تبليغاتX
تحقیقات یک دانشجو معلم محقق
تحقیقات یک دانشجو معلم محقق
خدایا به ما زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخوریم
سيره نبوى و گسترش سريع اسلام

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لله رب العالمين بارى الخلائق اجمعين و الصلاة و السلام علىعبدالله و رسوله و حبيبه و صفيه و حافظ سره و مبلغ رسالاته , سيدنا ونبينا و مولانا ابى القاسم محمد ( ص ) و آله الطيبين الطاهرين المعصومين .

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم : فبما رحمة من الله لنت لهم , و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا منحولك فاعف عنهم , و استغفر لهم , و شاورهم فى الامر , فاذا عزمت فتوكلعلى الله (1) .
مسئله گسترش سريع اسلام يكى از مسائل مهم تاريخى جهان است كه دربارهعلل آن بحث و گفتگو مى شود . البته مسيحيت و تا اندازه اى دين بودا هم ازاديانى هستند كه در جهان گسترش يافته اند , مخصوصا مسيحيت كه مهد وسرزمينش بيت المقدس است ولى در غرب جهان بيش از شرق جهان گسترشيافته است . همچنانكه مى دانيم اكثريت مردم اروپا و آمريكا مسيحى هستند گواينكه مسيحى بودن آنها اخيرا بيشتر جنبه اسلامى دارد نه رسمى و واقعى , ولى بالاخره منطقه آنها منطقه مسيحيت شمرده مى شود . دين بودا همدينى است كه ظهورش در هند بوده است . بودا در هند ظهور كرد ولى گسترشدين او بيشتر در خارج هند مثلا در ژاپن و چين است و البته در خود هند همپيروانى دارد . دين يهود دينى است قومى و نژادى , محدود , و از يك قومو نژاد خارج نشده است . دين زردشت هم تقريبا دينى است محلى كه در داخلايران ظهور كرد و حتى نتوانست همه مردم ايران را اقناع بكند , و به هرحال پا از ايران بيرون نگذاشت و اگر امروز مى بينيم زردشتيهايى در هندهستند كه به نام پارسيان هند معروفند , آنها هندى نيستند بلكه زردشتيهاىايرانى هستند كه از ايران به هند مهاجرت كرده اند , و همينها كه از ايرانبه هند مهاجرت كرده اند نتوانسته اند يك هسته زنده اى را تشكيل بدهند ودين زردشت را در ميان ديگران گسترش بدهند .


اسلام از آن جهت كه از سرزمين خودش خارج شد و افقهاى ديگرى را گشودمانند مسيحيت است . اسلام در جزيرة العرب ظهور كرد و امروز ما مى بينيمكه در آسيا , آفريقا , اروپا , آمريكا و در ميان نژادهاى مختلف دنياپيروانى دارد و حتى عدد مسلمين گواينكه مسيحيها كوشش مى كنند كمتر ازآنچه كه هست نشان بدهند و اغلب كتابهاى ما آمارشان را از فرنگيهامى گرفتند ولى طبق تحقيقى كه در اين زمينه به عمل آمده شايد از عددمسيحيان بيشتر باشد و كمتر نباشد . ولى در اسلام يك خصوصيتى هست از نظرگسترش كه در مسيحيت نيست و آن مسئله سرعت گسترش اسلام است . مسيحيت خيلى كند پيشروى كرده است ولى اسلام فوق العاده سريع پيشروى كرده است چهدر سرزمين عربستان وچه در خارج عربستان , چه در آسيا , چه در آفريقا و چه در جاهاى ديگر .اين مسئله مطرح است كه چرا اسلام اين اندازه سريع پيشروى كرد ؟ حتىلامارتين شاعر معروف فرانسوى مى گويد : اگر سه چيز را در نظر بگيريم احدىبه پايه پيغمبر اسلام نمى رسد . يكى فقدان وسائل مادى : مردى ظهور مى كند ودعوتى مى كند در حالى كه هيچ نيرو و قدرتى ندارد و حتى نزديكترين افرادشو خاندان خودش با او به دشمنى بر مى خيزند , تك ظهور مى كند , هيچ همكارو همدستى ندارد , از خودش شروع مى شود , همسرش به او ايمان مىآورد ,طفلى كه در خانه هست و پسر عموى اوست على ( ع ) ايمان مىآورد , تدريجاافراد ديگر ايمان مىآورند آن هم در چه سختيها و مشقتها ! و ديگر , سرعت پيشرفت يا عامل زمان , و سوم بزرگى هدف . اگر اهميت هدف را با فقدانوسائل و با سرعتى كه با اين فقدان وسائل به آن هدف رسيده است در نظربگيريم , پيغمبر اسلام به گفته لامارتين و درست مى گويد در دنيا شبيه ونظير ندارد . مسيحيت اگر در دنيا نفوذ و پيشرفتى پيدا كرد , بعد از چندصد سال كه از رفع مسيح گذشته بود تا اندازه اى در جهان جايى براى خود پيداكرد . راجع به علل پيشرفت سريع اسلام , ما به تناسب بحث خودمان كه بحث در سيره نبوى است سخن مى گوييم . قرآن اين مطلب را توضيح داده است وتاريخ هم همين مطلب را به وضوح تأييد مى كند كه يكى از آن علل و عوامل (سيره نبوى) و روش پيغمبر اكرم يعنى خلق و خوى و رفتار و طرز دعوت وتبليغ پيغمبر اكرم است . البته علل ديگرى هم در كار است . خود قرآن كهمعجزه پيغمبر است , آن زيبائى قرآن , آن عمق قرآن , آن شورانگيزى قرآن ,آن جاذبه قرآن , بدون شك عاملاول است . عامل اول براى نفوذ و توسعه اسلام در هر جا خود قرآن است ومحتواى قرآن . ولى از قرآن كه صرف نظر بكنيم , شخصيت رسول اكرم , خلق وخوى رسول اكرم , سيره رسول اكرم , طرز رفتار رسول اكرم , نوع رهبرى ومديريت رسول اكرم عامل دوم نفوذ و توسعه اسلام است و حتى بعد از وفات پيغمبر اكرم هم تاريخ زندگى پيغمبر اكرم يعنى سيره او كه بعد در تاريخنقل شده است - خود اين سيره تاريخى - عامل بزرگى بوده است براى پيشرفت اسلام . آيه اى كه در ابتداى سخنم تلاوت كردم مى فرمايد :

فبما رحمة من الله لنت لهم

. خدا به پيغمبرش خطاب مى كند : اى پيامبر گرامى ! به موجب رحمت الهىبه تو , در پرتو لطف خدا تو نسبت به مسلمين اخلاق لين و نرم و بسيارملايمى دارى , نرمش دارى , ملايم هستى , روحيه تو روحيه اى است كه بامسلمين هميشه در حال ملايمت و حلم و بردبارى و حسن خلق و حسن رفتار وتحمل و عفو و امثال اينها هستى .
و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك.

اگر اين خلق و خوى تو نبود , اگر به جاى اين اخلاق نرم و ملايم , اخلاقخشن و درشتى داشتى مسلمانان از دور تو پراكنده مى شدند , يعنى اين اخلاق توخود يك عاملى است براى جذب مسلمين . اين خودش نشان مى دهد كه رهبر ,مدير و آنكه مردم را به اسلام دعوت مى كند و مى خواند يكى از شرائطش ايناست كه در اخلاق شخصى و فردى نرم و ملايم باشد . در اينجا توضيحاتى بايد بدهم كهجواب بعضى از سؤالاتى كه در ذهنها پيدا مى شود داده بشود .

نرمش در مسائل شخصى و صلابت در مسائل اصولى

اينكه عرض مى كنيم پيغمبر ملايم بود و بايد يك رهبر ملايم باشد , مقصوداين است كه پيغمبر در مسائل فردى و شخصى نرم و ملايم بود نه در مسائلاصولى و كلى . در آنجا پيغمبر صد درصد صلابت داشت يعنى انعطاف ناپذيربود . يكوقت كسى رفتار بدى مى كرد راجع به شخص پيغمبر , مثلا اهانت مى كرد به شخص پيغمبر . اين , مسئله اى بود مربوط به شخص خودش , ويكوقت كسى قانون اسلام را نقض مى كرد , مثلا دزدى مى كرد . آيا اينكهمى گوئيم پيغمبر نرم بود مقصود چيست ؟ آيا يعنى اگر كسى شرب خمر مى كردپيغمبر مى گفت مهم نيست , تازيانه به او نزنيد , مجازاتش نكنيد ؟ ! آنديگر مربوط به شخص پيغمبر نبود , مربوط به قانون اسلام بود . آيا اگر كسىدزدى مى كرد باز پيغمبر مى گفت مهم نيست , لازم نيست مجازات بشود ؟ ابدا. پيغمبر در سلوك فردى و در امور شخصى نرم و ملايم بود ولى در تعهدها ومسؤوليتهاى اجتماعى نهايت درجه صلابت داشت . مثالى عرض مى كنم :
شخصى مىآيد در كوچه جلوى پيغمبر را مى گيرد , مدعى مى شود كه من از توطلب كارم , طلب مرا الان بايد بدهى . پيغمبر مى گويد اولا تو از من طلبكارنيستى و بيخود دارى ادعا مى كنى , و ثانيا الان پول همراهم نيست , اجازه بده بروم . مى گويد يك قدم نمى گذارمآن طرف بروى . ( پيغمبر هم مى خواهد برود براى نماز شركت كند ) همين جابايد پول من را بدهى و دين مرا بپردازى . هر چه پيغمبر با او نرمش نشانمى دهد او بيشتر خشونت مى ورزد تا آنجا كه با پيغمبر گلاويز مى شود و رداىپيغمبر را لوله مى كند , دور گردن ايشان مى پيچد و مى كشد كه اثر قرمزيش درگردن پيغمبر ظاهر مى شود . مسلمين مىآيند كه چرا پيغمبر دير كرد , مى بينند يك يهودى چنين ادعايى دارد . مى خواهند خشونت كنند , پيغمبر مى گويد كارىنداشته باشيد من خودم مى دانم با رفيقم چه بكنم . آنقدر نرمش نشان مى دهدكه يهودى همان جا مى گويد : اشهد ان لا اله الا الله و اشهد انك رسول الله و مى گويد تو با چنين قدرتى كه دارى اينهمه تحمل نشان مى دهى ؟ ! اين تحمل , تحمل يك فرد عادى نيست , پيغمبرانه است .

ظاهرا در فتح مكه است : زنى از اشراف قريش دزدى كرده است . به حكمقانون اسلام دست دزد بايد بريده شود . وقتى قضيه ثابت و مسلم شد و زناقرار كرد كه دزدى كرده ام , مى بايست حكم درباره او اجرا مى شد . اينجابود كه توصيه ها و وساطتها شروع شد . يكى گفت : يا رسول الله ! اگر مى شوداز مجازات صرف نظر كنيد , اين زن دختر فلان شخص است كه مى دانيد چقدرمحترم است , آبروى يك فاميل محترم از بين مى رود . پدرش آمد , برادرشآمد , ديگرى آمد كه آبروى يك فاميل محترم از بين مى رود . هر چه گفتند ,فرمود : محال ممتنع است , آيا مى گوئيد من قانون اسلام را معطل كنم ؟ !اگر همين زن يك زن بى كس مى بود و وابسته بهيك فاميل اشرافى نمى بود همه شما مى گفتيد بله دزد است بايد مجازات بشود. آفتابه دزد مجازات بشود , يك فقير كه به علت فقرش مثلا دزدى كردهمجازات بشود , ولى اين زن به دليل اينكه وابسته به اشراف قريش است وبه قول شما آبروى يك فاميل اشرافى از بين مى رود مجازات نشود ؟ ! قانونخدا تعطيل بردار نيست . ابدا شفاعتها و وساطتها را نپذيرفت .
پس پيغمبر در مسائل اصولى هرگز نرمش نشان نمى داد در حالى كه در مسائلشخصى فوق العاده نرم و مهربان بود , و فوق العاده عفو داشت و با گذشت بود . پس اينها با يكديگر اشتباه نشود .

على عليه السلام در مسائل فردى و شخصى , در نهايت درجه نرم و مهربان وخوشروست , ولى در مسائل اصولى يك ذره انعطاف نمى پذيرد . دو نمونه رابه عنوان دليل ذكر مى كنم . على مردى بود بشاش برخلاف مقدس مابهاى ما كههميشه از مردم ديگر بهاى مقدسى مى خواهند , هميشه چهره هاى عبوس و اخمهاىدرهم كشيده دارند و هيچ وقت حاضر نيستند يك تبسم به لبشان بايد , گويىلازمه قدس و تقوا عبوس بودن است . گفت :

صبا از من بگو يار عبوسا قمطريرا را

نمى چسبى به دل زحمت مده صمغ وكتيرا را

چرا بايد اينجور بود و حال آنكه : المؤمن بشره فى وجهه و حزنه فىقلبه ( 2 ) مؤمن بشاشتش در چهره اش است و اندوهش در دلش . مؤمناندوه خودش را در هر موردى : اندوه دنيا , اندوه آخرت , مربوط به زندگى فردى , مربوط به عالم آخرت , هر چه هست - در دلش نگه مى دارد ووقتى با مردم مواجه مى شود شادى اش را در چهره اش ظاهر مى كند . على عليهالسلام هميشه با مردم با بشاشت و با چهره بشاش روبرو مى شد مثل خودپيغمبر . على با مردم مزاح مى كرد . مادام كه به حد باطل نرسد , همچنانكهپيغمبر مزاج مى كرد . رنود مولا يگانه عيبى كه به على گرفتند براى خلافت (عيب واقعى كه نمى توانستند بگيرند ) اين بود كه گفتند : عيب على ايناست كه خنده روست و مزاح مى كند , مردى بايد خليفه بشود كه عبوس باشد ومردم از او بترسند , وقتى به او نگاه مى كنند بى جهت هم شده از او بترسند. پس چرا پيغمبر اينجور نبود ؟ خدا كه درباره پيغمبر مى فرمايد :

فبما رحمة من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا منحولك .
اگر تو آدم تندخو و خشن و سنگدلى مى بودى , نمى توانستى مسلمين را جذب كنى و مسلمين از دور تو مى رفتند . پس سبك و متود و روش و منطقى كهاسلام در رهبرى و مديريت مى پسندد لين بودن و نرم بودن و خوشخو بودن وجذب كردن است نه عبوس بودن و خشن بودن آن طور كه على عليه السلامدرباره خليفه دوم مى فرمايد :

فصيرها فى حوزة خشناء يغلظ كلمها و يخشن مسها و يكثر العثار فيها والاعتذار منها ( 3 ) .
ابوبكر خلافت را به شخصى داد داراى طبيعت و روحىخشن , مردم از او مى ترسيدند , عبوس ( مثل مقدسهاى ما ) و خشن كه ابنعباس مى گفت فلان مسئله را تا عمر زنده بود جرأت نكردم طرح كنم و گفتم :درة عمر اهيب من سيف حجاج تازيانه عمر هيبتش از شمشير حجاج بيشتر است . چرا بايد اينجور باشد ؟ ! على در مسائل شخصى خوشخو و خنده رو بود و مزاحمى كرد ولى در مسائل اصولى انعطاف ناپذير بود . برادرش عقيل چ ند روزبچه هايش را مخصوصا گرسنه نگه مى دارد , مى خواهد صحنه بسازد , آنچنان اينطفلكها را گرسنگى مى دهد كه چهره آنها از گرسنگى تيره مى شود كالعظلم
( 4 )بعد على را دعوت مى كند و به او مى گويد اين بچه هاى گرسنه برادرت را ببين, قرض دارم , گرسنه هستم , چيزى ندارم , به من كمك كن . مى فرمايد : (بسيار خوب , از حقوق خودم از بيت المال به تو مى دهم) . برادر جان !همه حقوق تو چه هست ؟ ! چقدرش خرج تو بشود و چقدرش به من برسد ؟ !دستور بده از بيت المال بدهند . على ( ع ) دستور مى دهد آهنى را داغ وقرمز مى كنند و جلوى عقيل كه كور بود مى گذارند و مى فرمايد : برادر ! بردار. عقيل خيال كرد كيسه پول است . تا دستش را دراز كرد سوخت . خود عقيلمى گويد مثل يك گاو ناله كردم . تا ناله كرد فرمود :

ثكلتك الثواكل يا عقيل اتئن من حديدة احميها انسانها للعبه و تجرنىالى نار سجرها جبارها لغضبه ( 5 ) .

همان على يى كه در مسائل شخصى و فردى اينقدر نرم است , در مسائل اصولى, در آنچه كه مربوط به مقررات الهى و حقوق اجتماعى است تا اين اندازهصلابت دارد , و همان عمر كه در مسائل شخصى اينهمه خشونت داشت و با زنشبا خشونت رفتار مى كرد , با پسرش با خشونت رفتار مى كرد , با معاشرانشبا خشونت رفتار مى كرد , در مسائل اصولى تا حد زيادى نرمش نشان مى داد .مسئله تبعيض در بيت المال از عمر شروع شد , كه سهام مسلمين را بهتفاوت بدهند براساس يك نوع مصلحت بينى ها و سياستبازيها , يعنى برخلاف سيره پيغمبر . در مسائل اصولى انعطاف داشتند و در مسائل فردى خشونت , وحال آنكه پيغمبر و على در مسائل فردى نرم بودند و در مسائل اصولى باصلابت . قرآن مى فرمايد فبما رحمة من الله لنت لهمبه موجب لطف پروردگار , تو رفتار شخصى و فرديت با مسلمين رفتار ملايم است و به همينجهت مسلمين را جذب كرده اى , و اگر تو آدم خشن و قسى القلبى مى بودىمسلمين از دور تو پراكنده مى شدند .فاعف عنهم گذشت داشته باش ,عفو كن , بگذر . ( خود عفو داشتن از شؤون نرمى است )و استغفر لهم براى مسلمين استغفار و طلب مغفرت كن , لغزشى مى كنند مىآيند پيش توبرايشان دعا و طلب و مغفرت كن . آنچنان كه پيغمبر با مسلمين اخلاق نرمىداشت كه عجيب بود . فريفتگى و شيفتگى مسلمين نسبت به پيغمبر فوقالعاده است . آنچنان پيغمبر اكرم با مسلمين يگانه است كه مثلا زنى كهبچه اش متولد شده بود مى دويد : يا رسول الله دلم مى خواهد به گوش اين بچهمن اذان و اقامه بگويى, يا ديگرى بچه يكساله اش را مىآورد: يا رسول الله!دلم مى خواهد اين بچه مرا مقدارى روى زانوى خودتبنشانى و به او نگاه بكنى تا تبرك بشود , يا به بچه ام دعا بكنى ,مى فرمود : بسيار خوب . حديث دارد , شيعه و سنى روايت كرده اند كه گاهىاتفاق مى افتاد بچه در دامن پيغمبر ادرار مى كرد . تا او ادرارش شروع مى شد, پدر و مادرها ناراحت و عصبانى مى دويدند كه بچه را از بغل پيغمبربگيرند . مى فرمود : لا تزرموااين كار نكنيد , بچه است , ادرارشگرفته است , كارى نكنيد ادرار بچه قطع بشود كه موجب بيمارى مى شود , واين مسئله اى است كه در طب و روانشناسى امروز ثابت شده كه اين كاربسيار اشتباه است : گاهى پدر و مادرهايى بچه شان را در جايى نشانده اند ,اين بچه ادرار مى كند , براى اينكه جلوى ادرار بچه را بگيرند فورا او رابا عصبانيت پرت مى كنند آن طرف يا به سرش فرياد مى كشند , و بسا هست كه اين بچه يك بيمارى پيدا مى كند كه تا آخر عمر اثرش از بين نمى رود ,چون يك حالت هيجان و گمراهى پيدا مى كند . از نظر بچه ادرار كردن يك امر طبيعى است , بعد مواجه مى شود با عكس العمل شديد پدر يا مادر .طبيعت مى گويد ادرار كن , امر پدر يا مادر مى گويد ادرار نكن , در نتيجهدچار هيجان و اضطراب و آشفتگى روحى مى شود .

تا اين حد پيغمبر اكرم ملايم بود .

مشورت

و شاورهم فى الامر . اين هم از شؤون اخلاق نرم و ملايم پيغمبر بود . قرآن مى گويد پيغمبر ما , عزيز ما ! در كارها با مسلمين مشورت كن .عجبا ! پيغمبر است , نيازى به مشورت ندارد , رهبرى مشورت مى كند كهنياز به مشورت دارد . او نياز به امر مشورت ندارد ولىبراى اينكه اين اصل را پايه گذارى نكند كه بعدها هر كس كه حاكم و رهبرشد , بگويند او مافوق ديگران است , او فقط بايد دستور بدهد ديگرانبايد عمل بكنند و مشورت معنى ندارد , لهذا مشورت مى كرد . على هممشورت مى كرد , پيغمبر هم مشورت مى كرد . آنها نيازى به مشورت نداشتندولى مشورت مى كردند براى اينكه اولا ديگران ياد بگيرند , و ثانيا مشورت كردن شخصيت دادن به همراهان و پيروان است . آن رهبرى كه مشورت نكرده -ولو صد در صد هم يقين داشته باشد - تصميم مى گيرد , اتباع او چه حسمى كنند ؟ مى گويند پس معلوم مى شود ما حكم ابزار را داريم , ابزارى بى روحو بى جان . ولى وقتى خود آنها را در جريان گذاشتيد , روشن كرديد و درتصميم شريك نموديد احساس شخصيت مى كنند و در نتيجه بهتر پيروى مى كنند .

