تبليغاتX
تحقیقات یک دانشجو معلم محقق

تحقیقات یک دانشجو معلم محقق

خدایا به ما زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخوریم

معرفی سايت های رياضی

 

http://agutie.homestead.com 

در اين سايت شما قادريد بطور گام به گام با هندسه و حل مسائل آن آشنا شويد و راههاي مختلف لذت بردن در هندسه را امتحان كنيد و حل مسائل مربوط به اشكال جديد و مثلث را به صورت انيميشن ياد بگيريد و از امتحانات و كوئيذهاي كه توسط اين مركز برگزار مي‌شود نيز استفاده كنيد.

http://archives.math.utk.edu  

شما مي‌توانيد از بخش آموزش اين سايت براي يادگيري حساب ديفرانسيل و انتگرال استفاده نماييد. هم‏چنين اين سايت شما را با پيوستگي، مشتق‌گيري، كاربردهاي ديفرانسيل، انتگرال‌گيري آشنا مي‌سازد و شما از طريق اين سايت مي‌توانيد با نرم‌افزارهاي مربوط به اين شاخه از علم آشنا شويد و از آنها بهره گيريد. اين سايت شما را به مركز تكنولوژي و نوع‌آوري متصل مي‌سازد.

www.acm.org  

سازمان acm از گروهي از علاقه‏مندان در زمينه‏ي محاسبات سمبليك رياضي و حدي تشكيل شده است كه اين گروه در زمينه‏ي طراحي، آناليز و كاربرد الگوريتم‏ها و ساختارها داده‏ها به فعاليت مي‏پردازند. در اين سايت با تشكيل‏دهندگان اين گروه آشنا مي‏شويد و از طريق اين سايت مي‏توانيد با برنامه‏ي همايش‏ها و سمينارها آشنا شويد و در آنها شركت نماييد. هم‏چنين در نشست‏هاي سالانه‏ي اين مركز به مقالات و تحقيق‏هاي برگزيده جوايزي تعلق مي‏گيرد. براي به‏دست آوردن اطلاعات بيشتري در اين زمينه، اين سايت شما را به لينك‏هاي متعددي متصل مي‏سازد.

http://biostat-solutions.com 

شركت Biostat يك شركت مشاور در زمينه‌ي آمار مي‌باشد و اين شركت در زمينه‌ي آناليز داده‌ها، گزارشات علمي و روش‌هاي شمارش آماري فعاليت دارد. شركت Biostat آناليزهاي آماري را براي مطالعات اپيدمي‌لوژي ، كلينيكي و ژنيتيكي انجام مي‌دهد. ساير فعاليت‌هاي اين شركت عبارتند از: مديريت اطلاعات، ارزيابي موقتي داده‌ها، توليد كدهاي تصادفي، طراحي پروتو كل‌هاي كلينيكي و… از طريق اين سايت مي‌توانيد با مطالعات تحقيقاتي انجام شده در اين زمينه و ساير خدمات اين شركت آشنا شويد

http://boole.stanford.edu 

در اين سايت آدرس اينترنتي افراد متخصص در زمينه‌هاي منطق رياضي، زبان برنامه‌نويسي و علوم كامپيوتري موجود مي‌باشد. شما با مراجعه به اين سايت مي‌توانيد به افراد متخصص در زمينه‌هاي مختلف دسترسي داشته باشيد و از طريق ارتباط با اين افراد مشكلات خود را در زمينه‌هاي ذكر شده برطرف نماييد. اسم افراد به ترتيب حروف الفبا در اختيار شما قرار گذاشته مي‌شود.

http://cocoa.dima.unige.it 

اين سايت متعلق به شركت COCOA مي‌باشد. در اين سايت مي‌توانيد با محاسباتي در جبر commutative آشنا شويد. اين سايت شما را باتيم COCOA آشنا مي‌سازد و نيز مي‌توانيد توسط تيم تحقيقاتي Genova از برنامه كنفرانس‌ها و مقالات منتشر شده در اين زمينه، اطلاعاتي كسب نماييد. اين مركز حاوي برنامه‌هاي آموزشي نيز مي‌باشد كه مي‌توانيد از آنها بهره‌مند شويد. لازم به ذكر ات كه مي‌توان با منابع اطلاعاتي اين سايت نيز آشنا شد

www.calc101.com

اين سايت محاسبه اتوماتيك انتگرال‌ها و مشتق‌ها را براي شما فراهم مي‌كند. از هر زماني شب يا روز شما مي‌توانيد مسائل خود را طي يه ثانيه بطور اتوماتيك حل كنيد. اين سايت همه‌ي مراحل مسئله را براي شما تشريح مي‌كند. با استفاده از اين راه حل‌ها از بروز اشتباهات محاسباتي جلوگيري بعمل مي‌آيد. اين سايت حاوي مثال‌هاي حل شده مختلفي مي‌باشد كه مي‌توانيد آنها را مشاهده كنيد. با استفاده از راه‌حل‌هاي اين سايت مي‌توانيد تمرين تكاليف حل شده خود را كنترل كنيد.

www.calculator.org 

ايـن سايت حاوي مجموعه اي از منابع مرتبط با ماشين حساب‌ها مي‌باشد. او ؟ بيش از ميليون‌ها نفر calc 98 را در كامپيوتر‌هاي خود download كرده اند. ماشين حساب‌هاي ارائه شده توسط اين سايت حاوي عملكردهاي مورد استفاده براي محاسات آماري مي‌باشند. توسط اين ماشين حساب‌ها مي‌توان تبديل واحدهاي سيستم‌هاي متريك، خصوصيات فيزيكي مواد و ثوابت علمي را نگهداري كرد. از طريق اين سايت مي‌توانيد به ماشين حساب‌هاي سخت‌افزاري كتاب‌هاي و نرم‌افزارهاي مختلف دسترسي پيدا كنيد. اين سايت شما را به ساير سايت‌هاي مربوطه نيز متصل مي‌كند

http://dorakmt.tripod.com 

اين سايت مربوط به يك شركت مشاور در زمينه‏ي خدمات آماري مي‌باشد. اين شركت خدماتي را در زمينه آمار به شركت‌هاي، دارويي، پزشكي، مهندسي و ساير رشته‌ها ارائه مي‌دهد. متخصصين اين شركت در زمينه‏ي هدايت پروژه‌ها و آناليز اطلاعات، داراي تجربيات فراواني هستند و در زمينه جمع آوري اطلاعات مديريت داده‌ها و آناليز آنها نيز فعاليت مي‌كند. شما مي‌توانيد از برنامه‌هاي آموزشي اين شركت استفاده كنيد و از پروژه‌هاي در حال انجام اين شركت مطلع شويد.

www.doc.mmu.ac.uk

اين سايت، مركزي براي تحقيق و توسعه در زمينه‏ي رياضيات و محاسبات مي‌باشد و متعلق به دانشگاه منچستر است. از طريق اين سايت مي‌توانيد با اهداف اين مركز آشنا شويد و از اعضاي سازمان اطلاعاتي به دست آوريد. سايت مورد نظر حاوي مطالب علمي درباره‏ي سيستم‌هاي agent-based مي‌باشد. از طريق اين سايت مي‌توانيد با اساس سيستم‌هاي موجود آشنا شويد و چگونگي آناليز و توسعه آنها را بياموزيد و با ساير گروه‌هاي تحقيقاتي همكاري نماييد. شما مي‌توانيد از برنامه‌هاي تحقيقاتي اين سايت نيز استفاده كنيد.

www.eccc.uni-trier.de 

در اين سايت مي‌توانيد گزارشات تحقيقات و كتاب‌هاي مرتبط با محاسبات مختلط را ملاحظه كنيد. اين سايت چگونگي دست يابي به مقالات و بحث درباره‏ي آنها را به شما مي‌آموزد. از طريق اين سايت مي‌توانيد با كتاب‌هايي جديدي كه در اين زمينه منتشر شده، آشنا شويد. اين سايت شما را به مركز و منابع رياضي مرتبط متصل مي‌كند. براي مطالعه‌ي تحقيقات انجام شده در اين زمينه از راهنماي اين سايت استفاده نماييد. در اين سايت ليست همه‌ي گزارشات به همراه خلاصه‏ي آنها موجود مي‌باشد.

www.elsevier.nl

اين سايت هندبوك توپولوژي جبري محسوب مي‌شود. توپولوژي جبري يك شاخه رو به گسترش رياضيات مدرن محسوب مي‌شود. اين سايت جديدترين اطلاعات مربوط به اين علم را در اختيار متخصصين قرار مي‌دهد. از طريق اين سايت مي‌توانيد درباره‏ي كتاب‌هاي چاپ شده در اين زمينه اطلاعاتي به دست آوريد و كتاب‌هاي مورد نياز خود را خريداري كنيد

http://front.math.ucdavis.edu/math.ag 

اين سايت شما را با هندسه‏ي جبري آشنا مي‌كند و از طريق اين سايت مي‌توانيد اطلاعاتي راجع به كنفرانس‌ها، برنامه‌هاي تحقيقاتي انجام شده ليست و مقالات مختلف در اين زمينه را كسب كنيد و هم‏چنين در قسمت جستجوي اين سايت با تايپ نام نويسنده‌ي مورد نظر يا موضوع مورد مطالعه، مي‏توانيد اطلاعاتي تهيه نماييد.

www.geocities.com/ecmaass 

اين سايت يك سايت بين‌المللي رياضي است كه بصورت online در اختيار شما مي‌باشد و توسط Eric Maass پايه‌گذاري شده است. در اين سايت مي‌توانيد توضيحاتي درباره‌ي توزيع آماري، SPC و سري‌هاي زماني، آناليز‌هاي آماري، طراحي‌هاي آزمايشگاهي و RSM را مشاهده كنيد. اين سايت درباره‏ي بهينه‌سازي نيز اطلاعاتي در اخيتار شما مي‌گذارد. در اين مركز گراف‌هاي مختلفي در زمينه‌ي رياضيات موجود مي‌باشند كه مي‌توانيد آنها مورد مطالعه قرار دهيد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 4:11 بعد از ظهر  توسط جواد احمدی  | 

         

تجربيات سواد اطلاعاتي در محیط کار[1]

 

Christine Susan Bruce :نوشته

ترجمه و افزوده‌ها:  حسن  صياميان *، مجید جودی** و افسانه شهرابی***
*كارشناس ارشد كتابداري و اطلاع رساني پزشكي
و عضو هيئت علمي دانشگاه  علوم پزشكي استان مازندران
دانشجوی دکترای کتابداری و اطلاع رسانی
 ** کارشناس مدارک پزشکی، رئیس بخش مدارک پزشکی بیمارستان قلب تبریز  
 *** كارشناس كتابداري و اطلاع رساني، محقق و مترجم
 و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی
دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری  

E-mail: siamianh@yahoo.com

 
 چکیده:
ايده سواد اطلاعاتي بطور گسترده بعنوان توانايي تشخيص نيازهاي اطلاعاتي و شناسايي،  ارزيابي و استفاده اطلاعات بصورت مؤثر كه در ارتباط با رشد بخش هاي آموزشي در چند سال اخير  مي باشد، تعريف  شده است،  در حالي كه در محیط کار  كارفرماها و مديران احتمالا" بيشتر در مورد نياز به مهارت رايانه  و فن آوري اطلاعات توجه نموده اند. تعريف هاي جديد سواد اطلاعاتي كه ممكن است براي بخش تجارت مهم باشد. در جامعه اطلاعاتي و عصر اطلاعات، دستيابي و نيل به سواد اطلاعاتي امري ضروري و حياتي است. نياز دانش آموزان براي دستيابي به منابع موثق و معتبر و كارآمد بر همگان مبرهن و آشكار است. مطمئنا از آنجا كه آموزش بر اساس استانداردها ارزيابي را ساده و تمايز ميان موسسات را آشكار مي نمايد به زودي اين امر عمومي و فراگير خواهد شد. اين موضوع از لحاظ نظري به پايه اي بودن دانش مي پردازد. البته دانش استاندارد يك موضوع است و بكارگيري آن يك موضوع ديگر. اينك براي آشكار سازي نتيجه تحقيق كيفي چگونگي كاربرد اطلاعات توسط متخصصان حرفه اي شروع مي شود. اين مقاله چكيده اي است از نتايج يك بررسي در مورد تجربه سواد اطلاعاتي در ميان مشاغل مختلف،  كشف تفاوت ها و ارتباط متقابل ميان فرد و سواد اطلاعاتي سازماني كه حاكي از اين نتايج مي باشد. هفت روش متفاوت تجربه سواد اطلاعاتي شناسايي شده است. اين تجربيات دقيقا در ارتباط با مهم ترين فرايند هاي كارگاه نظير:  مرور اجمالي محيطي،  مديريت اطلاعات،  حافظه گروهي و پژوهش و توسعه بوده و تأكيد مي كند كه سواد اطلاعاتي بايد بعنوان بخش مهمي از ماهيت سازمان و به اندازه كليد ماهيتي كارمندان سازمان مورد توجه واقع شود. دخالت هاي فردي و سازماني سواد اطلاعاتي براي شروع و ادامه آموزش حرفه اي كشف شده است.
 
واژه هاي كليدي:  اطلاعات،  سواد اطلاعاتي،  مديريت اطلاعات،  حافظه مشاركتي

مقدمه:
ايده سواد اطلاعاتي بطور گسترده بعنوان توانايي تشخيص نيازهاي اطلاعاتي و شناسايي،  ارزيابي و استفاده اطلاعات بصورت مؤثر كه در ارتباط با رشد بخش هاي آموزشي در چند سال مي باشد بيان شده است،  در حاليكه در محیط کار كارفرماها و مديران احتمالا" بيشتر در مورد نياز به مهارت رايانه  و فن آوري  اطلاعات توجه نموده اند. به محض اينكه فن آوري  اطلاعات يكپارچه و كاربر دوست مي شود احتمالا" به سوالاتي در مورد اينكه افراد چگونه با هم در ارتباط متقابل بوده و كاربرد اطلاعاتي را كه فن آوري  در اختيار آنها قرار مي دهد معطوف خواهد شد. در سازمانهايي كه كاربران به كشمكش با  فن آوري  اطلاعات ادامه مي دهند و نياز سالانه براي تصميم گيري ها، حل مشكلات،  تحقيقات و پيشنهادات وجود دارد،   كارمندان به توانايي رفتار با اطلاعاتي كه به تنهايي بعنوان اهميت اوليه مي باشد نياز دارند.
Drucker  در سال 1992 درباره نياز سازمان ها به سواد اطلاعاتي بحث كرده است. او پيشنهاد كرد كه شركت ها  نياز به آموزش در مورد پرسيدن سوالاتي دارند نظير:  به چه اطلاعاتي در شركت نياز داريم؟ به چه شكلي؟ چگونه مي توانيم آن را كسب كنيم؟ و سپس سوالات بيشتري در ارتباط با اثر اطلاعات دريافتي بپرسند. بطور واضح اطلاعات كسب شده از هر كجا , هر شخص  و در هر محيطي مي تواند ظاهر شود. با توجه به اينكه اين نوع سوالات براي سازمان هاي فعلي ضروري هستند چرا اولويت سواد اطلاعاتي به فن آوري  اطلاعات و سواد رايانه اي در نظر گرفته نمي شود.
بعضي از عوامل محدود كننده گسترش گرايش به  سواد اطلاعاتي شامل خود واژه كه بطور واضح مفهوم خودش را بيان نمي كند،  نارسايي تعريف هايي كه معمولا" به واژه نسبت داده مي شود،  حقيقت اينكه بحث اكثرا" به مطالعات كتابخانه اي،  حوزه  محدود و نظم آموزشي محدود مي شود،  آشفتگي سواد اطلاعاتي با سواد فن آوري  اطلاعات و رايانه  و فقدان استدلال نظري كه زيربناي بيشتر آثار مي باشد. ( Bruce 1997; Mutch 1997 ). عليرغم اين محدوديت ها اهميت بالقوه سواد اطلاعاتي در تجارت،   اخيرا در مقاله اي توسط Mutch  بنام " رهنمودهاي روش بكار گيري مفهوم در زمينه تجارت " تصريح گرديده است. Mutch  پيشنهاد كرد كه بايد بر دانش و معناي آن براي تقويت ارزش مفهوم بويژه در ارتباط با نظريه " سازمانهاي فراگيري " تأكيد شود،  تعريف هاي جديد سواد اطلاعاتي كه ممكن است در زمينه تجارت مهم باشد بخوبي آموزش دهندگان اكنون از بررسي كيفي نحوه كاربرد اطلاعات توسط كاركنان حرفه اي فراهم مي شود. بعنوان مثال: Cheuk   اخيرا نشان داد كه چگونه فرايند هاي مهارت هاي اطلاعاتي بر روي يك ماهيت بازگشتي و چند مرحله اي در ميان گروهي از شنوندگان داخلي تاثیر  گذاشته شده است.  سه گروه از افراد كه احتمالا" علاقمند به تجربيات سواد اطلاعاتي در محیط کار هستند عبارتند از:
1) مديراني كه علاقمند به توانايي و پيشرفت حرفه اي اعضاي نيروي انساني  جهت پاسخ به تغييرات مي باشند.
2) مديران اطلاعاتي كه علاقمند به تعليم و آموزش ارباب و رجوع جهت كاربرد مؤثر خدمات اطلاعاتي سازمان هستند.
3) مربيان و آموزش دهندگاني كه خواهان آماده سازي فراگيران براي حرفه انتخابي اشان هستند.
اين مقاله نتايج بررسي پنومنوگرافيك را در مورد سواد اطلاعاتي در ميان مشاغل متنوع بررسي مي كند. اين نتايج تفاوت ها و ارتباطات متقابل ممكن ميان فرد و سواد اطلاعاتي را پيشنهاد كرده و بعضي دلالت ها را براي آموزش و پرورش كشف مي كند. اين مطالعه هفت روش متفاوت تجربه سواد اطلاعاتي را تعيين مي كند. اين تجربيات دقيقا در ارتباط با اهم فرايند هاي كارگاه نظير: مرور اجمالي محيط،  مديريت اطلاعات،  حافظه گروهي  و تحقيق و توسعه بوده و تأكيد مي كند كه سواد اطلاعاتي بايد بخشي از ماهيت سازمان هاي آموزشي و بخوبي يك ويژگي مهم كارمندان سازمان باشد.


