنيم كه بر نيروي الكترومغناطيس غلبه كنند و درهم ادغام شوند، بايد دو شرط لازم را، كه در ستارگان به طور طبيعي وجود دارند، در كرة‌زمين پديد آوريم: تجمع حداكثر اتمها در كوچكترين حجمِ ممكن و ايجاد دمايي به ميزان 50 ميليون درجة سانتي‌گراد! چرا چنين دمايي لازم است؟ چون هر چه دماي يك گاز بالاتر باشد، سرعت عناصر متشكلة آن بيشتر خواهد شد، و بنابراين امكان برخورد اين عناصر نيز بيشتر و در نتيجه امكان همجوشي و ادغام نيز افزايش خواهد يافت.

نخستين شرط لازم، با به دام انداختن اتمها در يك آهنرباي عظيم، به شكل سيب توخالي، تحقق مي‌يابد. (البته از اين اتمها يك الكترون برداشته شده است تا باردار شوند.) [شكل زير] براي تحقق شرط لازم دوم، بايد هم چيز را در يك ”اجاق داراي ميكروموج“ بپزيم. دانشمندان به همجوشي دوتريوم و تريتيوم (دو گونة هيدروژن) در تأسيساتي كه توكاماك (Tokamak) نام دارند، موفق شده‌اند، اما اين همجوشي مدت بسيار كوتاهي دوام داشته، و انرژي‌اي كه براي انجام واكنش مصرف‌‌شده، بيش از انرژي به دست آمده بوده است.

بنابراين توليد انرژي از راه همجوشي هسته‌اي فعلاً نه سودآور است، و نه چندان جاافتاده و عملي است. در واقع پيش از سال 2050 در توليد الكتريسيته از اين طريق توفيق نخواهيم يافت.

اما با وجود همة مشكلات، عده‌اي از دانشمندان به امكان‌پذير بودن توليد انرژي از طريق همجوشي هسته‌اي باور دارند. اگر آنان روزي موفق به مهار اين انرژي شوند، مي‌توان گفت كه بشر راه‌حلي پايدار، مطمئن و نسبتاً پاك براي توليد انرژي پايان‌ناپذير يافته است. مي‌گوييم: پايان‌ناپذير، چون دو اتم دتريوم و تريتيوم به سادگي و با استفاده از آب توليد مي‌شوند؛ مطمئن، چون همجوشي هسته‌اي، برخلاف شكافت هسته‌اي، واكنشي است كه مي‌توان آن را به سهولت‌ متوقف و مهار كرد: كافي است كه شير لوله‌هاي دتريوم و تريتيوم را ببنديم؛ و مي‌گوييم: و انرژي نسبتاً پاك، چون هليوي كه در اين واكنش توليد مي‌شود راديواكتيو نيست و راديواكتيويتة نوترون آزاد شده نيز ظرف پنجاه سال كاهش مي‌يابد: پس با گرفتاري خاص شكافت هسته‌اي و نيروگاه‌هاي هسته‌اي مرسوم و معمول مواجه نخواهيم شد كه نمي‌دانيم با پسماندهاي راديواكتيو آنها تا ميليونها سال بعد، چه بايد بكنيم.

 

 

 

در قلب ”توكاماك“

همجوشي دتريوم و تريتيوم با آزاد شدن مقدار عظيمي گرما همراه است. اين گرما از طريق مدار اوليه بازيابي مي‌شود و به مدار ثانويه انتقال مي‌يابد. سرانجام بخار توليد‌شده در مدار ثانويه است كه توربين را به كار مي‌اندازد.

 

 

دتريوم و تريتيوم در دماي بسيار بالا با هم برخورد مي‌كنند. هسته‌هاي دو اتم در هم مي‌جوشند يا ادغام مي‌شوند، تا يك هستة هليوم پديد آورند. يك نوترون و نيز مقدار بسيار زيادي انرژي هم آزاد مي‌شود

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 1:10 بعد از ظهر  توسط جواد احمدی  | 

تاریخچه رادیولوژی :
کشف اشعه ایکس توسط , ویلهلم کنراد رونتگن و همزمان با آغاز Musculoskeleta Radiology بود. بطوریکه اولین رادیوگرافی از انسان ، از دست خانم Bertha ، همسر رونتگن ، در 22 دسامبر 1895 بعمل آمد . رونتگن دراولین روز سال 1896 گزارشی از تحقیقات اولیه خود و اولین تصویر X-Ray به دانشگاه های اروپا فرستاد که باعث شور و هیجان خاصی شد . در 13 ژانویه در یک نمایش اختصاصی و غیر رسمی دستاورد خود را به نمایش گذاشت.