و شاورهم فى الامر فاذا عزمت فتوكل على الله .

اى پيغمبر ! ولى كار مشورتت به آنجا نكشد كه مثل آدمهاى دو دل باشى ,قبل از اينكه تصميم بگيرى مشورت كن , ولى رهبر همين قدر كه تصميم گرفت تصميمش بايد قاطع باشد . بعد از تصميم يكى مى گويد اگر اينجور بكنيم چطوراست ؟ ديگرى مى گويد آنجور بكنيم چطور است ؟ بايد گفت : نه , ديگرتصميم گرفتيم و كار تمام شد . قبل از تصميم مشورت , بعد از تصميمقاطعيت . همين قدر كه تصميم گرفتى , به خدا توكل كن و كار خودت را شروعكن و از خداى متعال هم مدد بخواه . اين مطلب را كه عرض كردم به مناسبت بحث دعوت و تبليغ بود كه يكى از اصول دعوت و تبليغ , رفق و نرمشو ملايمت و پرهيز از هر گونه خشونت و اكراه و اجبار است . خود مسئلهرهبرى و مديريت مسئله مستقلى در سيره نبوى است كه اگر بخواهيم يك سيرهتحليلى بيان كنيم يكى از مسائل آن روش پيغمبر اكرم در مديريت و ادارهجامعه است كه مقدارى به تناسب عرض كردم كه پيغمبر اكرم در مديريتشانچگونه بودند و على عليه السلام هم همانطور , و به هر حال خود بحث و روشپيغمبر در مديريت بحث مستقلى است و ان شاء الله شايد در جلسه ديگرىبحث خودم را درباره سيره نبوى ادامه بدهم و قسمتهاى ديگرى از سيره نبوىرا از جمله درباب رهبرى و مديريت عرض بكنم . فعلا بحث ما در دعوت وتبليغ است .

پرهيز از خشونت در دعوت و تبليغ

دعوت نبايد توأم با خشونت باشد , و به عبارت ديگر دعوت و تبليغنمى تواند توأم با اكراه و اجبار باشد . مسئله اى است كه خيلى مى پرسند :آيا اساس دعوت اسلام بر زور و اجبار است ؟ يعنى ايمان اسلام اساسش براجبار است ؟ اين , چيزى است كه كشيشهاى مسيحى در دنيا روى آن فوقالعاده تبليغ كرده اند . اسم اسلام را گذاشته اند دين شمشير يعنى دينى كه منحصرا از شمشير استفاده مى كند . شك ندارد كه اسلام دين شمشير هم هست واين كمالى است در اسلام نه نقص در اسلام , ولى آنها كه مى گويند ( اسلامدين شمشير) مى خواهند بگويند اسلام در دعوت خودش ابزارى كه به كارمى برد شمشير است , يعنى چنانكه قرآن مى گويد :
ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسن
( 6 ) .
آنها مى خواهند اينجور وانمود كنند كه دستور پيغمبر اسلام اين بوده : ادعبالسيف . حالا كسى نيست بگويد پس چرا قرآن گفته : ادع الى سبيل ربك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالتى هى احسنو در عمل هم پيغمبرچنين بوده است . يك نوع خلط مبحثى مى كنند بعد مى گويند اسلام دين ادعبالسيف است , دعوت و تبليغ كن با شمشير . حتى در بعضى از كتابهايشانبه پيغمبر اكرم اهانت مى كنند , كاريكاتور مردى را مى كشند كه در يك دستش قرآن است و در دست ديگرش شمشير , و بالاى سر افراد ايستاده كه يابايد به اين قرآن ايمان بياورى و يا گردنت را مى زنم . كشيشها از اينكارها در دنيا زياد كرده اند .

مال خديجه و شمشير على ( ع )

اين را هم به شما عرض بكنم : گاهى خود ما مسلمانان حرفهايى مى زنيم كهنه با تاريخ منطبق است و نه با قرآن , با حرفهاى دشمنها منطبق است ,يعنى حرفى را كه يك جنبه اش درست است به گونه اى تعبير مى كنيم كه اسلحهبه دست دشمن مى دهيم , مثل اينكه برخى مى گويند : اسلام با دو چيز پيشرفت , با مال خديجه و شمشير على , يعنى با زر و زور . اگر دينى با زر وزور پيش برود , آنچه دينى مى تواند باشد ؟ ! آيا قرآن در يك جا دارد كه دين اسلام با زر وزور پيش رفت ؟ ! آيا على ( ع ) يك جا گفت كه دين اسلام با زر و زورپيش رفت ؟ ! شك ندارد كه مال خديجه به درد مسلمين خورد , اما آيا مالخديجه صرف دعوت اسلام شد ؟ يعنى خديجه پول زيادى داشت , پول خديجه رابه كسى دادند و گفتند بيا مسلمان شو ؟ آيا يك جا انسان در تاريخ چنينچيزى پيدا مى كند ؟ يا نه , در شرائطى كه مسلمين و پيغمبر اكرم در نهايت درجه سختى و تحت فشار بودند جناب خديجه مال و ثروت خودش را در اختيارپيغمبر گذاشت ولى نه براى اينكه پيغمبر العياذ بالله به كسى رشوه بدهد ,و تاريخ نيز هيچگاه چنين چيزى نشان نمى دهد . اين مال آنقدر هم زياد نبودهو اصلا در آن زمان , ثروت نمى توانسته اينقدر زياد باشد . ثروت خديجه كهزياد بود , نسبت به ثروتى كه در آن روز در آن مناطق بود زياد بود نه درحد ثروت مثلا يكى از ميلياردهاى تهران كه بگوئيم او مثل يكى از سرمايهدارهاى تهران بود . مكه شهر كوچكى بود , البته يك عده تاجر و بازرگانداشت , سرمايه دار هم داشت ولى سرمايه دارهاى مكه مثل سرمايه دارهاىنيشابور مثلا بودند نه مثل سرمايه دارهاى تهران يا اصفهان يا مشهد و ازاين قبيل . پس اگر مال خديجه نبود فقر و تنگدستى شايد مسلمين را از پادر مىآورد . مال خديجه خدمت كرد اما نه خدمت رشوه دادن كه كسى را باپول مسلمان كرده باشد , بلكه خدمت به اين معنى كه مسلمانان گرسنه رانجات داد و مسلمانان با پول خديجه توانستند سد رمقى بكنند .
شمشير على بدون شك به اسلام خدمت كرد و اگر شمشير على نبود سرنوشت اسلام سرنوشت ديگرى بود اما نه اينكه شمشير على رفت بالاى سر كسى ايستاد و گفت يا بايد مسلمان بشوى يا گردنت رامى زنم , بلكه در شرايطى كه شمشير دشمن آمده بود ريشه اسلام را بكند علىبود كه در مقابل دشمن ايستاد . كافى است ما ( بدر) يا ( احد) و يا( خندق) را در نظر بگيريم كه شمشير على در همين موارد به كار رفتهاست . در ( خندق) مسلمين توسط كفار قريش و قبائل همدست آنها احاطهمى شوند , ده هزار نفر مسلح مدينه را احاطه مى كنند , مسلمين در شرايطبسيار سخت اجتماعى و اقتصادى قرار مى گيرند و به حسب ظاهر ديگر راهاميدى براى آنها باقى نمانده است . كار به جايى مى رسد كه عمرو بن عبدودحتى آن خندقى را كه مسلمين به دور خود كشيده اند مى شكافد . البته اين خندقدر تمام دور مدينه نبوده است چون دور مدينه آنقدر كوه است كه خيلىجاهايش احتياجى به خندق ندارد . يك خط موربى بوده است در شمال مدينهدر همان بين راه احد كه مسلمين ميان دو كوه را كندند چون قريش هم ازطرف شمال مدينه آمده بودند و چاره اى نداشتند جز اينكه از آنجا بيايند .مسلمين اين طرف خندق بودند و آنها آن طرف خندق . عمرو بن عبدود نقطهباريكترى را پيدا مى كند , اسب قويى دارد , خود او و چند نفر ديگر از آنخندق مى پرند و مىآيند به اين سو . آنگاه مىآيد در مقابل مسلمين مى ايستد وصداى ( هل من مبارز) ش را بلند مى كند . احدى از مسلمين جرأت نمى كندبيرون بيايد چون شك ندارد كه اگر بيايد با اين مرد مبارزه بكند كشتهمى شود . على بيست و چند ساله از جا بلند مى شود : يا رسول الله به مناجازه بده . فرمود : على جان بنشين . پيغمبر مى خواست اتمام حجت با همهاصحاب كامل بشود . عمرو رفت و جولانى داد , اسبشرا تاخت و آمد دوباره گفت : هل من مبارز ؟ يك نفر جواب نداد . قدرتشرا نداشتند چون مرد فوق العاده اى بود . على از جا بلند شد : يا رسول الله! من ! فرمود بنشين على جان . بار سوم يا چهارم عمرو رجزى خواند كه تااستخوان مسلمين را آتش زد و همه را ناراحت كرد . گفت :

و لقد بححت من النداء بجمعكم هل من مبارز {و وقفت اذ جبن المشجع موقف القرن المناجزان السماحة و الشجا عة فى الفتى خير الغرائز

گفت ديگر خفه شدم از بس گفتم ( هل من مبارز) يك مرد اينجا وجودندارد ؟ ! آهاى مسلمين ! شما كه ادعا مى كنيد كشته هاى شما به بهشت مى روندو كشته هاى ما به جهنم , يك نفر پيدا بشود بيايد يا بكشد و بفرستد بهجهنم و يا كشته بشود و برود به بهشت . على از جا حركت كرد . عمر براىاينكه عذر مسلمين را بخواهد گفت : يا رسول الله اگر كسى بلند نمى شود حقدارد . اين مردى است كه با هزار نفر برابر است , هر كه با او روبروبشود كشته مى شود . كار به جايى مى رسد كه پيغمبر مى فرمايد : برز الاسلامكله الى الشرك كله ( 7) تمام اسلام با تمام كفر روبرو شده است .اينجاست كه على (ع) عمرو بن عبدود را كه از پا در مىآورد اسلام رانجات مى دهد .
پس وقتى مى گوييم اگر شمشير على نبود اسلامى نبود , معنايش اين نيست كه شمشير على آمد به زور مردم را مسلمان كرد . معنايش اين است كه اگرشمشير على در دفاع از اسلام نبود دشمن ريشه اسلام را كنده بود همچنانكه اگرمال خديجه نبود فقر , مسلمين را از پا درآورده بود . اين كجا و آن حرف مفت كجا ؟ !

دفاع از توحيد

اسلام دين شمشير است اما شمشيرش هميشه آماده دفاع است يا از جانمسلمين يا از مال مسلمين يا از سرزمين مسلمين و يا از توحيد اگر به خطرافتاده باشد كه علامه طباطبائى سلمه الله تعالى اين مطلب (دفاع از توحيد)را در تفسير الميزان چه در آيات قتال در سوره بقره و چه در آيه لااكراه فى الدين قد تبين الرشد من الغى عالى بحث كرده اند . بله , اسلاميك مطلب را از آن بشريت مى داند , اسلام هر جا كه توحيد به خطر بيفتدبراى نجات توحيد مى كوشد . چون توحيد عزيزترين حقيقت انسانى است . اينآقايانى كه راجع به آزادى بحث مى كنند نمى دانند كه توحيد لااقل در حدآزادى است اگر بالاتر نباشد و قطعا بالاتر است . اين را من مكرر درمجالس گفته ام : اگر كسى از جان خودش دفاع بكند , آيا اين دفاع را صحيحمى دانيد يا غلط ؟ اگر جان شما مورد حمله قرار گرفت آيا مى گوييد بگذار اوهر كار مى خواهد بكند , من نبايد به زور متوسل شوم , بگذار مرا بكشد ؟ نه. همچنين مى گوئيم اگر ناموس كسى مورد تجاوز واقع شد بايد دفاع بكند ,اگر مال و ثروت كسى مورد تجاوز قرار گرفت بايد دفاع بكند ,اگر سرزمين مردمى مورد تجاوز واقع شد بايد دفاع بكنند . تا اينجا كسىبحث ندارد . مى گويم اگر جان يا مال و يا سرزمين مردمى مظلوم مورد تجاوزظالمى قرار گرفت آيا براى يك شخص سوم شركت در دفاع از مظلوم كارصحيحى است يا نه ؟ نه تنها صحيح است بلكه بالاتر است از وقتى كه ازخودش دفاع مى كند چون اگر انسان از آزادى خودش دفاع بكند از خودش دفاعكرده اما اگر از آزادى ديگرى دفاع بكند آزادى دفاع كرده كه خيلى مقدستراست . اگر يك نفر مثلا از اورپا بلند شود برود به دفاع از ويتناميها وبا آمريكائيها بجنگد شما او را صد درجه بيشتر تقديس مى كنيد از يك ويتنامى , و مى گوييد ببينيد اين چه مرد بزرگى است ! با اينكه خودش درخطر نيست , از مملكت خودش حركت كرده رفته به سرزمين ديگرى براى دفاعاز آزادى ديگران , از جان ديگران , از مال ديگران و از سرزمين ديگران .اين صد درجه بالاتر است . چرا ؟ چون آزادى مقدس است . اگر كسى براىدفاع از علم بجنگد چطور ؟ همين طور است . ( در جايى علم به خطر افتاده ,انسان به دليل اينكه علم كه يكى از مقدسات بشر است به خطر افتاده براىنجات علم بجنگد ) . براى نجات صلح بجنگد چطور ؟ همين طور است . توحيدحقيقتى است كه مال من و شما نيست , مال بشريت است . اسلام اگر در جايىتوحيد به خطر بيفتد - چون توحيد جزء فطرت انسان است و هيچوقت فكر بشراو را به ضد توحيد رهبرى نمى كند بلكه عامل ديگرى دخالت دارد - براىنجات توحيد دستور اقدام مى دهد , ولى اين معنايش اين نيست كه مى خواهدتوحدى را به زور وارد قلب مردم كند بلكه عواملى را كه سبب شده است توحيد از بين برود از بين مى برد , عوامل كه از بين رفت فطرت انسان به سوى توحيد گرايش پيدا مى كند . مثلا وقتى تقاليد, تلقينات , بتخانه ها و بتكده ها و چيزهايى را كه وجود آنها سبب مى شودكه انسان اصلا در توحيد فكر نكند از بين برد فكر مردم آزاد مى شود بهتعبيرى كه قرآن درباره حضرت ابراهيم مى فرمايد . مى گويد ابراهيم در روزىكه مردم از شهر خارج شده و شهر را خلوت كرده بودند و بتكده هم خلوت بودرفت بتها را شكست و تبر را به گردن بزرگترين بتها آويخت . مردم كه شب برگشتند و رفتند نزد بتها براى عرض حاجت و اظهار اخلاص , ديدند بتىوجود ندارد , خرد و خمير شده اند , فقط بت بزرگ وجود دارد با تبر . ظاهرامر حكايت مى كند كه اين بت بزرگ آمده اين كوچكها را زده و از بين برده, ولى فطرت بشر قبول نمى كند . چه كسى چنين كرده است ؟ قالوا : سمعنافتى يذكرهم يقال له ابراهيم سراغ ابراهيم مى روند ا انت فعلت هذابالهتنا يا ابراهيم ؟ ابراهيم تو چنين كردى با محبوبهاى ما ؟قال :بل فعله كبيرهم هذا فاسئلوهم ان كانوا ينطقون اين كار , كار آن بت بزرگ است , بايد از خودشان بپرسيد . گفتند آنها كه نمى توا نند حرف بزنند . گفت اگر نمى توانند حرف بزنند پس چه چيز را پرستش مى كنيد ؟ !قرآن مى گويد : فرجعوا الى انفسهم ( 8 ) اينجا بود كه به خود بازآمدند .

آزادى عقيده

من مكرر اين مطلب را گفته ام : آنهايى كه وارد بتخانه ها مى شوند بهبهانه آزادى عقيده و يك كلمه حرف نمى زنند در واقعاحترام به اسارت مى گزارند . ملكه انگلستان رفت هندوستان , به خاطراحترام به عقايد هندوها اگر خود هندوها از در بتخانه كفشها را مى كندند اواز سر كوچه كفشها را به احترام بتها كند كه بگويند عجب مردمى هستند! چقدر براى عقايد مردم احترام قائلند ! آخر آن عقيده را كه فكر به انساننمى دهد . آن عقيده انعقاد است , تقليد است , تلقين است يعنى زنجيرىاست كه وهم به دست و پاى بشر بسته است . بشر را در اينجور عقايد آزادگذاشتن يعنى زنجيرهاى اوهامى را كه خود بشر به دست و پاى خودش بسته است به همان حال باقى گذاشتن . ولى اين , احترام به اسارت است نه احترام بهآزادى . احترام به آزادى اين است كه با اين عقايد كه فكر نيست بلكهعقيده است يعنى صرفا انعقاد است مبارزه شود . عقيده ممكن است ناشى ازتفكر باشد و ممكن است ناشى از تقليد يا وهم يا تلقين و يا هزاران چيزديگر باشد . عقايدى كه ناشى از عقل و فكر نيست , صرفا انعقاد روحى است يعنى بستگى و زنجير روحى است . اسلام هرگز اجازه نمى دهد يك زنجير بهدست و پاى كسى باشد ولو آن زنجير را خودش با دست مبارك خودش بستهباشد . پس مسئله آزادى عقيده به معنى اعم يك مطلب است , مسئله آزادىفكر و آزادى ايمان به معنى اينكه هر كسى بايد ايمان خودش را از روىتحقيق و فكر به دست بياورد مطلب ديگر . قرآن مى جنگد براى اينكه موانعآزاديهاى اجتماعى و فكرى را از بين ببرد . مى پرسند چرا مسلمين به فلانمملكت هجوم بردند ؟ حتى در زمان خلفا ( من كار ندارم كه كارشان فى حدذاته صحيح بوده يا صحيح نبوده است ) مسلمين كه هجوم بردند نرفتند بهمردم بگويند بايد مسلمان بشويد . حكومتهاىجبارى دست و پاى مردم را به زنجير بسته بودند , مسلمين با حكومتهاجنگيدند ملتها را آزاد كردند . اين دو را با همديگر اشتباه مى كنند .مسلمين اگر با ايران يا روم جنگيدند , با دولتهاى جبار مى جنگيدند كهملتهايى را آزاد كردند و به همين دليل ملتها با شوق و شعف مسلمين راپذيرفتند . چرا تاريخ مى گويد وقتى كه سپاه مسلمين وارد مى شد مردم بادسته هاى گل به استقبالشان مى رفتند ؟ چون آنها را فرشته نجات مى دانستند .اينها را برخى با يكديگر اشتباه مى كنند كه ( عجب ! مسلمين به ايرانحمله كردند . لابد وقتى به ايران حمله كردند به سراغ مردم رفتند و به آنهاگفتند حتما بايد اسلام اختيار بكنيد) . آنها به مردم كار نداشتند , بادولتهاى جبار كار داشتند . دولتها را خرد كردند , بعد مردمى را كههمينقدر شائبه توحيد در آنها بود در ايمانشان آزاد گذاشتند كه اگر مسلمانبشويد عينا مثل ما هستيد و اگر مسلمان نشويد در شرايط ديگرى با شماقرارداد مى بنديم كه آن شرايط را شرايط ذمه مى گويند و شرايط ذمه مسلمينفوق العاده سهل و آسان و ساده بوده است .

پس اصل رفق , نرمى , ملايمت و پرهيز از خشونت و اكراه و اجبار راجعبه خود ايمان ( نه راجع به موانع اجتماعى و فكرى ايمان كه آن حساب ديگرىدارد ) جزء اصول دعوت اسلامى است :

لا اكراه فى الدين قد تبين الرشد من الغى فمن يكفر بالطاغوت و يؤمنبالله فقد استمسك بالعروة الوثقى( 9 ) .