1-    كشف تجربيات سواد اطلاعاتي محیط کار
تصوير زير از سواد اطلاعاتي كاربرد يك شيوه تحقيقي معروف به پنومنوگرافي را نشان داده است ( Marton 1994 ). اين شيوه بطور گسترده در آموزش عالي جهت كشف تنوع كيفي ميان تجربه و ادراك افراداز مفاهيم يا پديده هاي مهم بكار رفته است. اين شيوه روشي براي آموزش و فراگيري كه تأكيد بر تعويض فراگيرندگان و يا گسترش فهرستي از تجربيات يا مفاهيم موجود را دارد، بيان مي كند ( Marton & Booth 1997   ). پنومنوگرافي يك روش تحقيقي است كه بدنبال تفسير دنيا به شكلي كه ديگران مي فهمند هست و معمولا" جهت تحقق بخشيدن به برداشت ما از چگونگي تجربه پديده ها مي باشد. يك پديده در پنومنوگرافي بعنوان تركيبي از روش هاي متفاوت كه در يك جنبه دنيا تكوين يافته يا تجربه شده است مي باشد در حالي كه هر تجربه يا مفهوم متفاوت بعنوان ارتباطي ميان افراد و مواردي كه در ارتباط متقابل با آنهاست تعريف مي شود. بنابراين هر يك از هفت روش تجربه سواد اطلاعاتي كه در بخش بعدي تعريف گرديده است روش هاي متفاوتي كه افراد در ارتباط متقابل با اطلاعات هستند " هفت تجربه مختلف " را ارائه مي كند.
چهار گروه از افراد حرفه اي عمدتا" از دانشگاه استراليا در اين مطالعه شركت نموده اند. اولين گروه كتابداران و متخصصين فن آوري  اطلاعات ودند،  دومين گروه كادر خدمات مشاوره اي،  گروه سوم توسعه دهندگان كادر و گروه چهارم اعضاي انجمن هاي علمي بودند. گروه چهارم شامل رشته هاي مهندسي،  موزيك،  تجارت و معماري بودند. بعضي از آنها همچنين داراي نقش هاي مديريتي و مشاوره اي بودند،  همه آنها جزو گروه خدمت گزاران دانش و محل كارشان در واحدهاي سازماني متفاوت در موسسات آموزش عالي بودند.
جمعا" بيش از 60 نفر همكاري داشتند كه 16 نفر از طريق مصاحبه هاي نيمه ساختار یافته  و بقيه توسط اطلاعات مكتوب تقاضانامه اي هم از طريق موسسات كاريابي و هم پست الكترونيكي بودند.
وقتي سواد اطلاعاتي در طول مصاحبه ها بحث مي شد و شركت كنندگان مي خواستند روي تجربيات سواد اطلاعاتي خودشان متمركز شده و يا باسواد اطلاعاتي شوند،  واكنش هاي آنها اغلب به توصيفاتي از مردمي كه بعنوان باسواد اطلاعاتي،  همكار و خانواده يا دوستان مورد توجه قرار مي گرفت معطوف  مي گرديد. در اين روش مثال هاي عيني در مورد تجربيات سواد اطلاعاتي از اصل آناليز داده ها بدست آمده بود. جزئيات كامل مراحل تحقيق در مقاله " The seven faces of information literacy  "Bruce) 1997 ( كه بطور خلاصه مطالعه تجربي را مستند مي كند موجود است.


2-    هفت وجه سواد اطلاعاتي در كارگاه
تجربيات مختلف سواد اطلاعاتي در محیط کار تصوير مشخصي  از پديده اي نشان ميدهد كه ترسيم شده است با:
●تأكيدهايمتفاوت بر فن آوري
●تأكيد بر ظرفيت استخدام در مسئوليت هاي گسترده حرفه اي ترجيحا" از مهارت هاي ويژه
●همكاري يا همبستگي ميان همكاران ترجيحا" با تأكيد روي توانايي فردي
●نياز به مشاركت واسطه هاي اطلاعاتي
●تأكيد بر كاربرد عقلاني اطلاعات ترجيحا" در مهارت هاي فني با فن آوري  اطلاعات
توصيفات،  نتايج تحقيق را كه بر اساس نمايش روند كاربرد سواد اطلاعاتي در متن هاي خادمان دانش بنا شده بود خلاصه مي كند. بعضي از مثال ها از اشخاصي است كه تجارب خودشان را توصيف مي كنند،   عده اي با مهارت،   مشاهدات و عكس العمل هاي شان را درباره همكاران بيان مي كنند. تعاريف طبيعت چند جنبه اي پديده را آشكار مي سازد.
هر يك از هفت صورت يا روش هاي مختلف تجربه سواد اطلاعاتي از سه عامل كليدي بوجود آمده است. دو مورد از اين عوامل يعني فن آوري  اطلاعات و كاربرد اطلاعات در همه گروه ها يا روش هاي تجربه شده موجود هستند. سومين عامل در هر گروه به طرف عامل منحصر به فردي كه آن گروه را متمايز مي نمايد تغيير مي كند. در حاليكه هر كدام از صورت ها ممتاز مي باشند ولي افراد مايلند بيشتر روشي را كه بسته به شرايط خودشان مي يابند بكار گيرند. عده اي ممكن است تجربيات شخصي در مورد شمار محدودي از صورت ها داشته باشند. هر كدام از آنها به سطح بالايي از سواد اطلاعاتي كه براي انتخاب مناسب ترين روش جهت اجراي همه حدود آن مجهز شده دست يافته اند. براي حمايت توصيف هاي خودم از هفت صورت،  من سه قسمت " حلقه هاي كاربرد " را جهت نمايش اينكه كدام عوامل پيش زمينه و پس زمينه آگاهي كاربران اطلاعاتي هستند ترسيم كردم. با توجه به اين تركيب اطلاعي،  آشكار مي شود كه فن آوري  اطلاعاتي ( قسمت سياه ) از مركز توجه در اين گروه بعنوان پس زمينه گروه بعدي تغيير مكان مي دهد. كاربرد اطلاعاتي از پس زمينه گروه اول بعنوان مركز گروه هاي بعدي تغيير مي نمايد.
 
 
1-2- صورت اول:  سواد اطلاعاتي بعنوان كاربرد فن آوري  اطلاعاتي براي آگاهي و مبادله اطلاعات تجربه شده است. ( شكل 1 )

 


در اين رده فن آوري  اطلاعات به كاربران جهت آگاهي و ارتباط با همكاران در داخل سازمان و يا در آن سوي كره زمين كمك مي كند. انجام تحقيقات چيزهايي را در اين تجربه آشكار مي كند:
اين روزها شكل استانداردي از ابزارهای الكترونيكي ( به هرحال در بخش فني دانشگاه ) كه هر كس ( كليه افراد كاردان )در يك محدوده بزرگ يا كوچك استفاده مي كنند وجود دارد. من بطور متناوب تحقيقات CD-ROM را از چند پايگاه اطلاعاتي مطرح جستجو مي كنم اما افراداكثرا" مورد ويژه اي را جستجو مي كنند. بعضي اوقات من جسته گريخته كاربرد اينترنتي بسته نرم افزاري MOSAIC  را كه توانايي خواندن  و جستجوي WWW و سايت هاي Gopher  و دريافت فايل هاي FTP  را دارد مي خوانم. اغلب من به اطلاعات جالبي برخورد كرده و به موازات پيشرفت ها ارتقاء مي يابم.
در پاسخ به درخواست تعريف يك شخص با سواد اطلاعاتي جوابي آمده كه:  
او هر كسي مي تواند باشد. او كسي است كه مي تواند وارد شده و آن سوي دنيا را روشن كند ( موج وار در رايانه  شخصي در اتاق خود ) و واقعا" غرق در مكالمات آنسوي اقيانوس اطلس شود. او مي تواند كسي باشد كه بمدت نيم ساعت در طبقه پايين كتابخانه رفته و فقط با ايندكس ها ( ( CD-ROMs بازي كند. آن كسي خواهد بود كه بكار گيرد تمام انواع متعلقات مودم ...
بنظر ميرسد كه تجربه سواد اطلاعاتي مانند كاربرد فن آوري  اطلاعات  و قدرت انجام خيلي موفقيت آميز آن به معناي يك تجربه منحصر به فرد نيست. ادامه فعاليت با فن آوري  اطلاعات  در گرو اين است كه بخشي از يك جامعه بوده و هر عضو آن كه كمك كند ديگران را:
تفكيك كردن مشكل است. شما به كمك افراد نياز داريد و هر فرد متخصص مي تواند تا اندازه اي در جنبه هاي مختلف براي كمك و آموزش ديگران آماده شود.
2-2- صورت دوم: سواد اطلاعاتي بعنوان اطلاعات يافته شده از منابع مختلف تجربه شده است ( شكل 2
در اين گروه دانش منابع اطلاعاتي شامل سازماندهي،  انسان،  رايانه  و منابع چاپي مهم مي باشد. افرادبه نياز براي اتكا به اطلاعات حرفه اي جهت كمك به سرعت پيشرفت تأكيد دارند.

 

 
من فكر نمي كنم كه افراد براي نشستن و يادگيري هر بسته نرم افزاري تازه كه ايجاد مي شود وقت داشته باشند. و فكر مي كنم كه شما بايستي براي بكار گيري نيروي انساني  كه آن تجربيات را دارند قادر باشيد. براي مثال: من كمك نسبتا" زيادي از كتابداران در مدتي كه در جستجوي كتاب هاي تازه در اين مورد بودم دريافت كردم. شما احتمالا" يك روز تلاش خودتان را براي چيزي كه مي خواهيد صرف كنيد. بعنوان مثال: چه چيزي من مي توانم بخاطر بياورم كه شايد من ديده ام كه جالب بوده است،  شما مجبوريد مواد موجود و منابع و ژورنال هاي حاوي آن مواد را بشناسيد. شناخت منابع انساني يا سازماني جانشين مستقيم براي شناخت منابع چاپي يا الكترونيكي مي باشد.
3-2- صورت سوم: سواد اطلاعاتي بعنوان اجراي يك فرآيند تجربه مي شود. (شكل3)

 


اين گروه فرآيندهاي اطلاعاتي را مشخص مي كند. بطور پيچيده آن وابسته به تجربه حل مشكل يا تصميم گيري مي باشد. خود فرآيندهاي اطلاعاتي سر راست نيستند. آنها توسط بعضي ها بعنوان هنر ابتكاري  اجراء شده بطور متفاوت،  توسط اشخاص مختلف و در مقالات مختلف مورد توجه واقع شده است. هر كدام از ما قادر بوده ايم تا از عهده مشكلي كه هيچ معلومات قبلي از آن نداشتيم برآمده و آن را دنبال كرده و انجام دهيم. براي مثال: همكاري مي خواهد در مورد يك ساختمان مهندسي توصيه هايي كسب كند. او هرگز به نوع ساختمان در زندگي خود توجه نكرده ولي قادر بوده است كه مفاهيم ساختماني را دنبال كرده،  بفهمد و درباره آن بحث كند.
اولين چيز مشخص كردن ناحيه مشكل است.بنابراين يك كاربر مؤثر اطلاعاتي قادر به محدود كردن مشكل خواهد بود. مشكل محدود شده اي كه منجر شده و يا آماده كرده الزام بر وجود نيازهايي براي جمع آوري اطلاعات بيشتر در جايي كه اطلاعات اضافي مورد نياز بوده و يا شكاف هايي وجود دارد. من فكر مي كنم قسمت كوچك اما حياتي موضوع قدرت جمع آوري اطلاعات از منابع موجود و آناليز كردن آن و بر مبناي آن اتخاذ تصميم براي حل مشكل و يا هر چيز ديگر مي باشد. آن تقريبا" شبيه تكنيك هاي اساسي حل مشكل مي باشد.
4-2-  صورت چهارم:  سواد اطلاعاتي بعنوان اطلاعات كنترل شده تجربه  شده است. ( شكل 4 )

 


در اين دسته افراد به آوردن اطلاعات مطرح در محدوده شخصي نفوذ و مديريت شان به روشي كه قابل باز يافت باشد متمركز مي شوند. اين دسته در ارتباط با ايجاد رابطه ميان اطلاعات،  پروژه ها و مردمي كه ابزار مكانيكي را بكار مي برند ( نظير كارت و فايل ها)، ابزار الكترونيكي و مغز انســـان مي باشد. طرح ها تحت نفوذ ساختار سازمان مي باشند. در اين روش پيوند هايي ميان آيتم هاي اطلاعاتي و جنبه هاي ويژه طرح ها ايجاد شده است:
يكي از دلايلي كه او يك كاربر اطلاعاتي مؤثر است اينكه  بنظر ميرسد او قادر به ياد آوري افراد و چيزي كه آنها انجام ميدهند باشد، داشتن يك تاريخچه زندگي كه به شخصي كه تاكنون ملاقات كرده است مرتبط ميكند. علت اين است كه او اطلاعات را به شخصي پيوند داده و اين امر به نحوي براي دست يابي به اطلاعات كمك ميكند. بنابراين وقتي موضوعي عنوان ميشود او نه تنها احساسي از يك،  بلكه دو نكته ارجاعي دارد كه بهم مرتبط مي باشند و او قادر به بازيابي آن اطلاعات خواهد بود.
5-2- صورت پنجم: سواد اطلاعاتي بعنوان ترويج اساس دانش شخصي در محدوده جديدي از علاقه تجربه شده است. (شكل 5 )

 



در اينجا حس ترويج يك اساس معلوماتي،  هدف كاربر مي باشد. اين موضوع درگير با توسعه چشم انداز شخصي درباره معلومات كسب شده بوده و كلا" به آناليز و تفكر انتقادي بستگي دارد.
من كتابي را مي خوانم چون به يك سري موضوع و نقل قول هاي خيلي مفيد از نويسندگان ديگر علاقمندم. سپس به پشت كتاب مراجعه كرده و رفرنس هايي را پيدا كرده و در ليست كتابخانه آنها را جستجو كرده و مي خوانم. در انتهاي مرحله اگر من روزنه هايي در اطلاعات دريافتي داشته و نياز به اطلاعات بيشتر داشته باشم به ايندكس هايي كه كليه موضوعات مورد نظر من كه فكر مي كنم قابل استفاده باشد مراجعه خواهم كرد.
6-2-  صورت ششم:  سواد اطلاعاتي بعنوان كار با دانش و چشم اندازهاي شخصي سازگار با روشي كه بينش هاي نوين ارائه كرده اند تجربه شده است. ( شكل 6 )

 


ششمين  تجربه متكي بر دانش و تجربه شخصي تواما" با يك ظرفيت براي ايجاد درك يا بينش خلاق است. آن بصورت راز باقي مي ماند براي كسانيكه آن را تجربه كرده اند اما بشدت وابسته به بينش ها براي توسعه اشكال جديد معلومات،  معابر جديد براي وظايف يا راه كارهاي نوين مي باشد.
او ايده اي دارد بنابراين فكر خلاق او چندين بررسي را انجام ميدهد،  او نگاهي دارد بر اينكه چگونه بررسي هاي او پيشنهاد شده و سپس سعي و تحقيق مي كند براي پي بردن به اينكه چطور نزديك شود به منبع سوادي براي تجربه در تجارت. بنابراين آن يك فكر خلاق تازه هست تا آنجا كه او اطلاعات را براي ايجاد اطلاعات جديد بكار مي برد.
او در واقع درگير اطلاعات جديد مي باشد. در واقع توانايي ارائه يك چشم انداز جديد،  چيزي كه هرگز قبلا" انجام نشده است،  هم توسعه دادن يك بحث در جايي كه هيچ كس هرگز آن را توسعه نداده و ديدن چيزي در يك نور كاملا" متفاوت.
فكر نمي كنم كه شما نياز داشته باشيد بطور فني براي باسواد بودن كه آماده كرده شما را براي داشتن منابع اطلاعاتي كه ممكن است براي افرادي كه بطور فني باسواد هستند كاربرد داشته باشد. بله من فكر نمي كنم كه آن يك جزء ضروري براي فرد باشد اما مطمئنا" آن را تسهيل مي كند. من مطمئنم كه شمار زيادي از افرادي كه نسبتا" بي سواد رايانه  بوده ولي كاربر خوب اطلاعاتي هستند وجود دارد،  منظورم اين است كه در آن صورت شخص توانايي انجام سريع تر آن را خواهد داشت.
7-2-  صورت هفتم: سواد اطلاعاتي بعنوان كاربرد عاقلانه اطلاعات  براي نفع ديگران تجربه شده است. ( شكل 7 )

 


يك ويژگي شخصي عقل،  اين تجربه از كاربرد اطلاعات را موجب شده است. يك آگاهي از ارزش هاي شخصي و نظام اخلاقي آميخته شده است با يك دانش و تجربه فردي هنگامي كه با ديگران كار مي كنيد.
دسترسي به اطلاعات واقعا" داخل نمي شود در. من مايلم كه اطلاعات به سادگي عملي نيست. چند نوع عقل در روش كاربرد آن وجود دارد... افرادارزش هايي دارند كه موجب كاربـرد اطلاعات مي شوند. ما همه مسئوليت هاي خطيري داريم و ارزش هايي كه احتمالا" آگاه يا ناآگاه باشيم از آنها در طول زمان. اما آنها از خيلي چيزهايي كه ما انجام مي دهيم خواه در كار ما  و يا در ارتباطات شخصي ما آگاه هستند. و اينكه من مي بينم بعنوان نوعي از دامنه اخلاقي در زندگي خودمان. اطلاعات بايد خدمتگزار باقي بمانند تا اينكه ترجيحا" هدفي در خودش باشد.
اطلاعات جديد به همان اندازه در گروه قبلي ايجاد نشده است،  آن ترجيحا" براي نفع كاربر،  همكار و مشتري اطلاعات بكار رفته است:
او مي داند كه بهترين روش توانايي كمك به افرادی او كار مي كند در يك شغل ارتباطي عمومي جايي كه  او مي داند يك برخورد در چيزهايي كه در زندگي آن افراداتفاق مي افتد وجود دارد... بنابراين تصميمي كه او در باره افراداتخاذ مي كند در واقع روي شغل او تأثير گذاشته و اثري روي زندگي آنها دارد.