بعداز اصرارهای زیاد از طرف دانشگاه ها، رونتگن ، در 23 ژانویه 1896 درسالن سخنرانی انستیتو فیزیک Wurzburg درهمان ساختمانی که در 18 نوامبر 1895 اشعه ایکس راکشف کرده بود درمورد کشف خود سخنرانی کرده از دست پرفسور آناتومی آقای von Kolliken ، رادیوگرافی کرد که باعث شد پرفسور، رونتگن را مورد تمجید و ستایش قرار بدهد و پیشــنهاد کــرد که پــدیـده جدید را اشعه رونتگن بنامند. بــنابراین توسط تصویربرداری از دست با استفاده از اشعه ایکس، رشته تخصصی پزشکی رادیولوژی و زیر رشته تخصصی Musculoskeleta Radiology همزمان بوجود آمدند.
بعد ازچندین هفته ازواقعه ، اهمیت کاربرد اشعه X درپزشکی سریعا" آشکار شد و اولین گزارش درمورد آن درمجله Nation در صفحه 101 ،30ژانویه 1896 چاپ نیویورک منتشر شد. اولین اشعه X ازلوله کروکس که دیواره آن شیشه ای بود، تولید می شد که این لوله ها آند نداشتند. اگر چه نتایج شگفت انگیز بود ولی تقریبا" غیر رضایت بخش بودند. درعرض چندین هفته محققان زیادی برای بهبود تکنیک ها وتصاویر حاصل از استخوان ، تلاش و کوشش کردندکه درطول ماههای آخر سال 1896 دو تکنولوژی مهم بوجود آمد. اولی طراحی تیوب توسط Sil Habert Jackson بود که یک صفحة پلاتینیوم را درمرکز لوله کروکس با کاتد خمیده ، قرار دارد. که اشعه های کاتد یک رابر روی یک نقطه کوچک در Target فوکوس می کرد که سریعا" مورد پذیرش همگان قرار گرفت که ازاین تیوب تصاویر شفاف رادیوگرافی حاصل می شد از این نوع تیوب ها در بازار لندن درهمان سال فروخته شد. دومی ، اسکرین های فلوروسنت بود. Thomas A.Edison با سعی در گسترش تکنولوژی اسکرین ، اعتبار زیادی به ان بخشید.
او هزاران کریستال رامورد آزمایش قرار داد و نهایتا" تنگستات کلسیم را پیشنهاد نمود البته بعلت دانه دانه بودن تصاویر که سبب غیر یکنواختی اسکرین می شد سریعا" مورد پذیرش قرار نگرفت . البته دراین زمان افراد زیادی بصورت مستقل روی صفحات اسکرین کارمی کردند. برای مثال فردی که دراثر شلیک توپ مجروح شده است، بااستفاده از تیوب کروکس  و زمان اکسپوژر 20 دقیقه و تصویر با استفاده از اسکرین رادیوگرافی شده است. ( رادیوگرافی ها در دادستانی نیویورک آرشیو شده است )
درماههای اول بعد از کشف اشعه X یک فیلد دامنه دار در سطح بین المللی برای تهیه تصاویر دست بوسیله اشعه ایکس بوجود آمد.علت آن این بود که دستگاههای آن زمان فقط می توانستند از دست تصویر تهیه نمایند وقادر به تهیه تصویر از سایر قسمتهای بدن نبودند. خیلی از افراد قدرتمند و صاحب مقام آرزو داشتند ازدستشان تصویر X-Ray داشته باشند.تصاویردیگری از اشیاء کوچک ، موجوداتی مثل ماهی ها, دوزیستان و پرندگان تهیه شد .البته دراین زمان هنوز تصاویر نرمال و غیر نرمال شناخته نشده بودند. بعد از کشف اشعه X هردو ارگان نظامی و غیر نظامی برای درمان مجرحان Musculoskeletal همکاری می کردند بعنوان مثال بخش درمان ارتش انگلیس درسال 1896 دو دستگاه به همراه هیئت مربوطه به بخش ارتش مصری - سودان در آفریقا، اعزام کرد.  صلیب سرخ جهانی درجنگ ترکیه - یونان در سال 1897 ازدستگاههای رادیولوژی استفاده کرد. و در سال 1898 از 17 دستگاه رادیولوژی در بیمارستان های عمومی و کشتی بیمارستانی ، درجنگ بین آمریکا- اسپانیا، استفاده شد که در بدو شروع جنگ جهانی رادیولوژی هنوز به بلوغ کامل نرسیده بود جنگ باعث شد تا تلاش و کوشش های فراوانی برای تربیت رادیولوژیست بعمل آید و نیز باعث اســتانداردشدن ، قابل دسترس بودن و ایمنی تجهیزات شد و نهــایــتا" مــنجر به گسترش تکنولوژی فلوروســکوپی شــد.
دراواخر 1897 ، ton , Mo مــوفــق به تهیــه یک کلیشـه رادیوگرافی از کل بــدن شد -( Whole Skeleton ) کل زمان تهیه فیلم 30 دقیقه بود که چندین مرحله جهت خنک شدن تیوپ قطع می شد که دراین رادیوگرافی از تیوب فوکوس دار استفاده شد . آقـای Arthur Wolfram Fuchs کارمند Eastmankodak  درسال 1930 بوسیله بکار بردن فیلتر و اسکرین موفق به تهــیه تــصویر Whole - body درمدت زمان 2-1ثانیه شد ولی از Kvp75 و 100 ma = استفاده کرد. درحالیکه اولین تصویر Whole - body توسط مواد رادیواکـتیو در ســال 1970 بوسیله Michael B.D Cooke و Errin Daplam با استفاده از Technetium- 99m - Pertechnetate ضمن بررسی یک مریض که دچار رومـاتــوئــید آرتـریت بـود بوجود آمد .Raymond Damadian درسال 1986 موفق به تهیه تصویر از کل بدن بوسیله MRI شد که کل زمان 4.2 دقیقه و با Thicknet ، 5mm بود .
بعد از ماههای اولیه کشف اشعه X که همراه با تجربیات مجذوب کننده و کاربردی بود بعضی ار کاربران متوجه تغییرات در پوست به سبب کاربرد زیاد اشعه X شدند . این تغییرات پوستی، دردست بوجود آمد چون پـرتـوکاران اولـیه ازدســت بعنــوان وسیله ای برای بخــش میــزان قــدرت نــفوذپــذیری تیــوب استفــاده می کردند. چنــدین نفــر دراوایل جان خود را از دست دادند که یکی از آنها Mihran Krikor kassabian از فیلادلفیا بود که وی یکی از پیشــکسوتان رادیولوژی و فردی محــقق دانشــمند بود که از وی بعنوان اولین شهید رادیـولوژی اسم برده شده است . اولین کتابی که درآن راجع به X-Ray نوشته شـده اسـت در سـال 1896 چاپ شد ه است که دربــاره اســـاس X-Rayو تکنیــک هـای اولیــه آن زمــان بحث شــده اســـت و نــیز دارای چنــدین تصویر از دســت و پــای انســان است . سومین سری انتشارات در فاصـله زمانــی 1910-1900 بوجود آمـد که مــی تــوان گــفت اولین کتابهای textرادیولوژی می باشـندکه برای استفاده پــزشـکانــی که با X-Ray کــار می کردنــد ، منتــشر شــد.