قرآن خلاصه منطقش اين است كه در امر دين اجبارى نيست , براى اينكهحقيقت روشن است , راه هدايت و رشد روشن ,راه غى و ضلالت هم روشن , هر كس مى خواهد اين راه را انتخاب بكند , و هركس مى خواهد آن راه را .
در شأن نزول اين آيه چند چيز نوشته اند كه نزديك يكديگر است و همهمى تواند در آن واحد درست باشد . وقتى كه بنى النظير كه هم پيمان مسلمينبودند خيانت كردند , پيغمبر اكرم دستور به جلاى وطن داد كه از اينجا بايدبيرون برويد . عده اى از فرزندان مسلمين در ميان آنها بودند كه يهودىبودند . حال چرا يهودى بودند ؟ قبل از ظهور اسلام يهوديها فرهنگ وثقافت بالاترى از اعراب حجاز داشتند . اعراب حجاز مردمى بودند فوقالعاده بى سواد و بى اطلاع . يهوديها كه اهل كتاب بودند سواد و معلومات بيشترى داشتند و لهذا فكر خودشان را به آنها تحميل مى كردند . طورى بود كهحتى بت پرستان به اينها عقيده مى ورزيدند . ابن عباس مى گويد در ميان زناناهل مدينه گاهى اتفاق مى افتاد بعضى زنها كه بچه دار نمى شدند نذر مى كردندكه اگر بچه اى پيدا كنند او را بفرستند در ميان يهوديها يهودى بشود . ايناعتقاد را داشتند چون حس مى كردند مذهب آنها از مذهب خودشان كهبت پرستى است بالاتر است . و گاهى بچه هاى شيرخوارشان را مى فرستادند نزديهوديها تا به آنها شير بدهند . آن بچه هايى كه اينها نذر كرده بودنديهودى بشوند بديهى است يهودى مى شدند و مى رفتند در ميان يهوديها .بچه هايى هم كه يهوديها به آنها شير مى دادند قهرا اخلاق يهوديها رامى گرفتند , مادر و برادر و خواهر رضاعى پيدا مى كردند و آشنا مى شدند وبرخى از آنها يهودى مى شدند . به هر حال يك عده بچه يهودى كه پدر ومادرهايشان از انصار و از اوس و خزرج بودند وجود داشتند . وقتى كه قرار شد بنى النضير بروند , مسلمين گفتند ما نمى گذاريم بچه هايمان بروند .عده اى از بچه ها كه به دين يهود بودند گفتند ما با همدينانمان مى رويم .مسئله اى براى مسلمين شد . مسلمين گفتند ما هرگز نمى گذاريم اينهابچه هايمان را با خودشان ببرند و يهودى باقى بمانند , ولى خود بچه ها برخىگفتند ما مى خواهيم با همدينانمان برويم . آمدند خدمت پيغمبر اكرم : يارسول الله ! ما نمى خواهيم بگذاريم بچه هايمان بروند . ( آيه ظاهرا در آنجانازل شد ) پيغمبر اكرم فرمود : اجبارى در كار نيست . بچه هاى شما دلشانمى خواهد , اسلام اختيار بكنند , اگر نمى خواهند , اختيار با خودشان ,مى خواهند بروند بروند , دين امر اجبارى نيست لا اكراه فى الدين قد تبينالرشد من الغى فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروةالوثقىچون طبيعت ايمان اجبار و اكراه و خشونت را به هيچ شكلنمى پذيرد .

فذكر انما انت مذكر 0 لست عليهم بمصيطر 0 الا من تولى و كفر 0فيعذبه الله العذاب الاكبر.

اى پيامبر ! به مردم تذكر بده ( قبلا معنى تذكر را عرض كردم ) مردم رااز خواب غفلت بيدار كن , به مردم بيدارى بده , به مردم آگاهى بده ,مردم را از راه بيدارى و آگاهى شان به سوى دين بخوان . انما انت مذكرتو شأنى غير از مذكر بودن ندارى , تو مصيطر نيستى, يعنى خدا تو را اينجورقرار نداده كه به زور بخواهى كارى بكنى الا من تولى و كفر. آيا ( الا من تولى و كفر) استثناى از ( لست عليهم بمصيطر) است يااستثناى از ( فذكر انما انت مذكر)؟ در تفسير الميزان مى فرمايد ودلايل ذكر مى كند - كه استثناى از ( فذكر انما انت مذكر)است : تذكر بده الا من تولى و كفر مگر افرادى كهتو به آنها تذكر داده اى , با اينكه تذكر داده اى معذلك اعراض كرده اند وديگر تذكر بعد از تذكر فايده ندارد . فيعذبه الله العذاب الاكبر پس خدا او را عذاب مى كند عذاب اكبر كه عذاب جهنم است .

على ( ع ) و رحلت زهرا ( س )

شب آخر است و مخصوصا بايد ذكر مصيبت بشود و طبق معمول و خصوصا باتناسب ايام بايد ذكر مصيبت حضرت زهرا سلام الله عليها بشود .

مصيبت زهرا بر على فوق العاده سخت و دشوار است . حضرت زهرا حالشان مساعد نبود و در بستر بودند . على عليه السلام بالاى سر زهرا نشسته بود .زهرا شروع كرد به سخن گفتن . متواضعانه جمله هايى فرمود كه على عليه السلاماز اين تواضع فوق العاده زهرا رقت كرد و گريست . مضمون تعبير حضرت ايناست : على جان ! دوران زندگى ما دارد به پايان مى رسد , من دارم از دنيامى روم , من در خانه تو هميشه كوشش كرده ام چنين و چنان باشم , امر تو راهميشه اطاعت بكنم , من هرگز امر تو را مخالفت نكردم , و تعبيراتى ازاين قبيل . آنچنان على را متأثر كرد كه فورا زهرا را در آغوش گرفت , سرزهرا را به سينه چسبانيد و گريست : دختر پيغمبر ! تو والاتر از اين سخنان هستى , تو والاتر از اين هستى كه اساسا اين سخنان از سوى تو صحيح باشد كه گفته بشود , يعنى چرا اينقدر تواضع مى كنى ؟ ! من از اين تواضع زياد تو ناراحت مى شوم . محبت فوق العاده اى ميان على وزهرا حكمفرماست كه قابل توصيف نيست , و لهذا مى توانيم بفهميم كه تنهايى على بعد از زهرا با على چه مى كند . فقط چند جمله اى را كه خود مولاىمتقيان على عليه السلام روى قبر زهرا فرمود كه جزء كلمات ايشان در نهجالبلاغه است عرض مى كنم .

زهرا وصيت كرده بود : ( على جان ! خودت مرا غسل بده و تجهيز و دفنكن . شب مرا دفن كن , نمى خواهم كسانى كه به من ظلم كرده اند در تشييع جنازه من شركت كنند) . تاريخ كارش هميشه لوث است . افرادى جنايتىرا مرتكب مى شوند و بعد خودشان در قيافه يك دلسوز ظاهر مى شوند براىاينكه تاريخ را لوث بكنند , عين كارى كه مأمون كرد : امام رضا را شهيدمى كند , بعد خودش بيش از همه مشت به سرش مى زند و فرياد مى كند و مرثيهسرايى مى نمايد , و لهذا تاريخ را در ابهام باقى گذاشته كه عده اىنمى توانند باور كنند كه مأمون بوده است كه امام رضا را شهيد كرده است .اين لوث تاريخ است . زهرا براى اينكه تاريخ لوث نشود فرمود مرا شب دفنكن . لااقل اين علامت استفهام در تاريخ بماند : پيغمبر يك دختر كه بيشترنداشت , چرا بايد اين يك دختر شبانه دفن بشود و چرا بايد قبرش مجهولبماند ؟ ! اين بزرگترين سياستى است كه زهراى مرضيه اعمال كرد كه اين دررا به روى تاريخ باز بگذارد كه بعد از هزار سال هم كه شده بيايند وبگويند :

ولاى الامور تدفن ليلا

بضعة المصطفى و يعفى ثراها

تاريخ بگويد : سبحان الله ! چرا دختر پيغمبر را در شب دفن بكنند ؟ !مگر تشييع جنازه يك امر مستحبى نيست آن هم مستحب مؤكد , و آن هم تشييعجنازه دختر پيغمبر ؟ ! چرا بايد افرادى معدود به او نماز بخوانند ؟ ! وچرا اصلا محل قبرش مجهول بماند و كسى نداند زهرا را در كجا دفن كرده اند ؟!

على زهرا را دفن كرد . زهرا همچنين وصيت كرده بود : على جان ! بعد كهمرا به خاك سپردى و قبر مرا پوشانيدى , لحظه اى روى قبر من بايست و دورنشو كه اين , لحظه اى است كه من به تو نياز دارم . على در آن شب تاريك تمام وصاياى زهرا را مو به مو اجرا مى كند . حالا بر على چه مى گذرد مننمى توانم توصيف بكنم : زهراى خود را با دست خود دفن كند و با دست خودقبر او را بپوشاند , ولى اينقدر مى دانم كه تاريخ مى گويد :

فلما نفض يده من تراب القبر هاج به الحزن(10) .

على قبر زهرا را پوشاند و گرد و خاك لباسهايش را تكان داد . تا آنلحظه مشغول كار بود و اشتغال به يك كار قهرا تا حدى براى انسان انصراف ايجاد مى كند . كارش تمام شد . حالا مى خواهد وصيت زهرا را اجرا كند يعنىبماند . تا به اين مرحله رسيد غمهاى دنيا بر دل على رو آورد . احساسمى كند نياز به درد دل دارد . گاهى على درد دلهاى خودش را با چاه مى گفت , سرش را در چاه فرو مى برد , ولى براى درد دلى كه در زمينه زهرا داردفكر مى كند هيچكس از پيغمبر بهتر نيست , رو مى كند به قبر مقدس پيغمبراكرم :

السلام عليك يا رسول الله عنى و عن ابنتك النازلة فى جوارك والسريعة اللحاق بك قل يا رسول الله عن صفيتك صبرى (11) .

و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم و صلى الله على محمد و آلهالطاهرين .

1- سوره آل عمران , آيه 159 .
2- نهج البلاغه , حكمت 333 .
3- نهج البلاغه , خطبه 3 : شقشقيه .
4-مانند نيل .
5-نهج البلاغه , خطبه . 215 عقيل ! داغديدگان به عزايت بنشينند !آيا از آهنى كه يك انسان از روى بازى و شوخى داغ نموده فرياد مى كنى , ومرا به سوى آتشى مى كشى كه خداوند جبار از روى خشم خود آنرا برافروختهاست ؟ ! .
6 - سوره نحل , آيه 125 .
7 - بحار الانوار , ج 20 , ص 203 .
8 - بحار الانوار , ج 20 , ص 215 .
9 - سوره انبياء , آيات 60 و 62 تا 64 .
10 - بيت الاحزان , ص 155 .



ارسال شده در: پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 :: 11:18 قبل از ظهر :: توسط : جواد احمدی
تاريخچه انرژي هسته اي :

 

تاريخچه انرژي هسته اي :

بحبوحه جنگ جهاني دوم بود: زماني كه ديگر سرنوشت جنگ در گرو ارتش بزرگتر ، تجهيزات بيشتر ،‌ مهمات پيشرفته تر و نه حتي ،‌بمباران ها و كشتارهاي بيشتر ،نبود. آنچه اهميت فوق العاده اي يافته بود ، به ثمر رسيدن تلاش دانشمندان وكشف انرژي هسته اي بود. فيزيكدانان اتمي به رهبري «هايزنبرگ» در آلمان و فيزيكدانان امريكايي به رهبري ((فرمي)) در امريكا براي ايجاد واكنش زنجيره اي  اورانيم  و كنترل آن بدون وقفه تلاش مي كردند.هدف آنها به كارگيري انرژي حاصل در توليد برق بود.

سرانجام در دوم دسامبر 1942 گروه امريكايي توانست واكنش زنجيره اي اورانيم را در رآكتوري در شيكاگو ،‌ انجام دهد. تلاش آنان مبنا و اساس كار رآكتورها در سراسر جهان شد، ولي جنگ افروزان با سو‏ء استفاده از اين انرژي نوين ،فاجعه هيروشيما و ناكازاكي را در تاريخ جهان ثبت كردند.پيدا كردن يك ماده كند كننده خوب،‌مهمترين مشكل در ابتداي پروژه ساخت رآكتور بود.ماده اي كه نوترون هاي حاصل از شكافت اورانيم را كند مي كند ولي جذب نكند . در رقابت بين امريكايي ها و آلماني ها ،اين فيزيكدانان امريكايي بودند كه پيروز شدند، آن هم يك دليل ساده داشت : فيزيكدانان امريكايي با يك شيميدان مشورت كردند، ولي آلماني ها حاضر به قبول چنين ننگي نبودند!؟

آن زمان دو ماده مناسب شناخته شده بود:گرافيت و آب سنگين.

ولي هر كدام يك مشكل داشت ، گرافيت به دليل ناخالصي نوترون ها را جذب مي كرد و آب سنگين هم به ميزان خيلي كم با نسبت يك به 10 هزار در آب معمولي وجود داشت.

نتيجه مشورت امريكايي ها با يك شيميدان به تهيه گرافيت خالص منجر شد.ولي هايزنبرگ در يك كارخانه كه توسط نازي ها در نروژ اشغال شده بود ، به سختي و با كندي آب سنگين جدا مي كرد:چون انگليسي ها به نروژي ها گفته بودندكه تهيه آب سنگين به نفع نازي هاست و آنها تا مي توانستند به بهترين نحو در توليد آب سنگين خرابكاري كردند! پس از جنگ جهاني دوم مشخص شد كه بر خلاف تبليغات نازي ها آنها حتي به انجام اين واكنش نزديك هم نشده بودند.

امريكايي ها براي نخستين بار به طور كاملا سري در صحراي « نوادا » انفجار هسته اي را آزمايش كردند. در جنگ جهاني دوم هم هواپيماي ده تني «دبيلوW» به خلباني سرگرد        « كنراد » بمبي را كه نام آن « Litlle boy » بود در هيروشيماي  ژاپن منفجر كردند كه اين بمب در 8 متري زمين منفجر شد و 120 هزار نفر را جزغاله كرد.

در جنگ جهاني دوم ،‌ رايش سوم به فرماندهي هيتلر به شرق و غرب تاخت و كشورهايي مثل لهستان ، مجارستان ،‌ بلغارستان و را تسخير كرد و حتي بخشهايي از روسيه را به تصرف خود در آورد. بعد از مدتي امريكا وارد جنگ شد اما كماكان ژاپني ها در شرق آسيا فعال بودند. خلبان ژاپني ناوگان امريكا را در « پرل هاربر هوايي » مورد هجوم قرار مي دادند و خود را به ناوهاي امريكايي مي كوبيدند. در اين زمان امريكايي ها و روس ها باهم دائماَ درتماس بودند وكنفرانسي هم با شركت « روز ولت » و « چرچيل » و « استالين » در ايران برگزار كردند. « روز ولت » در آن كنفرانس مطرح كرد: ما سلاحي داريم كه اگر از آن استفاده كنيم مي توانيم شهري را منهدم كنيم.

وقتي « روز ولت » به واشنگتن باز گشت و گزارش سفر را به واشنگتن ارائه داد كارشناسان « سيا » اعلام كردند كه به طور يقين روس ها هم به بمب اتمي دست پيدا كرده اند: چون وقتي « روز ولت » قضيه سلاح را مطرح كرد « استالين » هيچ عكس العملي نشان نداد و معلوم بود برايش تازگي ندارد. او حتي هيچ سوالي درباره اين سلاح نكرد.

در سال 1968 يعني 23 سال پس از جنگ جهاني دوم ، در حالي كه كشورهايي مثل چين و فرانسه و انگليس هم به اين سلاح دست پيدا كرده بودند و بيم آن بود كه كشورهاي ديگر هم به اين سلاح دست پيدا كنند- به عبارت ديگر چند  كشوري كه صاحب اين سلاح بودند و در شوراي امنيت نقش اصلي را  داشتند در هراس بودند كه قدرت انحصاري آنها از بين برود در اين سال جلسه اي تشكيل دادند و پيماني در مجمع عمومي سازمان ملل به تصويب رسانند به اين مضمون : غيراز 5 كشور صاحب صلاح اتمي ( امريكا ، روسيه ، چين ، فرانسه و انگليس ) هيچ كشور ديگري حق ندارد از انرژي اتمي استفاده كند. اين پيمان ، « منع گسترش سلاح هسته اي

» Nuclear Non-proliferation    Treaaty) NPT )نام گرفت. اين پيمان 25 سال اعتبار داشت و بعد از آن بايد تصميم جديدي گرفته مي شد. در سال 1993 اين دوره 25 ساله به اتمام رسيد . بعد از اين 25 سال اين پيمان را به مدت نامحدودي تمديد كردند. يعني براي ابد كشورهاي ديگر از دسترسي به سلاح اتمي محروم شدند . در بند دوم و ماده چهارم اين پيمان آمده است « هيچ يك از مفاد اين پيمان نبايد به گونه اي تفسير شود كه به حقوق هر يك از اعضاي اين پيمان براي توسعه تحقيقات ، توليد و بهره برداري صلح آميز از انرژي هسته اي خلل وارد كند.»

 

تعداد نيروگاه هاي هسته اي در جهان:

امروزه 430 نيروگاه اتمي جهت توليد برق در جهان كار مي كند كه 100نيروگاه جديد نيز در دست اقدام است. از اين تعداد 105 نيروگاه در ايالات متحده امريكا، 60 نيروگاه در فرانسه ، 54 نيروگاه در ژاپن ، 30 نيروگاه در روسيه ، 20 نيروگاه در آلمان و در مغولستان تنها با 7 ميليون جمعيت 7 نيروگاه 1000 مگاواتي در حال فعاليت مي باشد.

در حال حاضر حدود 42 درصد برق اروپا و 32 درصد برق امريكا و در مجموع 16 درصد برق جهان از طريق انرژي هسته اي تامين مي گردد.

غني سازي اورانيم:

بر حسب نظريه  اتمي عنصر عبارت است از : يك جسم  خالص  ساده كه با روشهاي  شيميايي  نمي توان آن  را  تفكيك  كرد .  از  تركيب عناصر  با  يكديگر   ماده    مركب بوجود مي آيد.تعداد عناصر شناخته شده  در  طبيعت  92  عنصر  است.

هيدروژن اولين  و ساده ترين  عنصر و پس از آن هليم  كربن ، ازت ، اكسيژن و 000 فلزات روي ،‌مس ، آهن ، نيكل و 000 و بالاخره آخرين عنصر طبيعي به شماره 92 ، عنصر اورانيم است.بشر توانسته است به طور مصنويي و به كمك واكنش هاي هسته اي در رآكتورهاي اتمي و يا به كمك شتاب دهنده هاي قوي بيش از 20 عنصر ديگر بسازدكه تمام آنها نا پايدارند و عمر كوتاه دارند و به سرعت با انتشار پرتوهايي تخريب مي شوند. اتم هاي يك عنصر از اجتماع ذرات بنيادي به نام پروتون ، نوترون و الكترون تشكيل يافته اند. پروتون بار مثبت و الكترون بار منفي و نوترون فاقد بار است.

تعداد پروتون ها نام  و محل قرارگرفتن عنصر را جدول تناوبي (جدول مندليف) مشخص مي كند. اتم هيدروژن يك پروتون دارد و در خانه شماره 1 جدول و اتم هليم در خانه شماره 2 ،اتم در خانه شماره 11 و 000 و اتم اورانيم در خانه شماره 92 قرار دارد. يعني داراي 92 پروتون است.

ايزوتوپ هاي اورانيم :

تعداد نوترون ها در اتم هاي مختلف يك عنصر همواره يكسان نيست كه براي مشخص كردن آنها از كلمه ايزوتوپ استفاده مي شود.بنابراين اتم هاي مختلف يك عنصر را ايزوتوپ مي گويند. مثلا عنصر هيدروژن سه ايزوتوپ دارد هيدروژن معمولي كه فقط يك پروتون دارد و فاقد نوترون است. هيدروژن  سنگين  يك پروتون و يك نوترون داردكه به آن دوتريم مي گويند و نهايتا تريتيم كه از دو نوترون و يك پروتون تشكيل شده و ناپايدار است و طي زمان تجزيه مي شود.

ايزوتوپ سنگين هيدروژن يعني دوتريم در نيروگاه هاي اتمي كاربرد دارد و از الكتروليز آب بدست مي آيد. در جنگ  دوم جهاني آلماني ها براي ساختن نيروگاه اتمي و تهيه بمب اتمي در سوئد و نروژ مقادير بسيار زيادي آب سنگين تهيه كرده بودند كه انگليسي ها متوجه منظور آلماني ها شده و مخازن و دستگاه هاي الكتروليز آنها را نابود كردند .