3-    سواد اطلاعاتي فردي و سازماني؟
آيا راه هايي براي تجربه سواد اطلاعاتي كه احتمالا" در ساير زمينه ها مطرح باشد وجود دارد؟ اگر محيط آموزش عالي با ثروت اطلاعاتي خودش و زير ساخت كار كشته فن آوري  بتواند بعنوان يك مدل مورد توجه قرار گيرد،  در بعضي جنبه ها براي بكار گرفتن خدمتگزاران دانش در آن صورت احتمالا" تجربيات بدست آمده در اين مطالعه،  حداقل براي بعضي زمينه ها و توسط افراد حرفه اي در سازمانهاي ديگر تقسيم خواهد شد. همچنين تجربيات متنوع مي توانند براي كليد كردن فرآيندهاي اطلاعاتي در كارگاه مرتبط شوند،  شواهد بيشتر فراهم شده كه هفت صورت را به وضعيت هاي ديگري از مؤسسات آموزشي تعميم ميدهد. جدول 1 رابطه ميان اين فرآيندهاي گروهي و هفت صورت سواد اطلاعاتي را نشان ميدهد.
مطابقت ميان صورت هاي متنوع و اين فرآيندهاي كارگاه،  پيشنهاد ميكند كه صورتها ساختارهاي مفيدي براي شروع تفسير مفهوم سواد اطلاعاتي در بكار گيري تجربيات حرفه اي در سطوح سازماني به خوبي تجربيات فردي هستند. همچنين رابطه ميان فرآيندهاي كارگاه و هفت صورت،  سواد اطلاعاتي را بعنوان يك بخش مهم از ماهيت سازمانهاي آموزشي بخوبي فراگيرندگان مادام العمر پايه گذاري ميكند. اين ارتباط حمايت شده است با توصيفات سواد اطلاعاتي كه اهميت منتسب به پديده را توسط شركت كنندگان، براي حفظ جريان،  شبكه اي كردن،  حل مشكلات و حفظ سازگاري مشتري آشكار ميكند. اهميت سواد اطلاعاتي براي سازمانهاي آموزشي همچنين در تعريف هاي اين نهادها آشكار است به همان اندازه كه دنبال كردن شامل تمركز روي تفكر انتقادي و آموزش براي يادگيري مي باشد:
يك سازمان آموزشي سازماني است با يك ظرفيت خوب توسعه يافته براي آموزش دو حلقه اي ( يادگيري بر اساس هدف و يادگيري از طريق پرسش انتقادي )، جايي كه توجه مداومي به آموزش چگونه ياد دادن و جنبه هاي كليدي عملكرد سازمان آموزش را حمايت مي كند وجود دارد.( Field and Ford)
ما مي توانيم استنباط كنيم كه در كارگاه سواد اطلاعاتي در دو سطح فردي يا كار تيمي و سطح سازماني مورد توجه قرار گيرد. آن هست احتمالا" اينكه در يك سطح فردي و شايد كار تيمي،  تجربيات سواد اطلاعاتي همانند آنهايي كه در اين مقاله شناسايي شده اند باشند،  در حالي كه در يك سطح سازماني آنها تابع يا تحت تأثير يك درجه عالي از رسميت و ساختار مي باشند. مهم ترين اينكه اگر كاركنان سازمان هاي آموزشي مادام العمر باشند در آن صورت آنها همچنين باسواد اطلاعاتي هستند.
هر دو صورت فردي سواد اطلاعاتي و فرآيندهاي هم تراز كاري پيشنهاد ميكند كه كاركنان ارشد سازمان نياز به آشنايي با ماهيت و ارزش سواد اطلاعاتي در هر دو سطح دارند. آگاهي از اهميت سواد اطلاعاتي براي آينده سازمان ها كمك خواهد كرد براي اطمينان از اينكه برتري داده شده در زمان طراحي و بودجه بندي براي پايه گذاري و حفظ خدمات اطلاعاتي و براي توسعه حرفه اي برنامه ها براي كاركنان مناسب مي باشد.


جدول 1: فرآيندهاي كارگاه كه در ارتباط با هفت صورت سواد اطلاعاتي است

هفت صورت سواد اطلاعاتي ( فردي )  

فرآيندهاي كارگاه ( سازماني )

تجربه فن آوري  اطلاعات     

مرور اجمالي محيطي

تجربه منابع اطلاعاتي    

تدارك سرويسها و منابع اطلاعاتي غير انساني و خارجي

تجربه فرآيند اطلاعاتي  

پردازش و بسته بندي اطلاعات براي مصارف داخلي و خارجي

تجربه كنترل اطلاعات    

مديريت ضبط و آرشيو اطلاعات

تجربه ساختاري دانش     

حافظه گروهي

تجربه توسعه اطلاعات    

تحقيق و توسعه

تجربه عقلي

رفتار حرفه اي،  رموز رفتاري

 
4-    سواد اطلاعاتي در برنامه هاي آموزشي و تربيتي
هفت صورت سواد اطلاعاتي و فرآيندهاي هم تراز آنها در كارگاه يك چارچوب برنامه هاي آموزشي را براي مديران اطلاعاتي با يك علاقه در تعليم و تربيت مشتريان براي كاربرد مؤثر سرويس هاي اطلاعاتي سازمانها و براي تهيه كنندگان شروع و ادامه آموزش حرفه اي فراهم ميكند. درك بيشتر درباره اينكه اطلاعات چگونه بطور مؤثر توسط افراد مجرب بكار گرفته مي شوند،  احتمالا" به آموزش دهنده ها در طراحي برنامه هاي آموزشي كه آشكار و قابل انتقال براي اعمال حرفه اي است كمك ميكند. روش هاي تجربه شده سواد اطلاعاتي در دنياي كار بايستي تحت تأثير اينكه چگونه در آموزش حرفه اي و برنامه هاي توسعه حرفه اي آموخته و تجربه شده است قرار گيرد. هفت صورت مدل سواد اطلاعاتي احتمالا" داراي بيشترين تآثير است اگر برنامه هاي آموزشي بكار رود براي:
تشخيص محدود بودن سواد اطلاعاتي آموزش دهندگان
عميق شدن آن اطلاعات با اينكه آنها بهم نزديك هستند
مشايعت آنها در ميان تجربيات نا آشناي قبلي
بطور ايده آل آخرين نتيجه آموزش سواد اطلاعاتي مردمي با تجربه از همه هفت صورت مي باشند. آنها قادر مي باشند مناسب ترين صورت را براي كشيدن روي يك وضعيت جديد انتخاب كنند.
  اين چنين تأكيدي سازگار خواهد شد با نزديكي براي يادگيري و يادگيري كه ( 1 ) تفسير يادگيري بعنوان ورود به تجربه و درك دنيا بطور متفاوت،  ترجيحا" از حفظ اطلاعات درباره موضوع مطالعه و ( 2 ) تفسير مهارت بعنوان عمل تجربه شده در روشهاي ويژه،  ترجيحا" از مهرت ها و دانش عمده اي كه ممكن است يك عمر مفيد كوتاه داشته باشد.
1-4- دستورالعمل هاي جديد پيشنهاد شده توسط مدل هفت صورت
دستورالعمل هاي جديد در آموزش سواد اطلاعاتي كه توسط مدل هفت صورت پيشنهاد شده است شامل نياز به:
1)      يافتن روش هايي براي كمك به دست يابي يا تجربه اين صورت هاي متنوع سواد اطلاعاتي براي خود فرا گيرندگان. اين به معناي طراحي وظايف آموزشي است كه بطور سيستماتيك همه يا بخشي از صورتها را بهم ملحق ميكند. آنها نياز به تصميم گيري براي هر يك از نواحي آموزشي را دارند،  خواه دانشجويان روي تمام جنبه هاي پديده يا روي يك زير مجموعه از صورت ها متمركز شوند.
2)      يافتن روشهايي براي كمك به بازتاب آموزش دهندگان روي كاربرد اطلاعاتي شان،  تا آنجا كه با دامنه سواد اطلاعاتي و اعمال خط مشي هايي نظير حفظ يادداشت روزانه يا بحث براي كمك به آنها آشنا شوند تا بطور صريح رفتار اطلاعاتي خودشان را در ارتباط با مدل هفت صورت مورد توجه قرار دهند.
3)      تأكيد بر طبيعت اجتماعي و بهم پيوسته سواد اطلاعاتي تجربه شده توسط كاربران. اين تجربه بر خلاف شيوه فرد گرايانه اي كه اغلب بطور رسمي اعلام شده است مي باشد. بطور مثال: يادگيري براي كاربرد منابع اطلاعاتي يا فن آوري  الكترونيكي نبايد به معناي انتظار دانشجويان جهت تسلط بر همه ابزارها در اختيار خودشان باشد. به بيان دقيق تر آنها بايد قادر به كاربرد هر چيز مورد نياز به كمك سرويس هاي حمايتي موجود و هم تراز باشند. آنها بايد ياد بگيرند تا به نقش تأمين اطلاعات از واسطه هاي اطلاعاتي و تشخيص زمان مناسب براي كاربرد خدمات يك فرد حرفه اي اطلاعات ارزش قائل شوند.
4)      شناخت اهميت اين تجربيات سواد اطلاعاتي در توسعه يا پشتيباني برنامه هاي آموزش حرفه اي. چه بسا برنامه هاي آموزشي توانسته باشد تا بر عليه سواد اطلاعاتي در جهت معرفي هر يك از صورت ها بطور كافي رقابت كند. اين امر به يافتن و حل شكافهاي مهم كمك خواهد كرد.
5)      كشف روش هايي كه فرآيندهاي اطلاعات سازماني بتوانند تجربه افراد و گروههاي كاري را حمايت كنند.
2-4- تأييد گرايش هاي موجود مدل همچنين بعضي گرايش هاي موجود را تاييد مي كند و پيشنهاد مي كند كه طراحان برنامه هاي آموزشي م معلمان بايستي:
6)بر تأكيد به مهارتهاي ذهني و تيز هوشي عقلاني بيش از فن آوري  اطلاعات يا مهارتهاي محلي اطلاعات ادامه دهند. اين به معناي كنار گذاشتن فن آوري  اطلاعات نيست،  آن قسمتي از هر تجربه سواد اطلاعاتي را شكل ميدهد. بهر حال آن تنها كانون اولين تجربه در اكثر مهارتهاي ذهني ديگران كه از اهميت عالي برخوردار هستند. در تجربه فرآيند اطلاعاتي،  شناسايي يك نياز اطلاعاتي براي مثال يك مهارت ذهني در تجربه كنترل اطلاعات،  اطلاعات ساختاري و ارتباطات ايجاد شده ميان اطلاعات و طرحهاي جديد،  مهارتهاي ذهني مي باشند.
7)بخاطر داشته باشند كه تعليم افرادبراي كاربرد اشكال متنوع بسته هاي نرم افزاري يا فن آوري ها،  آموزش سواد اطلاعاتي را مقرر نكرده است. آموزش منابع اطلاعاتي همچنين تنها يك جنبه از آموزش سواد اطلاعاتي است. فن آوري  اطلاعات  و منابع ويژه در بهترين وجه،  پيش نيازها ( مثلا" در فن آوري  اطلاعات و تجربه منابع اطلاعاتي ) و در بدترين وجه،  نامربوط ( مثلا" در توسعه دانش و تجربيات عقل ) مي باشند.
8)      آموزش فن آوري  تا جايي كه افرادبا پذيرفتن و سازگار شدن با تغييرات راحت باشند،  ترجيحا" از نياز حضور آنها در يك جريان بي پايان برنامه هاي آموزشي.
اساس دو دستورالعمل اولي از يك شيوه تعليم و آموزش توصيفي بعنوان " ارتباطي " يا بعضي اوقات بعنوان " علم و هنر پنومنوگرافيك " مي باشد. آن شيوه اي است كه روي نياز براي درك تغيير در تجربه پديده اي افرادبه منظور كمك به آنها براي گسترش يا تغيير آن تجربه تمركز ميكند. هفت صورت توصيفي در اينجا يك مدل از سواد اطلاعاتي را كه با شيوه ارتباطي براي تعليم و آموزش سازگار هست فراهم ميكند. بسياري از اين دستورالعمل ها همچنين براحتي در چارچوبي نظير عمل انعكاسي،  اقدام آموزشي و تحقيقي بهم ملحق مي شوند. پيوستگي آموزش سواد اطلاعاتي با اين چنين چارچوبهايي كه قبلا" خودشان را بطور مطلوب براي آموزش حرفه اي مورد سنجش قرار داده،  مدلهاي برنامه آموزشي را بشدت وابسته به عمل حرفه اي خواهد كرد. براي رشته هاي حرفه اي جهت آماده نمودن فارغ التحصيلان براي انتخاب جايگاهشان در سازمانهاي آموزشي،  فارغ التحصيلان نياز دارند به اينكه توجه كنند آيا برنامه هاي آموزشي آنها بطور صريح فرصت هايي را براي دانشجويان فراهم ميكند براي:
كاربرد فن آوري  اطلاعات براي آگاهي و مبادله اطلاعات
دست يابي به شناخت يك محدوده آشكار فهرست نويسي،  انسان و منابع اطلاعات سازماني
توسعه اكتشافي شخصي براي كاربرد فرآيند اطلاعاتي
كنترل اطلاعات از بين ارتباطات پايه گذاري شده،  نقشه برداري شده يا ارتباطات آشكار رسمي
پذيرفتن يك شيوه بحراني براي ساختار دانش
استعمال ظرفيت هاي ذاتي براي كسب بينش و شناخت هاي جديد
كشيدن بر روي ارزشها و اخلاق شخصي هنگاميكه اطلاعات بكار مي روند
براي كسب يكباره برنامه هاي آموزشي بالا،  آموزش دهندگان همچنين نياز به طراحي خط مشي هايي براي كمك به دانشجويان دارند جهت ( 1 ) آگاهي از اين فرصت هاي يادگيري،  ( 2 ) بازتاب بر روي كار آنها در اين ناحيه و ( 3 ) تشخيص اينكه ورود به نهر اين جنبه هاي كاربرد اطلاعات يك قسمت صحيح از رشد و توسعه حرفه اي آنهاست. خلاصه اينكه مربيان نياز دارند به كمك تجربه سواد اطلاعاتي ياد گيرندگان در رشته هاي حرفه اي به روشي كه آنها با تجربه سواد اطلاعاتي در تمرين حرفه اي هم صدا باشند.


5-    نتيجه
سواد اطلاعاتي درباره توانايي افراد براي فعاليت بصورت مؤثر در يك جامعه اطلاعاتي مي باشد. اين درگير تفكر انتقادي،  آگاهي از اخلاق شخصي و حرفه اي،  ارزيابي اطلاعات،  نيازهاي اطلاعاتي متصور،  اطلاعات سازماندهي شده،  ارتباط متقابل با اطلاعات شغلي و ايجاد كاربرد مؤثر اطلاعات در حل مشكلات،  تصميم گيري و تحقيق مي باشد. آن فرآيندهايي است مبني بر اطلاعاتي كه بر ماهيت سازمانهاي آموزشي و نياز براي حمايت توسط زير بناي فن آوري  سازمان قاطعيت دارد. كاربرد شيوه تحقيقي پنومنوگرافيك توصيفاتي از هفت روش مختلف كيفي كه سواد اطلاعاتي تجربه شده را در دسترس قرار داده است. تجربيات بدرستي به اطلاعات مبني بر فرآيندهاي كارگاه و پيشنهاد حدود  مفاهيم براي توسعه و آموزش حرفه اي مربوط شده است.
 


[1]اين مقاله ترجمه‌اي است از :


Christine Susan Bruce. “Workplace experiences of information literacy”. International Journal of Information Management 19 (1999) 33 -47



References
 Bruce, C.S. (1997). ¹he Seven Faces of Information ¸iteracy. Adelaide: Auslib Press.
 
Cheuk, B. (1998). An experienced based information literacy model in the workplace: case studies from Singapore. In D. Booker (Ed.), Information ¸iteracy: ¹he Professional Issue. Proceedings of the 3rd Australian National Information ¸iteracy Conference, Canberra, 1997, (pp. 74–82). Adelaide: University of South Australia Library.
 
Dall’Alba, G., & Sandberg, J. (1996). Educating for competence in professional practice. Instructional Science, 24(6), 411–437.
 
Drucker, P. (1992). Be data literate – know what to know. ¹he ºall Street Journal, 16.
 
Field, L., & Ford, B. (1995). Managing Organisational ¸earning: From Rhetoric to Reality (p. 24). Melbourne: Longman.
 
Marton, F. (1994). Phenomenography. In T. Husen, & N. Postlethwaite (Eds.), International Encyclopedia of Education (pp. 4424–4429). Oxford: Pergamon.
 
Marton, F., & Booth, S. (1997). ¸earning and awareness. New York: Lawrence Erlbaum and Assoc.
Marton, F., Hounsell, D., & Entwistle, N. (Eds.). (1996). ¹he Experience of ¸earning. (2nd ed.). Edinburgh: Scottish Academic Press.
 
Mutch, A. (1997). Information literacy: an exploration. International Journal of InformationManagement, 17(5), 377–386.
 
Revans, R. (1982). ¹he Origins and Growth of Action ¸earning. Lund: Studentlitteratur.
 
Schon, D. (1987). Educating the Reflective Practitioner: ¹oward a New Design for ¹eaching and ¸earning in the Professions. San-Francisco: Jossey-Bass.
 
Velde, C., & Svensson, L. (1996). The conception of competence in relation to learning processes and change at work.
 
Paper presented at the 4th Conference on Learning and Research in Working Life, Steyr, Austria, 1–4 July 1996.
 
Zuber-Skerritt, O. (1992). Action Research in Higher Education: Examples and Reflections. London: Kogan Page.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 4:37 بعد از ظهر  توسط جواد احمدی  | 

مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران

دانشجویان و مهارتهای پژوهشی

 

نوشته: Barbara Quarton
ترجمه: فرزانه امین پور
[1]

 

 چکیده
دانشجویان جدید دانشگاهها و موسسات آموزشی اغلب از وجود منابع اطلاعاتی که از طریق کتابخانه دانشگاهی آنان قابل دسترسی است، بی اطلاع‌اند. به همین دلیل، بسیاری از آنان برای برطرف کردن نیازهای پژوهشی و اطلاعاتی خود به سایتهای اینترنتی که بطور آزاد در دسترس عموم مردم قرار دارد، مراجعه می کنند. تاکید این دانشجویان بر استفاده از چنین منابعی خود موجب تضعیف تحقیقات و پژوهشهای آکادمیک آنان می شود زیرا اینترنت - برخلاف عقیده اکثر دانشجویان – در برگیرنده همه دانش موجود در جهان نیست و در آینده هم نخواهد بود. در واقع، دانشجویان باید لزوم بکارگیری ابزارهای مخصوص پژوهش را درک کرده، با کاربرد این ابزار آشنا شده و بیاموزند که به همه منابع اطلاعاتی موجود - از جمله اینترنت - با دیده ای انتقادی بنگرند. این مقاله به بررسی و تشریح سیاستهای آموزشی[2] و مهارتهای پژوهشی[3] مورد نیازی می پردازد که می تواند در زمینه استفاده از کتابخانه، انجام تحقیق و تهیه یک مقاله پژوهشی[4] مستدل و ارزشمند مورد استفاده دانشجویان و استادان رشته های گوناگون دانشگاهی قرار گیرد.
 