 تاریخچه کوتاهی از اولین دستگاه رادیولوژی
پروفسور حسابی پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران، برای آنکه بتوانند، پدیده های نوین را ، به دانشجویان خود تدریس نمایند، و آنان  را با دست یافته های جدید جهانی، آشنا کنند، اولین دستگاه پرتو  ایکس را در آزمایشگاه دانشسرای عالی (دارالمعلمین وقت)، با ابعاد بسیار کوچک، در سال 1309 هـ ش. راه اندازی نمودند.
به گفته دکتر سیّد محمد حسابی ، ایشان حدود یک سال فقط به امر مطالعه، پژوهش، طراحی و محاسبه این دستگاه پرداختند، و در این زمینه، از پروفسور ژانه، پروفسور میشل، یعنی اساتیدشان در اکول سوپریور دو الکتریسیته (پلی تکنیک فرانسه، که مدرسه مهندسی برق ایشان در پاریس بود)، و نیز از راهنمایی های پروفسور فابری(استاد ایشان در دانشگاه سوربن)، راهنمایی مهمی را دریافت کردند، و حتی آنها هر یک چند قطعه از وسایل مورد نیاز ساخت دستگاه رادیولوژی را، از دانشگاه های خود برای استاد هدیه فرستادند.
ایشان به خاطر می آورند که برای پیچیدن بوبین هایی که در ساخت ترانسفورماتورها برای تولید برق با ولتاژ بالای این دستگاه به کار می رفت  ماهها در تنها تراشکاری  آن روز تهران و با کمترین امکانات و تجهیزات اقدام به ساخت این سیم پیچ ها نمودند.
آقای دکتر حسابی تصمیم به ساخت یک دستگاه رادیولوژی بیمارستانی(کاربردی) در کشور در ابعاد غیر آزمایشگاهی گرفتند.
به همین منظور برادرشان را برای گذراندن یک دوره تخصصی رادیولوژی به مدت یک سال به فرانسه (دانشگاه پاریس) فرستادند.
زیرزمین بیمارستان گوهرشاد که طول آن تقریباً 45 متر و عرض آن تقریباً 4 متر بود برای انجام پروژه ساخت اولین دستگاه رادیولوژی کاربردی بیمارستانی در نظر گرفته شد.
جرقه هایی که بین مقره های به کار رفته در این زیرزمین جهش میکرد به طول تقریبی 70 سانتیمتر و با صدای بسیار زیاد بود که به واسطه وجود ولتاژ بالا بین سیم ها می جهید که از شدت نور و صدای آنها کسی جراًت نمیکرد وارد این زیرزمین شود.

 

برگرفته از وبلاگ مهندسی هسته ای و پرتوپزشکی

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 1:7 بعد از ظهر  توسط جواد احمدی  | 

سخنی با دانشجومعلمان  مراکز تربیت معلم که قصد دارند در کنکور 86 شرکت کنند:

 

با عرض سلام خدمت تمام دانشجومعلمان فعال مراکز تربیت معلم که قصد دارند در کنکور سراسری سال 86 شرکت نمایند.امیدوارم که در کنکور موفق بوده و در رشته دلخواه و از دانشگاه مورد علاقه تان قبول شوید.اما به عنوان یک دانشجو که قبلا دانشجو معلم بودم اجازه می خواهم نکاتی چند خدمت شما عزیزان ارائه نمایم:

  1. اداره آموزش و پرورش منطقه و ناحیه و سازمان و حتی وزارت آموزش و پرورش هم با مقررات بسیار سخت مانع ادامه تحصیل شما دوست عزیز در سال اول خدمتتان خواهند شد.
  2. جهت انتقال مدارک خود از اداره به دانشگاه باید یک تعهد ثبتی حداقل 5 ساله بدهید که در صورت اتمام تحصیلات دو برابر مدت تحصیل که مدت آن هم کمتر از 5 سال نخواهد بود به آن اداره خدمت نمایید.
  3. در سال اول خدمت مرخصی تحصیلی یا مامور تحصیلی به شما داده نخواهد شد پس توصیه می کنم رشته ای را انتخاب کنید که کلاس هایش از ترم دوم شروع شود.
  4. هرگز بصورت ضمن خدمت ادامه تحصیل ندهید چون در آینده بسیار پشیمان خواهید شد.