غالب عناصر ايزوتوپ دارنداز آن جمله عنصر اورانيوم ، چهار ايزوتوپ دارد كه فقط دو ايزوتوپ آن به علت داشتن نيمه عمر نسبتا بالا در طبيعت و در سنگ معدن يافت مي شود. اين دو ايزوتوپ عبارتند از اورانيم 235 و اورانيوم 238 كه در هر دو 92 پروتون وجود دارد ولي اولي 143 و دومي 146 نوترون دارد. اختلاف اين دو فقط وجود 3 نوترون اضافي در ايزوتوپ سنگين است ولي از نظر خواص شيميايي اين دو ايزوتوپ كاملا يكسان هستند و براي جدا سازي آنها از يكديگر حتما بايد از خواص فيزيكي آنها يعني اختلاف چگالي ايزوتوپ ها استفاده كرد. ايزوتوپ اورانيم 235 شكست پذير است و در نيروگاه هاي اتمي از اين خاصيت استفاده مي شود و حرارت ايجاد شده در اثر اين شكست را تبديل به انرژي الكتريكي مي نمايند. در واقع ورود يك نوترون به درون هسته اين اتم سبك سبب شكسته آن شده و به ازاي هر اتم شكسته شده 200 ميليون الكترون ولت انرژي و دو تكه شكست و تعدادي نوترون حاصل مي شود كه مي توانند اتم هاي ديگر را بشكنند. بنابرين در بعضي از نيروگاه ها ترجيح مي دهند تا حدي اين ايزوتوپ را در مخلوط طبيعي دو ازوتوپ غني كنند و بدين ترتيب مسئله غني سازي اورانيوم مطرح مي شود.

سنگ معدن اورانيم موجود در طبيعت از دو ايزوتوپ 235 به مقدار 7/0 درصد و اورانيم 238 به مقدار 3/99 درصد تشكيل شده است. سنگ معدن را ابتدا در اسيد حل كرده و بعد از تخليص فلز، اورانيوم را با اتم فلئور ( F) و به صورت مولكول هگزا فلئوريد اورانيم UF6  تبديل مي كنند كه به حالت گازي است.سرعت متوسط مولكول هاي گازي با جرم مولكولي گاز نسبت عكس دارد اين پديده را « گراهان » در كشف كرد. از اين پديده كه به نام «ديفوزيون» گازي مشهور است براي غني سازي اورانيوم استفاده مي كنند. در عمل اورانيوم هگزا فلورايد طبيعي گازي شكل را از ستون هايي كه جدار آنها تو در تو  درست شده است عبور مي دهند. منافذ موجود در جسم تو در تو  بايد قدري بيشتر از شعاع اتمي يعني در حدود 5/2 انگسترم (000000025/0 سانتيمتر ) باشد. ضريب جدا سازي متناسب با اختلاف جرم مولكول ها است. روش غني سازي اورانيوم تقريبا مطابق همين اصولي است كه در اينجا گفته شد. با وجود اين مي توان به خوبي حدس زد كه پرخرج ترين مرحله تهيه سوخت اتمي همين مرحله غني سازي ايزوتوپ هاست زيرا از هر هزاران كيلو سنگ معدن 14 كيلو گرم اورانيم طبيعي بدست مي آيدكه فقط يك كيلو گرم اورانيم 235 خالص در آن وجود دارد. براي تهيه و تغليظ اورانيم تا حد درصد حداقل برج از اجسام تو در تو با ابعاد نسبتا بزرگ و پي در پي لازم است تا نسبت ايزوتوپ ها تا از برجي به برج ديگر به مقدار 01/0درصد تغيير پيدا كند. در نهايت موقعي كه نسبت اورانيم 235 به اورانيم 238 به 5 درصد رسيد بايد براي تخليص كامل از سانتريفيوژهاي بسيار قوي استفاده نمود. براي ساختن نيروگاه اتمي، اورانيم طبيعي و يا اورانيم غني شده بين 1تا 5 درصد كافي است. ولي براي تهيه بمب اتمي حداقل 5 تا 6 كيلوگرم اورانيم صد درصد خالص نياز است. عملا در صنايع نظامي از اين روش استفاده نمي شود و بمب هاي اتمي را از پلوتونيم 239 كه سنتز و تخليص شيميايي آن بسيار ساده تر است تهيه مي كنند. عنصر اخير را در نيروگاه هاي بسيار قوي مي سازندكه تعداد نوترون هاي موجود  در آنها  از صدها  هزار  ميليارد  نوترون  در ثانيه در سانتيمتر مربع تجاوز مي كند. عملا كليه بمب هاي اتمي موجود در زراد خانه هاي جهان از اين عنصر درست مي شود. روش ساخت اين عنصر در داخل نيروگاه هاي اتمي به صورت زير است: ايزوتوپ هاي اورانيم 238 شكست پذير نيستند ولي جاذب نوترون كم انرژي ( نوترون هاي حرارتي) هستند. تعدادي از نوترون هاي حاصل از شكست اورانيم 235 را جذب مي كنند و تبديل به اورانيم 235 مي شوند. اين  ايزوتوپ  از اورانيم 239 بسيار ناپايدار است  و در كمتر از ده ساعت تمام اتم هاي بوجود آمده تخريب مي شوند.در درون هسته پايدار اورانيم يكي از نوترون ها خود به خود به پروتون و يك الكترون تبديل مي شود. بنابراين تعداد پروتون ها يكي اضافه شده و عنصر جديد جديد را كه 93 پروتون دارد نپتونيم مي نامند كه اين عنصر نيز ناپايدار است و يكي از نوترون هاي آن خود به خود به پروتون تبديل مي شود و در نتيجه به تعداد پروتون ها يكي اضافه مي شده و عنصر جديد كه 94 پروتون دارد را پلوتونيم مي نامند. اين تجزيه طي چندين روز انجام مي گيرد.

 

 

مقايسه انرژي سوخت هاي هسته اي و سوخت هاي فسيلي:

چنانچه يك كيلوگرم اورانيم 235 بطور كامل در فرآيند شكاف هسته اي شركت كند معادل 1000 مگاوات برق در روز انرژي آزاد مي گردد كه معادل انرژي حاصل از انفجار 20000 تن TNT است. اگر بهره تبديل گرماي آزاد  شده به الكتريسيته 30% باشد در آن صورت مقدار هر يك از سوخت هاي فسيلي گاز،‌ نفت و ذغال سنگ مورد نياز جهت توليد روزانه 1000 مگاوات برق در ساعت  حدود 5  ميليون متر مكعب گاز  ، 6000  تن  نفت  و 8000 هزار تن  ذغال سنگ خواهد بود كه براي حمل نفت روزانه 300 كاميون و ذغال سنگ 400 كاميون 20 تني مورد احتياج است. اين اعداد در مقايسه با انرژي حاصل از سوخت هاي فسيلي بسيار عظيم مي باشد به اين ترتييب ملاحظه مي گردد كه استفاده از انرژي هسته اي از هر لحاظ چه از نظر اقتصادي و چه از نظر آلايندگي محيطي كاملا به صرفه بوده و با سوخت هاي فسيلي به هيچ وجه قابل مقايسه نمي باشد و بر همين اساس است كه امروزه توجه به انرژي هسته اي در راس برنامه تمام كشور ها قرار گرفته و كشور ما نيز درصدد استفاده از اين انرژي عظيم هسته اي مي باشد.

كاربرد هاي صلح آميز انرژي هسته اي:

انرژي هسته اي داراي كاربرد هاي متعددي مي باشد كه در يك تقسيم بندي كلي مي توان كاربردهاي نظامي و غير نظامي يا صلح جويانه را براي آن نام برد.از آنجا كه سياست جمهوري اسلامي ايران استفاده صلح جويانه از مواد و انرژي هسته اي است ،بحث اين نوشتار پيرامون كاربرد هاي صلح آميز انرژي هسته اي با تكيه بر فعاليت هاي هسته اي كشور عزيزمان ايران مي باشد.

انرژي هسته اي بصورت صلح جويانه موارد مصرف گوناگوني دارد كه به شرح آن مي پردازيم.

1.كاربرد انرژي هسته اي در بخش پزشكي و بهداشتي:

بر طبق آمار هاي سازمان بهداشت جهاني ميزان افراد سرطاني در كشور هاي در حال توسعه تا سال 2015هر ساله ده ميليون  نفر افزايش مي يابد.اين در حالي است كه شيوه هاي زندگي در حال تغيير است.اكثر كشور هاي در حال توسعه داراي متخصصين كافي در اين زمينه يا دستگاه هاي راديوتراپي نمي باشند.تا بتوانند بطور موثر و ايمن با بيماران سرطاني خود تعامل كنند.در حدود 15 كشور آفريقايي و چند كشور آسيايي حتي يك دستگاه راديو تراپي نيز وجود  ندارد.آژانس بين المللي انرژي اتمي در اين زمينه براي كمك به كشور ها برنامه هايي را تدارك ديده است.

همچنين از تكنيك هاي هسته اي در ساخت داروهاي هسته اي نيز استفاده مي شود و در طول سال گذشته آژانس پنج دوره آزمايش كامل در آسياي غربي در اين خصوص برگزار نموده است.بطور كلي مي توان موارد زير را به عنوان مصاديق كاربرد تكنيك هاي هسته اي در پزشكي نام برد:

       ·         تهيه و توليد راديو داروي يد-131،جهت تشخيص بيماري هاي تيروئيد و درمان آنها

       ·         تهيه و توزيع كيت راديو دارويي جهت مراكز انرژي هسته اي

       ·         كنترل كيفي راديو داروهاي خوراكي و تزريقي براي تخيص و كنترل بيماري ها

       ·         تهيه و توزيع كيت هاي هرموني

       ·         تشخيص و پيشگيري سرطان پروستات

       ·         تشخيص سرطان هاي كولن،پانكراس و روده كوچك

       ·         شناخت محل تومور هاي سرطاني و بررسي تومور هاي مغزي و ناراحتي هاي ريوي

       ·         تصوير گيري بيماري هاي قلبي،تشخيص التهاب ها و عفونت هاي مفصلي،آمبولي و لخته هاي وريدي

       ·         تشخيص كم خوني يا سندرم اختلال در جذب ويتامينB12

       ·         توليد دزيمتر هاي جيبي و محيطي

       ·         استرليزاسيون لوازم پزشكي و يك بار مصرف

2.كاربرد هاي انرژي هسته اي در بخش دامپزشكي و دامپروري:

در اين حوزه مي توان مصاديق زير را نام برد:

       ·       نقش تكنيك هاي هسته اي در پيشگيري ،كنترل و تشخيص بيماري هاي دامي

       ·       نقش تكنيك هاي هسته اي در توليد مثل دام

       ·       نقش تكنيك هاي هسته اي در تغذيه دام

       ·       نقش تكنيك هاي هسته اي در اصلاح نژاد دام

       ·       نقش تكنيك هاي هسته اي در بهداشت و ايمني محصولات دامي و خوراك دام

3.كاربرد تكنيك هاي هسته اي در مديريت آب:

بهبود دسترسي به منابع آب جهان ،به عنوان يكي از زمينه هاي بسيار مهم در توسعه شناخته شده است.بيش از يك ششم جمعيت جهان در مناطقي زندگي مي كنند كه دسترسي به آب آشاميدني مناسب و بهداشتي ندارند تكنيك هاي هسته اي براي شناسائي حوزه هاي آب خيز زير زميني هدايت آب هاي سطحي و زير زميني،كشف و كنترل آلودگي هاي نشت و ايمني سد ها به كار مي روند.همچنين از اين تكنيك ها در شيرين كردن آب شور و آب دريا نيز استفاده مي شود.

4.كاربرد انرژي هسته اي در بخش صنايع غذايي و كشاورزي:

در اين حوزه نيز مي توان مصاديق زير را نام برد:

       ·         جلوگيري از جوانه زدن محصولات غذايي

       ·         كنترل و از بين بردن حشرات و آفات

       ·         به تاخير انداختن زمان رسيدگي محصولات غذايي

       ·         افزايش زمان نگهداري مواد غذايي

       ·         كاهش ميزان آلودگي ميكروبي

       ·         از بين بردن ويروس ها

       ·         طرح هاي باردهي و جهش گياهاني چون گندم،برنج و پنبه

5.كاربرد انرژي هسته اي در بخش صنايع:

در حوزه صنعت هم مي توان از مصاديق زير نام برد:

       ·         تهيه و توزيع چشمه هاي پرتوزائي كبالت براي مصارف صنعتي

       ·         توليد چشمه هاي ايريديم  براي كاربرد هاي صنعتي و بررسي جوشكاري در لوله هاي نفت و گاز

       ·         توليد چشمه هاي پرتوزا براي كاربرد هاي مختلف د رعلوم و صنعت از قبيل:

طراحي و ساخت انواع سيستم هاي هسته اي جهت كاربرد هاي صنعتي مانند سيستم هاي سطح سنجي،ضخامت سنجي،دانسيته سنجي و

اندازه گيري خاكستر زغال سنگ

بررسي كوره هاي ذوب و شيشه سازي جهت تعيين اشكالات آنها

نشت يابي در لوله هاي انتقال نفت با استفاده از تكنيك هاي هسته اي

6.كاربرد تكنيك هسته اي در شناسائي مين هاي ضد نفر:

در سال گذشته آژانس بين المللي انرژي اتمي از تكنيك هاي هسته اي در كرواسي بصورت آزمايشي براي شناسائي مين هاي ضد نفر استفاده نمود و نتيجه اين بود كه اندازه هاي خاصي از اين مين ها  با اعمال مختلف و در شرايط خشكي خاك زمين شناسائي شدند اما كار بيشتري نياز است تا منجر به كشف مين هاي ضد نفر كوچكتر و در شرايط رطوبت خاك زمين مي گردد.

7.كاربرد انرژي هسته اي در توليد برق

استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي

اتمي عناصر سبک «هيدروژن) و تبديل آنها به هسته عناصر سنگين ، انرژي هسته‌اي نام دارد. عنوان مذکور نسبت به اصطلاح انرژي اتمي از نظر علمي صحيحتر و دقيقتر مي‌باشد. جهت ديگري که استفاده از توان هسته‌اي به مقياس وسيعي به طرف آن سوق يافته توليد انرژي الکتريکي از انرژي رها شده در عمل شکافت است. <:P:>تقريبا در تمام سيستمهاي توليد توان هسته‌اي موجود ، راکتور هسته‌اي منبع آزمايش‌هاي مربوط به گرما براي به کار انداختن توربينهاي بخار است، اين توربينها مولدهاي الکتريکي را درست به همان گونه به حرکت در مي‌آورند که توانگاههاي نفت سوز يا زغال سنگ عمل مي‌کنند. در يک نيروگاه هسته‌اي معمولي ماده شکافت پذير به جاي زغال سنگ يا نفت به کار مي رود و بنابراين يک منبع جديد انرژي به صورت الکتريسيته فراهم مي‌گردد.
 

استفاده مفيد از همجوشي هسته‌اي

واکنشهاي همجوشي در آزمايشگاه از طريق بمباران مواد سبک مناسبي که به عنوان هدف قرار مي‌گيرند با مثلا ، دوترونهايي پر انرژي که از يک شتابدهنده ذرهاي پرتاب مي‌شوند. توليد مي‌گردد. در اين واکنشها ، هسته‌هايي توليد مي‌شوند که هم از هسته‌ها "پرتابه‌ها" و هم از هسته‌هايي که هدف قرار گرفته، سنگينترند. البته در اين واکنشها تعدادي ذرات اضافي و تعدادي انرژي آزاد مي‌شود. در واکنش همجوشي معروفي ايزوتوپي از هيدروژن با عدد اتمي A=3 از جوش خوردن هيدروژنهاي اتمي که تريتيم ناميده مي‌شود، توليد مي‌شود. تريتيم که به تعداد ناچيز در طبيعت يافت مي‌شود. راديواکتيو بوده و نيم عمر آن حدود 12 سال است. تريتيم پس از گسيل ذره بتا به He 32 که ايزوتوپي از هليم است تباهي مي‌يابد.

هرگاه هدفي شامل تريتيم با دوترون بمباران شود، He توليد و MeV17 .6انرژي آزاد مي‌گردد. از اين انرژيMeVبه صورت انرژي جنبشي نوترون و 3.5  MeV به صورت انرژي جنبشي هسته توليد شده ظاهر مي‌گردد. همجوشي تريتيم و دوتريم امکان فراهم آمدن منابع بزرگي از انرژي را براي ، مثلا ، توانگاه‌هاي الکتريکي به دست مي‌دهد. دوتريم در آب وجود دارد. فراواني آن حدود يک در هفت هزار اتم هيدروژن است و مي‌توان آن را ايزوتوپ سبکتر خود جدا کرد.
چهار ليتر آب حدود gr 0.13 دوتريم دارد، که امروزه مي‌توان با هزينه حدود 8% دلار آن را جدا کرد. اگر اين مقدار کم دوتريم بتواند در شرايط مناسب با تريتيم (که احتمالا با واکنش مورد بحث فوق تشکيل شده باشد) ترکيب شود. برونداد انرژي آن معادل انرژي حاصل از حدود 1140 ليتر بنزين خواهد بود. مقدار کل دوتريم موجود در اقيانوسها بالغ بر حدود 1017Kg و محتواي انرژي آن حدود 1020 کيلو وات در سال است. اگر بتوانيم دوتريم و تريتيم را براي توليد انرژي مورد استفاده قرار دهيم، منبع عظيمي از انرژي فراهم مي‌شود. <:P:>
 
چرا سهم بزرگي از انرژي هدر مي‌رود؟

آزاد شدن انرژي زياد با فرآيند همجوشي برروي زمين ، تاکنون فقط به وسيله انفجارهاي آزمايش‌هاي مربوط به گرما هسته‌اي از قبيل بمبهاي هيدروژني ممکن بوده‌است. يک بمب هيدروژني مرکب از مخلوطي از عناصر سبک با يک بمب شکافتي است. ذرات پرانرژي که به وسيله واکنش شکافت ايجاد مي‌شود. به عنوان آغازگر واکنش همجوشي به‌کار مي‌آيد. <:P:>انفجار يک بمب شکافتي دمايي در حدود 5x10^7˚Kتوليد مي‌کند. که براي ايجاد واکنش همجوشي کافي است. به دنبال آن واکنشهاي همجوشي مقادير عظيمي انرژي اضافي آزاد مي‌کنند. انرژي رها شده کل بسيار بيشتر از آن خواهد بود که از بمب شکافتي ، به تنهايي آزاد مي‌شود. علاوه بر اين ، براي اندازه بمبهاي شکافتي نوعي حد بالا وجود دارد. که در ماوراي آن قدرت تخريبي اين بمبها خيلي بيشتر مي‌شود. (زيرا ماده شکافتپذير اضافي آنها پيش از آنکه بتواند دچار شکافت شود، پراکنده مي‌گردد) اما براي اندازه سلاحهاي هيدروژني چنين حدي وجود ندارد و بنابر اين قدرت تخريب آن محدوديت ندارد.
 

پيامدهاي انرژي هسته‌اي:

عناصر طبيعي يا مصنوعي که هسته اتمي آنها تحت تاثير بمباران نوترون مستعد شکست مي‌باشد. در اين عمل تعداد بيشتري نوترون (دو يا سه) نسبت به آنچه که در شکست مصرف شده، آزاد مي‌گردد و شبيه شکل گرفتن بهمن برفي ، يک واکنش زنجيري شکست در اين مواد شروع مي‌شود. اين مواد شامل اورانيم 235 ، پلوتونيم 239 ، اورانيم 233 و اورانيم 238 مي‌باشد. در مورد واکنشهاي حرارتي ـ هسته‌اي کنترل شده (ترکيب هسته‌هاي اتمي عناصر سبک و تبديل آنها به هسته عناصر سنگينتر) ، سوخت هسته‌اي شامل تمام ايزوتوپهاي هيدروژن «پروتنيوم ، دوتريم ، تريتيوم) و نيز ليتيوم مي‌گردد. <:P:>
 

استفاده مفيد از سوخت شکافت هسته‌اي

شکافت هسته‌اي نمونه‌اي از يک نتيجه غير منتظره عملي بسيار مهمي است که در جريان يک کار پژوهشي حاصل شد. کار پژوهش مذکور به دلايل متعددي صورت مي‌گرفت ولي هيچ يک با امکان مفيد بودن کشف مورد نظر ارتباطي نداشت. اين کشف همچنين نمونهاي بسيار عالي از به کارگيري همزمان روشهاي فيزيکي و شيميايي در تحقيقات هسته‌اي و سودمندي کار جمعي است. پس از آنکه ژوليو کوري و ماري کوري نشان دادند بعضي از محصولات واکنش هاي هسته‌اي راديواکتيواند. فرمي و همکاران او در ايتاليا عهده دار شدند تا مطالعه‌اي سازمان يافته درباره آن گونه واکنشهاي هسته‌اي که با نوترون القا مي‌شوند. به عمل آوردند. فرمي در سال 1934 دريافت که بمباران اورانيم با نوترون واقعا عناصر راديواکتيو جديدي در هدف توليد مي‌کند که با گسيل پرتوها و فعاليت تباهي و نيم عمرهاي نسبتا کوتاه که مشخصه جديد بودن آنها بود، معلوم مي‌شد. در بدو امر تصور مي‌رفت که اين عناصر جديد همان عناصر ماوراي اورانيم فرضي باشند. انرژي آزاد شده در شکافت هسته در حدود 200MeV است. اين مقدار انرژي را يا از طريق مقايسه جرمهاي سکون مواد ترکيب شونده و مواد توليد شده يا از طريق منحني انرژي اتصال مي‌توان حساب کرد. انرژي آزادشده در عمل شکافت 20 برابر بيشتر از واکنش هاي هسته‌اي معمولي است که معمولا کمتر از 10Meراست و همچنين بيش از يک ميليون مرتبه بزرگتر از واکنش هاي شيميايي است. در شرايط مناسب نوترونهاي آزاد شده در عمل شکافت مي‌تواند به نوبه خود ، موجب شکافت در اتمهاي اورانيم مجاور خود شوند، و در اين صورت فرآيندي که معروف به واکنش زنجيري است در يک نمونه اورانيم صورت مي‌گيرد. ترکيبي از رهايي انرژي بسيار زياد در عمل شکافت و امکان واکنش زنجيري مبنايي است براي استفاده بزرگ مقياس از انرژي هسته‌اي.
 