مقدمه
در حال حاضر، کتابخانه های دانشگاهی منابع اطلاعاتی متنوع و برجسته‌اي را در دسترس دانشجویان و سایر کاربران خود قرار می دهند که شامل دایره المعارفهای موضوعی[5]، تک نگاشتها، پیایندها و پایان نامه ها می شود. علاوه بر آن، ابزارهای قدرتمندی نظیر فهرستهای پیوسته[6]، سرویس های امانت بین کتابخانه ای[7] و بانکهای اطلاعاتی ویژه ای را برای دسترسی به این منابع در اختیار کاربران خود قرار می دهند. متاسفانه تعداد زیادی از دانشجویان یا اساسا از وجود چنین منابعی بی اطلاع هستند و یا نمی دانند که چگونه از آنها استفاده کنند.
از آنجا که تنها تعداد بسیار اندکی از دانشگاهها ارزیابی سواد اطلاعاتی[8] دانشجویان را به عنوان بخشی از شرایط فارغ التحصیلی آنان ضروری می دانند، بسیاری از دانشجویان واحدهای درسی رشته خود را در حالی پشت سر می گذارند که تنها دانش اندکی در زمینه انجام پژوهش، چگونگی استفاده از ابزار پژوهش[9] و ارزیابی منابع دارند. از این روی، دانشجویان فاقد مهارتهای پژوهشی و سواد اطلاعاتی لازم پس از فراغت از تحصیل قادر به فعالیت موثر و مطلوب در محیط های تکنولوژیکی پیشرفته نخواهند بود.
هر چند که تقریبا همه مدرسان و اساتید دانشگاه بر ضرورت نقش سواد اطلاعاتی به عنوان یک عنصر اساسی در آموزش عالی تاکید دارند، اما در عین حال این نکته روشن نیست که سواد اطلاعاتی در کدام یک از برنامه های درسی دانشگاه مورد توجه قرار می گیرد: کلاس کامپیوتر؟ کلاس آیین نگارش؟ کلاس درس روش تحقیق؟  ...
واقعیت آن است که سواد اطلاعاتی فراتر از متون درسی خاص است و می تواند در کلاسهای درسی گوناگون مطرح شده و آموزش داده شود. اساتید دانشگاه در هر کلاسی می توانند به طرح تکالیفی بپردازند که موجب افزایش مهارتهای سواد اطلاعاتی دانشجویان شود.


تمرین درس روش تحقیق
تمرینات و تکالیف مربوط به درس روش تحقیق معمولا شامل انتخاب یک عنوان در یک زمینه موضوعی خاص و نوشتن مقاله مربوط به آن است. در این حال، دانشجویان موظف به ارائه یک فرضیه پژوهش و اثبات آن با استفاده از اطلاعات موجود می باشند. طرح چنین تکالیفی هر چند که ساده به نظر می رسد ولی موجب بروز مشکلات و سوالات بسیار برای دانشجویانی که از سواد اطلاعاتی لازم بی بهره اند، می شود. بطور مثال:
- چگونه می توان یک عنوان خاص انتخاب کرد؟
- چگونه می توان اطلاعات تخصصی مربوط به آن عنوان را یافت؟
- اصولا اطلاعات تخصصی چیست و چگونه می توان آن را از دیگر متون منتشر شده متمایز ساخت؟
 
تمركز روي یک عنوان
 پژوهشگران تازه کار معمولا شناخت زیادی در مورد روشهای مختلف پژوهش و انتخاب یک روش خاص، طرح سوال پژوهشی[10] و گردآوری اطلاعات تخصصی مربوطه ندارند. دایره المعارفهای موضوعی از مهمترین ابزارها و مواد کتابخانه ای محسوب می شوند که می توانند در جریان طرح سوالات پژوهشی و تهیه اطلاعات معتبر مورد استفاده آنان قرار گرفته و به عنوان یک نقطه شروع برای پژوهشگران و سایر افرادی که در جستجوی اطلاعات جامع و معتبر می باشند، مفید واقع شوند. دایره المعارفهای موضوعی برخلاف دایره المعارفهای عمومی[11] دارای مقالات طولانی تر و تخصصی تری هستند که در آن هر مدخل بطور جامع مورد بررسی قرار می گیرد. این نوع دایره المعارفها معمولا جنبه های تاریخی، چارچوبهای نظری و مباحثات مطرح شده در یک رشته یا یک زمینه موضوعی را مطرح کرده و به این طریق به پژوهشگر کمک می کنند تا اطلاعات مستند و معتبری در آن زمینه کسب نماید.
کتابشناسی ها در زمره منابع کتابخانه ای محسوب می شوند که دانشجویان را به منابع مطالعاتی مرتبط دیگری هدایت کرده و به آنان امکان می دهند تا موضوعات مورد نظر خود را به شیوه ای نظام مند کشف کنند. به این ترتیب، حس کنجکاوی دانشجویان برای کشف و ارزیابی مطالب و منابع اطلاعاتی دیگر نیز تحریک می شود. 
 راهبرد آموزشی
با وجود همه محسنات و جنبه های مثبت دایره المعارفهای موضوعی، اکنون این سوال مطرح است که: آیا این ابزار در جریان یک تحقیق مورد استفاده دانشجویان قرار می گیرد؟ پاسخ این است: بندرت!
در واقع، تعداد معدودی از دانشجویان حتی از وجود دایره المعارفهای موضوعی مطلع هستند و یا تنها نام برخی از دایره المعارفهای عمومی مانند بریتانیکا[12] را شنیده اند. در بیشتر موارد، جستجو برای یک سوال پژوهشی از طریق اینترنت و به شیوه ای نه چندان دقیق صورت می گیرد. واقعیت این است که استفاده از سایتهای فاقد اعتبار معمولا منجر به کسب نتایج و اطلاعات پیش پا افتاده و متوسطی می شود که یا بسیار کلی هستند و یا بارها مورد استفاده قرار گرفته اند. برای ممانعت دانشجو نسبت به استفاده از چنین روشهای نامطمئنی، بهتر است از وی خواسته شود که متنی در حدود نیم صفحه در زمینه عنوان پژوهش و سوالات پژوهشی مربوط به آن تهیه کرده و در آن به معرفی دایره المعارف موضوعی بپردازد که در تهیه این متن مورد استفاده قرار داده است. علاوه بر آن، یک برگ فتوکپی از مقالات مورد استناد خود از دایره المعارف مربوطه به ضمیمه متن ارائه نماید. این تمرین دانشجویان را ملزم می کند که برای ارائه دیدگاهی مستند در زمینه های موضوعی خاص، از منابع اطلاعاتی معتبر استفاده کنند. موارد مطرح شده فوق نمونه هایی از مهارتهای سواد اطلاعاتی محسوب می شوند که بر پایه تفکر انتقادی[13] استوار است.
 
طرح یک جستجوی موثر
دانشجویانی که عناوین پژوهشی منتخب خود را به خوبی درک کرده و سوالات پژوهشی مناسبی نیز مطرح ساخته اند، برای طرح ریزی استراتژی جستجوی[14] خود کاملا آماده اند. در این مرحله، مهمترین مسئله ای که با آن روبرو می باشند این است که اطلاعات مربوط به پژوهش خود را در کجا بیابند. نخستین منبعی که بیشتر دانشجویان به آن مراجعه می کنند، اینترنت است. البته استفاده از اینترنت برای انجام امور روزمره و کسب اطلاعات عمومی ایده بدی به نظر نمی رسد. مشکل از هنگامی آغاز می شود که دانشجویان برای یافتن اطلاعات مورد نیاز پژوهش های علمی خود به همان شیوه ای عمل کنند که امور روزمره اینترنتی خود را انجام می دهند.
کتابخانه های دانشگاهی و موسسات دیگر معمولا بانکهای اطلاعاتی پیوسته بخصوصی را برای مقاصد علمی خاص خود مشترک می شوند. متاسفانه، بیشتر دانشجویان از وجود این بانکهای اطلاعاتی و تفاوت آنها با محیط عمومی اینترنت اطلاع ندارند. بنابراین، تصور می کنند که محیط عمومی اینترنت برای جستجوی اطلاعات مربوط به پژوهش آنان کاملا مناسب است. هر چند که در اینترنت وب سایتهای معتبری مانند سایتهای سازمانهای دولتی و آموزشی مرتبط با موضوعات مختلف وجود دارد، اما دانشجویانی که جستجوی خود را از طریق بانکهای اطلاعاتی مرتبط انجام می دهند معمولا پژوهش خود را با کیفیت بهتری به انجام می رسانند.
ذکر این نکته ضروری است که انتخاب بانک های اطلاعاتی برای اشتراک کتابخانه بر اساس مولفه های مشخصی نظیر محتوا[15]، کاربردی بودن[16] و میزان ارتباط[17] با برنامه های درسی دانشگاه صورت می گیرد. این بانک ها برای بازیابی اطلاعات الکترونیکی نیز برنامه ریزی شده اند. کاربران میتوانند پس از وارد کردن گزاره جستجو[18] و داده های خود در سیستم به اطلاعات کتابشناختی رکوردهای بازیابی شده و در برخی موارد حتی به متن کامل مقالات هم دسترسی داشته باشند. بنابراین چگونگی تنظیم داده ها و تهیه گزاره جستجو نکته بسیار مهمی است. در واقع، سوالات پژوهشی باید در قالب کلید واژه ها[19] یا عباراتی که آنها را توصیف می کنند، خلاصه شوند.
برای روشن شدن مطلب به مثال زیر که مربوط به پژوهشی است در مورد تاثیر جنسیت (مذکر یا مونث بودن) زوجین بر میزان رضایت آنان از ازدواج، توجه کنید:
سوال پژوهشی:

What is the effect of perceived gender roles on marital satisfaction?   

کلیدواژه ها:  

 gender roles, marital satisfaction 


در این مثال گزاره جستجو از طریق ارتباط دو کلیدواژه فوق با استفاده از عملگر[20] and به صورت زیر تنظیم شود:

gender roles and marital satisfaction

وارد کردن این گزاره در بانک اطلاعاتی مورد نظر معمولا منجر به بازیابی فهرستی از نتایج جستجو می شود که هر دو عبارت  gender roles و marital satisfaction در هر یک از مقالات یا نتایج بازیابی شده وجود دارد. با این حال باید به این نکته توجه داشت که برخی از نویسندگان ممکن است برای بیان منظور خود از کلمات و عبارات مترادف دیگری استفاده کنند. از آنجا که دانشجویان ممکن است با تکنیک های جستجوی پیشرفته در بانکهای اطلاعاتی آشنا نباشند، تنظیم و کاربرد چند گزاره جستجو از طریق کلمات کلیدی مشابه نیز می تواند در تکمیل پژوهش های آنان کاملا مفید و موثر باشد.
 راهبرد آموزشی

 دانشجویان تنها در صورتی می توانند سوال پژوهشی خود را در مهلت مقرر و به شیوه ای صحیح تنظیم کنند که بجای جستجوی آزاد در اینترنت، جستجوی خود را از طریق بانکهای اطلاعاتی مناسب انجام دهند. بنابراین، اساتید باید از دانشجویان خود بخواهند که از بانکهای اطلاعاتی مورد اشتراک کتابخانه استفاده کنند و مهم تر آن که پیش از شروع جستجو در بانک اطلاعاتی مورد نظر، اقدام به طرح برنامه ای برای پژوهش خود بنمایند تا بتوانند آن را به شیوه دقیق تری انجام دهند. برای اطمینان از تسلط دانشجویان در زمینه جستجو در بانکهای اطلاعاتی، بهتر است از آنان خواسته شود که لیستی از کلیدواژه ها و همچنین مترادف ها و اشکال گوناگون کلمات مرتبط با پژوهش خود را تهیه کنند و پس از آن چند گزاره جستجو برای استفاده در بانکهای اطلاعاتی تنظیم نمایند.
ملزم ساختن دانشجویان به ارائه خلاصه ای از طرح برنامه پژوهشی خود نه تنها موجب می شود که دانشجویان با دیدی انتقادی به فعالیتهای آینده خود بنگرند، بلکه به مدرسان نیز کمک می کند تا از سیر پیشرفت و کسب مهارت دانشجویان در زمینه انجام پژوهش مطلع شوند. به علاوه، موجب می شود دانشجویان به تفکر و تعمق در مورد کلمات، معانی آنها و همچنین ارتباط بین آنها با دیگر کلمات نیز عادت کنند. این مهارتی است که در جریان کار با بانکهای اطلاعاتی گوناگون ضروری بوده و به این ترتیب در مورد دروس دیگر هم قابل تعمیم است.


جستجوی متون
پس از تهیه یک سوال پژوهشی مناسب و تنظیم چند گزاره جستجو که آن سوال را بخوبی توصیف کند، دانشجویان برای جستجو و یافتن اطلاعات در زمینه موضوع تحقیق خود با استفاده از بانکهای اطلاعاتی مورد اشتراک کتابخانه آماده می باشند. با این حال، کتابداران شاغل در این کتابخانه ها اغلب متوجه می شوند که دانشجویان معمولا به سمت بانکهای اطلاعاتی عمومی گرایش دارند که امکان دسترسی آنان را به مقالات کوتاه مجلات و نشریات علمی فراهم می آورد. هر چند که کار با این بانکهای اطلاعاتی بسیار آسان تر است اما در هر حال این بانکها منبع مناسبی برای ارائه اطلاعات تخصصی در یک زمینه موضوعی خاص بشمار نمی روند زیرا این بانکها به نمایه کردن کتابها، مدارک و پایان نامه ها نمی پردازند و تنها تعداد معدودی از مجلات مشخص را پوشش می دهند که در این صورت هم حتی مقالات منتشر شده پیش از دهه 1970 این مجلات را هم نمایه نمی کنند. بنابراین دانشجویان باید با کاربرد ابزار ها و بانکهای اطلاعاتی تخصصی نظیر ERIC (بانک اطلاعات آموزشی وزارت آموزش امریکا) و یا PsycINFO (بانک اطلاعات روانشناسی انجمن روانشناسی امریکا) آشنا شوند.
استفاده توام از بانکهای اطلاعاتی عمومی و تخصصی به دانشجویان امکان می دهد تا در بانکهای اطلاعاتی تمام متن عمومی که می شناسند جستجو کرده و در عین حال با ابزارهای اطلاعات تخصصی که مدارک منتشر شده زیادی را در یک زمینه موضوعی خاص پوشش می دهند نیز آشنا شوند. به این ترتیب، دانشجویان می توانند مدارک و منابع عمومی و علمی را بطور دقیق تری ارزیابی و با یکدیگر مقایسه کنند.
 راهبرد آموزشی
پس از طرح یک بحث کوتاه کلاسی در زمینه تفاوتهای موجود بین مقالات مجلات عمومی و مقالات مجلات تخصصی، دانشجویان می توانند به انجام یک تمرین ساده در زمینه جستجو در دو بانک اطلاعاتی عمومی و تخصصی بپردازند. بطور مثال، این تمرین می تواند در زمینه یافتن یک مقاله از مجله ای در یک بانک اطلاعاتی عمومی و یک مقاله از یک بانک اطلاعاتی تخصصی باشد. پس از مطالعه هر دو مقاله، دانشجویان می توانند متنی در حدود نیم صفحه در مورد ارزیابی و مقایسه این دو مقاله تهیه کنند. در این راستا، توصیه می شود که اساتید مولفه هایی را برای این ارزیابی در اختیار دانشجویان خود قرار دهند، مانند:
-  آیا  هر دو مقاله اطلاعاتی در زمینه مدرک تحصیلی و سمت نویسنده یا نویسندگان در اختیار خواننده قرار می دهند؟
-  آیا منابع مورد استفاده و مشخصات مجلاتی که این مقالات در آنها قرار گرفته اند، معرفی شده است؟
-   مخاطبین دو مقاله چه کسانی هستند؟
-  آیا دیدگاهها و مباحث مطرح شده در این دو مقاله به هر طریق دارای سوگیری و تعصب است؟
-  آیا  اظهارات موجود در هر دو مقاله، مستدل و بر پایه واقعیت اند؟
هدف از طرح این تمرین آن است که دانشجویان به تفکر انتقادی در مورد منابع اطلاعاتی مختلف ترغیب شده و یاد بگیرند که ارزیابی های خود را  بر پایه محتوا، جامعیت و اعتبار منابع اطلاعاتی انجام دهند.
  
نتیجه گیری
سیاستهای آموزشی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفت، فرصتهای مناسبی در اختیار دانشجویان قرار می دهد تا از یک سو منابع اطلاعاتی معتبری را در زمینه تحقیقات خود بیابند و از سوی دیگر، با نحوه ارزیابی یافته های خود نیز آشنا شوند. به این ترتیب، دانشجویان یاد می گیرند که چگونه و از چه منبعی پاسخ سوالات پژوهشی خود را بیابند، منابع و مدارک بازیابی شده را نقد و ارزیابی کنند و سرانجام یک مقاله خوب و ارزشمند تهیه نمایند. این توانائیها یعنی جستجو و یافتن منابع اطلاعاتی مناسب و همچنین ارزیابی منتقدانه نتایج بدست آمده را مهارتهای سواد اطلاعاتی می نامند. مهارتهای سواد اطلاعاتی را می توان با انجام تمرینات منظم مبتنی بر تفکر انتقادی افزایش داد. به عبارت دیگر، دانشجویانی دارای دیدگاهی انتقادی در زمینه های خاص می باشند که می دانند چگونه از منابع اطلاعاتی مربوط به موضوع مورد نظر خود استفاده کنند و در عین حال خصوصیات و اهداف آنها را نیز تشخیص می دهند. در هر حال، توسعه سواد اطلاعاتی دانشجویان در بالا بردن سطح یادگیری آنان نه تنها در کلاس درس که در زندگی روزمره نیز کاملا موثر خواهد بود.
 
پی نوشت ها:
[1] . کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی پزشکی، اداره اطلاع رسانی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان


[2] .Teaching Strategies
[3]. Research Skills
[4]. Research Paper
[5]. Subject Encyclopedias
[6]. Online Catalogs
[7]. Interlibrary Loan Services
[8]. Information Literacy
[9]. Research Tools
[10]. Research Question
[11]. General Encyclopedias
[12]. Britannica
[13]. Critical Thinking
[14]. Search Strategy
[15]. Content
[16]. Usability
[17]. Relevance
[18]. Search Statement
[19]. Keywords
[20]. Operator 

 منبع:

Quarton, Barbara, (2003). "Research Skills and the new Undergraduate".  Journal of Instructional Psychology. Vol 30(2). Available at: http://articles.findarticles.com/p/articles/mi_m0FCG/is_2_30/ai_105478980

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 4:27 بعد از ظهر  توسط جواد احمدی  | 

 

نگاهی دیگر به اصطلاحنامه شيمي*

(Thesaurus of Chemistry)

 تقي رجبي
عضو هيات علمي مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران

 كليد واژه ها: اطلاع رساني شيمي،   اصطلاحنامه شيمي،   نمايه سازي،   چكيده نويسي،   ساختار درختي                  
 
چكيده
  
ويژگي هاي خاص واژگان شيمي لزوم نگاهي تخصصي به نمايه سازي و چكيده نويسي را دو چندان مي كند. از آنجا كه هم نمايه ساز و چكيده نويس شيمي و هم كاربر جوينده اطلاعات شيمي نيازمند زبان و محيط خاص ذخيره و جستجوي اطلاعات شيمي مي باشند، اصطلاحنامه شيمي در اين ميان نقشي كليدي را داراست. در اين مقاله ابتدا به قسمتي از ويژگي هاي واژگان شيمي و سپس به برخي از فعاليت هاي انجام يافته و در حال انجام براي ايجاد اصطلاحنامه شيمي اشاره مي شود.   