 نکته:

اگر شما کلاس هایتان از ترم دوم شروع خواهد شد بعد از اینکه حکم استخدام قطعی تان صادر شد حق دارید به عنوان یک کارمند رسمی از مرخصی بدون حقوق استفاده نمایید البته این کار هم همانند گذشتن از هفت خوان رستم است اما ممکن است چون من خودم از این روش استفاده کردم.

نکته:

شما حق دارید در حین سال تحصیلی از مرخصی بدون حقوق استفاده نمایید و اداره متبوع موظف است بجای شما فرد دیگری را بگمارد.

نکته:

برای گرفتن مرخصی بدون حقوق ابتدا باید یک درخواست مرخصی بدون حقوق نوشته و آن را به رئیس یا معاونان ایشان تقدیم کنید تا دستور آن را بنویسند.

بعد نامه را به شعب آموزش رفاه حسابداری حراست و ... ببرید تا آن را تایید نمایند.بعد نامه ای از رفاه دریافت خواهید کرد که در آن نامه از اداره بیمه خواسته شده است که حق بیمه شما را یکجا کسر کند.سپس مبلغی پول (حدود 50000 ریال)به حساب جام اداره بیمه واریز خواهید نمود و بعد فیش واریزی را همراه نامه اداره به اداره بیمه خواهید برد.

در آخر هم یک روز قبل از ترک محل به کارگزینی اداره متبوعتان رفته و حکم جدید خود را دریافت خواهید کرد.

امیدوارم در گذشتن از این هفت خوان موفق بوده باشید و از ترم دوم بدون مشغله فکری مشغول به تحصیل شوید.

با تشکر

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 11:24 قبل از ظهر  توسط جواد احمدی  | 

 

 1 . سياست و حكومت
        با طلوع سپهر اسلام در مكه و گسترش دعوت پيامبر و هجرت به مدينه دولت و حكومت اسلامي به دست پيامبر اعظم (ص) تأسيس گرديد و آن حضرت ، علاوه بر آموزش ، تربيت و تزكية نفوس ، شخصاً عهده دار سرپرستي و رهبري جامعة اسلامي گشت و به ادارة نظام اجتماعي و حكومتي مسلمانان در ابعاد مختلف قضايي ، فرهنگي ، سياسي ، اقتصادي و نظامي پرداخت و با توجه به نقش هدايتي و نظارتي آن گرامي در همه رخدادها و جريانات اسلامي در ابعاد ياد شده و حضور مستقيم ايشان در بسياري از عرصه ها ، بخش عظيمي از سيرة پيامبر اعظم (ص) مربوط به ابعاد سياسي ، اجتماعي و ملكداري آن حضرت مي گردد كه به جهت رعايت اختصار تنها به چند محور آن اشاره مي كنيم .
   