پيامدهاي شکافت هسته‌اي:

استفاده از انرژي هسته‌اي به مقياس زياد بين سالهاي 1939 ، تا 1945 در ايالات متحده انجام شد. اين امر زير فشار جنگ جهاني دوم به صورت نتيجه تلاشهاي مشترک عده کثيري از دانشمندان و مهندسان صورت گرفت. دست اندرکاراني که در ايالات متحده به اين کار اشتغال داشتند آمريکايي ، بريتانيايي ، و پناهندگان اروپايي کشورهايي بودند که زير سلطه فاشيسم بود. تلاش آنان ، اين بود که پيش از آلمانيها به يک سلاح هسته‌اي دست يابند. <:P:>در طول جنگ جهاني دوم از راکتورهاي هسته‌اي براي توليد مواد خام نوعي بمب هسته‌اي ، يعني براي ساختن Pu 239ازU 238  استفاده مي‌شد. طراحي اين راکتورها به گونهاي بود که بعضي از نوترونهاي حاصل از شکافت اتمي U 235U به قدر کافي کند مي‌شدند و موجب بروز شکافت در اتمهاي  U 238نمي‌شدند. (در اورانيم طبيعي ، فقط حدود 75. 0% اتم‌هاي 235 وجود دارد) در عوض ، نوترونهاي مذکور از طريق واکنشهايي که در بخش قبل بيان شده به وسيله 238

U جذب شده و هسته‌هاي Pu 239  را تشکيل مي‌دادند.  

 

 

منابع و مآخذ:

مجله ايران اتمي

سايت اينترنتيWWW.SAMANSION.blogfa.com 

 

 



ارسال شده در: پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385 :: 11:17 قبل از ظهر :: توسط : جواد احمدی
نيروگاه اتمي:

نيروگاه اتمي:

يك نيروگاه اتمي متشكل از قسمت هاي مختلفي است كه  همه آها نقش اساسي و مهمي در تعادل و ادامه حيات آن دارند.اين موارد عبارت اند از:

1-ماده سوخت متشكل از اورانيوم طبيعي و اورانيوم غني شده است.سوختن اورانيوم د داخل نيروگاه اتمي با سوختن زغال يا هر نوع سوخت فسيلي ديگر متفاوت است.در اين پديده  با  ورود نوتروني كم انرژي  به داخل هسته ايزوتوپ اورانيوم 235 عمل شكست انجام مي گيرد و انرژي فراواني توليد مي شود.ورود نوترون به داخل هسته اورانيوم و شكسته شدن آن توام با آزاد شدن انرژيي معادل 200ميليون الكترون ولت است به اين ترتيب با شكسته شدن يك گرم اورانيوم صدها هزار مگاوات انرژي توليد مي شود كه در كمتر از يك هزارم ثانيه انرژيي توليد مي شود كه همانند بمب اتمي عمل مي كند.اگر تعداد شكست ها در اورانيوم در زمان محدود شود به نحوي كه بعد از شكستن يك اتم اتم ديگر بشكند شرايط نيروگاهي اتمي بوجود مي آيد.به عنوان مثال در يك نيروگاه صدمگاواتي روزانه 105 گرم اورانيوم 235 شكسته مي شود بر اثر جذب نوترون توسط  ايزوتوپ اورانيوم 238 اورانيوم 239 بوجود مي آيد كه آن هم بعد از دوبار انتشار پرتو هاي β به پلوتونيوم 239 تبديل مي شود كه خود مانند اورانيوم 235 شكست پذير است. در اين عمل 70 گرم پلوتونيوم توليد مي شود.

2-نرم كننده ها:از آنجا كه بر اثر توليد نوترون هاي كم انرژي احتمال واكنش شكست زنجيره اي بيشتر مي شود از نرم كننده ها استفاده مي شود. نرم كننده ها موادي هستند كه براي كم كردن انرژي نوترون ها به كار مي روند.در نيروگاه هاي اتمي از آب سنگين (D2O ) يا دوتريوم،و يا گرافيت به عنوان نرم كننده نوترون ها استفاده مي شود.

3-ميله هاي مهار كننده:اين ميله ها از مواد جذب كننده نوترون ساخته شده اند و وجود آنها در داخل رئاكتور اتمي مانع از افزايش ناگهاني تعداد نوترون ها در رئاكتور مي شود.در صورت نبودن اين ميله ها در زماني كمتر از چند هزارم ثانيه  قدرت رئاكتور چند برابر مي شود و حالت انفجاري يا ديورژانس پيش مي آيد.اين ميله ها معمولا از جنس كادميوم يا بور هستند.

4-مواد خنك كننده يا انتقال دهنده انرژي حرارتي:اين مواد انرژي حاصل از شكست اورانيوم را به خارج از رئاكتور انتقال مي دهند و توربين هاي مولد برق را به گردش در مي آورند  و بعد از خنك شدن دوباره به داخل رئاكتور برگردانده مي شوند.مواد خنك كننده معمولا گاز CO2   ،آب،آب سنگين،هليوم گازي يا سديم مذاب است.  



ارسال شده در: چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385 :: 2:12 بعد از ظهر :: توسط : جواد احمدی
عايق رطوبتي :

عايق رطوبتي كف:

مقاومت در برابر رطوبت زمين:

براي ايجاد مانع در برابر صعود رطوبت زمين , يك لايه بتن برروي سطح محوطه ساختمان گسترده مي شود. بتن در برابر آب تا اندازه اي حالت تراوا دارد و رطوبت زمين را جذب مي كند  , يك دال بتني مرطوب حالت سرد داردو براي حفظ دماي خود در حد دماي محيط ساختمان مقدار زيادي از گرماي ساختمان را جذب مي كند.

شرايط مندرج در بخش c از جدول 1 (مقررات ساختنماني سال 1985 ) ملزم مي كند كه كف ها در برابر عبور رطوبت به داخل ساخنمان از مقاومت كافي برخوردار باشند. چون بتن در مقابل رطوبت حالت تراوا دارد براي ايجاد يك سد مؤثر در برابر صعود رطوبت زمين معمولا وجود يك لايه عايق رطوبتي در زير, داخل يا بالاي دال كف هاي متكي به زمين ضرورت دارد. اين لايه بايد با عايق رطوبتي درون ديوارها پيوستگي داشته باشد تا در برابر رطوبتي كه از ميان لبه هاي دال بتني و ديوارها صعود مي كند به صورت سدي يكپارچه عمل كند.

عايق رطوبتي بايد در برابر آب به هر دو صورت مايع و بخار نفوذ ناپذير باشد و در ضمن در برابر آسيب هاي احتمالي زمان بتن ريزي ريختن اندود شمشهاي يا ايجاد كفپوش از مقاومت كافي برخوردار باشد. عايق رطوبتي را مي توان در بالا, درون يا زير دال بتني قرار دارد. چون عايق رطوبتي در برابر آب نفوذ ناپذير است در صورتي كه در زير بتن قرار گيرد خشك شدن بتن تازه را به تاخير مي اندازد و چنان چه در بالاي بتن قرار داده شود خشك شدن اندود شمشه اي را به تاخير مي اندازد زيرا اين لايه در حالت اول از جذب رطوبت توسط بتن جلوگيري مي كند.        

 

اجراي عايق رطوبتي                                                                                  

عايقكاري رطوبتي بامهاي تخت (با شيب تا 6 :1)، تراسها و بالكنها

الف: عايقكاري با خاك رس

ابتدايي‌ترين روش عايقكاري بام، استفاده از كاهگل است كه به  علت كمي دوام  در برابر بارندگي، يخزدگي و فرسايش، امروزه منسوخ گرديده و جزدر روستاها و نواحي خشك و كم بارش، معمول و متداول نيست . استفاده  از گل نيمچه كاه  در آجر فرش  بامها نيز  در  برخي مناطق  خشك  رايج  بوده  كه هم  اكنون   از رونق افتاده است.   بنابراين چون مورد استفاده‌اي در طرحها ندارند ،  از ذكر  آنها خودداري مي‌شود.

ب: عايقكاري با قير و گوني

معمول‌ترين روش آب‌بندي بامها و ساير قسمتهاي ساختمان، استفاده از قير و گوني است كه در استاندارد شماره  1345-211  مؤسسه استاندارد و تحقيقات  صنعتي  ايران ، تحت عنوان ”عايقكاري ساختمان به وسيله قير“ جزئيات آن شرح داده شده است.                                                                                              

درعايقكاري با قير و گوني رعايت نكات زير علاوه بر مراعات مفاد استاندارد     211 الزامي است.                              ـ عايقكاري به هنگام بارندگي مجاز نيست.

ـ عايقكاري بر روي سطوح مرطوب مجاز نيست،زيرا در غيراين صورت حبابهايي در زير قشر عايقكاري تشكيل مي‌شود كه با گرم و سرد شدن هوا و حركات جزئي اجزاي ساختمان و يا وارد شدن ضربه به سطوح عايق، ممكن است دچار پارگي و صدمه گردند.  ـ قيرهاي جامد را تا هنگامي كه گرم و روانند، بايد به مصرف رساند.                                                                                               

ـ عايقكاري در دماي كمتر از 4+ درجه سلسيوس، نبايد انجام شود.

ـ قيرهاي مورد مصرف را نبايد بيش از 177+ درجه سلسيوس گرما داد، زيرا مواد فرار آنها جدا شده و ويژگيهاي مطلوب قير از دست مي‌روند.

ـ راه رفتن روي سطوح عايقكاري شده و مصالح عايق پيش‌ساخته، بايد با احتياط و با استفاده از كفشهاي بدون ميخ انجام شود، در صورتي كه كفش مخصوص در دسترس نباشد، مي‌توان با يك قطعه گوني زير و روي كفشهاي عادي را پوشاند و از آنها استفاده كرد.                                                                                                               

ـ مصرف ميخ براي محكم كردن لايه‌هاي عايقكاري، به هيچ وجه مجاز نمي‌باشد.                                                                                                      

ـ از افتادن اشيا بر روي سطوح عايقكاري شده، بايد جداً جلوگيري نمود.           

ـ لايه‌هاي عايق بايد از هر طرف حداقل ده سانتيمتر همديگر را  بپوشانند و  با  قير     مناسب  كاملاً  به  هم  چسبانده  شوند .  در همپوشاني  لايه‌ها  بايد  دقت  نمود كه   لايه‌هاي رويي در سمتي قرار گيرند كه مطابق شيب‌بندي  انجام شده ، آب  از روي  آنها به سمت لايه زيري سرازير گردد.                                                              

ـ هنگامي كه  عايقكاري  در بيش از يك لايه انجام  مي‌شود  لايه‌هاي  متوالي عايق ، بايد عمود بر هم قرار گيرند. هر لايه از عايقكاري پس از تكميل و پيش از شروع  لايه  بعدي، بايد مورد بازديد و تأييد دستگاه نظارت قرار گيرد. سطوح عايقكاري شده  بايد در هنگام اجراي كارهاي ساختماني از هر گونه آسيب و رويارويي با عوامل مضر و مصالح خورنده مانند آهك محافظت گردند و چنانچه صدمه‌اي ديده باشند، با دستور  و  زير  نظر دستگاه نظارت به نحو مطلوب تعمير ومرمت گردند.                                                                                               

 ـ سطوح عايقكاري شده بايد پس از تكميل با لايه محافظي پوشانده شوند.         

ـ ايجاد زيرسازي مناسب براي انجام عايقكاري ضروري است.

پس از ايجاد شيب جزئي  بين (1%) تا (3%) با بتن سبك، پوكه و نظاير اينها، بايد زيرسازي عايقكاري بام با اندود ماسه سيمان نرم به نسبت 3 : 1 يا  با  ماسه  آسفالت  نرم  به  ضخامت 5/1 تا 2 سانتيمتر انجام شود و سطح آن  كاملاً  صاف  گردد.  سطوح  زير عايقكاري  بايد كاملاً محكم، صاف و تميز باشند، زيرا جزئي از عايقكاري به شمار مي‌روند.                                                                             

عايقكاري بامهاي تخت، تراسها و بالكنها به ترتيب زير است:

 1.سطح زيرسازي سيماني يا ماسه آسفالت بايد كاملاً تميز شود.

2.يك قشر قير 70/60 به صورت مذاب و به ميزان حدود 2 كيلوگرم در مترمربع به طور يكنواخت بر روي سطوح افقي و قائم بام پخش گردد، به نحوي كه اين سطوح را كاملاً بپوشاند. مصرف قير مايع زودگير RC2 در هواي سرد بهتر از قير مذاب است.                                                                                                

3.يك گوني خشك تميز بر روي سطح قيراندود پهن نموده و پس از رفع چروك خوردگيهاي احتمالي آن را بر روي سطح بام فشار دهند، به قسمي كه در همه جا كاملاً به لايه قير بچسبد.                                                                        

4.لايه‌اي از مخلوط هموژن قير 70/60 و قير دميده (براي اقليمهاي معتدل و سرد قير 25/85 و براي نواحي گرمسير و نقاط گرم ساختمان قير 15/90) به حالت مذاب و به اندازه 5/1 كيلوگرم در هر مترمربع به صورت يكنواخت بر روي گوني پخش گردد.                                                                                           

5.يك لا گوني ديگر با شرايطي كه در بند 3 گفته شد، عمود بر لايه زيرين بر روي سطح قيراندود گسترده شود.                                                                    

6.چنانچه عايقكاري مطابق نقشه‌ها و مشخصات بيش از 2 لا گوني و سه قشر قير باشد، لايه‌هاي بعدي قير و گوني بر طبق بندهاي 3 و 4 اجرا گردند.                    

7.قشري از مخلوط قير مذاب 70/60 و قير دميده به نسبت 1 به 2 به ميزان 5/1 كيلوگرم در مترمربع بر روي آخرين لايه گوني پخش گردد.                             

8 .لايه‌هاي عايق قائم ديوارهاي دست‌انداز پيرامون بام، دور محل عبور كانالهاي كولر و هواكشها و دودكشها و لوله‌هاي تأسيسات و مانند اينها را بايد حداقل 30 سانتيمتر بالاتر از سطح بام اجرا نموده و به عرض حداقل 10 سانتيمتر به طور افقي روي ديوار برگرداند و لايه محافظ عايق روي آنها را اجرا كرد. براي جلوگيري از تماس لايه‌هاي عايق قائم با سطوح گرم و دودكشها، بايد قبل از عايقكاري دور دودكشها را با يك لايه عايق حرارتي يا مصالح مجوف پوشانده و سپس اقدام به عايقكاري قائم نمود.                                                                             

9. در لبه‌هاي بالكنها و تراسها در نقاطي كه به جاي ديوار جان‌پناه، نرده پيش‌بيني شده است، بايد ماهيچه‌اي از ملات سيمان 3 : 1 به ضخامت حداقل 5 سانتيمتر ايجاد گردد و عايقكاري روي آن اجرا شود.                                                     

10. عايقكاري محل لگنچه، ناودان بايد با دقت كافي انجام گيرد و در اين محل لايه اول عايق بايد تا داخل لوله آب‌رو ناودان اجرا شود، سپس كف‌خوابي به ابعاد حداقل 50 * 50 سانتيمتر از ورق مسي يا فولاد گالوانيزه بر روي اين لايه عايق قرار داده شود، لايه‌هاي بعدي عايق روي اين كف‌خواب، اجرا و تا داخل لوله كف‌خواب ادامه يابد و بالاخره صافي آب‌رو بر روي آنها قرار داده شود. چنانچه محل ناودان در گوشه بام قرار گيرد، كف‌خواب بايد به شكل هندسي مناسب بوده و در محل برخورد با دست‌انداز يا ديوار داراي لبه‌هاي قائم باشد. پ: عايقكاري با گوني قيراندود                                                                       

عايقكاري با گوني قيراندود مشابه عايقكاري با قير و گوني است و بايد به ترتيب زير اجرا شود:                                                                                                  

 

1. سطح زيرسازي بايد كاملاً تميز شود.

2.يك قشر قير از نوعي كه در عايقكاري با قير و گوني ذكر شد، ولي به مقدار حداقل يك كيلوگرم در مترمربع بر روي سطوح افقي و قائم بام پخش گردد.     

3.يك لا گوني قيراندود بدون چروك و تميز بر روي سطح قيراندود شده، پهن نموده و آن را بر روي سطح بام فشار دهند تا در همه جا كاملاً به لايه قير زير آن بچسبد. همپوشاني طولي و عرضي ورقهاي گوني قيراندود حداقل 10 سانتيمترمي‌باشد و محل اتصال آنها بايد توسط قير مذاب كاملاً به هم چسبانده شود.                                                                                                             

3.لايه‌هاي بعدي قير و گوني قيراندود به ترتيبي كه در (ب) ذكر شد، بايد اجرا شود، ميزان قير مصرفي در هر لايه حداقل 5/0 كيلوگرم در مترمربع خواهد بود. 4. در محلهايي مانند محل برخورد دست‌اندازها با سطح افقي بام كه ورقهاي عايقكاري بايد خم شوند، شعاع انحنا نبايد از 5/2 سانتيمتر كمتر باشد، در غير اين

صورت بايد با ايجاد پخي با زاويه 135 درجه، عايقكاري را اجرا كرد.

ت: عايقكاري با مشمع و مقواي قيراندود يا قطران اندود                                    

نحوه اجراي اين نوع عايقها همانند روشي است كه در (پ) توضيح داده شده است. به علاوه توجه به نكات زير ضروري است.                                              

1. چنانچه كارخانه سازنده اين محصولات دستورالعملهاي خاصي در مورد نحوه اجرا داشته باشد، بايد آنها را رعايت و در مقابل، تضمين كافي از فروشندگان و اجرا كنندگان اين عايقها اخذ نمود.                                                                  

2.چون ممكن است ناسازگاري بين مواد تشكيل دهنده اين عايقها با قيرها يا چسبهاي مصرفي وجود داشته باشد (به ويژه هنگامي كه لايه‌هاي عايق قطران‌اندود باشند)، در اين مورد بايد دقت كافي مبذول گردد.                          

3. قبل از مصرف هر نوع مشمع يا مقواي آغشته به چسباننده‌هاي سياه، نمونه آن بايد به تصويب دستگاه نظارت برسد.                                                                

ث: عايقكاري با مصالح پيش‌ساخته

روش عايقكاري با مصالح پيش‌ساخته مطابق دستورالعملهاي سازنده اين فرآورده‌ها خواهد بود كه بايد قبلاً به تصويب دستگاه نظارت رسيده باشد. چنانچه نوع فرآورده ناشناخته بوده و سابقه كاري از آن وجود نداشته باشد، پيمانكار ملزم به سپردن تضمين كافي براي حسن اجراي كار خود در مدتي كه دستگاه نظارت تعيين مي‌كند، خواهد بود.                                                         

عايقكاري رطوبتي بامهاي شيبدار، قوسي و گنبدها

هرگاه شيب از 6 : 1 تجاوز كند، در اين صورت بام ”شيبدار“ تلقي شده و عايقكاري آن تابع شرايطي به شرح زير خواهد بود:                                           

الف: عايقكاري بامهاي شيبدار پوشش شده                                                        

به طور كلي چنانچه بام شيبداري مطابق مندرجات فصل چهاردهم، ”پوشش سقفهاي شيبدار“ داراي پوشش باشد، به لحاظ رطوبتي عايق شده تلقي مي‌گردد و نيازي به عايق اضافي ندارد، لكن توجه به نكات زير ضروري است:                 

1. در مناطقي كه شيب بام كم بوده و بوران‌خيز است و امكان ورود آب به زير سقف وجود دارد، محل درز قطعات پوشش بايد با ماستيك مناسبي كه به تأييد دستگاه نظارت مي‌رسد، كاملاً آب‌بندي شود.                                                   

2. محل برخورد قطعات شيبدار با ديوارهاي قائم نظير ديوار همسايه، ديوار دودكش، دست‌انداز، محل عبور هواروها و دودروها و نظاير آن، بايد با قطعات فلزي[1] يا ماستيك و يا اعمال تمهيدات ديگر، كاملاً درزبندي و آب‌بندي شوند. قطعات فلزي ممكن است از انواع فولاد روي‌اندود (گالوانيزه) يا مسي انتخاب شوند، ماستيكها و مصالح ديگر بايد به تصويب دستگاه نظارت برسند.                