مقدمه
    اطلاع‌رساني‌ علمي‌ ميان‌ رشته‌اي‌، شامل‌ زبانشناسي‌، رايانه ، ارتباطات‌، و... است‌ و يكي‌ از اهداف‌ اين‌ علم، ساماندهي‌ اطلاعات‌ پراكنده‌ مي‌باشد. نمايه‌سازي‌ نوعي‌ سازماندهي‌ اطلاعات‌ است‌ ونمايه‌ساز، متخصص‌ موضوعي‌ و زبانشناس‌ سه‌ رأس‌ مثلث‌ نمايه‌سازي‌ مي‌باشند. در نمايه‌سازي‌ وچكيده‌نويسي‌ مدارك‌ شيمي‌، نقش‌ اصطلاحنامة تخصصي شيمي كه ابزار كار نمايه ساز و متخصص موضوعي است بسيار اهميت‌ دارد ، به‌ صورتي‌ كه‌ اگر آن را حذف‌ كنيم‌، اطلاعات‌ نمايه‌ و ثبت‌ و ضبط شده‌ قابليت‌ بازيابي‌ و بازنمايي‌ چنداني‌ نخواهد داشت‌ و ريزش‌ اطلاعات‌ در حدي‌ است‌ كه‌ ارزش‌ اطلاعاتي‌ نمايه‌هاي‌ ايجاد شده‌ بسيار پايين‌ خواهد بود.
     همچنين محققان و رساله‌نويسان شيمي به منظور استاندارد كردن ادبيات علمي خود به اصطلاحنامة شيمي نياز وافري دارند و اصولا اصطلاحنامه هاي موضوعي‌ از استقبال‌ بيش تري‌ برخوردارند، زيرا مخاطب‌ خاص‌، نياز اطلاعاتي‌ خاصي‌ دارد و حاضر نيست‌ براي‌ دريافت‌ بخشي‌ از اطلاعات‌ مورد نياز خود هزينه‌ و وقت‌ بيش تري ‌صرف‌ كند و اطلاعات‌ مورد نياز خود را همراه‌ با اطلاعات‌ غيرضروري‌ دريافت نمايد.
    مهندسان و برنامه نويسان رايانه كه نرم افزارهاي بانك هاي اطلاعاتي را طراحي مي كنند نيز مي توانند با استفاده از اصطلاحنامه، عمليات بازيابي اطلاعات را بسيار كارآ سازند و كاربر را به يافتن هر چه بهتر و بيش تر اطلاعات مورد نظرش رهنمون شوند و آن دسته از برنامه نويسان رايانه اي كه با  نرم افزار هاي نگارش متون، فرهنگ لغات ، يا مترجم هاي هوشمند سروكار دارند بهره هاي فراواني از اصطلاحنامه هاي تخصصي در جهت هوشمند كردن نرم افزارها خواهند برد.
    اصطلاحنامه هاي تخصصي در تحليل اطلاعات متون تحقيقاتي ابزار بسيار مفيدي هستند و از اين رو مي توانند در سياست گزاري هاي كلان تحقيقاتي و ارتباط نظام‌مند بين دانشگاه و صنعت نقش مهمي ايفا نمايند.
   اطلاعات‌ شيمي ‌و مهندسي‌ شيمي‌، نيازهاي‌ اطلاعاتي‌ طيف‌ وسيعي‌ از محققان‌ را، هم‌ در بخش‌ دانشگاه‌ و هم‌ در بخش‌صنعت‌ پوشش‌ مي‌دهد و وجود اصطلاحنامة تخصصي شيمي به‌ منظور كنترل و استاندارد كردن اين اطلاعات ، بسيار ضروري مي نمايد.
    يك اصطلاحنامة‌ خوب‌ حاصل جمع‌آوري‌ و ساختاردهي‌ به واژه هاي غني‌ و پويا است‌. سازمان‌هاي‌ چكيده‌نويسي‌ و نمايه‌سازي‌ به دليل‌ اين كه‌ با حجم‌ بالاي‌ توليدات‌ علمي‌ سروكار دارند و به‌ پردازش‌ اطلاعات‌ آن ها همت‌ مي‌گمارند، بهترين‌ منبع‌ واژگان‌هاي‌ تخصصي‌ و در نتيجه‌ مخزن‌ مناسبي ‌از واژگان‌ براي‌ توليد اصطلاحنامه‌هاي‌ تخصصي‌ مي‌باشند. متون‌ تحقيقاتي‌ آن‌ هم‌ در سطح‌ تحصيلات‌ تكميلي‌ پوياترين‌ متون به ‌لحاظ واژگاني مي‌باشند؛ بنابر اين مجموعه‌ واژگان‌ مستخرج‌ از بانك‌هاي‌ تخصصي‌ با توجه‌ به‌ بسامد به كارگيري‌ آن ها در مدارك‌، قابليت بالايي‌ براي‌ ايجاد اصطلاحنامه‌هاي‌ تخصصي‌ دارند.
   از آنجا كه‌ مدارك‌ شيمي‌ و مهندسي‌ شيمي‌ كه‌ در مركز اطلاعات‌ و مدارك‌ علمي‌ ايران‌ گردآوري‌ و پردازش‌ مي‌شوند عموماً در سطح‌ تحصيلات‌ تكميلي‌ مي‌باشند، مجموعه‌ واژگان‌هاي‌ پالايش‌ يافته‌ و مستخرج‌ از اين‌ مدارك‌ بسيار پويا و منحصر به‌ فرد است‌ و پس‌ از طي‌ مراحل‌ پردازش‌ تخصصي‌، قابليت شكل دهي به صورت اصطلاحنامه را دارا مي باشند.
  اكنون‌ بالغ‌ بر بيست ميليون‌ مادة‌ شيميايي توسط «سرويس چكيده نامه هاي شيمي1 ثبت‌ گرديده‌  و سالانه‌ حدود چهارصد‌ هزار مادة‌ جديد ثبت‌ مي‌گردد. سرويس‌هاي‌ متعدد و متنوع‌ اطلاع‌رساني‌ شيمي‌، نرم‌افزارهاي‌ متنوع‌ و متكثر شيمي‌، حجم‌ بسيارزياد كتب‌، مجلات و ‌ديسك هاي فشردة شيمي‌، تعدد كنفرانس‌هاي‌ اطلاع‌رساني ‌شيمي‌ و وجود مجلات‌ تخصصي‌ اطلاع‌رساني‌ شيمي‌، همه‌ حكايت‌ از اين‌ دارند كه‌ منابع‌ و مآخذ شيمي‌ حجم‌ زيادي‌ از كل‌ متون معارف‌ بشري‌ را به‌ خود اختصاص‌ مي‌دهند. كثرت‌ و تنوع‌ مواد شيميايي‌ و شيوه‌هاي‌ متفاوت‌ نامگذاري‌ آن ها باعث‌ ايجاد «سازمان‌ بين‌المللي‌ ايوپاك2 گرديده‌ است‌ كه‌ قواعد خاص‌ نامگذاري‌ مواد شيميايي‌ را وضع‌ مي‌كند و خود شامل‌ زيرگروه‌هاي‌ بسياري‌ است‌.
    ما معتقديم‌ براي‌ پيوستن‌ به‌ جوامع و بزرگراه هاي‌ اطلاعاتي‌ مي‌بايد ‌مطابق‌ استانداردهاي‌ جهاني‌ حركت‌ كرد. به كار گيري الگوهاي‌ بين‌المللي‌ و مطابق‌ با استانداردهاي ‌قابل‌ قبول‌ جهاني‌ در ذخيره‌ و بازيابي‌ اطلاعات‌ شيمي يكي‌ از راه هاي تحقق اين هدف است.
  با وجود نقش و اهميت بسيار زياد اصطلاحنامه هاي تخصصي شيمي، متاسفانه در زبان فارسي تا كنون از وجود آن محروم بوده ايم و در اين راستا اميد مي رود فعاليت حاضر گامي هر چند كوچك و آغشته به خطا ولي ضروري و لازم به حساب آيد و در آينده با استفاده از نقطه نظرات ارباب معرفت بر غناي علمي آن افزوده گردد.
 
اصطلاح شناسي شيمي
 ·  رسم الخط
    در يك‌ تقسيم‌بندي‌ كلي‌ مي‌توان‌ واژگان‌ شيمي‌ را به‌ دو بخش‌ اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي3 و مفاهيم‌ غيراسمي‌4 تقسيم‌ بندي نمود. براي نوشتن‌ اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي در زبان‌ فارسي چاره‌اي‌ جزحرف‌نگاري5 آن ها نداريم‌ و در مورد مفاهيم‌ غيراسمي‌ مي‌توان‌ با توجه‌ به‌ ويژگي هاي‌ زبان‌ فارسي‌ اقدام ‌به‌ معادل‌گذاري‌ نمود.
    رسم ‌الخط اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ در زبان‌ فارسي‌ يكي از معضلات فعاليت هاي واژگاني در زبان فارسي است] 10،12،16،19،21[، زيرا اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ قابليت‌ معادل‌گذاري‌ ندارند و در زبان‌ فارسي‌ ‌بايد‌ حرف‌نگاري ‌شوند. اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ حجم‌ بزرگي‌ از مجموعة‌ واژگان‌ شيمي‌ را تشكيل ‌مي‌دهند. اين‌ اسامي‌ بدليل ‹ اسم› ‌‌‌ بودنشان‌ معادلي‌ در زبان‌ فارسي‌ ندارند، درست‌ به‌ همان‌ دليلي‌ كه‌ مثلاً ‹ حسن›  در هر زباني‌ همان‌ ‹ حسن‌› تلفظ مي‌شود ولي‌ با الفباي‌ زبان‌ مورد نظر نوشته‌ مي‌شود. حرف‌نگاري‌ را مي‌توان‌ چنين‌ تعريف‌ نمود]22،35[: نوشتن‌ حروف‌ زبان‌ مبدأ با حروف‌ زبان‌ مقصد براساس‌ تلفظ حروف‌ در زبان‌ مبدأ.
    تقريباً تمامي اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي در زبان‌ فارسي‌ از زبان‌ انگليسي يا فرانسوي به فارسي‌حرف‌نگاري‌ شده‌اند. به‌ علت‌ ويژگي هاي‌ خاص‌ رسم‌الخط زبان‌ فارسي‌، ممكن‌ است‌ يك‌ نام‌ مشخص‌ از يك‌ مادة‌ شيميايي‌ به‌ صورت‌هاي‌ مختلفي‌ ظاهر شود. نايكساني‌ رسم‌الخط فارسي‌ كه‌ به‌ علت‌پيروي‌ نكردن‌ از يك‌ استاندارد رسم‌الخط براي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ به وجود مي‌آيد باعث‌ مي‌شود كه در ثبت و ذخيره سازي و در نتيجه در بازيابي‌ اطلاعات‌ شيمي مشكلات فراواني به وجود آيد.
    توجه‌ داريم‌ كه‌ حرف‌نگاري‌ با آوانگاري‌6 متفاوت‌ است‌. آوانگاري‌ را مي‌توان‌ چنين‌ تعريف‌ نمود]22،35[: نوشتن‌ آواهاي‌ زبان‌ با حروف‌ بين‌المللي‌ آوانگاري ‌(آي پي اي)7. در بسياري‌ از فرهنگ‌هاي‌ لغات‌ از علائم «آي پي اي» براي نمايش‌ تلفظ كلمات‌ استفاده‌ مي‌كنند. در زمينة‌ شيمي‌، اخيراً فرهنگ‌هاي‌ معتبري‌ به‌ زبان‌ انگليسي‌ به‌ چاپ‌ رسيده‌اند و از اين‌ علائم‌ استفاده‌ كرده‌اند]47[.
   بعنوان‌ نمونه‌ ، حرف‌نگاري‌هاي‌ متفاوتي‌ از اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ در زبان‌ فارسي‌، كه‌ از متون مختلف شيمي استخراج شده اند ارائه مي شوند:
متانل  ؛  ‌متانول                                         ‌Methanol
آلومينيم ؛   ‌آلمينيم ؛ ‌آلومينيوم ؛  ‌آلمينيوم           ‌Aluminum
كينون ؛  ‌كوينون‌                                             Quinon
برميد ؛   برمايد                                           Bromide            
برومو ؛   برمو                                                 Bromo
مثال‌هاي‌ بسياري‌ از اين‌ دست‌ وجود دارند. به منظور استاندارد كردن‌ و يكسان‌سازي‌ اين ‌رسم‌الخط هاي‌ متفاوت‌، ‌مي‌توان‌ شيوه‌هاي‌ متفاوتي‌را قرار داد نمود. در پژوهش‌ حاضر ما شيوة‌ مركز نشر دانشگاهي‌ را ملاك‌ عمل‌ قرار داده‌ايم‌ و در مواردي ‌كه در آنجا قراردادي‌ را نيافتيم‌ با مراجعه‌ به‌ ترجمه‌هاي‌ فارسي‌ متعدد از متون‌ شيمي‌ اعم‌ از كتب‌ درسي‌و فرهنگ‌ها، شيوة‌ خاصي‌ را قرار داد نموديم‌ كه‌ ذكرخواهيم كرد. در هر صورت‌ به‌ نظر مي‌رسد به دليل‌تفاوت‌هاي‌ بسيار چشمگيري‌ كه‌ در رسم‌الخط اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ در زبان‌ فارسي‌ مشاهده‌ مي‌شود و اهميت‌ يكسان‌سازي‌، ‌بايد‌ پژوهش‌ مستقلي‌ در اين‌ زمينه‌ انجام‌ پذيرد]20[.
 قراردادهاي‌ مركز نشر دانشگاهي]10[‌:
    الف‌) نام هاي‌ عناصر مجرد شيميايي‌، آن هايي‌ كه‌ ضبط لاتين‌ آن ها به‌ "-ium" ختم‌ مي‌شود، جزء آخرآن ها در فارسي‌ با املاي‌ «- يم‌ » و همة‌ اجزاي‌ يوني‌ مختوم‌ به‌ "-ium" با املاي‌ « ـ يوم » نوشته‌ مي‌شوند: سديم‌، راديم‌، آلومينيم‌، آكتينيم‌، هليم‌، گاليم‌، تاليم‌، ... و نه‌ به‌ صورت‌ سديوم‌، راديوم،‌ و ... ؛ نمك‌ آمونيوم‌، كربنيوم‌، برمونيوم‌، هالونيوم‌، اكسونيوم‌، و ... و نه‌ به‌ صورت‌ آمونيم‌، كربنيم‌ و...
    ب‌) همة‌ الكل‌ها كه‌ ضبط لاتين‌ آن ها به‌ "-ol" ختم‌ مي‌شود، جزء آخر آن ها در فارسي‌ با املاي‌ «ـ ول‌ » نوشته‌ مي‌شوند، جز همان‌ الكل‌ سنتي؛ مانند: متانول‌، اتانول‌، پنتانول‌ و... و نه‌ به صورت متانل‌، اتانل‌، پنتانل،‌ و ...
    ج‌) كربوهيدرات هايي‌ كه‌ ضبط لاتين‌ آن ها به‌ "-ose" ختم‌ مي‌شود، جزء آخر آن ها در فارسي‌ به‌ صورت‌ « ـ وز » نوشته‌ مي‌شوند؛ مانند: گلوكوز، فروكتوز، سلولوز، مالتوز، لوولوز، گالاكتوز، و ... و نه‌ به صورت‌ گلوكز،فروكتز، سلولز، و ...
   قراردادهاي‌ ما]16[‌:
    در پروژة‌ حاضر علاوه‌ بر رعايت‌ قراردادهاي‌ فوق‌، قراردادهاي‌ زير‌ نيز مورد عمل‌ قرار گرفتند:
     ه‌) اسامي تركيبات‌ شيميايي‌ كه‌ ضبط لاتين‌ آن ها به "ene"ختم‌ مي‌شود و قبل‌ از"ene"يكي‌ ازاعداد رومي‌، دي‌،تري‌، تترا، و ... قرار دارد، جزء آخر آن ها در فارسي‌ با املاي‌ «ان‌» و   بصورت‌ جدا (غيرچسبيده‌) از اجزاي قبلي‌ و نزديك‌ به‌ آن ها، يعني‌ بدون‌ فاصله‌ نوشته‌ مي‌شود:
سيكلودكاتتراان     ‌ Cyclodecatetraene
سيكلو اكتادي‌ان           ‌Cyclooctadiene       
« دي‌ان » و نه‌ بصورت‌ «دين»
    و ) اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ چند كلمه‌اي‌ به‌ لحاظ تقدم‌ و تأخر، به‌ همان‌ ترتيبي‌ كه‌ در ضبط لاتين‌ آمده‌اند در نگارش‌ فارسي‌ هم‌ آورده‌ شدند؛ مانند:
« سرب‌ ژرمانات »       ‌Lead germanate     و نه‌ « ژرمانات‌ سرب‌ »
« مالونيك‌ اسيد »            Malonic acid      و نه‌ « اسيد مالونيك‌ »
« منيزيم‌ هيدروكسيد »     Magnesium hydroxide  و نه‌ «هيدروكسيد منيزيم‌ »
 
·  چند اسمي بودن تركيبات شيميايي
     مواد شيميايي‌ در اكثر موارد بيش‌ از يك‌ نام‌ دارند، مانند: نام‌ طبقه‌اي‌8، نام‌ كم‌اهميت‌ يا عاميانه9، نام‌ تجاري‌10 ، نام‌ روش‌مند 11 و نام «ايوپاك» ‌.
    تركيب‌ شيميايي CN - ‌ CH2=CHبا  سه‌ اسم‌ متفاوت‌ كه‌ هر سه‌ به‌ همين‌ مادة واحد مربوط مي‌شوند ظاهر مي شود:
آكريلونيتريل‌           Acrylonitrile
پروپن‌ نيتريل        ‌Propennitrile
وينيل‌ سيانيد        Vinyl cyanide   
   خاصيت‌ چند اسمي‌ بودن‌ مواد شيميايي،‌ حجم‌ واژگان‌ شيمي ‌را بسيار گسترده‌ مي‌كند و لذا در نمايه‌سازي‌، تصحيح‌، استانداردسازي‌، حرف‌نگاري‌، يكسان‌سازي‌ و بخصوص‌ ارجاع‌دهي،‌ حساسيت‌ و دقت‌ مضاعفي‌ مورد طلب‌ است‌. بديهي‌ است‌ اگر ارجاعات‌ مناسبي ‌از اسامي‌ متعدد يك‌ ماده‌ شيميايي‌ مشخص‌ تهيه‌ نگردد، در بازيابي‌ اطلاعات‌ ريزش‌ فراواني‌ رخ‌ خواهد داد.
 