    1 – 1 . مسئوليت پذيري
        از شاخصه هاي برجستة سيرة اجتماعي رسول خدا (ص) در زندگاني پرفراز و نشيب مسئوليت پذيري وي در جايگاه رهبري امت اسلامي است . مسئوليت پذيري آن حضرت دو بعد دارد . بعد نخست و مهم آن ، مسئوليت پذيري در قبال وحي و فرمان الهي است . تابش نور وحي در قلب مقدس و مبارك پيامبر (ص) و تحمل اين مسئوليت سنگين الهي از سوي آن بزرگوار ، منشأ اتصال عالم خلقت و دنياي مادي به سرچشمة غيب و ملكوت گشت و درهاي حقايق عالم غيب و ملكوت در پرتو اين بعد از مسئوليت پذيري آن حضرت بر روي انسانهاي ملكي گشوده شد و آنان را با ملكوت پيوند داد .
    اين سرچشمة بعثت كه در مثل امروزي در قلب مقدس نبي اكرم (ص) جوشيد و جاري شد يك مسير مهمي را دارد . يعني مسئله به همين جا ختم پيدا نمي كند كه از طرف پروردگار حقيقت و نوري در قلب يك انسان ممتاز ، برجسته و استثنايي درخشيد . اين قدم اول و اول كار است . البته مهم ترين ، بخش قضيه هم ، همين است . درخشيدن اين نور در قلب مقدس و مبارك پيغمبر و تحمل مسئوليت وحي از طرف آن بزرگوار همان قسمتي است كه به طور صريح ، عالم خلقت ، عالم وجود انسان و دنياي مادي را به معدن غيب وصل مي كند . حلقة وصل ، اين جاست . اگر چه هميشه بركات الهي در طول اين روندي كه عرض خواهيم كرد ، نسبت به بشر و نسبت به اين راه وجود دارد ، ليكن حلقة وصل در همان لحظة بعثت است ، كه از عالم غيب ، سرچشمة حقايق الهي و سرچشمة بعثت – كه خود اين يك كلمه كافي است – به روح مقدس پيغمبر سرازير و جاري مي شود و بر قلب مقدس پيغمبر مي جوشد .
    بعد ديگر مسئوليت پذيري رسول اعظم (ص) مسئوليت آن گرامي در برابر امت است . او از زماني كه ازسوي خدا عهده دار مسئوليت رهبري امت شد ، به رغم مشكلات ، ناهنجاريها ، تهمتها و آزارهاي فراوان از سوي دشمنان و مخالفتها و كارشكنيهاي گوناگون ، با همة وجود در به انجام رساندن آن كوشيد و با تحمل شكننده ترين تلخيها ، بهترين و كامياب ترين موفقيتها را به دست آورد .
    قرآن كريم در آيات متعدد و با بيانات مختلف روحية مسئوليت پذيري رسول الله (ص) را خيلي زيبا ترسيم كرده ، كه وي چگونه براي هدايت مردم و رشد و تعالي امت شب و روز نمي شناخت و چگونه در پرتو احساس مسئوليت مي كوشيد . مردم را از گرفتاريهاي عقيدتي و اخلاقي بردگي طاغوتها برهاند . تعبيرهايي همچون : « حرص عليكم » ، « بالمؤمنين رؤف رحيم »  ، « ان تحرص علي هداهم »  ، « طه ما انزلنا عليك القرآن لتشقي »  ، « فلعلك باخع نفسك علي آثارهم »  و ... همه بيانگر روح مسئوليت پذيري پيامبر اعظم (ص) در برابر جامعه و مردم است .
    اين سيره و شيوة رسول خدا (ص) در بردارندة بزرگترين پيام به پيروان وي ، به ويژه مسئولان و كارگزاران نظام مقدس جمهوري اسلامي در سطوح و رده هاي مختلف است . به ويژه با اين رويكرد كه انسان مي بيند رسول خدا (ص) با آن همه تلاش و تحمل آنهمه آزار ، انگيزه اي جز كسب رضاي خدا و هدايت مردم ندارد و با صراحت اعلام مي كند كه من در قبال اينهمه كوشش ، چشمداشتي از شما ندارم : « لا اسئلكم عليه اجراً ». و بدين گونه ، هيچ گونه شائبة قدرت طلبي و هواي نفس و منشهاي فردي در تلاشها و مسئوليت پذيري آن حضرت مشاهده نمي شود . تحقق و ترويج چنين شيوه و سيره اي در جامعه ، به ويژه در سطح كارگزاران حكومتي بسيار ضرور و اثرگذار است .
    1 – 2 . رهبري ديني و سياسي
    
    قرآن كريم سيرة انبياي الهي را چنين توصيف مي كند :
    و لقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدوا الله واجتنبوا الطاغوت .
    و در حقيقت در ميان هر امتي فرستاده اي برانگيختيم [ تا بگويد : ] خدا را بپرستيد و از طاغوت [ = فريبگر ] بپرهيزيد .
    در اين آية شريفه پرستش خدا و اجتناب از طاغوت و هر گونه معبود باطلي دو ركن اساسي تعاليم انبياء دانسته شده است . بنابراين ، دعوت به توحيد ( هدايت ديني ) بدون طاغوت زدايي ( رهبري سياسي ) ممكن نيست . بيشترين رنجها و سختهايي كه انبياء متحمل گشتند و بسياري از آنان به ناحق از سوي دشمنانشان كشته شدند : « و يقتلون النبيين بغير حق  » به جهت توأم بودن رهبري ديني و سياسي آنان بود ، و گرنه صرف آموختن مسئله احكام فردي و عبادي به مردم موجب قتل آنان نمي شد .
    شعار « سياست از دين جداست » شعاري استعماري است هدف طرح آن از سوي استعمارگران باز داشتن مسلمانان از دخالت در سرنوشت خويش است وگرنه در تعاليم الهي اسلام بيش از امور عبادي به امور سياسي و اجتماعي مسلمانان پرداخته شده است . سيرة پيامبر اعظم (ص) نسبت به امور خارجي آنان نشان مي دهد كه يكي از مسئوليتهاي بزرگ شخص رسول اكرم (ص) فعاليتها و مبارزات سياسي آن حضرت بوده است ، بنابراين ، مبارزه و فعاليتهاي سياسي بخش مهمي از مسئوليتهاي مذهبي است كه بار آن بر دوش رهبر جامعة اسلامي خواهد بود . به اين بيان ارزشمند امام خميني قدس سره توجه كنيد :
    اگر شما بتوانيد مفهوم مذهب را در فرهنگ اسلامي ما درك و دريافت كنيد ، به روشني خواهيد ديد كه هيچ گونه تناقضي بين رهبري مذهبي و سياسي نيست ؛ بلكه همچنان كه مبارزة سياسي بخشي از وظايف و واجبات ديني و مذهبي است ، رهبري و هدايت كردن مبارزات سياسي گوشه اي از وظايف و واجبات ديني و مذهبي است ، رهبري و هدايت كردن مبارزات سياسي گوشه اي از وظايف و مسئوليتهاي يك رهبر ديني است .
    كافي است شما به زندگي پيامبر بزرگ اسلام (ص) و نيز زندگي امام علي (ع) نگاه كنيد كه هم يك رهبر مذهبي ماست و هم يك رهبري سياسي ، و اين مسئله در فرهنگ شيعه از مسائل بسيار روشن است و هر مسلمان شيعي وظيفة يك رهبر مذهبي و ديني مي داند كه در سرنوشت سياسي و اجتماعي جامعه مستقيماً دخالت كند و هدايت و نقش تعيين كنندة خود را انجام دهد ...
    مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظامهاي حاكم در جامعه بوده است و خود داراي سيستم و نظام خاص اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي است كه براي تمام ابعاد و شئون زندگي فردي و اجتماعي قوانين خاصي وضع دارد و جز آن را براي سعادت جامعه نمي پذيرد .
    مذهب اسلام همزمان با اينكه به انسان مي گويد كه خدا را عبادت كن و چگونه عبادت كن ، به او مي گويد چگونه زندگي كن و روابط خود را با ساير انسانها بايد چگونه تنظيم كني و حتي جامعة اسلامي با ساير جوامع بايد چگونه روابطي را برقرار نمايد . هيچ حركتي و عملي از فرد و يا جامعه نيست مگر اينكه مذهب اسلامي براي آن حكمي مقرر داشته است . بنابراين ، طبيعي است كه مفهوم رهبري ديني و مذهبي بودن ، رهبري علماء مذهبي است در همة شئون جامعه ؛ چون اسلام هدايت جامعه را در همة شئون و ابعاد به عهده گرفته است . پيغمبر اكرم (ص) مبعوث شد كه سياست امت را متكفل باشد .
    حاكميت سياسي پيامبر اكرم (ص)گاه مستقيم و به وسيلة دستوراتي كه حضرت اعلام مي كرد و به مرحلة اجرا مي گذاشت ، اعمال مي گرديد و
    گاه غيرمستقيم و توسط نمايندگان و كارگزاراني كه آن حضرت به مناطق گوناگون اعزام مي كرد . نصب كارگزاران و فرماندهان ، صدور و ابلاغ بخشنامه هاي دولتي براي حاكمان ، عقد پيمانهاي سياسي – امنيتي با طوايف مختلف ، گسيل داشتن نمايندگان تبليغي – سياسي ، اعزام تيمهاي اطلاعاتي – تحقيقاتي ، تقويت بنية دفاعي و نظامي ، سركوب فتنه گران و ... همه نشانگر اهتمام پيامبر اعظم (ص) به فعاليتهاي سياسي – اجتماعي و سيرة آن بزرگوار در اين بعد از زندگي اوست .