3. محل تخليه آب به آب‌روها و ناودانها به همين ترتيب بايد درزبندي و آب‌بندي شود.                                                                                               

4. كناره‌هاي بام نيز بايد با ورقه‌هاي فلزي پوشانده شده و در انتهاي بيروني به صورت آبچكان، خمكاري و يا فتيله شوند تا از ريختن آب بر روي نماي ساختمان جلوگيري شود.                                                                                 

ب: عايقكاري بامهاي شيبدار صاف، قوسي و گنبدها                                         

عايقكاري بامهاي شيبدار با شيب بيش از 6 : 1 (نظير خرپشته‌ها)، بامهاي قوسي شكل و گنبدها، نياز به دقت و مهارت كافي داشته و معمولاً به خاطر در دست نبودن مصالح مناسب و اجرا كنندگان ماهر، اين نوع بامها را به دشواري مي‌توان با قير و گوني به نحو شايسته‌اي عايقكاري كرد. در اين موارد بهتر است از عايقهايي كه در برابر گرما و تابش آفتاب، نرم و روان نمي‌شوند و در سرماي زمستان ترك نمي‌خورند، بهره برد. زيرسازي عايقكاري بايد همان طور كه در قسمتهاي قبل توضيح داده شده است، انجام گيرد و پس از ايجاد سطحي صاف و تميز اقدام به عايقكاري گردد.                                                                                             

اجراي عايق سطوح شيبدار بايد موافق اسلوب فني و مطابق دستورالعملهاي توليدكنندگان اين نوع عايقها باشد و قبلاً به تصويب دستگاه نظارت رسيده باشد، بديهي است اخذ تضمين كافي از پيمانكار در مورد عايقهاي ناشناخته و امتحان نشده، ضروري است.                                                                                       

 عايقكاري رطوبتي كف و شالوده                                                                   

شالوده و كف قسمتي از ساختمان كه در تماس با زمين نمناك قرار مي‌گيرند، نياز به عايقكاري رطوبتي دارند. عايقكاري شالوده‌ها مستلزم اعمال دقت كافي و مصرف مصالح مرغوب است، زيرا از يك سو رعايت جزئيات نسبتاً ظريف ساختماني و يكپارچگي عايقكارهاي افقي و قائم را مي‌طلبد و از سويي ديگر دوام عايق بايد معادل عمر مفيد پيش‌بيني شده براي ساختمان باشد، زيرا چنانچه عايقكاري پي دچار صدمه‌اي شود، مرمت آن كاري دشوار و پر هزينه است. الف: عايقكاري رطوبتي كفها                                                                           كف زيرزمين و طبقه همكف ساختمان كه در مجاورت خاك نمناك است به 

خاطر رعايت مسائل بهداشتي، حفظ ديوارهاي در تماس با آنها از رطوبت بالا رونده و محافظت كفپوشهاي حساس به رطوبت (مانند كفپوشهاي چوبي و لاستيكي)، بايد در برابر نفوذ رطوبت عايقكاري شود. اين عايقكاري بايد با عايقكاري شالوده يكپارچه شده و چنانچه اختلاف رقومي بين آنها وجود داشته باشد، با عايقكاري قائم پي، اين پيوستگي تأمين گردد.                                       

زير فرش كف طبقات زيرين ساختمان كه در تماس مستقيم با زمين هستند، بايد با ارتفاع حدود 25 تا 30 سانتيمتر لاشه سنگ يا قلوه سنگ درشت چيده و روي آن يك لايه مخلوط شن و ماسه بريزند تا فواصل خالي بين سنگهاي درشت پر شود و حدود 2 سانتيمتر روي تمام سطح را بپوشاند. اين عمل باعث قطع لوله‌هاي موئين و نفوذ رطوبت به سمت بالا مي‌شود. در مناطق خيلي مرطوب مي‌توان كفها را به صورت معلق اجرا كرد. در اين طريقه ديوارهايي به موازات هم و به ضخامت يك آجر و به فاصله حدود 50 الي 70 سانتيمتر و به ارتفاع حدود 50 تا 90 سانتيمتر مي‌سازند و بين آنها را با طاق ضربي مي‌پوشانند و سپس كفسازي اصلي روي آن انجام مي‌شود. فضاي خالي بين ديوارها كه به هم راه دارند و گربه‌رو ناميده مي‌شوند، توسط مجراهايي به خارج ساختمان ارتباط داده مي‌شوند. در مناطقي كه چوب به حد كافي يافت مي‌شود، كف معلق را مي‌توان با تير، تيرچه و تخته نيز اجرا نمود، به هر حال به علت انجام عمل تهويه در زير كفهاي معلق، كفسازي بالنسبه خشك‌تر است. عايقكاري كفها را مي‌توان با قير و گوني، انواع مشمع و مقواي قيراندود، مواد پلاستيكي، آسفالت ماستيك و مواد قيري بر روي قشري از بتن يا اندود ماسه سيمان كه بر روي كف اجرا مي‌شود، انجام داد.                                                                                                        

روش اجراي عايق با قير و گوني و مشمع و مقواي قيراندود، مشابه عايقكاري بام است كه در (ب) و (پ) توضيح داده شده است. روشهاي ياد شده نسبت به ساير روشها اين مزيت را دارند كه چنانچه كف ساختمان در مواقعي تحت فشار آب قرار گيرد، در برابر آن مقاومت خوبي از خود نشان مي‌دهند.                              

استفاده از مواد پلاستيكي در عايقكاري كفها به دو صورت ممكن است انجام گيرد. در حالت اول روي بتن كفسازي را با قشري از رزين اپوكسي مي‌پوشانند. اين لايه چسبندگي بسيار خوبي با زيرسازي دارد، ولي در مقابل جابه‌جايي اجزا و ترك‌خوردگي حساس است. به هر حال انواع كفپوش را مي‌توان روي آن اجرا كرد.                                                                                                              

حالت ديگر استفاده از ورقه‌هاي نازك پلي‌تن به ضخامت 15/0 ميليمتر است، ميزان همپوشاني ورقه‌ها حداقل 10 سانتيمتر است و در موقع نصب بايد دقت نمود، ضربه و يا ناصافي زيرسازي باعث پارگي آنها نشود. محل روي هم افتادگي ورقه‌ها را مي‌توان تا زد يا با گرم كردن آنها را به هم جوش داد.            

آسفالت ماستيك يا ماستيك قيري چنانچه به عنوان كفپوش به كار رود، ديگر نيازي به نم‌بندي كف نيست.                                                                            

از قيرهاي خالص مذاب، امولسيونهاي قيري و قطراني و قيرهاي مايع نيز براي نم‌بندي مي‌توان استفاده كرد. هنگام مصرف قير مذاب، ضخامت آن به حدود 3 ميليمتر مي‌رسد كه زيرسازي مناسبي براي كفپوشهاي چوبي است و در عين حال به عنوان چسب هم از آن بهره‌گيري مي‌شود.                                                    

مصرف امولسيونهاي قيري، قطراني، قيري / لاستيكي و قطراني / لاستيكي و قيرهاي مايع نظير RC2 ، نيز براي نم‌بندي كفها معمول است. اين مواد را مي‌توان در چند دست پاشيد يا آنها را بر روي سطوح موردنظر ماليد، اما اجراي آن نياز به نظارت دقيق دارد. حداقل ضخامت اين مواد پس از خشك شدن، 6/0 ميليمتر است.                                                                                                             

 

 

ب: عايقكاري رطوبتي شالوده‌ها                                                                       كف تمام شده ساختمانها معمولاً حدود 30 تا 90 سانتيمتر (2 تا 6 پله) از كف محوطه بالاتر ساخته مي‌شوند. فاصله بين شالوده تا كف، با مصالح بنايي مانند سنگ، بلوك بتني و آجر با ملات ماسه سيمان يا باتارد يا ماسه آهك كرسي‌چيني مي‌شود و ديوارهاي ساختمان بر روي كرسي‌چيني بنا مي‌شوند. چون بتن و مصالح بنايي و ملات مربوط نم‌كش هستند، چنانچه حد فاصل شالوده و ديوار ساختمان نم‌بندي نشود، رطوبت موجود در زمين از طريق لوله‌هاي موئين مصالح به سمت بالا نفوذ كرده و سبب نم‌زدگي ديوارها مي‌شود. لايه افقي عايق رطوبتي ديوارها، بايد بالاتر از كرسي‌چيني و در ارتفاع حداقل 15 سانتيمتر بالاتر از رقوم محوطه و به صورت يكپارچه و پيوسته اجرا شود. عايقكاري قائم ديوارها به اندازه حداقل 10 سانتيمتر نيز ضروري است. بديهي است پيوستگي عايق افقي و قائم ديوارها از جمله عايق قائم ديوارهاي زيرزمين بايد رعايت گردد. همچنين عايق كفها نيز در صورت اجرا، بايد با عايق ديوارها پيوستگي داشته باشد.           

بهتر است ازاره ساختمان در نما تا تراز لايه نم‌بند ديوار، سنگي باشد تا در صورت نم‌زدگي، آثار آن بر روي نما ظاهر نشود. بندكشي درز محاذي لايه نم‌بند باعث ايجاد پلي براي نفوذ رطوبت از قسمت مرطوب زير لايه نم‌بند به بالاي ديوار مي‌شود، از اينرو از بندكشي اين قسمت بايد خودداري شود، همچنين براي جلوگيري از نفوذ رطوبت بايد از تجمع برف و نخاله‌هاي ساختمان و نظاير آن در پاي ديوار جلوگيري نمود.                                                                     

مصالح مورد مصرف در لايه نم‌بند عبارتند از فلزات شامل سرب، مس و ورق فولاد گالوانيزه و مواد قيري و قطراني و مواد پلاستيكي.                                     

فلزات داراي اين مزيت هستند كه بار وارده را به خوبي تحمل مي‌كنند، ولي بهتر است براي جلوگيري از فساد و خوردگي، آنها را قيراندود نمود. ضخامت ورقه‌هاي فلزي حدود 1 تا 2 ميليمتر انتخاب مي‌شود و اتصال آنها به صورت چند پيچه يا لحيم و جوش انجام مي‌گيرد.                                                                

مواد قيري و قطراني به تنهايي براي نم‌بندي ديوارها چندان مناسب نيستند و بهتر است آنها را به همراه منسوجاتي مانند گوني كنفي و مواد پلاستيكي، مقوا، نمدها و نظاير آن مصرف نمود تا لايه نم‌بند بتواند در برابر نشستهاي جزئي ساختماني مقاومت كند. آسفالت ماستيك تا حدودي نم‌بند است، ولي در برابر حركات جزئي اجزاي ساختماني ترك مي‌خورد و از محل تركها رطوبت به بالاي ديوار نفوذ مي‌كند. اجراي قيرگوني، مشمع، مقوا و گوني قيراندود، همانند عايقكاري كف و بام صورت مي‌گيرد. مصرف مواد پلاستيكي براي نم‌بندي شالوده همانند نم‌بندي كف است كه قبلاً توضيح داده شد، ولي اين مواد بهتر است در مكانهاي كم بارش و خشك به مصرف برسند. مصرف ملاتي از ماسه كوارتزي و رزين اپوكسي به ضخامت 6 ميليمتر نيز در پي‌ها مي‌تواند مؤثر واقع شود. ديوارهايي كه تحت اثر بارهاي افقي قرار مي‌گيرند، بايد داراي عايقكاري پله‌اي باشند تا از لغزش آنها جلوگيري شود.                                                                               

  عايقكاري رطوبتي ديوار زيرزمين                                                                   

عايقكاري ديوار زيرزمين بايد همانند عايقكاري شالوده ساختمان و به صورت يكپارچه و همراه با آن، انجام شود. چنانچه فاصله زماني بين اجراي عايق افقي و قائم و ديوارها پيش بيايد، بايد به منظور يكپارچه كردن عايق تدابير لازم اتخاذ گردد.                                                                                                            

معمول‌ترين عايقكاري براي ديوار زيرزمينها استفاده از قير و گوني يا قير و مشمع يا گوني يا مقواي قيراندود است كه بايد مانند عايق بام اجرا شود. ترتيب عايقكاري قائم، بايد از بالا به پايين باشد و لايه‌هاي گوني طوري روي هم قرار گيرند كه رطوبت نتواند از زمين به داخل ديوار زيرزمين نفوذ كند.                    

دو روش براي عايقكاري ديوار زيرزمين متداول است: روش اول در مواقعي به كار گرفته مي‌شود كه عمق زيرزمين، كم و خطر ريزش خاك اطراف زيرزمين وجود نداشته باشد، در اين روش ابتدا تيغه محافظ عايق اجرا شده و روي آن ملات ماسه سيمان و عايق قائم، انجام و سپس ديوار اصلي زيرزمين ساخته مي‌شود. در روش دوم كه مخصوص زمينهاي ريزشي و عمقهاي زياد است، ابتدا عايق افقي زير ديوار زيرزمين را اجرا مي‌كنند و پس از ديوارسازي، پشت آن را با ملات ماسه سيمان اندود نموده و بعد از عايقكاري اقدام به ساختن تيغه محافظ عايق مي‌كنند. در هر دو روش در تمام مراحل بايد سعي شود پيش‌بينيهاي لازم براي پيوستگي عايق در قسمتهاي افقي و قائم صورت گيرد. محل عبور لوله‌ها و دودكش و ساير مجاري، بايد قبلاً در ديوار زيرزمين پيش‌بيني شود، به قسمي كه عايق پس از اجرا پاره يا زخمي نشود. لوله‌هاي آب گرم و شوفاژ و دودكش، نبايد مستقيماً در تماس با عايق قيري قرار گيرند، زيرا ممكن است آن را ذوب كرده و كيفيت آن دچار اشكال گردد.                                                             

عايقكاري كف آشپزخانه، سرويسهاي بهداشتي و فضاهاي مشابه                    

در مكانهايي كه احتمال ريزش آب در كف و قسمت پايين ديوارها وجود داشته باشد عايقكاري كف و پاي ديوار امري ضروري است. معمول‌ترين عايق كه در اين موارد به كار مي‌رود، قير و گوني، مشمع، مقوا و گوني قيراندود است كه به ذكر آنها اكتفا مي‌شود.                                                                                     

نحوه عايقكاري عيناً همانند عايقكاري بام است با اين تفاوت كه عايقكاري قائم پاي ديوارها در اين مكانها تا 15 سانتيمتر بالاتر از بالاترين نقطه‌اي كه امكان ريزش آب و تجمع آن وجود دارد (مانند لبه وان و زير دوش) ضروريست. نظر به اينكه تغييرات درجه حرارت در داخل ساختمان از بام آن كمتر است، لذا مصرف قير 100/15 در استاندارد 211 ايران مرجح شمرده شده است.                             

در محل كف‌شور آشپزخانه و حمام و محل نصب كاسه توالت بايد دقت شود كه لايه‌هاي عايق تا داخل لوله فاضلاب امتداد يابد و سپس نسبت به نصب لوازم بهداشتي اقدام گردد. محل كاسه توالت را ابتدا بايد با ماسه نرم و كم سيمان اندود كرد و با فشار دادن كاسه توالت بر روي آن سطح ملات را به شكل كاسه توالت درآورد و روي آن را با ماسه سيمان ليسه‌اي اندود نمود. پس از خشك شدن اندود عايقكاري كف انجام خواهد شد.                                                   

لازم به يادآوري است كه شيب‌بندي كف حمام، آشپزخانه، توالت و فضاهاي مشابه به سمت كف‌شور و كاسه توالت به منظور تخليه آبهايي كه احتمالاً در كف جاري مي‌شود، امري ضروري است.                                                         

عايقكاري رطوبتي ساير قسمتهاي ساختمان                                                       

الف: عايقكاري كف پنجره‌ها، درپوش دست‌انداز بام، دودكشها، كف پنجره، درپوش دست‌انداز بام و ديوار حياط چنانچه در طول كوتاه و به صورت يكپارچه با سنگ، بتن و نظاير آن اجرا شود، معمولاً مشكلي را به وجود نخواهد آورد، ولي در طولهاي زياد كه اين مصالح نياز به درز انبساط و انقباض دارند آب از محل درزها نفوذ كرده و علاوه بر يخ زدن مصالح بالاي ديوار و خرابي آنها، سبب زشتي و آلودگي نماسازي نيز مي‌شود، از اين رو براي جلوگيري از خطرات ناشي از يخزدگي و حفظ زيبايي در اين قسمتها، زير درپوشهاي درزدار يا روي آنها بايد عايقكاري شود. چنانچه بخواهيم زير درپوشها را عايق كنيم، اجراي يك لايه قير و گوني به روشي كه در عايقكاري بام توضيح داده شد، كافيست. براي عايقكاري روي درپوشها بهترين مصالح، فلزاتي مانند مس و فولاد گالوانيزه هستند و بديهي است در محل درز بايد چند پيچه يا لحيم يا جوشكاري شوند. فلزاتي كه براي اين منظور به كار مي‌روند، بايد در انتها خمكاري يا فتيله شوند و به صورت آبچكان در آيند تا آب به راحتي از روي آنها تخليه شود، بدون اينكه بر روي ديوار ترشح نمايد.                                                              

ب: عايقكاري كف و بدنه استخرها و منابع آب                                                 

عايقكاري كف و بدنه استخرها به منظور جلوگيري از گريز آب و هدر رفتن آن انجام مي‌شود و در مواقعي لازم است كه ارتفاع و در نتيجه فشار آب زياد باشد. عايقكاري استخرها و منابع آب، بيشتر با مواد قيري، ندرتاً با فلزات و بعضي مواقع با رزينهاي پليمري نظير رزين اپوكسي انجام مي‌گيرد. روش عايقكاري همانند ديوار زيرزمين و بام مي‌باشد. رنگ‌آميزي بدنه استخر با رنگ ضد آب به عنوان يك اقدام اضافي و احتياطي مفيد است.                                                             

پ: عايقكاري كف پاركينگ در طبقات                                                          

چنانچه كف پاركينگ در طبقات شسته مي‌شود، در اين صورت عايقكاري آن الزامي است. روش عايقكاري همانند ساير كفها است، فقط بايد توجه داشت كه لايه‌هاي عايق در كف پاركينگها زير فشار بيشتري قرار مي‌گيرد و از اين رو تعداد لايه‌هاي بيشتري براي عايقكاري لازم است.                                             

ت: عايقكاري نماها                                                                                        

ديوارهاي ساختمان كه در معرض بوران قرار مي‌گيرند، پس از مدتي از سمت داخل ساختمان خيس مي‌شوند. از اين رو در مناطق بوران‌خيز علاوه بر اتخاذ تدابيري نظير پيش‌بيني ايوان و پيش‌آمدگي در سمت وزش باد بايد قسمتهايي از ديوار را كه در معرض بوران قرار مي‌گيرند، عايقكاري كرد. چنانچه ميزان بارندگي كم يا مدت آن كوتاه باشد مي‌توان با افزودن قدري آهك در ملات اندود سيماني نما، آن را تا حدود زيادي آب‌بندي كرد.                                     

در موارد شديدتر مصرف مواد آب‌بند كننده بتن در ملات اندود، مصرف ملاتهاي پليمري از قبيل ملاتهاي رزين اپوكسي (بدون سيمان يا به همراه سيمان) و بالاخره اجراي رنگهاي ضد آب بر روي نما مفيد است و مي‌تواند مؤثر واقع شود.                                                                                                             

در بعضي كشورهاي صنعتي از قطعات چوب و ساير مصالح همانند آنچه كه در سقفها مرسوم است، براي نماپوش[2] استفاده مي‌شود.                                         

ث: عايقكاري درزهاي انبساط در بام، نما و كف طبقات                                   

درزهاي انبساط بايد مطابق نقشه‌هاي جزئيات اجرا شده و در محل بام، نماهاي بوران‌گير و كف طبقاتي كه امكان شستشو يا جريان آب در آنها وجود دارد، كاملاً درزبندي و عايق شوند. عايقكاري رطوبتي درزهاي انبساط در بام و كف طبقات با ورقه‌هاي مسي يا فولادي گالوانيزه و در مواردي با موادي نظير انواع ماستيك و لاستيك انجام مي‌گيرد. بهترين مصالح براي عايقكاري درزهاي نما، ماستيك يا نوارهاي لاستيكي است و چنانچه روي آنها با مصالح فلزي پوشانده شود، اطمينان بيشتري براي عدم نفوذ آب به وجود مي‌آيد.                                