·  قواعد خاص و دقيق نامگذاري مواد شيميايي
   قواعد نامگذاري‌ مواد شيميايي‌ بسيار ريز و دقيق‌ هستند و ملاحظات‌ متعددي‌ را شامل‌ مي‌شوند، مانند گروه‌هاي‌ عاملي12، نحوة آرايش‌ اتم ها13، موقعيت‌ استخلاف ها14، موقعيت‌ پيوندها15، تقارن‌مولكولي‌16، استريوشيمي‌17 (شيمي‌ فضايي‌)، صورت هاي‌ ايزومري‌18 ، و ده‌ها موضوع‌ ديگر. وجود بيش‌ از يکصد و ده عنصر در طبيعت‌، موقعيت‌هاي‌ بسيار متنوع‌ آرايش‌ اتم ها در مولكول‌ و نيز آرايش‌ مولكول‌ها در تركيب‌، باعث‌ به كارگيري‌ علائم‌ متعدد و متنوع‌ توسط «ايوپاك‌» شده‌ است‌. به كارگيري‌ قواعد نامگذاري نظام مند‌ باعث‌ مي‌شود كه‌ به‌ هر مادة‌ شيميايي‌ يك‌ نام‌ ويژه‌ تعلق‌ گيرد]2،3[.


· اسامي چند كلمه اي تركيبات شيميايي
  وجود يا نبود فاصله‌ در بين‌ كلمات‌ بسيار اهميت‌ دارد و در رسم‌الخط فارسي‌ براي‌ جلوگيري‌ از ريزش‌ اطلاعات‌ در هنگام‌ بازيابي‌، ‌بايد به‌ اين‌ نكته‌ توجه‌ كرد. بعنوان‌ مثال‌ نام‌ مادة ‌شيميايي ‌ Hexadecyltrimethylammonium bromide در زبان‌ انگليسي‌ فقط از دو كلمه‌ تشكيل‌ شده،‌ ولي‌ در زبان‌ فارسي‌ به‌ صور مختلف‌ مي‌توان‌ بين‌ كلمات‌ حرف‌نگاري‌ شده‌ فاصله‌گذاري‌ كرد و بديهي‌ است‌ در يك‌ مجموعه‌ واژگان‌ ارائه‌ شده،‌ ‌بايد‌ فرم‌هاي‌ مختلف‌ به‌ يك‌ صورت‌ صحيح‌ و استاندارد يكسان‌ شوند. در حرف‌نگاري‌ اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ كه‌ چند كلمه‌اي‌ هستند ‌بايد از فرم‌ انگليسي‌ كلمه‌ الگوبرداري‌ نمود و مثلا در مورد تركيب‌ شيميايي‌ فوق‌، فرم‌ صحيح‌ حرف‌نگاري‌ از نظر فاصله‌گذاري‌ بين كلمات‌ به شكل‌ زير خواهد بود: هگزادسيل‌تري‌متيل‌آمونيوم‌  برميد .
   توجه‌ داريم‌ كه‌ در مثال‌ فوق‌ (همانند املاي‌انگليسي‌) فقط بين‌ دو كلمة «آمونيوم»‌ و «برميد‌» فاصله‌ گذاشته‌ايم‌. نوشتن‌ اين‌ اسم‌ به‌ صورت هاي‌ ديگر زير، باعث‌ نايكساني‌ واژگان‌ خواهد شد و در بازيابي ‌اطلاعات‌ و ارجاعات‌ مشكلات‌ فراواني‌ را سبب‌ خواهد گرديد.
هگزا  دسيل‌تري‌متيل‌  آمونيوم‌ برميد
هگزادسيل‌تري‌متيل ‌ آمونيوم‌ برميد 
 و ده‌ها شكل‌ ديگر. بنابراين چندكلمه‌اي‌ بودن‌ بسياري‌ از اسامي‌تركيبات‌ شيميايي‌ و اهميت‌ فاصله‌ گذاشتن‌ يا بدون‌ فاصله‌ نوشتن‌ اين‌ كلمات‌ ‌بايد بدقت مد نظر قرار گيرد. توجه‌ داريم‌ كه‌ اين‌موضوع‌ با چسبيده‌ (سرهم‌) و يا جدانويسي‌ در رسم‌الخط كه‌ موضوع‌ بحث‌ پيشين‌ ما بود تمايزاتي‌ دارد.
 • صور مختلف نمايش تركيبات شيميايي

تركيبات شيميايي را علاوه بر نمايش‌ توسط نام‌، با فرمول ساختاري‌19 ، فرمول‌ مولكولي20 و شمارة‌ ثبت‌ شيميايي‌21 مي توان نمايش‌ داد [47[.


 

 نمايش‌هاي‌ پيكربندي‌22 و قرار گرفتن‌ اتم‌ها و استخلاف‌ها در موقعيت‌هاي‌ خاص‌ از مولكول‌، از قواعد ويژه‌اي‌ پيروي‌ مي‌كنند و نيز صورت هاي‌ مختلفي‌ از نمايش‌ براي‌ نشان‌ دادن‌ ساختارهاي‌ خطي‌ يا گستردة‌ تركيبات‌ شيميايي‌ وجود دارند. بعنوان‌ مثال‌ در مجموعة «چكيده نامه هاي شيمي» (CAS) بازيابي‌ اطلاعات‌ علاوه‌ بر نمايه‌نامة‌ نويسنده‌ توسط هفت‌ نوع‌ نماية‌ زير انجام‌ مي‌شود: [4]:
الف‌) نمايه‌نامة‌ موضوعي‌ عام ‌General subject Index
ب‌) نمايه‌نامة‌ مواد شيميايي ‌ Chemical subject Index
ج‌) نمايه‌نامة‌ فرمولي ‌ Formula Index
د) نمايه‌نامة‌ سيستم هاي‌ حلقه‌اي ‌ Index of ring systems
ه ) نمايه‌نامة‌ ثبت‌ اختراعات ‌Patent Index
و) راهنماي‌ نمايه‌اي ‌Index guide
ز) نمايه‌نامة‌ شماره‌هاي‌ ثبت‌ شيميايي
Chemical Registry Numbers Index

تركيبات شيميايي علاوه بر اين كه قابليت نمايش و كد گذاري به صورت هاي مختلفي را دارند، خواص فيزيكوشيميايي متعددي مانند نقطة جوش، نقطة ذوب، وزن مولكولي، ضريب شكست، ثابت دي الكتريك، ضريب قطبش پذيري، خواص تقارني، چگالي، ضريب گرانروي، كشش سطحي، حجم مولي، تركيب درصد، خواص طيفي و تعداد بسيار ي از خواص فيزيكو شيميايي ديگر را به خود وابسته مي سازند و هم از اين رو است كه در شيمي استفاده از انواع كتب مرجع، متداول تر از اصطلاحنامه ها است و حتي در برخي از اصطلاحنامه هاي شيمي برخي از اين خواص به چشم مي خورند]31[.

• جمع و مفرد
برخي از اسامي تركيبات شيميايي اشاره به يك دسته يا گروه از مواد دارند و برخي از آن ها بطور خاص به يك مادة ويژه مربوط مي شوند. به عنوان‌ مثال «آميد» يك‌ اسم‌ شيميايي‌ عام‌ است‌ و اشاره‌ به‌ يك‌ دسته‌ از تركيبات‌ شيميايي‌ دارد، در حالي‌ كه‌ «استون»‌ يك‌ اسم‌ شيميايي‌ خاص‌ است‌ و اشاره‌ به‌ يك‌ مادة‌ شيميايي ‌بخصوص‌ دارد. بنابراين در تدوين اصطلاحنامة شيمي بايد به اين نكته توجه نمود و از يك قرار داد ويژه و يكسان تبعيت كرد.
بحث جمع و مفرد در زبان هاي كنترل شده بحث دامنه داري است و اكثر متخصصان بر اين عقيده اند كه در تدوين اصطلاحنامه يا در نمايه سازي، همواره بايد از شكل مفرد استفاده نمود مگر اين كه اين كار به دلايل خاصي عملي نباشد.
در كار حاضر‌، تمامي‌ اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ كه‌ به‌ يك‌ مادة‌ خاص‌ تعلق‌ داشتند به‌ صورت‌ مفرد و تمامي‌ اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ كه‌ به‌ يك‌ دسته‌ يا گروه‌ از مواد شيميايي‌ تعلق‌ داشتند به‌ صورت‌ جمع ‌آورده‌ شدند]15،16[؛ مانند:
خاص عام
گالاكتوز شبه‌ هالوژن‌ها
متانول متانول‌كراون‌اترها
بنزن نوربورنادي‌ان‌كربونيل‌ها
اتا ن آمين هيدرازين‌مركاپتان‌ها
نئوبيم سيكلوسپورين‌مونوساكاريدها
هگزان كريپتات‌ها
هيدرازين سيكلودكسترين‌ها

براي‌ جمع‌ بستن‌ كلمات تا سرحد امكان‌ از علائم‌ جمع‌ فارسي‌ (ها) استفاده‌ كرديم‌. هرگاه ‌كلمه‌اي‌ انگليسي‌ به‌ فارسي‌ حرف‌نگاري‌ شده‌ بود، در جمع‌ بستن‌ با نشانة «ها» ، «ها» را به‌ صورت‌ جدا ازكلمه‌ ولي‌ نزديك‌ به‌ آن‌ آورديم‌ و در ساير موارد اصول‌ ويراستاري‌ را رعايت‌ نموديم [27[؛ مانند:
كربونيل‌ها مبدلها
كريپتات‌ها مخلوطها
فنيل‌دي‌آمين‌ها مخزنها

• معادل انگليسي
همچنان كه متعاقباً شرح خواهيم داد، در ايجاد اصطلاحنامة شيمي از مجموعة واژگاني كه در بانك اطلاعات جامع مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران موجود بوده و در يك طرح پژوهشي به صورت تخصصي پردازش شده اند نيز استفاده كرده ايم و در ادامه نيز استفاده خواهيم كرد]15،16[. در اين طرح پژوهشي با استفاده از مراجع معتبر شيمي]25،28،31،36،38،47،50 ،23،21،9،10،11،17،19،1،6 [به‌ تمام‌ كلمات‌ كليدي‌ فارسي‌، معادل‌ انگليسي ‌تخصيص‌ داده‌ شده است. همچنين در اين طرح پس‌ از تخصيص‌ معادل‌هاي‌ انگليسي‌ به‌ كلمات‌ كليدي‌ فارسي،‌ با استفاده از نرم افزار « سي دي اس/ آيسيس » با ايجاد نمايه‌نامة‌ كلمات‌ كليدي‌ لاتين،‌ معادل‌ فارسي‌ هر واژه، مقابل‌ آن‌ قرار گرفت، تا اگر به‌ يك‌ واژة‌ لاتين‌ دو معادل‌ فارسي ‌اختصاص‌ داده‌ شده،‌ مشخص‌ ‌گردد و معادل‌ مرجح‌ براساس‌ واژگان‌هاي‌ معتبر انتخاب ‌مي‌گرديد.

• يكسان سازي
با استفاده‌ از توانايي‌هاي‌ نرم‌افزار « سي دي اس/ آيسيس » كلمات‌ واحدي‌ كه‌ به‌ صورت هاي‌ املايي‌ مختلفي‌ ظاهر شده‌ بودند، به‌ يك‌ شكل‌ واحد يكسان‌ شدند؛ مانند:
انتروپي ‌ آنتروپي ‌ انترپي‌
متانول‌ متانل‌
اورانيم‌ اورانيوم ‌ارانيم ‌ارانيوم‌
آلومينيوم‌ آلمينيم‌ آلومينيوم‌
پرآيودات ‌ پريدات‌
بوتادين‌ بوتادي‌ ان‌
اسپكتروفلورومتري ‌اسپكتروفلوئورومتري‌
اسپكتروفتومتري‌ اسپكتروفوتومتري‌
كربنيل ‌كربونيل‌
در يكسان‌سازي‌ حرف‌نگاري‌ اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي،‌ اصول‌ و قواعد شاخة‌ شيمي‌ مركز نشردانشگاهي‌ را ملاك‌ عمل‌ قرار داديم]10[.

• ارجاع دهي
اسامي مختلف تركيبات شيميايي ‌كه‌ به‌ يك‌ مادة‌ شيميايي‌ مشخص‌ مربوط مي‌شدند به‌ يك‌ شكل‌ مرجح‌ يكسان ‌شدند و شكل‌ غيرمرجح‌ بصورت‌ مرجوع‌ ظاهر گرديده است (هم‌ براي‌ كليد واژه‌هاي‌ فارسي‌ و هم ‌براي‌ كليد واژه‌هاي‌ لاتين)؛ مانند:
آلفا ـ آمينوتولوئن‌ ————> بنزيل‌ آمين‌
آلفا ـ آمينوايزوكاپروتيك‌ اسيد ————> لوسين‌
ديامرفين ‌ ————> هروئين‌
كلسيم‌ استيليد ————> كلسيم‌ كاربيد
يورتان ————> اورتان‌
متانال‌ ————> فرم‌ آلدهيد
متيل‌ ايزوبوتيل‌ كتون ————> هگزون‌
اتان‌ نيتريل‌ ————> استونيتريل‌
اتنيل‌ بنزن‌ ————> استايرن‌
وينيل‌ بنزن‌ ————> استايرن‌

در اينجا مبناي‌ اينكه‌ چه‌ واژه‌اي‌ را به‌ چه‌ واژه‌اي‌ ارجاع‌ دهيم،‌ معروف‌تر و پركاربردتر بودن‌ واژه‌ها براساس‌ مراجع‌ معتبر بوده است‌. در برخي‌ موارد نيز اسامي‌ متفاوت‌ مواد شيميايي‌ را به‌ اسم‌ «ايوپاك»‌ آن ها ارجاع‌ داده‌ايم‌. صرفنظر از اين كه‌ كدام‌ واژه‌ ‌بايد مرجوع‌ و كدام‌ واژه‌ مرجع‌ قرار گيرد، وجود نظام‌ ارجاعي‌ و يافتن‌ اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ متفاوت‌ كه‌ ‌بايد‌ به‌ يكديگر ارجاع‌ داده‌ شوند به‌ خودي‌ خود، كار لازمي‌ است‌ كه‌ به بازيابي‌ اطلاعات‌ كمك‌ فراواني‌ مي‌نمايد.

• كوته نوشته ها و سر واژه ها
كوته‌ نوشته23 شكلي‌ از لغت‌ يا اصطلاح‌ است‌ كه‌ نسبت‌ به‌ شكل‌ كامل‌ آن‌ كوتاه‌ شده‌ باشد[40]؛ مانند:
GB = Great Britain

سرواژه24 كلمه‌اي‌ است‌ كه‌ از حروف‌ اول‌ يك‌ گروه‌ از كلمات‌ تشكيل‌ شده‌ باشد[40]؛ مانند:
UNESCO =
United Nations Educational, Scientific and Cultural Organization

اگرچه‌ تعاريف‌ مختلفي‌ براي‌ سرواژه‌ و كوتاه‌ نوشته‌ ارائه‌ شده‌، به‌ نظر مي‌رسد برحسب‌ تعاريف ‌فوق،‌ در متون‌ شيمي‌ بيش تر با كوته‌ نوشته‌ها سرو كار داريم‌ تا با سرواژه‌ها.
قرارداد ما اين‌ بوده‌ است‌ كه‌ شكل‌ كوته‌ نوشته‌ را به ‌شكل‌ كامل‌ آن‌ ارجاع‌ دهيم‌. در نوشتن‌ كوته‌ نوشته‌ به‌ فارسي‌ حرف‌نگاري‌ كرده‌ايم‌ و در همه‌ حال ‌حروف‌ كوته‌ نوشته‌ را با نقطه‌ جداسازي‌ نموده‌ايم‌؛ مانند:
سي‌.ام‌.سي ‌ ————> غلظت‌ حدي‌ ميسلي‌
C.M.C ————> Critical Micelle Concentration
ان‌.ام‌.آر ————> رزونانس‌ مغناطيسي‌ هسته‌
N.M.R ————> Nuclear Magnetic Resonance
از آنجا كه‌ « رزونانس‌ مغناطيسي‌ هسته‌ » ترجمة‌ واژه‌هاي‌ انگليسي‌ مربوطه‌ است‌ و مربوط به‌ مفهومي ‌است‌ كه‌ ابتدا در زبان‌ انگليسي‌ ابداع‌ شده‌، بهتر است‌ براي‌ نمايش‌ شكل‌ كوته‌ نوشتة‌ آن‌ از حروف‌ اول‌ كلمات‌ انگليسي‌ به‌ فارسي‌ حرف‌نگاري‌ كنيم‌ (مانند مثال‌هاي‌ فوق‌) تا مفهوم‌ به‌ شكل‌ بهتري‌ به‌ ذهن ‌منعكس‌ گردد و نيز ارتباط بهتري‌ بين‌ فرم‌هاي‌ كوته‌ نوشته‌ در زبان‌ فارسي‌ و انگليسي‌ به‌ لحاظ آوايي ‌برقرار شود. و نيز بدلايل‌ ذكر شده‌، شكل‌ حرف‌نگاري‌ شده‌ را به‌ شكل‌ تك‌ حرفي‌ ترجيح‌ داده ايم‌ يعني‌ «ان‌.ام‌.آر» به‌ جاي‌ «ن‌.م‌.ر‌».