    1 –3 . ايجاد يك نظام نمونه و الگو
    
    رسول گرام اسلام در كمتر از يك ربع قرن موفق شد بنا و قاعد‌ة يك نظام عظيم جهاني را بر پا كند كه همچون وجود بي نظير خودش در ميان همة نظامهاي پيشين و پسين الهي و بشري نمونه و الگو باشد ؛ الگو و نمونه اي از حاكميت اسلام براي همة زمانها و دورانهاي تاريخ انسان در هر نقطه اي از جهان .
    اگر فساد و انحراف برخي سردمداران در دوره هاي بعد نبود – كه به نام اسلام سالها بعد از رحمت پيامبر (ص) در ميان مردم حكومت كردند - به يقين آثار و دستاوردهاي حركت رسول خدا (ص) تا قرنهاي متمادي ديگر و شايد تا امروز در سراسر جهان ادامه مي يافت . اكنون پس از گذشت قرنها از ظهور خورشيد اسلام محمدي جلوه و الگوي كوچك آن را در ايران اسلامي و در قالب نظام جمهوري اسلامي مشاهده مي كنيم كه در برابر قدرتهاي بزرگ استكباري ايستاده و در دنيا به عنوان نماد و مظهر اسلام اصيل شناخته مي شود .
    با نگاه به الگوي كامل اسلام كه پيامبر اكرم (ص) آن را عرضه كرد مي توان شاخصهاي يك حكومت الگو را به دست آورد . اين شاخصها براي افراد بشر ، به ويژه مسلمانان ، نشانهايي است كه به وسيلة آنها به راحتي مي توانند نسبت به نظامها و انسانها قضاوت كنند .
    شاخصهاي برجستة نظام پيامبر اعظم (ص) در بيان مقام معظم رهبري مدظله عبارت است از :
    الف . ايمان ، معنويت و عبوديت : انگيزه و نيروي پيش برندة حقيقي در نظام نبوي ، ايماني است كه از سرچشمة دل و فكر مردم مي جوشد و دست و بازو و پا و وجود آنها را در جهت صحيح به حركت در مي آورد و به عبوديت كامل در مقابل پروردگار مي انجامد ؛ يعني عبوديت خدا در كار و عمل فردي ، عبوديت در نماز كه بايد قصد قربت داشته باشد ، تا عبوديت در ساخت جامعه ، در نظام حكومت ، نظام زندگي مردم و مناسبات اجتماعي ميان آنان .
    ب . قسط و عدل : اساس كار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقي به حقدار – بدون هيچ ملاحظه بود ؛ عدالت در قضاوت ، عدالت در برخورداريهاي عمومي – و نه خصوصي – عدالت در اجراي حدود الهي ، عدالت در مناصب و مسئوليت دهي و مسئوليت پذيري . وجود مبارك پيامبر (ص) عدل مطلق و بي اغماض بود . در زمان آن حضرت هيچ كس در جامعة اسلامي از چارچوب عدالت خارج نبود .
    ج . علم و معرفت : در نظام نبوي پاية همه چيز ، دانستن و شناختن و آگاهي و بيداري است . كسي را كوركورانه به سمتي حركت نمي دهند . مردم را با آگاهي و معرفت و قدرت تشخيص به نيروي فعال – نه نيروي منفعل – بدل مي كنند . اين معرفت بود كه به علم اندوزي منتهي شد و جامعة اسلامي را در قرن چهارم هجري به اوج تمدن علمي رساند .
    د . صفا ، اخوت و عاطفه : در نظام نبوي درگيريهاي برخاسته از انگيزه هاي خرافي ، شخصي ، سودطلبي و منفعت جويي مبغوض است و با آن مبارزه مي شود . فضا فضاي صميمت ، اخوت و برادري ، همدلي و محبت و عاطفه است ؛ محبت به خدا ، محبت خدا به مردم : « يحبهم و بحبونه » ، « قل ان كنتم تحبون الله قاتبعوني يحببكم الله »  ، محبت اهل بيت : « قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموه ه في القربي »  محبت به همسر ، فرزندان و هم كشيان .
    ه . صلاح اخلاقي و رفتاري : پيامبر (ص) روي يكايك افراد كار تربيتي و انسان سازي كرد ، انسانهاي مستعد را تزكيه و از مفاسد و رذائل اخلاقي پيراسته و پاك مي كرد و از آنها شخصيتي با اخلاق و مزكي مي ساخت :
    « و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه » .
    و . اقتدار و عزت : جامعه و نظام نبوي ، تو سري خور ، وابسته ، دنباله رو ، و دست حاجت به سوي اين و آن دراز كن نيست . عزيز و مقتدر و تصميم گير است . صلاح خود را كه شناخت ، براي تأمين آن تلاش مي كند و كار خود را پيش مي برد .
    ز . كار و حركت و پيشرفت دائم : در نظام نبوي توقف وجود ندارد ، به طور مرتب ، حركت ، كار و پيشرفت است . اتفاق نمي افتد كه يك زمان بگويند : ديگر تمام شد ؛ حالا بنشينيم استراحت كنيم
           1 – 4 . مشورت
    