 


 

[1]. Flashing

[2]. Sidi                                               

 

 

 

 

آزمايش عايقكاري                                                                                         

پس از اتمام عايقكاري و قبل از اجراي قشر محافظ روي آن، بايد نسبت به آزمايش عايقكاري اقدام نمود. سطوح شيبدار را مي‌توان با پاشيدن آب بر روي آنها مشابه يك بارندگي شديد آزمايش كرد. چنانچه نقصي در بام‌پوش وجود داشته باشد معمولاً در فاصله كوتاهي پس از آبپاشي ظاهر شده و از زير سقف مي‌توان با مشاهده قطرات آب به وجود نقص و محل آن پي برد.                                                                           

براي آزمايش عايق بامهاي تخت و كف سرويسها و نظاير آن  بايد تمامي   آب‌روها و      كف‌شورها را موقتاً با مصالحي مانند ورقه‌هاي پلاستيكي و پارچه كهنه وگل رسي مسدود نمود و روي عايق را به ارتفاع حدود 5 سانتيمتر از بالاترين نقطه آب بست و به مدت 24 ساعت به همين حال نگه داشت، چنانچه نقطه ضعفي در عايق مشاهده  نشد، جلو آب را باز و قشر محافظ عايق را اجرا مي‌كنند، ولي در صورت بروز نم‌زدگي در زير سقف بايد محل آن را مطابق دستورالعملهاي فصل بيست و چهارم تعمير كرده و مجدداً آزمايش را تكرار نمود تا نقص عايق برطرف شود .                                                                              

اجراي عمليات ترميمي در عايقهاي رطوبتي

مرمت بدون نياز به بركندن عايقهاي قبلي

قبل از اقدام به مرمت بايد وضع عايق موجود به لحاظ بار وارده بر آن و قشر محافظ آن بر سقف مورد بررسي قرار گيرد، همچنين وزن عايق جديد و قشر محافظ آن نيز،  برآورد  و مجموع بارهاي زنده و مرده پس از ترميم در محاسبات ايستايي   سقف منظور گردد.  چنانچه  اعضاي  باربر ساختمان  قادر  به تحمل  بار اضافي جديد بودند، مي‌توان بر روي عايق قبلي عمليات ترميمي را انجام داد.

اگر لايه محافظي بر روي عايق وجود نداشته باشد، نخست سطح عايق را كاملاً از مواد اضافي و ذرات گرد و غبار تميز كرده و سپس طبق مشخصات ذكر شده در فوق اقدام به عايقكاري جديد مي‌گردد. ترميم عايقهاي ويژه ممكن است با مشخصات ارائه شده از سوي سازنده و يا با قير و گوني يا مشمع قيراندود انجام گيرد.                                                                                                              

 

حفظ و مراقبت عايقهاي رطوبتي

عايقهاي رطوبتي را در حين اجرا و در دوره بهره‌برداري از ساختمان بايد از سرماي زياد (يخزدگي)، گرماي زياد و اشعه ماوراء بنفش خورشيد، اوزون، شعله حريق، صدمات مكانيكي و حركات سازه‌اي و ساختماني، صدمات شيميايي (معدني و آلي)، ريشه دواني گياهان، فشار آب و بخار آب حفظ كرد . سرماي زياد باعث ترك‌خوردگي عايق مي‌شود، به ويژه اگر از قير نامناسب كه داراي خاصيت آنگمي[1] مطلوب نيست، استفاده شده باشد. قير مورد مصرف در عايق مخصوصاً در لايه نهايي، بايد مناسب منطقه انتخاب شود.

گرماي زياد سبب روان شدن قير مي‌شود. در مناطق گرم  خصوصاً  در  لايه نهايي  بايد قير مناسبي انتخاب شود كه در گرماي زياد روان نشود. در مناطقي كه اختلاف درجه حرارت روز تابستان  با  شب  زمستان  زياد  باشد ، بايد از قيرهاي دميده 15/90   R يا  25/80   R در عايقكاري لايه آخر و از مخلوطي از اين قيرها با قير 100/80 يا 70/60  يا 50 /40  استفاده كرد. در صورت دسترسي به قير معدني از اين قير نيز مي‌توان به جاي قير اكسيده بهره برد. (در مناطقي كه گرماي هوا در فصل  تابستان  در سايه  حداكثر  به 50  درجه سلسيوس و بيشتر برسد، بايد از قير خالص 50 /40  استفاده شود ، چنانچه حداكثر گرما به 40 درجه برسد، بايد از قير خالص 70/60 استفاده گردد و در حالي كه حداكثر گرما به 30 درجه برسد، بايد قير خالص 100/80 مصرف شود).                                                   

 تابش مستقيم خورشيد كه داراي اشعه ماوراء بنفش  است ، سبب  تجزيه  مواد     قيري و قطراني و از دست رفتن ويژگيهاي مطلوب آنها مي‌شود.

اوزون كه در لايه‌هاي بالاي جو وجود دارد باعث حفاظت بسياري از موجودات و مواد از اشعه ماوراء بنفش مي‌شود ، ولي وجود آن در نواحي كوهستاني  بر اثر رعد  و  برق  يا در شهرها در اثر سوخت ناقص موتورهاي درون‌سوز بر قير اثر نامطلوب دارد و آن  را تجزيه مي‌كند.                                                              

شعله و حريق نيز سبب سوختن مواد قيري و قطراني شده و باعث خرابي عايق رطوبتي مي‌شود، صدمات مكانيكي و حركات سازه‌اي و ساختماني نيز در صورتي كه جدي باشند، مي‌توانند به پارگي قشر عايق منجر شوند.                                                     

بسياري  از مواد شيميايي  مانند  حلالها  و روغنهاي معدني ،  قير و قطران را   در  خود حل مي‌كنند، همچنين قلياهاي قوي و اسيدها و گازهاي اسيدي باعث خرابي عايق مي‌شوند.                                                                                      

ريشه‌دواني گياهان نيز علاوه بر فساد عايق، به خاطر جابه‌جايي آن مي‌تواند مخاطره‌ انگيز باشد، چنانچه فشار آب وارده بر سطح عايق از حدي تجاوز كند (اين حد به نوع عايق، ضخامت و تعداد لايه‌هاي آن بستگي دارد)، مي‌تواند منجر به پارگي عايق شود. چنانچه بخار يا جريان آب داغ دائماً روي عايق جاري شود، آن را از آب‌بندي مي‌اندازد.

براي محافظت عايق از عوامل ياد شده بايد به ترتيب زير عمل شود:                    

لايه محافظ در مورد سطوح افقي بام مي‌تواند از موزائيك فرش يا حدود 3 سانتيمتر ماسه آسفالت انتخاب گردد. چون در نواحي گرم و خشك روغنهاي موجود در قير پس از مدت كوتاهي مي‌پرند و قشر ماسه آسفالت ترك مي‌خورد و به تدريج خرد و از هم متلاشي مي‌گردد، بهتر است در اين مناطق از پوشش موزائيك به رنگ روشن روي ماسه آسفالت به عنوان يك اقدام احتياطي و اضافي استفاده گردد. بديهي است در اين صورت ماسه آسفالت را مي‌توان به ضخامت 5/1 تا 2 سانتيمتر اجرا كرد و از ضخامت ملات يا ماسه زير موزائيك كاست. به هر حال بار مرده ناشي از اجراي هر نوع عايق با قشرهاي محافظ آن بايد در محاسبات ايستايي منظور گردد.                                                             

استفاده از پوشش كاهگل در بام نواحي گرم و خشك مشروط بر اينكه مراقبت مداوم و مستمر در نگاهداري آن منظور گردد و آمد و شد زيادي روي آن صورت نگيرد، بلااشكال است.                                                                                                 

آجر فرش با ملات گل نيمچه كاه نيز در نواحي گرم و خشك پوشش مطلوب    براي بامهاي تخت، شيبدار، قوسي و گنبدها به شمار مي‌رود.                                                

در سرويسها، حمام  و آشپزخانه ، كفپوش  و  كاشي  ديوارپوش  نقش  محافظ    عايقكاري را ايفا مي‌كنند.                                                                                                         

عايق قائم دست‌انداز بام، ديوار زيرزمين، ديوار شالوده و نظايرآن را با اجراي تيغه آجري به ضخامت 11 سانتيمتر و بيشتر محافظت مي‌كنند ، در مواردي كه فضاي كافي براي آجرچيني به ضخامت 11 سانتيمتر وجود نداشته باشد، ممكن است از تيغه 6 سانتيمتري و يا اندود ماسه سيمان استفاده شود.                                                                          

در صورتي كه عايق قائم با تيغه نازك، اندود سيماني، كاشي ديواري يا سراميك (در سرويسها) محافظت شود، براي جلوگيري از ترك‌خوردگي قشر محافظ و جابه‌جايي آن به ويژه هنگام گرما، قبل از پوشش عايق، بايد از توري سيمي به عنوان نگهدارنده آن استفاده شود.                                                                    

فلزات به ويژه مس بهترين محافظ عايق براي بامهاي قوسي و گنبدي به شمار مي‌روند.                                                                                                           

انجام كاشيكاري روي قشر عايق گنبدها، علاوه بر زيبايي، محافظت كافي را براي عايق تأمين مي‌كند.                                                                                

استفاده از شن ريزدانه براي محافظت عايق بامهاي تخت كه رفت و آمد روي آنها كم است نيز مرسوم مي‌باشد، در اين صورت بايد با نصب توري جلو آب‌رو ناودانها از ورود دانه‌هاي شن به داخل لوله ناودان جلوگيري شود.                      

برخي عايقهاي پيش‌ساخته با قشر نازكي از ماسه نرم يا خرده سنگ ريز به رنگهاي متنوع روشن پوشانده مي‌شوند، در اين صورت پس از عايقكاري بام نيازي به محافظت عايق وجود ندارد.                                                                 

چنانچه عايق بام با رنگهاي مخصوص منعكس كننده نور و گرما پوشانده شود، در اين حالت نيز اجراي قشر محافظ اضافي روي آن لازم نيست.                         

براي جلوگيري از سوراخ شدن عايق بايد از بارگذاري زياد روي آن خودداري شود. از وارد شدن ضربه به آن جلوگيري گردد و ماسه تيز گوشه در ملات مجاور آن مصرف نگردد.                                                                                

بايد از ريخته شدن مواد شيميايي مضر به ويژه روغنها و چربيها و حلالها بر روي عايق، جلوگيري به عمل آيد. همچنين اجتناب از تماس ملاتهاي آهكي با عايق ضرورت دارد، زيرا در صورت تماس، گوني عايق مي‌پوسد و پاره مي‌شود.        

در مناطق مرطوب كه امكان رويش گياهان و رشد خزه و مانند اينها وجود دارد، بايد از سموم علف‌كش كه در فرمولاسيون آنها مواد مضر براي عايق و پوشش آن وجود نداشته باشد، به منظور جلوگيري از رويش و رشد گياهان استفاده شود.

 


 

[1]. Ductility

 

 

اجراي عمليات ترميمي در عايقهاي رطوبتي

مرمت بدون نياز به بركندن عايقهاي قبلي

قبل از اقدام به مرمت بايد وضع عايق موجود به لحاظ بار وارده بر آن و قشر محافظ آن بر سقف مورد بررسي قرار گيرد، همچنين وزن عايق جديد و قشر محافظ آن نيز،  برآورد  و مجموع بارهاي زنده و مرده پس از ترميم در محاسبات ايستايي سقف منظور گردد. چنانچه اعضاي باربر ساختمان قادر به تحمل بار اضافي جديد بودند، مي‌توان بر روي عايق قبلي عمليات ترميمي را انجام داد.      

اگر لايه محافظي بر روي عايق وجود نداشته باشد، نخست سطح عايق را كاملاً از مواد اضافي و ذرات گرد و غبار تميز كرده و سپس طبق مشخصات ذكر شده در فوق اقدام به عايقكاري جديد مي‌گردد. ترميم عايقهاي ويژه ممكن است با مشخصات ارائه شده از سوي سازنده و يا با قير و گوني يا مشمع قيراندود انجام گيرد.                                                                                                             

 مرمت به روش برچيدن عايقكاري قبلي                                                         

در صورتي كه بار مرده موجود به حدي باشد كه سقف نتواند بار اضافي تحمل كند، در اين صورت بايد عايقكاري قديم را برچيد و عمليات ترميم را انجام داد.                       

حفظ و مراقبت عايقهاي رطوبتي

عايقهاي رطوبتي را در حين اجرا و در دوره بهره‌برداري از ساختمان بايد از سرماي زياد (يخزدگي)، گرماي زياد و اشعه ماوراء بنفش خورشيد، اوزون، شعله حريق، صدمات مكانيكي و حركات سازه‌اي و ساختماني، صدمات شيميايي (معدني و آلي)، ريشه دواني گياهان، فشار آب و بخار آب حفظ كرد . سرماي زياد باعث ترك‌خوردگي عايق مي‌شود، به ويژه اگر از قير نامناسب كه داراي خاصيت آنگمي[1] مطلوب نيست، استفاده شده باشد. قير مورد مصرف در عايق مخصوصاً در لايه نهايي، بايد مناسب منطقه انتخاب شود.

گرماي زياد سبب روان شدن قير مي‌شود. در مناطق گرم  خصوصاً  در  لايه نهايي  بايد قير مناسبي انتخاب شود كه در گرماي زياد روان نشود. در مناطقي كه اختلاف درجه حرارت روز تابستان  با  شب  زمستان  زياد  باشد ، بايد از قيرهاي دميده 15/90   R يا  25/80   R در عايقكاري لايه آخر و از مخلوطي از اين قيرها با قير 100/80 يا 70/60  يا 50 /40  استفاده كرد. در صورت دسترسي به قير معدني از اين قير نيز مي‌توان به جاي قير اكسيده بهره برد. (در مناطقي كه گرماي هوا در فصل  تابستان  در سايه  حداكثر  به 50  درجه سلسيوس و بيشتر برسد، بايد از قير خالص 50 /40  استفاده شود ، چنانچه حداكثر گرما به 40 درجه برسد، بايد از قير خالص 70/60 استفاده گردد و در حالي كه حداكثر گرما به 30 درجه برسد، بايد قير خالص 100/80 مصرف شود).                                                                                        

 تابش مستقيم خورشيد كه داراي اشعه ماوراء بنفش  است ، سبب  تجزيه  مواد     قيري و قطراني و از دست رفتن ويژگيهاي مطلوب آنها مي‌شود.

اوزون كه در لايه‌هاي بالاي جو وجود دارد باعث حفاظت بسياري از موجودات و مواد از اشعه ماوراء بنفش مي‌شود ، ولي وجود آن در نواحي كوهستاني  بر اثر رعد  و  برق  يا در شهرها در اثر سوخت ناقص موتورهاي درون‌سوز بر قير اثر نامطلوب دارد و آن  را تجزيه مي‌كند.                                                              

شعله و حريق نيز سبب سوختن مواد قيري و قطراني شده و باعث خرابي عايق رطوبتي مي‌شود، صدمات مكانيكي و حركات سازه‌اي و ساختماني نيز در صورتي كه جدي باشند، مي‌توانند به پارگي قشر عايق منجر شوند.                                                     

بسياري  از مواد شيميايي  مانند  حلالها  و روغنهاي معدني ،  قير و قطران را   در  خود حل مي‌كنند، همچنين قلياهاي قوي و اسيدها و گازهاي اسيدي باعث خرابي عايق مي‌شوند.                                                                                      

ريشه‌دواني گياهان نيز علاوه بر فساد عايق، به خاطر جابه‌جايي آن مي‌تواند مخاطره‌ انگيز باشد، چنانچه فشار آب وارده بر سطح عايق از حدي تجاوز كند (اين حد به نوع عايق، ضخامت و تعداد لايه‌هاي آن بستگي دارد)، مي‌تواند منجر به پارگي عايق شود. چنانچه بخار يا جريان آب داغ دائماً روي عايق جاري شود، آن را از آب‌بندي مي‌اندازد.

براي محافظت عايق از عوامل ياد شده بايد به ترتيب زير عمل شود:                    

لايه محافظ در مورد سطوح افقي بام مي‌تواند از موزائيك فرش يا حدود 3 سانتيمتر ماسه آسفالت انتخاب گردد. چون در نواحي گرم و خشك روغنهاي موجود در قير پس از مدت كوتاهي مي‌پرند و قشر ماسه آسفالت ترك مي‌خورد و به تدريج خرد و از هم متلاشي مي‌گردد، بهتر است در اين مناطق از پوشش موزائيك به رنگ روشن روي ماسه آسفالت به عنوان يك اقدام احتياطي و اضافي استفاده گردد. بديهي است در اين صورت ماسه آسفالت را مي‌توان به ضخامت 5/1 تا 2 سانتيمتر اجرا كرد و از ضخامت ملات يا ماسه زير موزائيك كاست. به هر حال بار مرده ناشي از اجراي هر نوع عايق با قشرهاي محافظ آن بايد در محاسبات ايستايي منظور گردد.                                                             

استفاده از پوشش كاهگل در بام نواحي گرم و خشك مشروط بر اينكه مراقبت مداوم و مستمر در نگاهداري آن منظور گردد و آمد و شد زيادي روي آن صورت نگيرد، بلااشكال است.                                                                                                 

آجر فرش با ملات گل نيمچه كاه نيز در نواحي گرم و خشك پوشش مطلوب    براي بامهاي تخت، شيبدار، قوسي و گنبدها به شمار مي‌رود.                                               

در سرويسها، حمام و آشپزخانه، كفپوش و كاشي ديوارپوش نقش محافظ            عايقكاري را ايفا مي‌كنند.                                                                                                      

عايق قائم دست‌انداز بام، ديوار زيرزمين، ديوار شالوده و نظايرآن را با اجراي تيغه آجري به ضخامت 11 سانتيمتر و بيشتر محافظت مي‌كنند ، در مواردي كه فضاي كافي براي آجرچيني به ضخامت 11 سانتيمتر وجود نداشته باشد، ممكن است از تيغه 6 سانتيمتري و يا اندود ماسه سيمان استفاده شود.                                                                         

در صورتي كه عايق قائم با تيغه نازك، اندود سيماني، كاشي ديواري يا سراميك (در سرويسها) محافظت شود، براي جلوگيري از ترك‌خوردگي قشر محافظ و جابه‌جايي آن به ويژه هنگام گرما، قبل از پوشش عايق، بايد از توري سيمي به عنوان نگهدارنده آن استفاده شود.                                                                    

فلزات به ويژه مس بهترين محافظ عايق براي بامهاي قوسي و گنبدي به شمار مي‌روند.                                                                                                          

انجام كاشيكاري روي قشر عايق گنبدها، علاوه بر زيبايي، محافظت كافي را براي عايق تأمين مي‌كند.                                                                                 

استفاده از شن ريزدانه براي محافظت عايق بامهاي تخت كه رفت و آمد روي آنها كم است نيز مرسوم مي‌باشد، در اين صورت بايد با نصب توري جلو آب‌رو ناودانها از ورود دانه‌هاي شن به داخل لوله ناودان جلوگيري شود.                      

برخي عايقهاي پيش‌ساخته با قشر نازكي از ماسه نرم يا خرده سنگ ريز به رنگهاي متنوع روشن پوشانده مي‌شوند، در اين صورت پس از عايقكاري بام نيازي به محافظت عايق وجود ندارد.                                                                  

چنانچه عايق بام با رنگهاي مخصوص منعكس كننده نور و گرما پوشانده شود، در اين حالت نيز اجراي قشر محافظ اضافي روي آن لازم نيست.                         

براي جلوگيري از سوراخ شدن عايق بايد از بارگذاري زياد روي آن خودداري شود. از وارد شدن ضربه به آن جلوگيري گردد و ماسه تيز گوشه در ملات مجاور آن مصرف نگردد.                                                                               

بايد از ريخته شدن مواد شيميايي مضر به ويژه روغنها و چربيها و حلالها بر روي عايق، جلوگيري به عمل آيد. همچنين اجتناب از تماس ملاتهاي آهكي با عايق ضرورت دارد، زيرا در صورت تماس، گوني عايق مي‌پوسد و پاره مي‌شود.        

در مناطق مرطوب كه امكان رويش گياهان و رشد خزه و مانند اينها وجود دارد، بايد از سموم علف‌كش كه در فرمولاسيون آنها مواد مضر براي عايق و پوشش آن وجود نداشته باشد، به منظور جلوگيري از رويش و رشد گياهان استفاده شود.

 


 

[1]. Ductility

 

 

اجراي عمليات ترميمي در عايقهاي رطوبتي

مرمت بدون نياز به بركندن عايقهاي قبلي

قبل از اقدام به مرمت بايد وضع عايق موجود به لحاظ بار وارده بر آن و قشر محافظ آن بر سقف مورد بررسي قرار گيرد، همچنين وزن عايق جديد و قشر محافظ آن نيز،  برآورد  و مجموع بارهاي زنده و مرده پس از ترميم در محاسبات ايستايي سقف منظور گردد. چنانچه اعضاي باربر ساختمان قادر به تحمل بار اضافي جديد بودند، مي‌توان بر روي عايق قبلي عمليات ترميمي را انجام داد.      