• فارسي سازي‌
تمام‌ توصيفگرهاي فارسي‌- غير از اسامي‌ تركيبات‌ شيميايي‌ كه‌ چاره‌اي‌ جز حرف‌نگاري‌ ندارند- فارسي‌سازي‌ شدند و شكل هاي‌ غير مرجح‌ مورد ارجاع‌دهي‌ قرار گرفتند. در انتخاب‌ برابر نهاده‌ها، واژگان ‌مركز نشر دانشگاهي‌ و همچنين‌ كتاب هاي‌ تخصصي‌ در سطح‌ تحصيلات‌ تكميلي‌ را ملاك‌ عمل‌ قرارداده‌ايم‌. در كل‌ واژگان‌ ارائه‌ شده‌، سعي‌ شده‌ است‌ به‌ صورتي‌ غير افراطي‌ براي‌ كلمات‌ كليدي‌ برابر نهاده ‌(معادل‌) قرار داده‌ شود و از نظام‌ ارجاع‌ و مرجوعي‌ نيز براي‌ بازيابي‌ بهتر استفاده‌ شده‌ است‌.اين روش در بسط و توسعة اصطلاحنامة شيمي نيز به كار گرفته خواهد شد. مانند:
آمونيوليز ————> آمونياكافت‌
اسپكتروسكپي‌ ————> طيف‌بيني
اسپكتروگراف ————> ‌ طيف‌نگار
اكتيواسيون‌ ————> فعال‌سازي‌
اكسيداسيون‌ ————> اكسايش‌
‌ الكتروفيل ‌ ————> الكتروندوست‌
پليمريزاسيون ‌ ————> بسپارش‌
كريستال ‌ ————> بلور


ساختار اصطلاحنامه اي واژگان شيمي
براي تدوين اصطلاحنامة شيمي در زبان فارسي، پس از مطالعات نظري ( 2،3،4،5،12،14،15،16،17،19،21،25،28،29،30،32،35،38،42،47،49،51) مراحل زير به اجرا در آمده اند: جستجوي اصطلاحنامه هاي شيمي به زبان انگليسي، تدوين ساختار درختي به زبان فارسي ، طراحي نرم افزار، ورود اطلاعات به ماشين و دريافت اشکال اصطلاحنامه اي الفبايی،گردشي و فهرست الفبايي واژگان بعنوان خروجی.

• جستجوي اصطلاحنامه هاي شيمي انگليسي:
با استفاده از امكانات جستجوي پيشرفته بر روي ابركاوشگرها در اينترنت، جستجوي وسيعي در اين خصوص صورت گرفت و معلوم شد كه با وجود اطلاعات بيشماري كه در ارتباط با اصطلاحات، اصطلاحشناسي، فرهنگ ها و مراجع فراواني كه در شاخه هاي مختلف شيمي وجود دارد و با وجود متون بسيار گسترده و حجيم شيمي، اصطلاحنامه هاي شيمي كه به صورت كتاب در آمده باشند بسيار اندك اند.
يكي از معروف ترين آن ها اصطلاحنامة شيمي صنعتي ]31 [است،كه در دو مجلد چاپ شده و آخرين ويرايش آن تهيه شد. اين اصطلاحنامه همچنان كه از نام آن پيدا است حاوي اسامي تركيبات شيميايي است كه در صنعت كاربرد دارند و جلد دوم آن حاوي اسامي تجاري تركيبات شيميايي است. ساختار اين اصطلاحنامه با اصطلاحنامه هاي متداول در رشته هاي ديگر متفاوت است و همچنان كه شرح داديم بخشي از اطلاعات وابسته به تركيبات شيميايي نظير اسامي تجاري، شماره هاي ثبت شيميايي و فرمول هاي بستة شيميايي هم در آن يافت مي شوند. در اين اصطلاحنامه ارتباطات معنايي متداول بين توصيفگرها كه در ساير اصطلاحنامه ها مشاهده مي شود وجود ندارد و اين مسئله چنان كه شرح داديم دور از انتظار نمي باشد.
بر روي‌ اينترنت‌ نيز اصطلاحنامه‌هاي الكترونيكي‌ شيمي‌ موجود و قابل‌ استفاده‌ مي‌باشند]42،41[.

• تدوين ساختار درختي
معمولا اصطلاحنامه ها به يكي از دو روش قياسي و يا استقرايي تدوين مي گردند.در روش قياسي ابتدا چارچوب كلي زمينه موضوعي ترسيم ميگردد، يعني مشخص مي شود كه محدوده آن چيست و چه موضوعهاي كلي را در برميگيرد. سپس هر يك از اين موضوعها به موضوعهاي فرعي تر تقسيم مي گردد و اين كار تا مرحله تعيين اخص ترين مفاهيم ادامه پيدا مي كند. در اين روش ، اصطلاحات معمولاً از منابع متعددي نظير طرحهاي رده بندي، اصطلاحنامه هاي موجود، دايره المعارفها، فرهنگها و لغت نامه‌هاي تخصصي ، نمايه نامه هاي ادواري، فهرست مندرج و متون كتابهاي درسي پايه و غيره استخراج مي شوند. اين واژه‌ها در كميته هايي متشكل از متخصصان موضوعي بررسي و ارزشيابي مي شوند تا آنهايي كه مناسب با نياز زمينه موضوعي هستند انتخاب و پيشنهاد شوند]11[.
در روش استقرايي ابتدا مجموعه نمونه اي از انوا ع مداركي كه در عمل زير پوشش نظام ذخيره و بازيابي مورد نظر قرار خواهند گرفت انتخاب مي شود، سپس از نمايه سازي اين مدارك، مجموعه اي از اصطلاحات فراهم مي آيد.]11[.
در هر دو روش مشاركت عملي متخصصان موضوعي در گزينش اصطلاحات ركن اصلي كار است. در واقع روش استقرايي شكل دهي اصطلاحنامه اي به يك توده از واژه هاي يك حوزة تخصصي است، اين روش بيش تر در ترجمة اصطلاحنامه ها از زباني به زبان ديگر متداول است. روش قياسي تدوين يك ساختار اصطلاحنامه اي پايه در يك يا چند حوزة تخصصي و بعد تزريق واژه هاي مرتبط در هر يك از شاخه ها و زير شاخه هاي مربوط به اين ساختار پايه و بسط و توسعة آن است.
براي تدوين اصطلاحنامة فارسی شيمي(علوم پايه) ما روش قياسي را بر گزيديم. با استفاده از كتب معتبر درسي در سطح دوره هاي كارشناسي و كارشناسي ارشد شيمي]34،44،51،...[ و نيز با استفاده از برخي از اصطلاحنامه هاي الكترونيكي موجود بر روي پايگاه هاي اينترنتي]42،41، ...[، ابتدا با رسم يك نمودار به تقسيم بندي رشتة شيمي به شاخه هاي اصلي آن پرداختيم (پيوست شماره1) سپس به ترسيم ساختار درختي در هر يك از شاخه هاي اصلي همت گماشتيم. برای نمونه ساختارهاي درختي پايه براي گرايش هاي اصلي شيمي فيزيك در پيوست شماره(3) و شيمي آلي در پيوست شماره (2) آورده شده.
براي بسط و توسعه و روز آمد سازي اين ساختار پايه و نزديك كردن آن به يك ساختار اصطلاحنامه اي قابل قبول، بايد به اين ساختار به صورتي روشمند واژه تزريق نمود. واژه هاي تزريقي را به دو طريق عمده جمع آوري كرده ايم و در ادامه نيز جمع آوري خواهيم كرد. يك بخش از واژه هاي مورد استفاده از مجموعة واژگاني كه در بانك اطلاعات جامع مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران موجودند و بخش ديگر آن واژه هايي هستند كه در اصطلاحنامه هاي شيمي موجود بر روي اينترنت، يا مجموعه واژگان ها و واژه نامه هاي مركز نشر دانشگاهي و كتب معتبر درسي يافت مي شوند.
• شكل اصطلاحنامه و روابط اصطلاحنامه ای
اصطلاحنامه ها به لحاظ شكلي داراي بخشي هستند كه در آن اصطلاحات در نظم الفبايي آورده شده است. اين بخش معمولاً حاوي كليه اصطلاحات مرجح و غيرمرجح است.
چنانكه مي دانيم توصيفگرها در اصطلاحنامه اصولا اسم يا عبارت اسمي مي باشند. اسم به لحاظ آن كه منسجم ترين بخش يك عبارت است عامل اصلي بيان مفهوم مي باشد و بدين لحاظ در تعيين توصيفگر، ارجحيت با اسم بويژه اسم بسيط است ]11 [.
در زير هر توصيفگر اطلاعات لازم نظير واژه هاي مترادف ، اعم، اخص، وابسته و احتمالاً يادداشت دامنه، داده مي شود ضمن آن كه معاني اصطلاحات مشابه بوسيله عبارات توضيحي روشن مي شود. رايج ترين علائم در اصطلاحنامه ها عبارتند از:
BT ا.ع ، ‏، اصطلاح اعم
NT ا.خ ، ، اصطلاح اخص
RT ، ا.و اصطلاح وابسته ،
USE بكار بريد ، ب.ك ،
UF ، بكار بريد بجاي ، ب. ج
SN ي.د ، ، يادداشت دامنه
بمنظور كنترل واژگاني اصطلاحات در اصطلاحنامه، از ميان هر گروه از واژه هاي مترادف و شبه مترادف يكي از واژه ها بعنوان اصطلاح مرجح برگزيده مي شود و از ساير اصطلاحات بدان ارجاع داده مي شود. بکار بريد بجای (ب. ج) و بکار بريد (ب.ك) دو نوع متدوال از روابط اصطلاحنامه ای است که فراهم آورنده نظام ارجاعی است و کاربر را به استفاده از واژه مرجح و يا متداول به جای واژه غير مرجح و مهجور رهنمون مينمايد و دو طرفه بودن اين روابط ؛به لحاظ ارجاعي؛ در ساختار اصطلاحنامه يک شرط منطقی است که بايد لحاظ شود .
علاوه بررابطه معادل كه بين اصطلاحات يك مفهوم برقرار مي شود دو نوع رابطه ديگر هم وجود دارد كه موجب ارتباط مفاهيم با يكديگر مي شود. اينها عبارتند از رابطه سلسله مراتبي 25 و رابطه وابسته26 يا مرتبط. همه مفاهيمي كه به اصطلاحنامه وارد مي شوند گستره موضوعي يكساني ندارند. برخي داراي پوشش موضوعي وسيع هستند و بعضي جنبه هاي خاص و محدود قضيه را منعكس مي‌كنند. بنابراين، اصطلاحاتي كه بعلت شباهت موضوعي در يك رده جمع مي شوند بمناسبت كلي بودن يا اخص بودنشان در مرتبه هاي متفاوتي نسبت بيكديگر قرار مي‌گيرند و ممكن است براي يك مفهوم پيش از يك مفهوم عام وجود داشته باشد.
روابطي كه منجر به برقراري نظم سلسله مراتبي چند سلسله اي مي شوند و در اصطلاحنامه ها وجود دارند عبارتند از]13[:
روابط اعم - اخص يا مرتبه اي شامل:
الف) رابطه جنس و گونه كه پيوند بين يك رده يا مقوله و اعضا يا انواع آن را مشخص مي كند؛ مانند: استرول ها و كلسترول يا فلزات و آهن.
ب) رابطه كل و جزء كه در آن كل نقش حاكم و جزء نقش تابع را دارد مانند: دستگاه قلب و عروق و سرخرگها يا ايران و تهران يا شيمي و شيمي تجزيه.
ج) رابطه موردي كه پيوند مقوله اي عام از اشياء يا پديده ها را( كه با يك اسم عام بيان مي شود) با موردي از آن مقوله نشان مي دهد مانند: مناطق كوهستاني و آلپ يا تركيبات طبيعي و ويتامين آ.
د) رابطه موضوعي كه ارتباط بين دو زمينه از دانش بشري را كه يكي جامع ديگري است نشان مي دهد مانند: شيمي تجزيه و استخراج .
رابطه ديگري كه تشخيص و تعيين آن دشوارتر از تشخيص و تعيين روابط رده اي اصطلاحنامه است رابطه وابسته يا مرتبط است كه امكان دارد بين دو اصطلاح غير معادل و هم ارزش و يا اصطلاحاتي كه به چند مقوله متفاوت تعلق دارند باشد. براي تعيين رابطه وابسته‏‏، قانون كلي به صورت دستور العمل وجود ندارد ولي به منظور كنترل نهايي آن ميتوان اين سوال را مطرح نمود: آيا كسي كه به دنبال اطلاعاتي در باره اصطلاح الف است مايل است به اطلاعاتي در باره ب هم دست يابد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، ارجاع مرتبط را بين آنها برقرار مي كنيم. مثال: الكترود جيوه‌اي قطره چكان و پلاروگرافي.
در يک ساختار اصطلاحنامه ای يک اصطلاح وابسته ميتواند اصطلاح اعم نداشته باشد ولی نکته حائز اهميت دوطرفه بودن اين نوع رابطه؛ به لحاظ ارجاعي؛ در ساختار منطقی اصطلاحنامه است .
ياداشت دامنه27 نيز که تعريفی جامع و مانع از واژه ارائه مي دهد بخش مهمی است که ما در اين ويرايش به آن نپرداخته ايم.
نبايد فراموش كرد كه فعاليت هاي انجام يافته براي تدوين اصطلاحنامة شيمي فارسي با مشكلات زيادي همراه است. از جملة اين مشكلات مي توان به كمبود منابع كتابي ، نيروي متخصص ، محدوديت زماني و حجيم بودن نوع كار اشاره نمود. اميد مي رود كه اصطلاحنامة در دست تدوين كه بيش از يك گام اوليه در اين حوزه چيز ديگري نيست به همت و ياري و با نقطه نظرات انديشمندان اين ديار، راه تكامل و توسعه را بپيمايد و از نقائص آن كاسته گردد.


• طراحي نرم افزار
بر اساس ساختار درختي ترسيم شده، توسط يكي از متخصصان برنامه نويسي، نرم افزاري طراحي گرديده است به نام قاموس كه مي توان اطلاعات هر واژه را در غالب ساختار درختي به آن وارد نمود و ساختارهاي متفاوت اصطلاحنامه اي را به صورت خروجي از آن دريافت كرد (پيوست هاي شماره 4 و 5). هنگام ورود اطلاعات نيز مي توان ساختار درختي را به شكل ترسيمي و با تمامی روابط اصطلاحنامه ای و اطلاعات ديگری مانند يادداشت دامنه، معادل لاتين و... را برروي صفحه نمايشگر رايانه مشاهده نمود. ساختار درختي مستقيما وارد نرم افزار می شود و انواع ساختارهای اصطلاحنامه ای مانند الفبايی، سلسله مراتبی ، رده ای ، گردشی و ... از آن استخراج می گردد.

• توصيه هاي كاربردي
1 ـ نرم افزار مي تواند اعلام نمايد كه يك واژه كجا بعنوان مرجح و كجا به عنوان نا مرجح بكار رفته است. و اين مكانيزم نرم افزاري كه نوعي غلط ياب است بسيار راهگشا و ضروري است.
2 ـ در نمايش و يا نمودار سلسله مراتبي، يك واژه ممكن است در جاهاي مختلفي تكرار شود. و اين همپوشاني و اشتراك را مي توان با شماره ها و شاخص هاي معيني متمايز و مشخص نمود.
4 ـ تشخيص متخصص و انتخاب واژه 50 % كار است و 50 % بقيه كار صحت ارتباطات بين واژه ها در نمودار درختي است.
5 ـ در همه موارد آنچه كه بايد بسيار مورد اهميت قرار گيرد استفاده كننده نهايي است. چرا كه بازيابي صحيح و جامع اطلاعات مهمترين هدف اصطلاحنامه است.
6 ـ بنابر اين است كه استفاده كننده نهايي بتواند بر اساس ساختار درختي يك جستجوي كار آمد انجام دهد.
8 ـ ساختار رده اي و نمايه گردشي جهت بازيابي اطلاعات بسيار حائز اهميت است و بنابر اين چنانچه نرم افزار جهت ايجاد اين ساختارها تجهيز شود، كار غني تر خواهد گشت.
9 ـ از صحت ساختار درختي بايد اطمينان كامل حاصل شود.
10 ـ در اصطلاحنامه و در ساختار درختي هيچ واژهء رهايي نبايد يافت شود.
11 ـ از اينكه يك واژه اي يك جا مرجح و در جاي ديگري نامرجح واقع شود بايد به شدت پرهيز نمود.
16 ـ بحث اصطلاحنامه هاي خرد و كلان بايد مورد دقت قرار گيرد و ميزان و حد سطوح پيش روي در ساختار درختي بايد معين و هماهنگ باشد. اگر قرار است اصطلاحنامه هاي تخصصي در هر رشته اي بصورت جداگانه منتشر شود بهتر است واژه ها را تا جايي كه مي توان اخص تر نمود، ولي چنانچه قرار است اصطلاحنامه مثلا در رشته هاي علوم پايه بصورت يكجا منتشر شود سطوح پيشروي بايد محدود، مشخص و هماهنگ باشد. و نرم افزار رايانه‌اي در اين هماهنگي نقش بسيار مهمي دارد.
18 ـ پشتوانه انتشاراتي داشتن واژه هاي مورد استفاده در اصطلاحنامه بسيار مهم است.
20 ـ بهتر است در نمايش خروجي براي هر مدخلي، همواره اصطلاح راس هم نمايش داده شود.
21 ـ در ايجاد نمايه گردشي به ليست بازدارنده نياز داريم .
22 ـ چناچه در نمايش خروجي نهايي، ساختار درختي هم نمايش داده شود مفيد است.
27‌ ـ خطاهايي كه عموما اتفاق مي افتند مربوط به ساختار ، ورود اطلاعات و يا خطاي نرم افزاري مي شوند.
28 ـ تمايز بين واژه مرتبط و واژه اعم و اخص بحث مهم و گاه مشكلي است. بايد دقت نمود تا بر اساس رابطه جزء و كل و ساير تمايزاتي كه بين اين دو دسته از واژه ها وجود دارد جاي آنها را در درخت بطرز صحيحي قرار داد.
29 ـ با يك نگاه مي توان گفت تمام واژه هايي كه از يك اصطلاح راس سر چشمه مي گيرند با هم مرتبطند چرا كه در يك حوزه معنايي قرار مي گيرند، ولي ما در اصطلاحنامه همه آنها را بعنوان واژه هاي مرتبط معرفي نمي كنيم بلكه همانطوري كه ذكر شد بعضي از اصطلاحات در روابط مرتبط جاي مي گيرند.
30 ـ يكي از مهمترين ابزار براي اينكه بتوانيم واژه اي را مرتبط معرفي نماييم اين است كه از خود بپرسيم كه استفاده كننده نهايي ممكن است كه در محدوده يك واژه مشخص به دنبال چه واژه ديگري بگردد و يا چه واژه هاي ديگري ممكن است به او در بازيابي اطلاعات كمك بيشتري نمايد.
32 ـ تشخيص اصطلاحات اعم و اخص از وظايف كاري متخصصان موضوعي در هر حوزه تخصصي است ولي قرار گيري صحيح اين اصطلاحات در ساختار درختي به دانشي در حوزه اطلاع رساني و اصطلاح شناسي نيازمند است.
32 ـ متخصص موضوعي است كه يك واژه را نهايي مي كند.
33 ـ بسامد واژه هاي بكار گرفته شده در پشتوانه انتشاراتي كار حائز اهميت است.