    هدف از مشورت ، به كسب آگاهي و مصونيت از خطا و اشتباه محدود نمي شود تا گفته شود معصومان عليهم السلام نيازي به مشورت ندارند . شخصيت دادن به مردم ، آزمايش و شنجش هوش آنها ، رشد فكري افراد ، ايجاد انگيزة بيشتر در مردم براي انجام دادن كار موردنظر ، بهره گيري از تأييد و حمايت آنها و ... همه از اهداف ، آثار و حكمتهايي است كه در مشورت نهفته است و معصومان عليهم السلام و در رأس آنان وجود مبارك پيامبر (ص) در برخي امور اجتماعي ، سياسي و نظامي با ديگران به رايزني مي پرداختند . موارد فراواني از مشورت رسول اكرم (ص) با ياران خود در مسائل اجرايي و حكومتي – كه دستور و نص خاصي از منبع وحي نرسيده بود – در صفحات تاريخ آمده كه فرصت بازگو كردن آنها نيست و تنها به بيان شهيد مطهري در اين باره بسنده مي كنيم .
    با اينكه فرمانش ميان اصحاب بي درنگ اجرا مي شد و آنها مكرر مي گفتند : چون به تو ايمان قاطع داريم ، اگر فرمان دهي كه خود را در دريا غرق كنيم و يا در آتش بيفكنيم ، مي كنيم . او هرگز به روش مستبدان رفتار نمي كرد . در كارهايي كه از طرف خدا دستوري نرسيده بود با اصحاب مشورت مي كرد و نظر آنها را محترم مي شمرد و از اين راه به آنان شخصيت مي داد .
    در بدر ، مسئلة اقدام به جنگ ، همچنين تعيين محل اردوگاه و نحوة رفتار با اسراي جنگي را به شور گذاشت . در احد نيز راجع به اينكه شهر مدينه را اردوگاه قرار دهند و يا اردو را به خارج ببرند ، به مشورت پرداخت . در احزاب و در تبوك نيز با اصحاب به شور پرداخت .
       
    1 – 5 . مسئوليت دادن به جوانان
    
    انبياء ، به ويژه نبي مكرم اسلام ضمن ارتباط با اقشار گوناگون جامعه به جوانان كه توانمندترين قشر جامعه به شمار مي روند و در نظام حكومتي بيشترين نقش را در ابعاد سياسي ، اجتماعي ، اقتصادي و نظامي دارند ، توجه ويژه اي داشتند . رسول خدا (ص) به جوانان مسئوليت مي داد ، بلكه گاهي مسئوليتهاي بزرگ و حساس را به
آنان مي سپرد و بدين ترتيب زمينة حضور و مشاركت آنان را در پستها و مسئوليتهاي گوناگون اجتماعي فراهم مي ساخت ، به عنوان نمونه :
    رسول خدا (ص) پيش از هجرت به مدينه ، « مصعب بن عمير » جوان را در يك مأموريت تبليغي – آموزشي به يثرب فرستاد . همين جوان در جنگهاي بدر و احد از فرماندهان و پرچمداران جبهة حق بود كه با حماسه آفريني در جنگ احد به شهادت رسيد .
    