اگر لايه محافظي بر روي عايق وجود نداشته باشد، نخست سطح عايق را كاملاً از مواد اضافي و ذرات گرد و غبار تميز كرده و سپس طبق مشخصات ذكر شده در فوق اقدام به عايقكاري جديد مي‌گردد. ترميم عايقهاي ويژه ممكن است با مشخصات ارائه شده از سوي سازنده و يا با قير و گوني يا مشمع قيراندود انجام گيرد.                                                                                                              

 مرمت به روش برچيدن عايقكاري قبلي                                                         

در صورتي كه بار مرده موجود به حدي باشد كه سقف نتواند بار اضافي تحمل كند، در اين صورت بايد عايقكاري قديم را برچيد و عمليات ترميم را انجام داد.

                                                                                                                                                                                                    



ارسال شده در: یکشنبه هفتم خرداد 1385 :: 6:58 بعد از ظهر :: توسط : جواد احمدی
مروري بر رايجترين زبانهاي نشانه گذاري منابع وب

مروري بر رايجترين زبانهاي نشانه گذاري منابع وب

 

نوشته: عليرضا سعادت
دانشجوي كارشناسي ارشد علوم كتابداري و اطلاع رساني دانشگاه شيراز

كارشناس مركز اطلاع رساني و كتابخانه مركزي دانشگاه فردوسي مشهد

E-mail:  alireza_saadat2003@yahoo.com

چكيده
تقريبا با پيدايش وب جهاني زبان هاي نشانه گذاري به منظور تدوين‏، نمايش و ارائه مدارك وب به وجود آمدند. در حال حاضر زبانهاي نشانه گذاري متعددي كه بر شكلهاي گوناگون مدارك وب تاكيد دارند گسترش يافته اند. متداولترين اين زبانها كه عموماَ برخاسته از زبان نشانه گذاري تعميم يافته استاندارد SGML مي باشند عبارتند از HTML، XML، XHTML، HDML و WML كه در اينجا سعي گرديده است با اشاره به ويژگي هاي هر كدام از اين زبانها، به معرفي اجمالي آنها پرداخته شود.
 
مقدمه
    تقريباَ همزمان با ايجاد وب جهاني زبان هاي نشانه گذاري (Mark-up Language) نيز پا به عرصه وجود گذاشتند. نياز به اين زبانها از آنجايي سرچشمه گرفته است كه سازمانها نيازمند  مديريت شمار زيادي از مداركي بودند كه مي بايست به شكل هاي متنوعي مبادله و ارائه گردند.
    ابرداده ها نيز جهت يكدستي در شكل نمايش و  ميانكنش پذيري(Interoperability) نياز به ابزاري براي تعريف مدارك داشتند كه زبان هاي نشانه گذاري بهترين راه را براي اين منظور فراهم مي ‌آورند. زبانهاي نشانه گذاري متداولترين فرم هاي رقمي هستند كه ابرداده ها در حد وسيعي، از صفحات وب گرفته تا پيشينه هاي الكترونيكي، از آنها استفاده مي كنند.
    زبانهاي نشانه گذاري اساساَ برخاسته از پردازش متن( Text Processing ) مي باشند. زبانهاي نشانه گذاري بنابر تعريف عبارتند از: «نظام هاي رايانه اي كه مي توانند اجزاء ايجاد مدرك و پردازش انتشار را خودكار مي سازند». [1]
    زبانهاي نشانه گذاري اوليه كه تاكيد بيشتري  بر متن داشته اند، عبارت بودند از: Troff ، Rich Text Format  (RTF) و LaTex . اما در حال حاضر زبانهاي نشانه گذاري ديگري در حال گسترش هستند كه به شكلهاي گوناگوني از مدارك اختصاص داشته و نقش هاي متنوعي را در كاربردهاي وب ايفا مي كنند. در اينجا سعي گرديده است به معرفي اجمالي برخي از آنها كه در محيط وب و منابع الكترونيكي رواج بيشتري دارند، پرداخته شود.
 
 SGML
    در اواخر دهه 1960 سه نفر از پژوهشگران IBM به نامهاي گلد فارب، موشر و لوري اولين بار بحث نشانه گذاري تعميم يافته را مطرح كردند. آنها معتقد بودند كه يك زبان نشانه گذاري مي بايست داراي سه خصيصه باشد:
1- ارائه داده ها بايد به گونه اي رايج باشد
2- نشانه گذاري بايد گسترش پذير باشد
3- انواع مدرك نيازمند قواعدي مي باشند. [2]
اين خصيصه ها چارچوب ارائه ابرداده را فراهم آورد و به دنبال آن نياز به برقراري يك زبان نشانه گذاري استاندارد تعميم پذير احساس گرديد.
SGML يا زبان نشانه گذاري تعميم يافته استاندارد (Standard Generalized Markup Language) را  مي توان يك فرازبان(Meta language ) به شمار آورد. اين زبان به عنوان يك استاندارد بين المللي (ISO 8879) در سال 1986 تدوين گرديد. اين استاندارد بر اين اساس به وجود آمد تا به وسيله آن يك زبان مشتركي تعريف شود كه بسته هاي نرم افزاري و پردازشگرهاي مختلف از طريق بكارگيري طرحواره هاي مشابه بتوانند به مبادله اطلاعات بپردازند. به اين ترتيب اطلاعاتي كه به صورت متن ارائه مي گردد مي تواند از يك برنامه يا كاربرد به برنامه يا كاربرد ديگر بدون تغيير در شكل و ساختار، آن انتقال يابد.
    در اين زبان آن طور كه انتظار مي رفت، تدوين كنندگان آن يك دسته برچسبهاي(tags) جهاني را تعريف كردند كه در آن هر برچسب معني خاص خود را دارد. به عنوان مثال براي مشخص كردن نام يك فرد از برچسب <name> استفاده مي شود كه در زمان نمايش، نامي كه با اين برچسب مشخص گرديده به صورت اريب يا درشت ظاهر مي شود. [3]
    با اين وجود SGML داراي كاستي هايي در تعريف مدارك الكترونيكي بوده كه خود باعث به وجود آمدن زبان نشانه گذاري ديگري گرديده است. اما آنچه درباره SGML اهميت دارد اين است كه اين زبان با وجود كاستيهاي بسيار مبناي زبانهاي متداول و پركاربرد امروز از جمله HTML و XML مي‌باشد.
 
HTML
    HTML يا زبان نشانه گذاري فرامتن در اويل دهه 1990 برمبناي SGML به وجود آمد. به طوري كه پژوهشگران بتوانند به سادگي اطلاعات را در شبكه ها خصوصاَ وب به اشتراك بگذارند. [4]  كلمه Hyper در ابتداي سرنام اين زبان در مقابل Linier   يا خطي است. بدين معني كه در برنامه نويسي خطي اگر در يك سطر از برنامه اشتباهي رخ دهد، كل برنامه با اشكال مواجه شده و اجرا نمي‌شود، اما در اين زبان هر سطر نقش مستقلي داشته و بقيه برنامه بدون اشكال جرا مي شود.
          HTML  نقش عمده اي در بازيابي اطلاعات دارد. HTML  بدان منظور طراحي گرديد كه يك مدرك امكان ديده شدن توسط «مرورگرها»(Browsers)را با قابليتهاي مختلف داشته باشد. لذا HTML به شما اين امكان را مي دهد تا بخشهايي از متن مثل عناوين يا پاراگرافها را انتخاب و نشانه گذاري كرده و تجزيه و تحليل اين بخشهاي انتخاب شده از متن را به مرورگرها واگذار نمائيد. بنابر اين ممكن است يك مرورگر تنها ابتداي هر پاراگراف را در نظر بگيرد و ديگري تمام متن را.
    ساختارهاي HTML متن را به قسمتهايي تقسيم مي كند كه عناصر(Elements) نام دارند. اين قسمتها خود به دو بخش تقسيم مي شوند: آنهايي كه چگونگي نمايش پيكره يك مدرك را توسط مرورگر تعريف مي‌كنند كه با برچسب <BODY> مشخص مي شوند و آنهايي كه اطلاعات پيرامون مدرك از قبيل عنوان يا روابط آن مدرك با ديگر مدارك را تعريف مي نمايند و با برچسبهايي مثل <HEAD> مشخص مي گردند.
    تفاوت عمده اين زبان با SGML آن است كه SGML در حد قابل توجهي مشكل و پيچيده بوده و بيشتر براي مجموعه هاي انبوه مدارك طراحي مي شود. همين پيچيدگي آن باعث گرديده كه در حيطه هاي استراتژيك و از نظر امنيتي با اهميت كاربرد داشته باشد. خوشبختانه HTML از اين نظر بسيار ساده تر مي باشد.
    با اين حال HTML به نوبه خود نيز داراي ضعف هايي مي باشد كه باعث گرديده تا متخصصين زبانهاي نشانه گذاري و نرم افزار، زبان ديگري را گسترش دهند كه XML نام دارد. اين زبان بسياري از جنبه‌هاي مفيد HTML و SGML را نيز در بر دارد. [5]
 
XML
    از آنجا كه هدف از طراحي زبان نشانه گذاري گسترش پذير(eXtensible Markup Language:XML) در واقع جبران كاستيهاي زبان HTML مي باشد، لذا بهتر است ابتدا به برخي از نارسائيهاي HTML اشاره شود. اساساَ يكي از ضعفهاي HTML توجه كم آن به چگونگي ارائه اطلاعات در مرورگرها است. به عبارت ديگر عنوان،‌ سرعنوانها، اطلاعات پديدآور و امثال آن بايد در درون عناصري مثل TITLE، H1 ، EM ، ADDRESS و غيره قرار گيرد. ولي استفاده از FONT و عناصري مثل آن كه شكل ظاهري و زيبايي را تشكيل مي دهند، بدون درنظر گرفتن محيط رايانه دريافت كننده، بسيار مشكل است. اين تا حدي است كه گاه پردازش اطلاعات را با مشكل مواجه ساخته يا حتي غير ممكن مي كند. لذا مي توان گفت كه در HTML بيشتر به محتواي اطلاعات توجه گرديده تا به شكل ارائه آن و لذا مي توان گفت كه HTML بيشتر براي كاربراني مطلوب است كه نياز به ساختار رنگارنگ، خطوط زيبا و محيط گرافيكي خاصي ندارند. [6].
    اين خصيصه باعث گرديده است كه بسياري از صفحات وب كه حاوي برچسبهاي خاصي از يك نسخه خاص يك مرورگر هستند، توسط ديگر مرورگرها قابل خواندن نباشند.
اما اين تنها مشكل HTML نيست. اگر شما بخواهيد اطلاعاتي را با دقت بالا نشانه گذاري نمائيد، بنابر منظورتان شما به عناصر زيادي نياز خواهيد داشت كه در HTML وجود ندارند. مثلاَ ممكن است شما نياز به عناصري براي فرمولهاي شيمي، داده هاي رياضي و غيره داشته باشيد. اين مستلزم داشتن عناصر فوق العاده بسياري است كه در اين صورت نه براي كاربر و نه براي پديدآور مطلوب نمي باشد.
    مشكل ديگر اينكه HTML از ساختار دروني كمي برخوردار است. بدين معني كه اگر شما به جنبه معنايي(Semantic)توجهي نداشته باشيد مي توانيد به سادگي HTML بنويسيد. به عنوان مثال شما مايليد در پيكره متن (BODY) سرعنواني را داشته باشيد (H1) كه سرعنوان ديگري را در درون خود دارا بوده (H2) و باز به نوبه خود آن نيز حاوي سرعنوانهاي ديگري است (H3) ، مانند آنچه كه در يك كتاب مي بينيم. اما در HTML اين نياز احساس در نظر گرفته نشده است. [6]
    با توجه به مشكلات قابل توجه HTML  كه به برخي از آنها اشاره شد،‌ كنسرسيوم وب جهاني W3C در تابستان سال 1996 كار بر روي زبان جديدي را آغاز نمود. W3C گروهي را جهت تدوين زبان نشانه گذاري XML تشكيل داد كه گروه كاريXWG-XML (XML Work Group) نام گرفت. اين گروه كار خود را به سه فاز تقسيم كردند:
    فاز 1: تعريف استانداردي براي ايجاد زبانهاي نشانه گذاري
    فاز 2: گسترش يك استاندارد متداول براي برقراري پيوند ميان اين زبانهاي نشانه گذاري
فاز 3: گسترش يك استاندارد متداول مخصوص شكل ظاهري مداركي كه براي زبانها كدگذاري مي شوند.
همان طور كه گفته شد، قبلاَ استانداردي براي زبانهاي نشانه گذاري تدوين گرديده بود كه SGML نام دارد. از آنجا كه اين استاندارد به منظور اينكه رايانه ها و زبانهاي مختلف بتوانند مدارك SGML را مبادله كنند، نياز به تعريف زبان نشانه گذاري هر مدرك يعني DTD داشتند،‌ و با توجه به پيچيدگي SGML ، XWG ويرايش جديدي از SGML كه همان XML است را گسترش دادند. به همين خاطر آن را SGML سبك(SGML light) نيز مينامند.
    در XML شما مي توانيد اطلاعات مداركتان را به طور دقيق تري نسبت به HTML كدگذاري كنيد كه اين امر مانعيت را در بازيابي مدارك بالا مي برد. بدين ترتيب برنامه هايي كه اين مدارك را پردازش مي كنند، آنها را بهتر مي فهمند و منظور نويسنده مدارك نيز بهتر منتقل مي شود. براي مثال يك فروشنده مواد غذايي مي تواند اطلاعات مربوط به كالري، قيمت، مدت زمان تهيه هركدام از محصولات را به گونه اي ارائه دهد كه برنامه بتواند برمبناي پيشنهادات كاربران، محصولات را بر اساس كالري، قيمت يا هريك از مشخصه ها مرتب كند،‌ زيرا اطلاعات به گونه است كه رايانه مي تواند آن را بفهمد. [8]
    همچنين XML گام بزرگي به سوي نظامهاي تعاملي خبره اطلاعات به شمار مي آيد. براي مثال مي توان يك نظام پرسش و پاسخ آماده (FAQ) را به سادگي در اين زبان نشانه گذاري كرد. در زير نمونه بسيار ساده اي از آن آورده مي شود:

 
 <?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes"?>
<!DOCTYPE FAQ SYSTEM "FAQ.DTD">
<FAQ>
  <INFO>
    <SUBJECT>   XML     </SUBJECT>
    <AUTHOR>    Alireza Saadat</AUTHOR>
    <EMAIL>     alireza_saadat2003@yahoo.com  </EMAIL>
    <VERSION>   1.0                </VERSION>
    <DATE>      16.aug.2005          </DATE>
  </INFO>
 
  <PART NO="1">
  <Q NO="1">
    <QTEXT>What is XML?</QTEXT>
    <A>SGML light.</A>
  </Q>
 
  <Q NO="2">
    <QTEXT>What can I use it for?</QTEXT>
    <A>Anything.</A>
  </Q>
 
  </PART>
</FAQ>

در XML زبان نشانه گذاري شده بالا DTD زير را دارد:

<!ELEMENT FAQ     (INFO, PART+)>
 
<!ELEMENT INFO    (SUBJECT, AUTHOR, EMAIL?, VERSION?, DATE?)>
<!ELEMENT SUBJECT (#PCDATA)>
<!ELEMENT AUTHOR  (#PCDATA)>
<!ELEMENT EMAIL   (#PCDATA)>
<!ELEMENT VERSION (#PCDATA)>
<!ELEMENT DATE    (#PCDATA)>
 
<!ELEMENT PART    (Q+)>
<!ELEMENT Q       (QTEXT, A)>
 
<!ELEMENT QTEXT   (#PCDATA)>
<!ELEMENT A       (#PCDATA)>
 
<!ATTLIST PART    NO    CDATA #IMPLIED
                  TITLE CDATA #IMPLIED>
<!ATTLIST Q       NO   CDATA #IMPLIED>


 
XHTML

    انگيزه ايجاد XHTML ، ايجاد يك نوع مدرك بود كه بتواند بين وسايل ارتباطاتي مختلف مثل رايانه، تلويزيون، تلفن همراه، رايانه هاي جيبي يا PDA، پيجر، ماشينهاي كتاب خوان رقمي، ساعتهاي هوشمند و غيره مشترك بوده و به اندازه كافي براي نگارش يك محتواي ساده،‌ توانمند باشد.
    با گسترش نوع مدرك XHTML شمار كاربران وب به حداكثر مي رسد. XHTML قسمتهاي بنيادين و رايج HTML را به عنوان مبناي طراحي خود قرار داده است. اين قسمتها عبارتند از:
  متن اصلي (شامل سرعنوانها، پاراگرافها و فهرستها)
  فراپيوندها و پيوندهاي مرتبط با مدارك
 جداول اصلي
 تصاوير
  ابرداده
    اينها نقطه آغاز طراحي زبان XHTML به شمار مي آيند. در مجموع بايد گفت هدف از XHTML  را محدود كردن زبانهاي آينده از نظر كاركرد نيست، بلكه از آنجايي كه عناصر در HTML4 (چارچوبها، جداول پيشرفته و ...) براي يك سرويس گيرنده رايانه روميزي تدوين گرديده اند،‌ براي ابزارهاي غير آن چندان مناسب نيست. XHTML با استفاده از كاركردهاي بنيادين HTML4 كه زبان بسيار حجيم و با زير مجموعه بسياري است، هم براي ميانكنش پذيري در محيط وب مناسب بوده و هم امكان سازگاري سخت افزاري و نرم افزاري با افزايش تعداد كاربران كه همان مقياس پذيري(Scalability) است، را فراهم مي آورد. [8]
 
HDML و WML
كاربرد اين دو زبان در تلفنهاي همراه است. HDML يا زبان نشانه گذاري ابزار دستي(Hand hold Device Markup Language) براي لايه نمايش(Presentation Layer)درشبكه بكار مي رود.  شركت نوكيا و اريكسون براي پياده سازي يك مرورگر كامل WAP (قرارداد كاربرد بي سيم[Wireless Application Protocol]) براي لايه نمايش بر روي تلفنهاي همراه از زبان نشانه گذاري ديگري استفاده كردند كه WML يا زبان نشانه گذاري بي سيم(Wireless Markup Language) نام دارد. اين مسئله باعث شد تا تمام مؤسسات IT و تجارت الكترونيكي بي سيم، نظامهاي خود را براي هردوي اين نسخه ها پشتيباني كنند.
براي اينكه افراد مجبور نباشد جهت تغيير حامل شبكه ي خود گوشي خود را تغيير دهند، ابزاري به وجود آمده كه «نظام جهاني براي ارتباطات متحرك(Global System for Mobile communication)» يا GSM نام دارد. اين وسيله اجازه مي دهد كه كارت هايي حامل WAP هستند بتوانند از WML استفاده كنند. [9]
 
منابع

 1) Goldfarb, C. F. and Prescod, P. The XML handbook. 3rd ed , Upper saddle river: NJ, Prenice Hall , 2001.
 
2) Haynes, David. Metadata for information management and retrieval. London: Facet Publishing, 2004.
 
3) Burnard, Lou, “What is SGML and how does it help?”
      www.oasis-open.org/cover/burnardw25-index.html ; [accessed 2005/08/01]
 
4) Campbell, Allen Gary, “Mark my words” Electronic musician, vol.17, Issue11, (Nov2001).
 
5) Graham,Lon,“Introduction to HTML”(5Jan1998);
 
 www.utoronto.ca/webdocs/HTMLdocs/NewHTML/html-intro.html . [accessed 2005/8/1]
 
6) Flyn, Peter, “The XML FAQ” (1July2005) http://xml.silmaril.ie  , [accessed 2005/8/9]
 
7) Garshol, Lars Maius, “An introduction to XML”;
 www.garshol.priv.no/download/text/wml-into/index-en.html , [accessed 2005/8/10]
 
8) “XHTML basic”; http://www.w3-org/TR/xhtml-basic , [accessed 2005/8/3]
 
9) Schwartz, Ephraim, “HDML or WAP plus WML? It disaster looms over mobile mictrowars” Infoworld, vol22, no4 (2000/02/10).




ارسال شده در: یکشنبه هفتم خرداد 1385 :: 6:48 بعد از ظهر :: توسط : جواد احمدی
درباره وبلاگ
جواد احمدي هستم
معلم کودکانی مهربان
که خداوند دوستشان دارد...
و دانشجوی کارشناسی
مهندسي پتروشيمي
متولد بهار سال
یکهزار و سیصد و شصت و پنج
این وبلاگ جهت معرفي افتخارآفرینان شهرستان اهر بوده و در رابطه با اطلاعات تاریخی و فرهنگی نواحی مختلف ایران شخصیت های بزرگ ایران زمین،مطالب علمي روز و بالاخره آخرین اختراعات و ابتکارات اینجانب جواد احمدی میباشد.
در ساخت این وبلاگ از اساتید ارجمندم آقایان حق ره ، زامیر و اسلامزاده نهایت تشکر را دارم
امیدوارم این وبلاگ به شما اطلاعات جامعی داده باشد.
نویسندگان وبلاگ:
آقایان
مهندس جواد احمدی
مهندس امیر حضوری
مهندس منوچهر نجفی
مهندس محسن افتخاری
مهندس رضا مکوندی
مهندس وحید نقاشی
پيوندها





Powered by WebGozar