 پي نوشت ها
* اصطلاحنامه شيمي بخشي از طرح پژوهشي « اصطلاحنامه جامع علوم پايه » مصوب شوراي پژوهشهاي علمي كشور است.  ویرايشي ديگر از این مقاله در فصلنامه اطلاع رساني منتشر شده است. نگاه کنيد به اصطلاحنامة شيمي در فصلنامه اطلاع رساني. دوره 16، شماره 3و4


1)Chemical Abstracts Service
2)International Union of Pure and Applied Chemistry(IUPAC)
3)Chemical Names
4)Concepts (non - noun)
5)Transliteration
6)Transcription
7)International Phonetic Alphabet
8)Class name
9)Trivial name
10)Trade name
11)Systematic name
12)Functional groups
13)Arrangement of Atoms
14)Position of Substituents
15)Position of Bonds
16)Molecular Symmetry
17)Stereochemistry
18)Isomeric Forms
19)Structural Formula
20)Molecular Formula
21)Chemical Registry Numbers
22)Configuration
23)Abbreviations
24)Acronyms
25)Hierarchical relationship
26)Related term
27)Scope note


• مراجع
1. ابراهيم‌زاده،‌ حسن و همكاران.(1371) واژه‌نامه‌ زيست‌شناسي‌،تهران: انتشارات‌ علوي.
2. اتحاديه بين‌المللي‌ شيمي‌ محض‌ و كاربردي «ايوپاك». (1364) نامگذاري درشيمي‌ معدني ، ترجمه منصور عابديني و همكاران، تهران: مركز نشردانشگاهي.
3. اتحاديه بين‌المللي‌ شيمي‌ محض‌ و كاربردي «ايوپاك». (1373) نامگذاري‌ در شيمي‌ آلي‌، ‌ ترجمه شروين اسفندياري و همكاران، تهران: مركز نشردانشگاهي.
4. آقابخشي، علي. (1372) ‌نمايه‌سازي‌ همارآ، تهران: مركز اطلاعات‌ و مدارك‌ علمي‌ ايران‌.
5. آقاپور مقدم، سيدرضا. (1363) ‌فرهنگ‌ مصور شيمي، تهران: انتشارات‌ اطلس‌.
6. انجمن سلطنتي شيمي، گروه فنون آموزشي. (1370) روش‌ استفاده از چكيده‌نامه‌هاي‌ شيمي. ترجمه‌ مسعود حسن‌پور، تهران: مركز نشر دانشگاهي.
7. باكستون، اندرو. و هاپكينسون، آلن. (1377) راهنماي‌ كاربرد و آموزش‌ نظام‌ بازيابي‌ اطلاعات‌CDS/ISIS‌، ترجمه‌ علي‌اكبر پورسرباز، تبريز: نعمتي.
8. پاركر، س.پ. (1379) فرهنگ تشريحي علوم مهندسي مك گروهيل، ترجمه محمد رضا افضلي، تهران: دانشيار.
9. پورجوادي، علي. (1370 ) واژه نامه شيمي، ويرايش سوم، تهران: مركز نشر دانشگاهي.
10. پورجوادي، علي. (1379) واژگان‌ شيمي‌ و مهندسي‌ شيمي‌، تهران: مركز نشر دانشگاهي‌.
11. حريري، مهر انگيز. (1361) اصطلاحنامه در نظام ذخيره و بازيابي اطلاعات، اطلاع رساني، نشريه فني مركز اسناد و مدارك علمي، شماره 1 و 2 ، دوره 6 ،60- 67.
12. حق‌شناس، علي‌محمد. (1374) ‌آواشناسي‌، تهران: انتشارات‌ آگاه.
13. خسروي، فريبرز.(1380) اصطلاحنامه فرهنگي فارسي‹‹ اصفا ››، جلد اول و دوم، ويرايش دوم، تهران كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران.
14. راولي، جنيفر. (1374) نمايه‌سازي‌ و چكيده‌نويسي‌ ‌، ترجمه‌ دكتر جعفر مهراد، تهران: سازمان‌ مدارك‌ فرهنگي‌انقلاب‌ اسلامي.
15. رجبي، تقي. و غريبي، حسين. (1378) اطلاعات علمي شيمي و مهندسي شيمي ايران، جلد اول (پايان نامه ها)، تهران: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران.
16. رجبي، تقي. و همكاران (1379) بررسي اطلاعات علمي شيمي و مهندسي شيمي ايران ، گزارش طرح پژوهش، تهران: مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران.
17. رهادوست، فاطمه. (1372) سرعنوانهاي‌ موضوعي‌ پزشكي‌، تهران: دانشگاه‌ علوم‌ پزشكي‌ ايران‌.
18. ‌سرويس چكيده نامه هاي شيمي، انجمن شيمي آمريكا، (1375) راهنماي‌ استفاده از چكيده‌نامه‌هاي‌ شيمي. ترجمه‌ مسعود حسن‌پور، تهران: مركز نشر دانشگاهي.
19. سلطانپور، زهرا. (1374) واژگان‌ متالورژي‌ (مواد)، تهران: مركز نشر دانشگاهي.
20. سمائي، سيد مهدي. و رجبي، تقي. مشكلات يكسان نويسي اسامي تركيبهاي شيميايي آلي در زبان فارسي، نخستين هم انديشي مسائل واژه گزيني و اصطلاح شناسي، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسي.
21. شارپ، ديويدويليام‌آرتور. (1375) فرهنگ شيمي، ترجمه‌ عيسي‌ ياوري‌، تهران: انتشارات‌ فاطمي.
22. صديق‌بهزادي، ماندانا. (1375) ‌شيوه‌نامه‌ ضبط اعلام‌ انگليسي در فارسي، تهران: مركز نشر دانشگاهي‌.
23. گروه فيزيك. (1370) واژه‌نامه‌ فيزيك، تهران: مركز نشر دانشگاهي.‌.
24. مركز نشر دانشگاهي. ‌شيوه‌نامه، ويرايش‌ دوم‌، تهران: مركز نشر دانشگاهي.
25. منصوري، رضا و همكاران (1373) واژه‌نامه‌ علوم‌ و تكنولوژي‌، تهران: مركز نشر دانشگاهي.
26. مولا پرست، فيروزه. (1363) اصطلاحشناسي و كاربرد آن در فعاليتهاي اطلاع رساني، نشريه فني مركز اسناد و مدارك علمي، شماره 1، دوره 8 ، 9 –46.
27. نجفي، ابوالحسن. (1370)‌ غلط ننويسيم‌، چاپ چهارم، تهران: مركز نشر دانشگاهي.
28. ياحقي، محمدجعفر. و ناصح، محمدمهدي. (1371) راهنماي‌ نگارش‌ و ويرايش‌‌، مشهد: مؤسسه‌ چاپ‌ وانتشارات‌ آستان‌ قدس‌ رضوي‌.
29. يونسكو.(1377) اصطلاحنامه‌ نما، ترجمه‌ ملوك‌السادات‌ بهشتي‌، جلد اول‌ و دوم‌، ويرايش‌ دوم‌، تهران: مركزاطلاعات‌ و مدارك‌ علمي‌ ايران.


30. Aitchison, J. and Gilchrist, A. (2000) Thesaurus Construction and use (a practical Manual), 4 ed, London: Aslib.
31. Ash, I. and Ash, M. (1992) Industrial Chemical Thesaurus, Second edition, Volume 1 & 2, VCH.
32. Ash, I. and Ash, M. (1994) Gardner's Chemical Synonyms and Trade Names, tenth edition, Gower Publishing limited.
33. Bottle, R.T. and Rowland, J.F.B. (1993) Information Sources in chemistry, Bowker - Saur Ltd.
34. Cotton, F.A & Wilkinson, G. (1987) Basic Inorganic Chemistry, Second ed., John Willy & Sons.
35. Crystal, D. (1992) An Encyclopedic Dictionary of Language and Languages, Blackwell.
36. DEAN, J.A. (1985) Lange's Handbook of Chemistry, thirteenth edition, McGraw-Hill Book Company.
37. Felber, H. (1984) Terminology Manual, General Information program and UNISIST, International Information Center for Terminology, Paris: UNESCO: Infoterm.
38. Grant, J. (1972) HACKH'S Chemical Dictionary, McGraw-Hill Book Company.
39. Hamped, C.A. & Hawley, G.G. (1982) Glossary of Chemical Term, Second edition, VNR.
40. Hornby, A.S. (1996) Oxford Advanced Learner's dictionary, fifth ed., oxford university press.
41. AOD Thesaurus Annotated Hierarchy chemical substances by structure Z ZH14.2, http://etoh.niaaa.nih.gov/AODVol1/aodhnz.htm .
42. AOD Thesaurus Quick Hierarchy chemical substances by structure Z ZY4 , http://etoh.niaaa.nih.gov/AODVol1/aodhqz.htm .
43. International Atomic Energy Agency, (1996) INIS Thesaurus, Vienna.
44. Levine, I.N (1988) Physical Chemistry, Third ed., McGraw-Hill Book Company.
45. Morrison, R.T. & Boyd, R.N. (1983) Organic Chemistry, Fourth ed., Allyn & Bacon, Inc.
46. NIH Publication, (1988) Medical Subject Headings.
47. Parker, S.P. (1984) McGraw-Hill dictionary of chemistry, McGraw-Hill Book Company.
48. Rhodes, P.H. (1995) The Organic Chemist's Desk Reference, Chapman & hall.
49. Royal Society of chemistry, (1994) Further advances In chemical Information.
50. SHARP, D.W.A. (1983) The Penguin dictionary of chemistry, penguin books.
51. Skoog, D.A. (1985) Principles of Instrumental Analysis, Third ed., Saunders College Publishing.
52. US Department of Defense, Office of Naval Research, (1967) Thesaurus of Engineering and Scientific Terms.
53. Wolman, Y. (1988) Chemical Information, John Wiley & Sons.



پيوستها:

 

پيوست 1

گرايش هاي اصلي رشته شيمي

 

گرايش هاي اصلي رشته شيمي

 

پيوست شماره 2

بخشي از ساختار درختي در گرايش شيمي آلي

 

بخشي از ساختار درختي در گرايش شيمي آلي

 

پيوست شماره 3

بخشي از ساختار درختي در گرايش شيمي فيزيك

 

بخشي از ساختار درختي در گرايش شيمي فيزيك

 

پيوست شماره 4

نمونه اي از ساختار رده اي

علوم پايه

. الكتروشيمي

. روشهاي آماري

.   .           انباشتن خطاها

.   .           انحراف از ميانگين

.   .           انحراف استاندارد

.      .        .               انحراف استاندارد مطلق

.      .        .               انحراف استاندارد نسبي

.   .           پراكندگي داده‌ها

.   .           تخمين خطا

.   .           تكرارپذيري

.   .           توزيع

.   .           حدود اطمينان

.   .           حساسيت

.   .           خطاها

.      .        .               خطاي تخميني

.      .        .               خطاي ثابت

.      .        .               خطاي ذاتي

.      .        .               خطاي فاحش

.      .        .               خطاي مطلق

.      .        .               خطاي معين

.        .      .               .               خطاي دستگاه

.          .    .               .               .               خطاي اسيدي

.          .    .               .               .               خطاي قليايي

.        .      .               .               خطاي روش

.        .      .               .               خطاي شخصي

.      .        .               خطاي نامعين

.      .        .               خطاي نسبي

.   .           دامنه

.   .           درجه آزادي

.   .           درجه بندي

.      .        .               منحني درجه‌بندي

.        .      .               .               تجزيه‌هاي رگرسيون

.          .    .               .               .               كوچكترين توانهاي دوم

.   .           دقت

.      .        .               دقت مطلق

.      .        .               دقت نسبي

.   .           رقم بامعني

.   .           سطح اطمينان

.   .           صحت

.   .           فاصله اطمينان

.   .           فراواني

.   .           فرضيه صفر

.   .           كاهش نمايي

.   .           گردكردن

.   .           گزارش داده‌ها

.   .           گزينش‌پذيري

.   .           مقدار

.      .        .               مقدار پذيرفته شده

.      .        .               مقدار تجربي

.      .        .               مقدار حقيقي

.      .        .               مقدار عددي

.      .        .               مقدار قطعي

.      .        .               مقدار مركزي

.   .           منحني خطاي نرمال

.      .        .               منحني گوسي

.   .           ميانگين

.   .           ميانه

.   .           نوسان تصادفي

.   .           واريانس

. شيمي

.   .           شيمي تجزيه

.      .        .               استخراج با حلال

.        .      .               .               استخراج با جريان مخالف

.          .    .               .               .               استخراج اول

.          .    .               .               .               استخراج دوم

.        .      .               .               استخراج پيوسته

.        .      .               .               استخراج تنها

.        .      .               .               استخراج چندباره

.        .      .               .               استخراج حل‌شونده

.        .      .               .               استخراج سوكسله

.        .      .               .               حلال استخراج‌كننده

.        .      .               .               ستون استخراج

.        .      .               .               فاز متحرك

.        .      .               .               كمپلكس تجمع يوني

.        .      .               .               گزينش‌پذيري حلال

.        .      .               .               نسبت توزيع

.        .      .               .               همدماي جداسازي

.      .        .               الكتروشيمي تجزيه‌اي

.        .      .               .               الكترودها

.          .    .               .               .               الكترود استاندارد

.            .  .               .               .               .               الكترود هيدروژن استاندارد

.          .    .               .               .               الكترود تركيبي

.          .    .               .               .               الكترود جيوه‌اي قطره‌چكان

 

 

پيوست شماره 5

نمونه اي از نمايه الفبايي

اكي والان

اع.

غلظت

اخ.

وزن اكي والان

 

وزن فرمولي

او.

نرماليته

ان.

equivalent

اگزاليك اسيد

اع.

اسيد دو پروتوني

ان.

oxalic acid

ال.سي

ب‌ك.

كروماتوگرافي مايع

الكترود استاندارد

اع.

الكترودها

اخ.

الكترود هيدروژن استاندارد

ان.

standard electrode

الكترود پي.اچ

اع.

الكترود غشايي شيشه‌اي

او.

الكترود تركيبي

 

خطاي قليايي

ان.

pH electrode

الكترود تركيبي

اع.

الكترودها

ان.

combination electrode

الكترود جيوه‌اي قطره‌چكان

ب‌ج.

دي.ام.اي

اع.

الكترودها

او.

پلاروگرافي

ان.

dropping mercury electrode

الكترود سديم

اع.

الكترودهاي انتخابگر يوني

او.

الكترود غشايي شيشه‌اي

 

خطاي اسيدي

ان.

sodium electrode

الكترود شناساگر

اع.

الكترودها

ان.

indicating electrode

الكترود غشايي شيشه‌اي

اع.

الكترودهاي غشايي

اخ.

الكترود پي.اچ

ان.

glass membrane electrode

الكترود مرجع كالومل

ب‌ج.

اس.سي.اي

اع.

الكترودهاي مرجع

ان.

calomel reference electrode

الكترود نقره حس‌كن

اع.

الكترودهاي فلزي

ان.

silver sensing electrode

الكترود نقره- نقره كلريد

اع.

الكترودهاي مرجع

ان.

silver-silver chloride electrode

الكترود هيدروژن استاندارد

ب‌ج.

اس.اچ.اي

اع.

الكترود استاندارد

ان.

standard hydrogen electrode

الكترود يون فلوئور

اع.

الكترودهاي حالت جامد

ان.

fluorine ion electrode

الكترود يون كلر

اع.

الكترودهاي حالت جامد

ان.

chlorine ion electrode

الكترود يون كلسيم

اع.

الكترودهاي غشايي مايع

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط جواد احمدی  | 

تعریف

فرض کنید V یک مجموعه ناتهی و E زیرمجموعه‌ای از باشد در این صورت زوج را یک گراف می نامند.V را مجموعه راس ها و E را مجموعه یال ها می گویند. اگر ترتیب قرار گرفتن راس ها در مجموعه E مهم باشد،گراف را گراف جهت‌دار می گویند و یال از راس به سمت راس را به صورت نشان می‌دهند.در غیر این صورت گراف را بدون جهت می‌نامند و یال بین راس های و با نماد نشان می‌دهند.



تعداد راس های یک گراف را مرتبه و تعداد یال های آن را اندازه گراف می نامیم.
در شکل روبرو گرافی را با شش راس و هفت یال مشاهده می کنیم

انواع گراف‌ها

گراف‌ها دارای انواع متعددی هستند که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم:

  • گراف همبند
  • گراف ناهمبند
  • گراف کامل
  • گراف اویلری
  • گراف همیلتونی
  • گراف درختی
  • گراف مسطح
  • گراف دو بخشی
  • گراف چندبخشی
  • گراف k-مکعب
  • گراف چرخ
  • گراف ستاره‌ای
  • گراف بازه‌ای
  • گراف اشتراکی
  • گراف منظم
  • گراف جهت‌دار
  • یک گراف کامل از مرتبه n،دارای n راس و یال است و آن را با نشان می‌دهند.
  • یک گراف کامل یک گراف منتظم از درجه n-1 است.

مثال‌هایی از گراف کامل

در شکل زیر گراف‌های کامل از مرتبه یک تا مرتبه هشت نمایش داده شده است. از تعریف این نوع گراف معلوم است که گراف کامل از مرتبه اول ،هیچ یالی ندارد.



graph1graph2graph

 

گراف‌ها و ساختار داده‌ها

هر گراف را می‌توان با یک ماتریس نمایش داد ، که به آن ماتریس مجاورت گراف گویند. در این روش از آرایه هااستفاده می‌کنیم.این ماتریس به تعداد راس‌های گراف دارای سطر و ستون است.وعدد 1 نشان دهنده وجود یک یال بین دو راس و عدد 0 نشان دهنده عدم وجود ارتباط بین دو راس است.یعنی ماتریس ما شامل دو عدد صفر و یک است. با استفاده از این ماتریس می‌توان رئوسی را که با یک راس در ارتباط‌اند و نیز رئوسی را که با هیچ راس دیگری ارتباط ندارند رامشخص کرد. تعریف

ماتریس مجاورت گراف، ماتریس است که خصوصیات و ویژگی های یک گراف را به طور خلاصه نمایش می دهد.
ماتریس مجاورت گراف، ماتریسی است که ویژگی های زیر را دارد:
1) ماتریس مربعی است که تعداد سطر و ستون آن برابر با اندازه (تعداد راس) گراف می باشد.
2) این ماتریس فقط از اعداد یک و صفر تشکیل شده است.
3)رایه های واقع بر قطر اصلی آن فقط و فقط از صفر تشکیل شده باشد.
4)مهمتر از همه این است که این ماتریس باید متقارن باشد.
به کمک این ماتریس می توانیم به آسانی، یک گراف را رسم کنیم. هر سطر نشان می دهد که آن راس مربوط به آن سطر به چه روسی متصل است به ازای هر یالی که آن راس به راس دیگری متصل می شود، عدد یک را می گذاریم و اگر دو راس به هم متصل نباشند، عدد صفر را می گذاریم. پس تعدا یک های یک سطر درجه آن سطر می باشد.

ادامه توضیحات بعدا نوشته خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 10:54 قبل از ظهر  توسط جواد احمدی  |