    « عتاب بن اسيد » بيست و يك ساله پس از فتح مكه از سوي آن حضرت به عنون والي اين شهر گمارده شد ؛ در حالي كه در ميان صحابه افراد مسن تر از ايشان فراوان بود . همچنين رسول خدا (ص) « معاذ بن جبل » بيست و شش ساله را به سمت مبلغ ديني و پاسخگوي مسائل شرعي اهالي مكه منصوب كرد . نيز « عمرو بن جزم » هفده ساله را امارت نجران برگزيد . انتخاب « اسامه بن زيد » هيجده ساله به فرماندهي لشكري كه براي رويارويي با روميان بسيج شده بود ، نمونة ديگري از سيرة جوانگرايي پيامبر اعظم (ص) است . و از همة مهم تر واگذاري مسئوليتهاي مهم تبليغي ، سياسي ، مديريتي و نظامي به علي است كه سن او در آغاز هجرت به مدينه از 23 سال تجاوز نمي كرد .
    واگذاري اين مسئوليتهاي مهم مديريتي و تبليغي به نسل جوان براساس اصل شايسته سالاري و توانمندي اين قشر در ايفاي مسئوليت بود . حضرت در خصوص مسئوليتهاي واگذاري به اميرمؤمنان (ع) گاه به اين نكته تصريح مي كرد . به عنوان نمونه وقتي در جريان غزوه تبوك ، حضرت علي (ع) را به جانشيني خويش در مدينه گمارد ، فرمود : مدينه را جز من يا تو كسي شايسته نيست .
    و يا در جريان ابلاغ پيام برائت براي مشركان مكه در موسم حج ، رسول خدا (ص) با اين سخن كه : « اين پيام را جز مردي از خاندان من نبايد ببرد  » بر شايستگي آن حضرت براي انجام دادن اين مأموريت بزرگ و حساس تصريح كرد .
    مقام معظم رهبري مدظله در بيان اين سيرة نبوي مي فرمايد :
    پيامبر اكرم (ص) دربارة جوانان توصيه كرده است . با جوانان انس گرفته است . از نيروي جوانان براي كارهاي بزرگ استفاده كرده است .
    پيامبر اكرم (ص) نه فقط از كسي مثل علي (ع) ، بلكه در دوران ده سال و چند ماه حكومت خود ، از عنصر جوان و نيروي جوان حداكثر استفاده را كرده است .
    پيامبر اكرم (ص) در يكي از حساس ترين لحظات عمر خود ، مسئوليت بزرگي را به يك جوان هيجده ساله داد . در جنگها خود پيامبر اكرم فرماندهي را عهده دار مي شد ، اما آن وقتي كه پيامبر در آخرين هفته هاي زندگي خود احساس كرد كه از اين عالم خواهد رفت و لشكركشي به سرزمين امپراتوري روم به وسيلة خود او امكان ندارد ، چون كار بسيار بزرگ و دشواري بود ، لازم بود نيرويي براي اين كار برگزيده بشود كه هيچ مانعي نتواند جلوي آن را بگيرد ؛ لذا اين مسئوليت را به يك جوان هيجده ساله داد .
    پيامبر مي توانست يك نفر از اصحاب پنجاه ساله ، شصت ساله و داراي سابقة جنگ و جبهه را بگذارد ، اما يك جوان هيجده ساله را گذاشت و او اسامه بن زيد بود ...
    پيامبر فرماندهي اين سپاه بزرگ و گران را به اين جوان هيجده ساله داد كه همة اصحاب بزرگ و پيرمرد و سرداران سابقه دار پيامبر در آن سپاه عضو بودند ... از نظر پيامبر نيروي جوان اين قدر حائز اهميت است .
    ما امروز در كشورمان « اسامه بن زيد » هاي زيادي داريم ... كه حاضرند در همة ميدانهاي فعال – در ميدان درس ، در ميدان سياست ، در ميدان فعاليتهاي اجتماعي ، در ميدان مشاركتهاي گوناگون – براي فقرزدايي ، براي سازندگي و در هر صحنه عرصه اي كه براي آنها برنامه ريزي بشود و امكان داده بشود شركت كنند اين موقعيت بسيار مهمي براي اين كشور است .

منابع و مآخذ:

1. بيانات مقام معظم رهبري مدظله در مورخ 19/9/1375 ( پيامبر اعظم (ص) ، ص 46 -47 )

2.توبه ، آيه 128 .

3.نحل  ، آيه 37 .

4. طه  ، آيه 1 .

5.كهف  ، آيه 6 .
6.شوري  ، آيه 23 .

7. نحل ، آيه 36 .
8. بقره  ، آيه 61 .

9.صحيفه نور ، ج 4 ، ص 167 .

10 . همان ، ج 13 ، ص 217 .
 11.مائده  ، آيه 54 .
12.آل عمران ، آيه 31 .
13.  شوروي  ، آيه 23 .
14 . جمعه  ، آيه 2 .
15. پيامبر اعظم ( ص ) ، ص 86 – 87 و 95 – 96 .
16. ر . ك : اسد الغابه ، ج 4 ، ص 368 ، 369 .
17  . سيره حلبي ، ج 3 ، ص 59 و اسد الغابه ، ج 3 ، ص 358 .
18 . اسدالغابه ، ج 4 ، ص 98 – 99 .
19 . همان ، ج 1 ، ص 64 – 65 .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 11:19 قبل از ظهر  توسط جواد احمدی  |